دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٤ - ابویقظان
ابویقظان
نویسنده (ها) :
محمدعلی کاظم بیگی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣٠ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبویقْظان، عامر بن حفص بن قادم (د ١٩٠ ق / ٨٠٦ م) نسب شناس و عالم به اخبار عرب، به گفتۀ مدائنی، سُحَیم لقب داشت (ابن ندیم، ١٠٦-١٠٧). او را به نامها و كینهها و دیگر القاب نیز خواندهاند (نک : همانجا؛ خطیب، ٢ / ١٦٥). از این اسامی نمونه روایاتی به نقل از مدائنی در دست است (طبری، ٤ / ٤٠٤، ٥٢٤؛ بلاذری، ٥ / ١٩٤؛ خطیب، ٢ / ١٦١-١٦٥). ابویقظان از موالی بنی عُجَیف، تیرۀ قبیلۀ عدنانی بنی ربیعة بن مالك بود (كلبی، ٢١١؛ ابن درید، ٢٣٥). احتمالاً مولایش وبرۀ تمیمی نام داشت (طبری، ٤ / ٤٤٩). ابویقظان در بصره میزیست (جاحظ، الحیوان، ٢ / ١٥٥؛ بلاذری، ١ / ٢٢١).
در میان مشایخ او جویریة بن اسماء (ابنسلام، ١ / ٤٠٨؛ بلاذری، ٣ / ٢٤١؛ نیز نک : ابنسعد، ٧ / ٢٨١)، ابوالمقدام هشام بن زیاد (بلاذری، ٤(١) / ٤٩٢، ٥ / ٩؛ نیز نک : ابن حجر، لسان، ٧ / ٤١٨) و عبدالعزیز (عبدالحمید؟) بن مهران (بلاذری، ٥ / ١٥٨؛ نیز نک : ابنحجر، تهذیب، ٦ / ٣٦١، قس: تقریب، ١ / ٤٦٩) از بزرگان راویان بصره در سدۀ ٢ ق شناخته شدهاند. باتوجه به گرایش ابویقظان به علم انساب میتوان حدس زد كه از طریق چنین مشایخی به روایات دغفل بن حنظلۀ سدوسی، نسّابۀ معروف بصره در سدۀ نخست ق (نک : ابن سعد، ٧ / ١٤٠؛ جاحظ، البیان، ١ / ٢٠٨) نیز دسترسی داشت (آمدی، ١٥٢).
از ابویقظان به عنوان فردی ثقه و آگاه به انساب و اخبار یاد میشود (ابن ندیم، ١٠٧). با آنكه هیچ یك از آثار او یافت نشده، اما میتوان بخشی از روایات وی را از طریق مدائنی (طبری، ٤ / ٤٠٤، ٥٢٤) و شاگردانش احمد بن زهیر (همو، ٥ / ٣٣٣، ٦ / / ٦٦) و احمد بن حارث خراز (ابوالفرج، ١١ / ٧٥)، همچنین خلیفة بن خیاط (١ / ٣٤٨، ٢ / ٤٦٧، ٥٢٠)، ابن حبیب (ابن ندیم، ١١٩؛ یاقوت، ١٧ / ١١٣)، ابوخالد غَنَوی (بلاذری، ٢ / ٤٣٢) و ابوعلی حسن بن علی حرمازی (همو، ٣ / ٢٣٧) در منابع سدههای ٣ و ٤ ق یافت. چنین به نظر میرسد كه آنچه برخی از مؤلفان متقدم مانند جاحظ ( البیان، ١ / ١٢١، الحیوان، همانجا)، ابوحاتم سجستانی (ص ١)، ابن قتیبه، ( المعارف، ١٣٠، ٢٣٠، ٢٩٦، الشعر، ٢ / ٤٨١)،آمدی (ص ٣٩، ١١٥) و ازدی (ص ١١٠) نقل كردهاند، با استفادۀ مستقیم از تألیفات اوست.
