دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٩ - بیتیکچی
بیتیکچی
نویسنده (ها) :
مصطفی موسوی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بیتیكْچی، واژهای تركی به معنی دبیر، منشی، كاتب و نویسنده. این واژه از ٣ جزء «بیتی» به معنی نوشتن، پسوند نامساز « ك» و پسوند فاعلی « چی» تركیب شده، و در فارسی به شكلهای بیتكچی، بتیكچی و بتكچی نیز آمده است (نک : دورفر، II /٢٦٢؛ كلاوسن، ٢٩٩, ٣٠٣, ٣٠٤).
«بیتی» از واژگان كهن تركی است و اشتقاقهای گوناگون آن در سنگ نبشتههای اورخون، شینه اوسو، وایرق بتیغ ــ از سدۀ ٢ ق / ٨ م ــ كه قدیمترین نوشتههای بازماندۀ آن زبان است، به تكرار به كار رفته است. بیتیكچی در آن سنگ نبشتهها به دو صورت بیتكهچی و بیدگوچی آمده است (اُركون، I /٢٨, ٥٤، نیز جم ،II /٩١، نیز جم ، III /٨٩, ٩٠, ٩٦). در نوشتههای تركی یافت شده در تورفان نیز «بیتی» به معنای نوشتن، و «بیتیگ» به معنای نوشته، كتاب و سند وجود دارد (دورفر، همانجا). در زبان تركی اویغوری قدیم و در كتاب مثنوی تركی قوتادغوبیلیگ سرودۀ یوسف خاص حاجب از درباریان قراخانی نیز این واژهها كاربرد داشتهاند (نک : جعفراوغلو، ٤٥؛ آرات، III /٩٤-٩٥).
در دیوان لغات الترك نیز «بیتی» به معنای نوشتن، «بیتیگ» به معنای كتاب، نامه، نوشته، هر چیز نوشته شده و كاغذ، و «بیتیگو» به معنای دوات است (کاشغری، I /٧١, ١٥٦، نیز جم ، II /٧, ٢١، نیز جم ، III /٥٩-٦٤ نیز جم ). بیتیك در زبان تركی كومانی (قپچاقی) به صورت بیتیو و بیتُوْ (= نوشته) درآمده است (دورفر، همانجا). ابوالغازی بهادرخان (ص ٤) در سدۀ ١١ق بیتی را به صورت «بیت» به همان معنی، و بیتیكچی را به صورت بیتكچی (احتمالاً: بیتكهچی) آورده است.
كاربرد واژۀ بیتی در زبان تركی جغتایی تداوم یافته، و استرابادی اشتقاقهای آن را در آثار امیر علیشیر نوایی به دست داده است (نک : گ ١٤٣ ب). سپس ظاهراً از تركی جغتایی به تركی عثمانی راه یافته است و اكنون در تركیه كاربرد گفتاری دارد (دورفر، همانجا). بیتی در روزگار كهن به زبان مغولی وارد شد و «بیچی» به معنای نوشتن و «بیچیك» به معنای نوشته در قدیمترین نوشتۀ مغولی، یعنی «منگغولون نی اوچا» به كار رفته است («تاریخ ... » ١٧٤). در متون «خپاگس ـ پا» به خط چهارگوش بیچیك به معنای نوشته و نامه ضبط شده است (نک : پوپ، ١٢٠).
دربارۀ منشأ و ریشۀ بیتیكچی بحثهای دور و درازی میان محققان درگرفته است. بلوشه آن را برگرفته از واژۀ سنسكریت «پیثاكا» به معنای گنجۀ كتاب میداند و اشمیت آن را با واژۀ یونانی «پیتاكیون» مرتبط میانگارد. برخی آن را تركی شدۀ «پیداكا»ی تخاری دانسته، و احتمال دادهاند كه با یك واژۀ سغدی به معنای قانون، آیین و فرمان كه پاذاك یا پذك (= پذكه) خوانده میشود، ارتباط لغوی داشته باشد (نک : دورفر، II /٢٦٣؛ قریب، ٢٥٧). كلاوسن بیتیكچی را بر گرفته از دو واژۀ جداگانه با تلفظ و با منشأ و ریشۀ متفاوت، و هر دو را به یك معنی میداند: بیتیگ + چی و یا بتْكه (با فتح و كسر ب) + چی، و این دومی را تركی شدۀ واژۀ بتغۀ سریانی میانگارد كه به واسطۀ آیین مانی وارد این زبان شده است (ص ٣٠٤). كسانی نیز با وی در این باب هم رأی بودهاند (دورفر، II /٢٦٤). مبنای تصور كلاوسن ضبط آن به صورت بیتكهچی در كتیبۀ اورخون است. برخی از این سنگ نبشتهها مربوط به دورۀ فرمانروایی توركوها (گوك تركها) است و سالها بعد در دورۀ جانشینان آنان، یعنی اویغوران آیین مانی در میان تركان نفوذ (اسین، ١٣٣)، و بر اثر آن واژگان سغدی و سریانی به زبانشان راه یافت.
