دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٦ - اوگتای
اوگتای
نویسنده (ها) :
مصطفی موسوی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اوگْتای، یا اُگَدی پسر سوم و جانشین چنگیزخان و دومین فرمانروای بزرگ مغول (د ٦٣٩ ق/ ١٢٤١ م). به گزارش جوینی «قاآن را پیش از حلول به محل پادشاهی، نام اوگتای بود» (١/ ١٤٢). در جامع التواریخ جای نام نخستین وی خالی مانده، و رشیدالدین فضلالله متذكر شده كه وی از آن نام ناخرسند بوده «و بعد از آن، نام او اُگِدای كردند و معنی این لفظ عروج باشد بر سر بالا» (١/ ٦١٨). گمان میرود كه مغولان و تركان نوزادان را برای سالم ماندن از چشم زخم و آسیب ارواح بدكردار، نامی بد و پست مینهادند. نام اوگتای نیز در آغاز احتمالاً به معنای ناقص، ناموزون و بیاندام بوده است (لسینگ، ٦٤٦). سپس او را اگدی نام نهادهاند كه به معنای بخشیده شده، و نامی همانند خدابخش و خداداد در زبان فارسی است، نه عروج بر سر بالا كه در زبان مغولی كهن اُگده بوده، و در زبان امروزی اُاُد شده است. این نام در «تاریخ سری مغول» كه تنها به آوانویسی چینی برجای مانده، اُگُدِی ضبط شده است (ص ٢٥٥-٢٥٧).
زادروز اوگتای قاآن در منابع متقدم نیامده، اما مُرگان آن را به احتمال سال ٥٨٢ق/ ١١٨٦م دانسته است (EI٢, VIII/ ١٦٢). اوگتای قاآن به روزگار پدر همراه وی و دیگر برادران در جنگ با قبیلههای مغول، در لشكركشی به چین شمالی (ختای) و ایران زمین شركت جست و در فتح اُترار و خوارزم حضور داشت (جوینی، ١/ ٦٤، ٩٧، ١٠٦؛ ابن عبری، ٢٣٠-٢٣١، ٢٣٦؛ رشیدالدین، ١/ ٤٤٣، ٤٤٧، ٤٨٨-٤٩٦). وی كه از سوی چنگیز به جانشینی انتخاب شده بود، دو سال پس از مرگ پدر (٦٢٤ ق/ ١٢٢٧م) از سوی مجمع بزرگ (قوریلتای) رسماً بر تخت نشست (جوینی، ١/ ١٤٦- ١٤٩؛ رشیدالدین، ١/ ٦٣٤-٦٣٦؛ وصاف، ٥٧٤-٥٧٥). وی پس از پایان مراسم، همگان را به اجرای فرمانهای پدر فراخواند و گماشتگان و كارگزاران وی را ابقا كرد و چورماغون (در بعضی منابع: جرماغون) نویان را همراه چند تن از فرماندهان و ٣٠ هزار سپاهی به سوی ایران، كوكتای و سوبدای بهادر را به سوی قپچاق و بلغارهای ولگا و اروپای شرقی، و گروهی از فرماندهان را به سوی چین شمالی، تبت، كره (سُلَنگقه) و منچوری (جورچه) گسیل داشت. آنگاه خود در ٦٢٧ ق همراه تولوی راهی چین شمالی شد. این لشكركشی تا ٦٣١ق ادامه یافت (جوینی، ١/ ١٤٩-١٥٤؛ رشیدالدین،١/ ٦٣٨- ٦٤٨؛ وصاف، ٥٧٥).
در دوران اوگتای قاآن وضع برخی نقاط ایران خاصه خراسان آشفته بود. وی كسانی چون چورماغون و طایر (دایر) بهادر را مأمور سركوب مخالفان كرد. طایر كوشید تا حكومت خراسان را از چنگ چینتمور قراختایی به درآورد. سرانجام، قاآن حكومت چینتمور را به رسمیت شناخت و چورماغون و طایر را از مداخله در كارها منع كرد (جوینی، ٢/ ٢١٨-٢٢١؛ رشیدالدین، ١/ ٦٦٠-٦٦٢).
