دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٧٣ - حبیب بن مسلمه
حبیب بن مسلمه
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَبیبِ بْنِ مَسْلَمه، ابوعبدالرحمان (د ح ٤٢ ق / ٦٦٢ م)، از سرداران مشهور اسلام در نیمۀ نخست سدۀ ١ق.
سلسلهنسب وی به بنیمحارب بن فِهر، یکی از تیرههای قبیلۀ بزرگ قریش میرسید و نسبت فهری او، بدین سبب است (کلبی، ١١٩، ١٢٠؛ زبیری، ٤٤٧؛ بلاذری، انساب ... ، ١١ / ٥٦؛ برای اختـلاف در کنیـۀ او، نک : ابنعساکر، ١٢ / ٦٢؛ ابنحجر، ٢ / ١٩٠).
بنابرگزارشهای تاریخی موجود، نخستین فعالیتهای حبیب به شرکت در فتوحات عهد ابوبکر مربوط میشود؛ گفته شده که او در نبرد یرموک (١٣ق / ٦٣٤ م) فرمانده بخشی از سپاه بوده، و در همان نبرد، همراه بسر بن ابی ارطاة (ه م)، از سوی خالد بن ولید به مأموریتی جنگی گسیل شده است (بلاذری، فتوح ... ، ١١٢؛ طبری، ٣ / ٣٩٦، ٤٠٧؛ ابـن حُبیـش، ١ / ٢٧٨؛ نیـز نک : ابن عساکر، ١٢ / ٦٣؛ ذهبی، ٣ / ١٨٨)؛ اما با توجه به اختلافاتی که در باب تاریخ تولد او و درک پیـامبر(ص) وجود دارد (نک : دنبالۀ مقاله)، روایات مذکور قابل تأمل بهنظر میرسند.
به هر حال، سراسر زندگی حبیب به فعالیتهای جنگی بهویژه در مناطق شام و سرزمینهای پیرامون آنجا گذشت: در دورۀ عمر بن خطاب، از سوی ابوعبیدۀ جراح، شهر انطاکیه را برای بار دوم فتح کرد و هم به ولایت آنجا گماشته شد (بلاذری، همان، ١٤٧، ١٥٩؛ برای شرکت او در واقعۀ مرجالصفر در ١٤ق، نک : ابنسعد، ٤ / ٩٩). همچنین در جریان فتح مناطقی مانند حلب و بالس (ه م) شرکت مؤثر داشت (بلاذری، همان، ١٤٩، ١٥٠). مدتی هم از سوی خلیفه عمر، بر حمص گماشته شد (خلیفه، ١ / ١٥٧)، سپس خلیفه او را به فتح مناطق جزیره در شمال عراق مأمورکرد (طبری، ٤ / ٥٥؛ نیز نک : بلاذری، همان، ١٧٤- ١٧٦).
در یک روایت، فتح آذربایجان در دورۀ عمر به حبیب بن مسلمه نسبت داده شده است (خلیفه، ١ / ١٤٨- ١٤٩) وحتى گفتهاند یک چند عمر او را به ولایت آذربایجان و ارمینیه گماشت (همو، ١ / ١٥٨؛ نیز نک : یعقوبی، ٢ / ١٨٠؛ ابن عبدالبر، ١ / ٣٢٠) و او در همین دوره توانست به سرزمین باب الابواب (دربند) و شروان نیز لشکرکشی کند (طبری، ٤ / ١٥٦؛ ابن حبیش، ٢ / ٣٦٩)؛ اما فعالیت چشمگیر حبیب در آن مناطق به دورۀ خلافت عثمان بن عفان مربوط میشود که وی در حدود سال ٢٩ق از سوی شخص خلیفه یا عامل او در شام و جزیره، معاویة بن ابیسفیان، مأموریت یافت ارمینیه را فتح کند (بلاذری، همان، ١٨٤، ١٩٧؛ طبری، ٤ / ٢٤٨؛ نیز نک : خلیفه، ١ / ١٦٩-١٧٠؛ ابنحبان، ٢ / ٢٥).