به تأییدو تأكیداكثر محققان، مادۀ فعل بیتی تركی برگرفته از واژۀ چینی پی، بی به معنای قلم موی خط نویسی، سپس مداد، قلم و نیز نوشتن است كه تلفظ كهن و میانۀ آن پی اِت بوده است (كارلگرن، ٣٧٢؛ دورفر، II /٢٦٣-٢٦٤؛ كلاوسن، ٢٩٩).
واژۀ بیتیكچی پس از یورش مغولان به ایران، به زبان فارسی راه یافته است و نخستین نوشتۀ بازمانده كه این واژه در آن به كار رفته، تاریخ جهانگشای است (نک : جوینی، ١ /٣٤، ٢ /٢٢٣، ٢٣١، جم ، ٣ /٢٧، ٣٧، ٥٥، جم ). بیتیكچیان در روزگار مغول و ایلخانیان سمت كاتب و دبیر داشتهاند و بُلُغای سرور و وزیر كُتّاب (بیتیكچیان) عصر مُنگكه قاآن، مأمور بود كه «اَمثِله» و «مَناشیر» را بنویسد و سواد كند، و در عین حال، امور دیوانی به عهدۀ وی بود (همو، ٣ /٨٦-٨٧).
بیتیكچیان كه سركردۀ آنان در آغاز اُلُغ بیتیكچی (= بیتیكچی بزرگ) و وزیر خوانده میشد، جانشین مستوفیان پیشین و مأمور تعیین میزان مالیات و صدور برات و وصول آن بودند. در دوران امارت چنتمور در ایران ــ پیش از لشكركشی هلاگو و تشكیل حكومت ایلخـانی ــ نخست شرفالدین خوارزمی سمت الغ بیتیكچی و وزارت یافت (همو، ٢ /٢٢٣، ٢٦٨-٢٦٩) كه «محاسبات چندین ساله» میدانست (همو، ٢ /٢٣٦). زمانی كه امیر ارغون امارت ایران یافت، در ٦٤١ ق وزارت و مقام الغ بیتیكچی را دوباره به شرفالدین سپرد (همو، ٢ /٢٤٣). او درواقع رئیس مستوفیان و مأمور وصول مالیات بود (همو، ٢ /٢٤٤). پس از مرگ وی خواجه فخرالدین بهشتی خوارزمی به جای او نشست (همو، ٢ /٢٤٦). پس از او نیز پسرش حسامالدین امیرحسین كه خط اویغوری و زبان مغولی میدانست، جانشین پدر شد (همو، ٢ /٢٦٠). در همان روزگار خواجه نجمالدین نیز از سوی باتو آن سمت را داشت (همانجا).
در آن دوران بیتیكچیان از سوی شاهزادگان مغول سمت نظارت بر دیوان را داشتند (رشیدالدین، ١ /٦٦٢). در زمان لشكركشی هلاگو، كوكه بر بیتیكچی مقدّم بیتیكچیان مغول بود (همو، ١ /١٨١). توكور بیتیكچی نیز از همراهان هلاگو بود (همو، ٢ /١٢٣). امیر سیفالدین بیتیكچی در دورۀ هلاگو مدبّر مملكت و وزیر خاص بود و در همۀ امور مداخله میكرد و پیش از گشودن بغداد از هلاگو خواست تا مغولانی را مأمور حفاظت مرقد حضرت علی (ع)، و مردم نجف نماید (همو، ٢ /١٠٢٠، ١٠٤٥).
در روزگار غازان كه به تدبیر رشیدالدین فضلالله اصلاحاتی در امور و ادارۀ كشور انجام گرفت، بیتیكچیان مأمور شدند كه به همۀ ولایات بروند و «مجموع آن ولایت را دیه دیه مفصل بنویسند» (همو، ٢ /١٤٢٤-١٤٢٥)؛ پس از آن مقرر شد كه بیتیكچیان در اول هر سال برات ولایات را به موجب قانون بنویسند و جز آن در طول سال، دیگر حواله و برات ننویسند و اگر بنویسند، دستشان بریده شود؛ در آن زمان، هر ولایتی یك بیتیكچی در دیوان بزرگ داشت (همو، ٢ /١٤٢٥). در آن دوران، بیتیكچیان مأمور گردآوری آمار آبادیها، نفوس، احشام، مزارع و مسئول تنظیم بودجۀ سالانۀ كشور و تعیین كنندۀ اعتبار هزینهها بودند. جز آن، بیتیكچیانِ سمت بازرسی و نظارت و تهیۀ گزارش نیز داشتند (جوینی، ٢ /٢٣٥؛ وصاف، ٤٣٨، ٤٣٩، ٤٩٨).