آثـار
١. اخبار تمیم (ابن ندیم، ١٠٧)؛ ٢. كتاب حِلْف تمیمٍ بعضها بعضاً (ابنندیم، همانجا؛ نیز نک : یاقوت، ١١ / ١٨٠)؛ ٣. كتاب نسب خِندِف و اخبارها (همانجا). چون در منابع از شیوخ قوم ابویقظان به عنوان یكی از مآخذ وی یاد شده است (طبری، ٤ / ١٩٤)، احتمال آن میرود كه وی اطلاعات مربوط به قبیلۀ تمیم و لیلی بنت حُلوان معروف به خندف (كلبی، ٢٠؛ ابن حزم، ١٠) را از آنان گرفته باشد؛ ٤. النسب الكبیر، در نسب طوایف مختلف عرب، با توجه به گزارش ابنندیم در باب متقدمان نسابهها و كسانی كه در زمینۀ نسبشناسی تألیفاتی داشتهاند (ص ١٠١- ١١٠)، شاید بتوان این كتاب را در نوع خود، نخستین تألیفی دانست كه انساب همۀ طوایف عرب را یكجا گردآورده است. همچنین به نظر میرسد كه منقولات ابونصر بخاری (سدۀ ٤ ق) از ابویقظان برگرفته از كتاب اخیر او باشد (ص ٨، ٢٤، ٨٩). گویا این كتاب در سدۀ ٧ ق / ١٣ م موجود بوده، زیرا ابن خلكان ظاهراً آن را دیده و از آن بهره برده است (٤ / ١٧٣، ٦ / ٣٥٤)؛ ٥. النوادر. ابن ندیم (ص ١٠٧) نسخهای ازآن را به خط ابن سعدان دیده بوده است. با توجه به تنوع مطالبی كه ابن قتیبه از ابویقظان نقل میكند (عیون، ١ / ٧٠، ٨٣، جم )، چنین به نظر میرسد كه اطلاعات او مأخوذ از همین كتاب باشد.
مآخذ
آمدی، حسن بن بشر، المؤتلف و المختلف، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، تقریب التهذیب، به كوشش عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، ١٣٩٥ ق / ١٩٧٥ م؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباددكن، ١٣٢٦ ق؛
همو، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن درید، محمد بن حسن، الاشتقاق، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٨ م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بیروت، دارصادر؛
ابن سلام، جمحی، محمد، طبقات فحول الشعراء، به كوشش محمود محمد شاكر، قاهره، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر و الشعراء، بیروت، ١٩٦٤ م؛
همو، عیون الاخبار، قاهره، ١٣٤٣ ق / ١٩٢٥ م؛
همو، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوحاتم سجستانی، سهل بن محمد، كتاب المعمّرین، به كوشش گلدسیهر، لیدن، ١٨٩٩ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ١٢٨٥ ق؛
ازدی، یزید بن محمد، تاریخ الموصل، به كوشش علی حبیبه، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
بخاری، ابونصر، سرّالسلسلة العلویة، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق / ١٩٦٢ م؛
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ١، به كوشش محمد حمیدالله، قاهره، ١٩٥٩ م؛
همان، ج ٢، به كوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛
همان، ج ٣، به كوشش عبدالعزیز دوری، بیروت، ١٣٩٨ ق / ١٩٧٨ م؛
همان، ج ٤، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٧٩ م؛
همان، ج ٥، به كوشش گویتین، بیتالمقدس، ١٩٣٦ م؛
جاحظ، عمرو بن بحر، البیان و التبیین، به كوشش حسن سندوبی، قاهره، ١٣٥١ ق / ١٩٣٢ م؛
همو، الحیوان، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، بیروت، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، موضّح اوهام الجمع و التفریق، به كوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٩٦٨ م؛
طبری، تاریخ؛
كلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، به كوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م؛
یاقوت، ادبا.
محمد علی كاظم بیكی