بیشتر فعالیتهای جنگی حبیب در شهرهای گوناگون ارمینیه با پیروزی همراه بود و بهویژه با اهالی شهرهایی چون کارین (= قالیقلا، نک : اسکندر، المسلمون ... ، ٥٤، حاشیۀ شم ١٢٤) و دوین (= دبیل، نک : همان، ٩٦، حاشیۀ شم ٢٠٢، نیز ص ١٠٥، حاشیۀ شم ٢٣١) با شرایطی به صلح رسید (بلاذری، همان، ١٩٨-٢٠٠؛ انساب، ١١ / ٥٦-٥٧؛ ابنفقیه، ٥٨٩؛ طبری، ٤ / ٢٩٢؛ برای تفصیل دربارۀ فتوحات حبیب در ارمینیه، نک : اسکندر، همان، سراسر اثر؛ گروسه، ٢٩٦ ff.). سپس او رو به سوی گرجستان نهاد؛ شهر تفلیس را فتح، و با اهالی آنجا با شرایطی صلح کرد (بلاذری، فتوح، ٢٠١، انساب، همانجا؛ طبری، ٤ / ١٦٢؛ نیز نک : خلیفه، همانجا؛ ابن زنجویه، ١ / ٣٧٥؛ یعقوبی، ٢ / ١٩٤؛ برای تفصیل، نک : اسکندر، الفتوحات ... ، ٤١بب ).
به روایتی، حبیب پس از این فتوحات، به دستور خلیفه عثمان، در نواحی مرزی شام و جزیره همچنان به فعالیتهای جنگی مشغول بود، سپس در حمص ساکن شد، اما معاویه او را به دمشق آورد (بلاذری، فتوح، ٢٠٤؛ برای اقامت او در دمشق، نک : ابنعساکر، همانجا) و در جرگۀ «خواص» معاویة بن ابیسفیان درآمد (ابنخلکان، ٣ / ١٨٦)؛ چنانکه با نقل انتقادهای ابوذر غفاری، در باب تأثیر سخنان آن صحابی پارسا در مردم، به معاویه هشدار داد (بلاذری، انساب، ٦ / ١٦٧؛ نیز نک : مفید، امالی، ١٢٢؛ مجلسی، ٣١ / ١٧٦).
چون عثمان بن عفان به محاصره افتاد، معاویه، حبیب بن مسلمه را که گویا در این ایام والی قِنَّسرین بود (طبری، ٤ / ٤٢١)، شاید به خواست شخص خلیفه (نک : مفید، الجمل، ١٩٥)، با سپاهی به یاری او گسیل داشت، اما حبیب در میانۀ راه با دریافت خبر قتل خلیفه به شام بازگشت (بلاذری، همان، ٦ / ١٨٨، ٢٠٧- ٢٠٨، ١١ / ٥٦، فتوح، همانجا؛ طبری، ٤ / ٣٥٢، ٣٥٨؛ نیز نک : کلبی، ١٢١؛ ابنشبه، ٤ / ١٢٨٩).
اندکی پیش از وقوع پیکار صفین، حبیب ازجملۀ کسانی بودکه معاویه به نزد امیرالمؤمنین علی(ع) گسیل داشت، اما سخنان او موجب خشم و پاسخ سخت آن حضرت گردید (طبری، ٥ / ٧؛ نیز نک : نصر بن مزاحم، ٢٠٠؛ دینوری، ١٧٠-١٧١). در صفین نیز، حبیب در سپاه معاویه فرمانده جناح چپ بود (نصر بن مزاحم، ٢٠٦، ٢١٣؛ دینوری، ١٧٢؛ طبری، ٥ / ١١) و در روزهای جنگ سخت نبرد کرد (همو، ٥ / ١٣، ١٨؛ نیز نک : نصر بن مزاحم، ١٩٥-١٩٦، ٢٤٥-٢٤٦، ٢٤٨؛ بلاذری، انساب، ٣ / ٨٥؛ مسعودی، ٣ / ١٢٦). در پیمان نامۀ ترک جنگ، نام حبیب بن مسلمه از سوی شامیان، به عنوان یکی از گواهان آمده است (نصر بن مزاحم، ٥٠٧، ٥١١؛ بلاذری، همان، ٣ / ١٠٩؛ طبری، ٥ / ٥٤).
