دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢١ - بیرام پاشا
بیرام پاشا
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِیرامْ پاشا، یا بایرام پاشا (د ١٠٤٨ق /١٦٣٨م)، دولتمرد و صدراعظم دولت عثمانی در زمان فرمانروایی مراد چهارم، هفدهمین سلطان عثمانی (سل ١٠٣٢-١٠٥٠ ق /١٦٢٣-١٦٤٠ م).
وی در استانبول متولد شد و مدارج ترقی را در تشكیلات ینی چریها پیمود و به مقام فرماندهی این سپاه نیز رسید (شیخی، ١ /٨٩؛ عطایی، ٧٦٨؛ هامر پورگشتال، V /٣)؛ مدتی نیز والی مصر (شیخی، ١ /٧٢) و سپس بیگلربیگی روم ایلی شد (اوزون چارشیلی، III(١) /١٩٢). بیرام پاشا در منصب اخیر اصلاحاتی در شیوۀ زمینداری دولت عثمانی به عمل آورد و به همین سبب، مورد توجه مراد چهارم قرار گرفت («دائرةالمعارف ... »، V /٢٦٦) و مقامهای عالیتر یافت و سرانجام قائممقام استانبول شد و سپس قائممقامی صدارت یافت و آنگاه در رمضان ١٠٤٦ / فوریۀ ١٦٣٧ به جای محمدپاشا ــ صدراعظم معزول ــ به مقام صدارت رسید (شیخی، ١ /١٥٥؛ اوزونچارشیلی، III(١) /١٩١-١٩٢؛ عطایی، ٧٦٩؛ هامر پورگشتال، V /٢١١-٢١٢) و «مهر وزارت و افسر سرعسكری» بدو رسید (شیخی، ١ /٧٠).
وی پس از دریافت فرمان صدارت، از سوی سلطان عثمانی مأمور به لشكركشی به بغداد و بازپس گرفتن آنجا از دست ایرانیان شد؛ از اینرو، برای تهیۀ مقدمات لشكركشی به راه افتاد و در شهرهای میان راه،چونآماسیه و نیكده بهفعالیتهایعمرانی دست زد (هامرپورگشتال، V /٢٣٠-٢٣١؛ نعیما، ٣ /٣٢٣-٣٢٤) و سرانجام، پس از تأمین آزوقه و مهمات لشكركشی در قارص و ارزروم به آماسیه بازگشت (هامر پورگشتال، همانجا).
سلطان مراد در ذیحجۀ ١٠٤٧ / آوریل ١٦٣٨ از اُسكودار در استانبول به سوی بغداد حركت كرد (همو، V /٢٣٢-٢٣٣). بیرام پاشا در محل اینونی به استقبال سلطان رفت و به او ملحق شد (همو، V /٢٣٣) و از آنجا آهنگ بغداد كردند، اما در محلی به نام جُلاّب، بیرام پاشا به طور ناگهانی درگذشت (همو، V /٢٤٢؛ دائرةالمعارف»، همانجا). جنازۀ او به استانبول حمل، و در تكیهای كه برای پیروان طریقت نوریۀ زینبیه احداث كرده بود و خود به آن طریقت ارادت داشت، به خاك سپرده شد (ایوانسرایی، ٤٢٧؛ هامر پورگشتال، همانجا).
از حوادث مهم ایام او قتل نفعی شاعر هجوگوی آن عصر است كه گفتهاند: بیرام پاشا در آن دست داشته است، زیرا مورد هجو او قرار گرفته بود. اگرچه قتل شاعر با فتوای علما صورت گرفت، اما به هر حال این امر را نقطۀ ضعفی برای بیرام پاشا شمردهاند (همو، V /١٨٩).
بیرام پاشا به امور خیریه و عام المنفعه علاقهمند بود، چنانكه مجتمعی را كه امروزه به نام او معروف است، خود او در محلۀ خاصگی در استانبول بنا كرده است. این مجتمع شامل مدرسه و كتابخانه، مكتب صبیان (ابتدایی)، تكیه، چشمه، سبیل، دكان و ... است. این مجموعه كه نمونهای از معماری عثمانی در سدۀ ١١ق / ١٧م به شمار میرود، اثر قاسم آغا معمار معروف آن زمان است. تكیۀ این مجموعه به تكیۀ قدم شریف نیز معروف است. وجه تسمیه آن به علت جای پایی در آنجاست كه به حضرت محمد(ص) منسوب است. این تكیه در طول زمان مورداستفادۀ طریقتهای مختلف نظیر قدیریه، بایرامیه، همتیه، خلوتیه و ... بوده است («دائرةالمعارف»، V /٢٦٧؛ ارونسال، II /٥٧).
مآخذ
شیخی محمد افندی، وقایع الفضلاء (ذیل الشقائق النعمانیة)، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تكملة الشقائق، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
نعیما، مصطفى، تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛
نیز:
Ayvansarâyî, H. H., Mecmuâ-I tevârih, Istanbul, ١٩٨٥;
Erünsal, I. E., Türk kütüphaneleri tarihi, Ankara, ١٩٨٨;
Hammer-Purgstall, J., Geschichte des osmanischen Reiches, Gratz, ١٩٦٥;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul,١٩٩٢;
Uzunçarşılı, İ. H., Osmanlı tarīhī, Ankara, ١٩٨٣.
علیاكبر دیانت