دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٩٤ - اسماء
اسماء
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٩ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسْماء (د ٧٣ق/ ٦٩٢م)، دختر ابوبكر بن ابی قحافه از صحابۀ پيامبر(ص)، از نخستين گروندگان به اسلام و نيز راوي، مشهور به ذاتالنطاقين. در ٢٧ پيش از هجرت در مكه زاده شد (ابن عساكر، ١٠؛ ابن اثير، علی، ٥/ ٣٩٢؛ نووي، ٢/ ٣٢٩). وي در كودكی در مكه به دعوت پدر خويش ابوبكر اسلام آورد و هجدهمين نفر از مسلمانان بود (ابنسعد، ٨/ ٢٤٩؛ ابنعبدالبر، ٤/ ١٧٨٣؛ ابنعساكر، نيز ابناثير، علی، همانجاها). با زبيربن عوّام ازدواج كرد و از او صاحب ٨ فرزند شد. عبدالله و مصعب بن زبير از مشهورترين فرزندان اويند (كلبی، ١٢٧؛ ابن سعد، ٨/ ٢٥٠؛ زبيري، ٢٧٦؛ ابن عساكر، ٥، جم).
اسماء از مسلمانانی بود كه از مكه به مدينه هجرت كرد (ابن عبدالبر، ٤/ ١٧٨٢-١٧٨٣) و در جنگ يرموك نيز همراه زبير بود (ابن سعد، ٨/ ٢٥٣؛ ابن عساكر، ٣)، اما پس از چندي از زبير جدا شد و همراه پسر خود عبدالله تا قتل او، در مكه اقامت كرد (نك : ابن سعد، همانجا؛ ابن قتيبه، ١٧٣؛ ابن عساكر، ٩، نيز ١٦- ١٨). دربارۀ شهرت او به ذات النطاقين گفتهاند كه چون پيامبر(ص) و ابوبكر قصد هجرت كردند، اسماء پيش بند خويش دو پاره كرد و زاد و توشۀ آنان را با آن بست و پيامبر اورا دعا فرمود (بخاري، ٤/ ٢٥٦- ٢٥٨؛ ابنعبدالبر، ٤/ ١٧٨٢؛ ابن منجويه، ٢/ ٤١٧؛ ابونعيم، ٢/ ٥٥)؛ اما مردم شام كه به جنگ عبدالله بن زبير آمده بودند، او را به طعن «ابن ذات النطاقين» میخواندند و اين لقب را بر مادر و پسر وي زشت میشمردند. حجاج نيز عبدالله را بدين لقب طعن میزد كه مورد اعتراض اسماء واقع شد. عبدالله خود با خواندن شعري از ابوذؤيب هذلی به اين لقب افتخار كرد (ابن عبدربه، ٤/ ٤١٧؛ ابن عساكر، ١٢؛ ابن اثير، مبارك، ٩/ ١٤٥-١٤٦).
گفتهاند كه آيۀ شريفۀ «لا يَنْهيكُم اللّه عَن الَّذين لَم يُقاتِلوكُم فِی الدّين...» (ممتحنه، ٦٠/ ٨) وقتی نازل شد كه قتيله بنت عبدالعزي مادر اسماء با هدايايی نزد او رفت، اما اسماء به سبب نامسلمانی مادر از پذيرفتن هدايا و اجازۀ ورود به خانه خودداري كرد و در اين باب از پيامبر (ص) سؤال كرد و پيامبر اجازه داد (ابن سعد، ٨/ ٢٥٢؛ ابن عساكر، ٦، ١٧؛ قس: احمد بن حنبل، ٦/ ٣٤٧).
از اسماء كه ابن حبان وي را در زمرۀ ثقات برشمرده (٤/ ٦٣)، نزديك به ٦٠ حديث دربارۀ نماز، حج، زكات و مسائل اسلامی روايت شده است (نك : شوكانی، ٧٣١؛ كحاله، ١/ ٤٩؛ ونسينك، ٨/ ١١-١٢). كسانی چون عبادبن عبدالله بن زبير، عروۀ بن زبير، ابن ابی مليكه، عبدالله بن عباس و فاطمه بنت منذر از او روايت كردهاند (احمد بن حنبل، ٦/ ٣٤٤-٣٥٤؛ ابن منجويه، ٢/ ٤١٨؛ ابن عساكر، ٣، ١٠).
اسماء شعر نيز میسرود، اما تنها ٧ بيت از او باقی مانده كه در اصالت ٣ بيت از آنها ترديد است (كحاله، همانجا؛ نيز نك : فواز، ٣٤). همچنين وي به تعبير رؤيا نيز آشنا بود و سعيد بن مسيب، يكی از معتبرترين معبّران، اين فن را از اسماء فرا گرفته بود (ابن عساكر، ٢١؛ ذهبی، ٣/ ١٣٥).
وي بسيار زيست، چندان كه ناتوان و نابينا گشت (ابن سعد، همانجا؛ ابن عبدربه، ٤/ ٤١٥). در زمان مرگ وي اختلاف است، ولی مسلم است كه چند روزي پس از قتل پسرش درگذشت (ابن سعد، ٨/ ٢٥٥؛ ابن قتبيه، ١٧٣؛ بسوي، ١/ ٢٢٤؛ ابن عساكر، ٩، جم ).
مآخذ
ابن اثير، علی، اسدالغابۀ، بيروت، ١٣٧٧ق؛
ابن اثير، مبارك، جامع الاصول، به كوشش عبدالقادر ارنؤوط، بيروت، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٣م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبري، بيروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، يوسف، الاستيعاب فی معرفۀ الاصحاب، به كوشش علی محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٢ق؛
ابن عساكر، علی، تاريخ مدينۀ دمشق، به كوشش سكينه شهابی، دمشق، ١٤٠٢ق/ ١٩٨١م؛
ابن قتيبه، عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٩م؛
ابن منجويه، احمد، رجال صحيح مسلم، به كوشش عبدالله ليثی، بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
ابونعيم اصفهانی، احمد، حليۀ الاولياء، قاهره، ١٣٥٥ق/ ١٩٣٣م؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
بخاري، محمد، صحيح، استانبول، المكتبۀ الاسلاميه؛
بسوي، يعقوب، المعرفۀ و التاريخ، به كوشش اكرم ضياء عمري، ١٣٩٤ق/ ١٩٧٤م؛
ذهبی، محمد، تاريخ الاسلام، قاهره، ١٣٦٨م؛
زبيري، مصعب، نسب قريش، به كوشش لوي پرووانسال، قاهره، ١٩٥٣م؛
شوكانی، محمد، درّ السحابۀ فی مناقب القرابۀ و الصحابۀ، به كوشش حسين بن عبدالله عمري، دمشق، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
فواز عاملی، زينب، الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، بيروت، دارالمعرفه؛
قرآن كريم؛
كحاله، عمررضا، اعلام النساء، بيروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
كلبی، هشام، جمهرۀ النسب، به كوشش ناجی حسن، بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٦م؛
نووي، يحيی، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارۀ الطباعۀ المنيريه؛
ونسينك، آرنت يان، المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوي، استانبول، ١٩٨٨م.
رضوان مساح