معاویه در آغاز خلافت، حبیب را با سمت والی به ارمینیه فرستاد (ابنعبدالبر، ١ / ٣٢١؛ ابناثیر، ١ / ٤٤٩؛ ذهبی، ٣ / ١٨٩) و اندکی بعد در همانجا مرگ او فرا رسید (بلاذری، همان، ١١ / ٥٧، فتوح، همانجـا؛ نیـز نک : خلیفه، ١ / ٢٣٧؛ ابنسعد، ٧ / ٤١٠؛ برای پارهای اختلافها در سال و محل مرگ او، نک : ابنعساکر، ١٢ / ٦٩-٧٠؛ مزی، تهذیب ... ، ٥ / ٤٠٠؛ مغلطای، ٣ / ٣٧٧- ٣٧٨؛ برای آگاهی از احوال یکی از اعقاب او، نک : ابن عساکر، ١٢ / ٨١-٨٢).
یکی از موارد مهم اختلاف در زندگینامۀ حبیب بن مسلمه، موضوع درک پیامبر(ص) است (مثلاً نک : یحییبنمعین، ٢ / ٩٩؛ ابن ابی عاصم، ٢ / ١٢٩؛ مزی، همان، ٥ / ٣٩٩؛ برای اقوال در این باب، نک : ابن عساکر، ١٢ / ٧١)، و بدینسبب نیز اختلاف در سالزاد او بسیار است (مثلاً نک : ابنحبیب، المحبر، ٢٩٤؛ ابنسعد، ٧ / ٤٠٩-٤١٠؛ بلاذری، انساب، همانجا)؛ با این همه، برخی از مآخذ او را از اصحاب قلمداد کردهاند (ابنسعد، ٧ / ٣٨٤، ٤٠٩؛ ابنعساکر، ١٢ / ٦٢؛ نیز نک : بخاری، ١(٢) / ٣١٠؛ ابنابیحاتم، ١(٢) / ١٠٨؛ ذهبی، ٣ / ١٨٨). البته، روایتهایی چند، غالباً از طریق زیاد بن جاریه (ابن ابی حاتم، ١(٢) / ٥٢٧)، حاکی از استماع حبیب بن مسلمه از حضرت رسول (ص) در مآخذ آمده است (مثلاً نک : احمد بن حنبل، ٤ / ١٥٩-١٦٠؛ ابن ماجه، ٢ / ٩٥١؛ دارمی، ٢ / ٢٢٩؛ نیز نک : ابن قانع، ١ / ١٩٠؛ طبرانی، ٤ / ١٧-٢٢؛ مزی، تحفة ... ، ٣ / ١٤-١٥) و گفتهاند که او از طریق سعید بن زید و ابوذر غفاری نیز حدیث روایت کرده است (ابنحجر، ٢ / ١٩٠) و افزون بر زیاد بن جاریه، کسانی چون مالک بن شرحبیل، جنادة بن ابیامیه (ه م)، عبدالرحمان یحصبی و ضحاک بن قیس از او حدیث شنیدهاند (ابنحبان، ٥ / ١٠٠؛ ذهبی، همانجا؛ مزی، تهذیب، ٥ / ٣٩٧؛ ابنحجر، همانجا).