اوگتای قاآن به آرام خویی، كم آزاری و تساهل در اجرای یاسا و به ویژه، به دوستداری ایرانیان و مسلمانان مشهور بود. بجز جوینی و رشیدالدین كه تاریخنویسان دربار ایلخانان مغول بودند، منهاج سراج نیز كه در خارج از حوزۀ سلطۀ آنان میزیست و همواره از چنگیزخان و فرزندانش باسب و لعن و زشتی یاد میكرد، در تألیف خویش خصلتهای نیكوی اوگتای را ستوده است (٢/ ١٥١؛ جوینی، ١/ ١٥٦-١٥٨، ١٩٠؛ رشیدالدین، ١/ ٦٨٤-٦٨٥، ٧٠٤).
اوگتای پس از نشستن بر تخت قاآنی اعلام كرد كه «هیچ كس با من یاغی (= دشمن) نیست» و فرمان داد كه كارگزاران به مردم آزار نرسانند و ستم روا ندارند (جوینی، ١/ ١٧١؛ رشیدالدین، ١/ ٦٦٥). وی حدودی برای اخذ مالیات از مردم تعیین كرد (نک : همانجا).
اوگتای در ٦٣٢ ق/ ١٢٣٥ م شهر قراقروم را در ساحل رود اورخون بنا نهاد و در آن شهر چینیان و مسلمانان (ایرانی) هر یك كاخی به شیوۀ معماری خویش برای او ساختند و باغهای زیبایی در آن شهر و پیرامون آن ایجاد گردید و نخستین بار در آن سرزمین به كشاورزی پرداخته شد (جوینی، ١/ ١٦٩، ١٩٢-١٩٣؛ رشیدالدین، ١/ ٦٧٠-٦٧٢). اوگتای قاآن فرمان داد تا در سرتاسر امپراتوری مغول توقفگاههای چاپار (یام) برقرار گردد و در آن توقفگاهها، سواران زبده و اسبهای تازه نفس نگهداری شود تا خبرها و پیامها با شتاب هرچه بیشتر به مقصد رسانده شوند و مأموران، سفیران و بازرگانان به آسانی و به سرعت بتوانند رفت و آمد نمایند. هر یك از بزرگان، امیران و حاكمان وظیفه یافتند تا در تمهید و تدارك آن سازمان بكوشند (همو، ١/ ٦٦٥).
او همچنین در ٦٣٣ ق/ ١٢٣٦ م فرمان داد تا شهر هرات را كه پس از لشكركشی مغول جز ویرانهای از آن بر جای نمانده بود، آبادان كنند و در ٦٣٦ ق/ ١٢٣٩ م فرمان داد كه ٢٠٠ خانوار از مردم هرات كه كوچ كرده بودند، بازگردانده شوند. در ٦٣٧ق به فرمان او به شهر هرات آب رسانده شد (فصیح، ٢/ ٣٠٩-٣١٠). اوگتای قاآن پس از بازگشت از سفر چین، دیگر در هیچ لشكركشی شركت نجست و همواره به شكار و خوشگذرانی مشغول بود و برخی از مورخان افراط وی را در این كارها سبب مرگ زودرس او دانستهاند.
مآخذ
ابنعبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، به كوشش انطون صالحانی، بیروت، ١٩٥٨ م؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٩١١-١٩١٦ م؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به كوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٣ ش؛
فصیحخوافی، احمد، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ ش؛
منهاج سراج، عثمان، طبقات ناصری، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
وصاف، تاریخ، تهران، ١٣٣٨ ش؛
نیز:
EI٢;
Lessing, F.D. et al., Mongolian-English Dictionary, Bloomington, ١٩٨٢;
Mongqul-un niučatob ča’an (Histoire secrète des Mongols), ed. L. Ligeti, Budapest, ١٩٧١.
مصطفى موسوی