دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٣٥ - ابن عطیه، عبدالملک
ابن عطیه، عبدالملک
نویسنده (ها) :
مهدی سلماسی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عطیّه، عبدالملك بن محمد سعدی (مق ١٣٠ق / ٧٤٨م)، فرمانده سپاه اموی، والی مكه و مدينه در دوران مروان دوم، آخرين خليفۀ اموی. نسب وی به سعد بن بكر هوازن میرسد (مسعودی، التنبيه، ٣٢٧). در ١٣٠ق مروان دوم ابن عطيه را به فرماندهی يك سپاه ٤ هزار نفری براي سركوب عبدالله بن يحيی كندی ملقب به طالب الحق رهبر اباضيان و عامل او ابوحمزه مختار بن عوف به حجاز و يمن گسيل كرد (يعقوبی، ٢ / ٣٣٩؛ مسعودی، التنبيه، ٣٢٦-٣٢٧؛ طبری، ٧ / ٣٩٨). در اينجا دو روايت هست: براساس روايت اول، ابوحمزه كه از جانب عبدالله بن يحيی مكه و مدينه را در تصرف داشت، سپاهی متشكل از ٦٠٠ نفر به فرماندهی بلج بن عقبه از دی راهی شام كرد. اين سپاه در وادی القری از سپاه ابن عطيه شكست خورد و ابوحمزه به مكه گريخت. ابن عطيه به مدينه رفت (مسعودی، مروج الذهب، ٦ / ٦٦، ٦٧؛ ابوالفرج، ٢٠ / ١٠٨-١٠٩) و پس از يك ماه وليد بن عروة بن محمد ابن عطيه، برادرزادۀ خود را والی مدينه كرد و خود به سوی مكه عزيمت نمود (خليفة بن خياط، ٢ / ٦١٨؛ طبری، ٧ / ٣٩٩). در نبردی كه بر سر مكه درگرفت ابوحمزه به قتل رسيد، خوارج پراكنده شدند و ٤٠٠ تن از آنان به اسارت درآمدند. اما ابن عطيه آنها را نيز كشت. سپس سر ابوحمزه را به وسيلۀ عروة بن يزيد بن عطيه برای مروان دوم فرستاد و خود به يمن رفت (ابوالفرج، ٢٠ / ١٠٩، ١١٠؛ مسعودی، همان، ٦ / ٦٧). براساس روايت دوم سپاه ابوحمزه به فرماندهی خود او به سوی شام رهسپار شد و در نبردی در وادی القرى از سپاه ابن عطيه شكست خورد و ابوحمزه كشته شد. به هر روی، ابن عطيه پس از تسخير مكه، رومی بن ماغر كلابی مرّی از مردم شام را به عنوان والی مكه منصوب كرد (طبری، ٧ / ٣٩٩)، اما سپس محمد بن عبدالملك، پسر خود را برجای او نشاند و خود راهی طائف شد (خليفة بن خياط، ٢ / ٦١٩). ابن يحيی كندی، پس از آگاهی از شكست و مرگ ابوحمزه با لشكری ٣٠ هزار نفری برای مقابله با ابن عطيه از صنعا بيرون آمد. دو سپاه در منطقهای بيرون شهر صنعا موسوم به صَعْدة درگير شدند. در اين نبرد ابن يحيی كشته شد (همانجا؛ طبری، ٧ / ٤٠٠؛ يعقوبی، ٢ / ٣٤٠) و يارانش قتل عام شدند و افراد باقی مانده به صنعا گريختند. عبدالملك سر ابن يحيی را توسط پسرش يزيد بن عبدالملك نزد مروان اموی فرستاد و خود به صنعا در آمد و چند ماهی در آنجا اقامت گزيد. پس از آن ياران ابن يحيی چند بار شوريدند. نخست يحيی بن عبدالله بن عمر كلاعی قيام كرد. ابن عطيه عبدالرحمن بن يزيد، برادرزادۀ خود را به سركوب او فرستاد. شورش ديگر را گروهی از اباضيها به سركردگی يحيی بن كرب حميری به راه انداختند. اين بار ابن عطيه لشكری به فرماندهی ابواميه كندی گسيل كرد، سرانجام اباضيها شكست خوردند و به حضرموت گريختند و در آنجا به عبدالله بن معبد جرمی پيوستند. ابن معبد برای جنگ با ابن عطيه سپاهی بزرگ بسيج كرد. این بار ابن عطيه خود به نبرد با جرمی شتافت. در پی نبردهايی در منطقۀ فلات و شهر سنام حضرموت ابن عطيه توانست اين شورش را نيز سركوب كند (ابوالفرج، ٢٠ / ١١١-١١٣).
پس از سركوب جنبشهای اباضی در يمن و حضرموت، مروان دوم طی فرمانی ابن عطيه را به عنوان امير الحاج به مكه فرستاد (يعقوبی، همانجا). وی با گروهی كوچك از يارانش به سوی مكه رهسپار شد و سلاح و ساز و برگ خود را در صنعا رها كرد؛ اما در ميان راه، در منطقهای موسوم به جُرْف (طبری، همانجا؛ ابن اثير، ٥ / ٣٩٢)، متعلق به بنی مراد گروهی از اباضيان پس از درگيری كوتاهی به انتقام خون طالب الحق هلاكش ساختند. چون خبر كشته شدن ابن عطيه به صنعا رسيد، برادرزادۀ وی عبدالرحمن بن يزيد حاكم آن شهر سپاهی به جرف فرستاد. نيروهای وی همۀ اباضيان آن منطقه را با زنان و فرزندانشان كشتند و دارایی آنها را غارت و خانههايشان را ويران ساختند (ابوالفرج، ٢٠ / ١١٤). براساس روايت ديگر این وليد بن عروة سعدی، والی مدينه بود كه از قاتلان عم خود انتقام گرفت .
مآخذ
ابن اثير، الكامل؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ١٢٨٥ق؛
خليفة بن خياط، تاريخ، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٩٦٨م؛
طبری، تاريخ، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٩٦٠- ١٩٦٨م؛
مسعودی، التنبيه و الاشراف، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٩٣م؛
همو، مروج الذهب، به کوشش بار بیه دومنار، پاریس، ١٨٧١م؛
یعقوبی، احمد ابن اسحاق، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ق / ١٩٦٠م.
مهدی سلماسی