حبیب بن مسلمه مردی تنومند بود (ابن قتیبه، ٥٩٢، ٦١٥؛ مزی، همان، ٥ / ٣٩٩؛ ابنحجر، ٢ / ١٩١) و از جنگجویان و دلیران قریش بهشمار میآمد (ابن حبیب، المنمق، ٤١٩-٤٢٠). همچنین وی را از دیرباز، به سبب رفت وآمد به منطقۀ شام، «حبیبالروم» خوانده (مثلاً نک : حاکم، ٣ / ٣٤٦؛ ابناثیر، ١ / ٤٤٨) و در برخی مآخذ مناقب دیگری به وی نسبت دادهاند (نک : حاکم، ٣ / ٣٤٦ بب ، نیز ٤٣٢؛ ابن عبدالبر، ١ / ٣٢٠-٣٢١؛ ابنحجر، همانجا). اما او ازجملۀ یاران معاویه بود که امام علی(ع) در نماز ایشان را لعن میکرد (نصربنمزاحم، ٥٥٢؛ بلاذری، همان، ٣ / ١٢٦؛ طبری، ٥ / ٧١؛ برای نظر آن حضرت دربارۀ او، نک : نصر بن مزاحم، ٤٨٩؛ طبری، ٥ / ٤٨- ٤٩؛ مسعودی، ٣ / ١٣٨- ١٣٩؛ برای سخن امام حسن(ع) خطاب به وی مبنی بر اطـاعت او از غیر خدا، نک : بلاذری، همان، ٣ / ٢٦٩؛ ابنعبدربه، ٤ / ٢١؛ برای نظر امامیه، نک : الایضاح، ٥٢٤؛ شوشتری، ٣ / ٩٤-٩٥).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن ابی عاصم، احمد، الآحاد و المثانی، به کوشش باسم فیصل احمد جوابره، ریاض، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
ابن اثیر، علی، اسد الغابة، قاهره، ١٩٧٠م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٣٩٥- ١٣٩٩ق / ١٩٧٥-١٩٧٩م؛
ابن حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
همو، المُنمق، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن حبیش، عبدالرحمان، الغزوات، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٢م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٥ق؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن زنجویه، حمید، الاموال، به کوشش شاکر ذیب فیاض، ریاض، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن شبه، عمر، تاریخ المدینة المنورة، به کوشش فهیم محمد شلتوت، بیروت، ١٤١٠ق / ١٩٩٠م؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علیمحمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، قاهره، ١٩٦٢م؛
ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن فقیه، احمد، البلدان، بـه کوشش یـوسف هـادی، بیروت، ١٤١٦ق / ١٩٩٦م؛
ابن قـانع، عبدالبـاقی، معجمالصحابة، به کوشش صلاح بن سالم مصراتی، مدینه، ١٤١٨ق؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛
ابن ماجه، محمد، سنن، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
اسکندر، فایز نجیب، الفتوحات الاسلامیة لبلاد الکُرج، اسکندریه، ١٩٨٨م؛
همو، المسلمون و البیزنطیون و الارمن، صنعا، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
الایضاح، منسوب به فضل بن شاذان، به کوشش جلال الدین محدث ارموی، تهران، ١٣٦٣ش؛
بخاری، محمد، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
همو، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥م؛
حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین فی الحدیث، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٠م؛
دارمی، عبدالله، سنن، دمشق، ١٣٤٩ق؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٣٧٩ق / ١٩٥٩م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
زبیری، مصعب، نسب قریش، قاهره، ١٩٥٣م؛
شوشتری، محمد تقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١١ق؛
طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، به کوشش حمدی عبدالمجید سلفی، موصل، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
طبری، تاریخ؛
کلبی، هشام، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٦م؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار الرضا؛
مزی، یوسف، تحفة الاشراف، به کوشش عبدالصمد شرف الدین، بمبئی، ١٣٨٩ق / ١٩٦٩م؛
همو، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٧٠م؛
مغلطای بن قلیج، اکمال تهذیب الکمال، به کوشش عادل بن محمد و اسامة بن ابراهیم، قاهره، ١٤٢٢ق / ٢٠٠١م؛
مفید، محمد، امالی، به کوشش حسین استاد ولی و علی اکبر غفاری، قم، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
همو، الجمل، به کوشش علی میرشریفی، قم، ١٤١٣ق / ١٣٧١ش؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق؛
یحیی بن معین، التاریخ، به کوشش احمد محمد نورسیف، مکه، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، به کوشش هوتسما، لیدن، ١٩٦٩م؛
نیز:
Grousset, R., Histoire de l’ Armenie,
علی بهرامیان