بیتیكچیان از آغاز به سفارت (ایلچیگری)، مأموریت بازداشت كسان و اجرای حكم قتل نیز میرفتند. شیلامون بیتیكچی در عصر منگكه قاآن سمت سفارت یافت (جوینی، ٣ /٥٥؛ رشیدالدین، ٢ /٨٣٨)، قراقای در دورۀ هلاگو مأمور قتل نزدیكان ركنالدین خورشاه اسماعیلی در قزوین شد (جوینی، ٣ /٢٧٦)، براق بیتیكچی مأمور جلب احمد بوری شد (وصاف، ٧٦)، آباچی بیتیكچی از سوی براق مأمور جلب و بازگرداندن قبچاق شد (رشیدالدین، ٢ /١٠٧٤)، ارغا بیتیكچی سفیر نوروز به سوی غازان بود (همو، ٢ /١٢٥٨)، ایسان بوقا بیتیكچی سفیر بایدو بود (همو، ٢ /١٢٤٦)، در عصر اولجایتو نیز از كسان موچی بیتیكچی، سفیر مصر و شام (ابوالقاسم، ٤٢)، و علاءالدین بیتیكچی سفیر ایسنبوقا به سوی اولجایتو بود (همو، ٢٠٣، ٢٠٥).
بیتیكچیان گاه مانند حاجبان، سخن مردم را به عرض قاآن میرسانیدند (رشیدالدین، ١ /٦٨٩) و گاه به عنوان محاسب (حسابدار) ایفای وظیفه میكردند (سیفی، ١١٧؛ اسفزاری، ٢ /١١٣)؛ آنان گاه امارت و فرماندهی نیز میكردند، ازجمله: هندو بیتیكچی در ولایت بادغیس خراسان امیر تومان قرا اوناس بود (رشیدالدین، ١ / ١٧٨) و همو در فتح بغداد «از اكابر امرا» بود (همو، ٢ /١٠١٥). برخی از آنان سمت یارغوچی (بازپرس) داشتند، مانند مصطفى بیتیكچی نویان در روزگار منگكه قاآن (همو، ١ /١٨١). مهر سلطنتی (تمغاهای بزرگ) نیز تا اواسط دوران غازان در دست بیتیكچیان بود (همو، ٢ /١٤٦٧).
اصطلاح بیتیكچی تا عصر صفویان در زبان فارسی به كار میرفت (قاضی احمد، ١ /١٠٩، ٢٨٢).
مآخذ
ابوالغازی بهادرخان، شجرۀ تراكمه، به كوشش ا. ن. كونونوف، مسكو /لنینگراد، ١٩٥٨م؛
ابوالقاسم كاشانی، عبدالله، تاریخ اولجایتو، به كوشش مهین همبلی، تهران، ١٣٤٨ ش؛
استرابادی، محمدمهدی، سنگلاخ، به كوشش كلاوسن، لندن، ١٩٦٠ م؛
اسفزاری، محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، به كوشش محمدكاظم امام، تهران، ١٣٣٨- ١٣٣٩ ش؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٢٩ ق /١٩١١م؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، بهكوشش محمدروشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛
سیفی هروی، سیف، تاریخ نامۀ هرات، به كوشش محمد زبیر صدیقی، كلكته، ١٣٦٢ق /١٩٤٣م؛
قاضی احمد قمی، خلاصة التواریخ، به كوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٥٩ ش؛
قریب، بدرالزمان، فرهنگ سغدی، تهران، ١٣٧٤ ش؛
وصاف، تاریخ، بمبئی، ١٢٦٩ ق؛
نیز:
Arat, R. R., Kutadgu bilig, Istanbul, ١٩٧٩;
Caferoğlu, A., Eski uygur türkçesi sözlüğü, Istanbul, ١٩٦٨;
Clauson, G., An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century Turkish, Oxford, ١٩٧٢;
Doerfer, G., Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٥;
Esin, E., İslâmiyetten önceki Türk kültür târîhi ve İslâma giriş, Istanbul, ١٩٧٨;
Histoire secrète des Mongols, ed. L. Ligeti, Budapest, ١٩٧١;
Karlgren, B., Analytic Dictionary of Chinese, Taipei, ١٩٧٥;
Kaşğari, M., Divanü Lûgat-it-Tü rk, tr. B. Atalay, Ankara, ١٩٨٦;
Orkun, H. N., Eski türk yazıtları, Ankara, ١٩٨٦;
Poppe, N., In Ħpªags-pa Script, tr. J. R., Krueger, Wiesbaden, ١٩٥٧.
مصطفى موسوی