دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢ - ابن امیر غرب
ابن امیر غرب
نویسنده (ها) :
علی اصغر سیدی وفایی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٦ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَميرِ غَرْب، حسين بن خضر بن محمد بن حجی بن كرامة ابن بُحتر بن علی، ملقب به ناصرالدين و معروف به ابن امير الغرب (٦٦٨-٧٥١ ق/ ١٢٧٠-١٣٥٠ م)، از اميران تنّوخی خاندان كرامة در بيروت (مقريزی، ٢/ ٨٣٤). منابع موجود نام و نسب او را به گونههای ديگر نيز ضبط كردهاند. نورالدين شهيد محمود بن زنگی (٥٤١- ٥٤٩ ق/ ١١٤٦-١١٧٤ م) از اتابكان شام، اقطاعات غرب بيروت را به نيای وی كرامة بن بحتر كه نخستين والی از اين خاندان بود، واگذار كرد و او از آن زمان به امير غرب شهرت يافت (ابن حجر، ٢/ ١٦٧) و ديگر افراد خاندان او نيز بعدها به همين شهرت شناخته شدند. در ٧٠٧ ق/ ١٣٠٧ م خليل بن قلاوون، از پادشاهان بزرگ دولت قلاوونی، او را، همچون اسلافش، به امارت غرب بيروت گماشت. پس از چندی حكومت همۀ بيروت به وی واگذار گرديد. پس مقر حكومت خود را به اين شهر منتقل كرد و در آنجا عمارتهای بسيار ساخت. ناصرالدين در جنگهای شديدی كه در نواحی دامور و كسروان ميان سپاهيان او و لشكريان صليبی درگرفت، صليبيان را به سختی شكست داد و عدۀ زيادی از آنان را به قتل رساند و از اين راه شهرت بسيار كسب كرد (صالح، ٩٩-١٠٠). نيای بزرگش حسين بن اسحاق ممدوح مُتنبّی بود (ابن حجر، همانجا). ناصرالدين نيز گذشته از اميری و جنگاوری، شعر دوست و ادبپرور بود؛ چنانكه بسياری از اشعار ديوان مُتنبّی را حفظ داشت و نسخههای ديوان او را جمع و نگهداری میكرد. بعد از مرگش چهار نسخۀ گرانقيمت و نفيس از ديوان مُتنبّی، در ميان كتابهای او يافت شد (صالح، ٨٧- ٨٨). خود نيز اشعاری زيبا میسرود. قصيدهای كه در رثای فرزند شش سالهاش «بحير» سروده، نمونۀ بارزی از ذوق شعری و قريحۀ فطری اوست (همو، ١٣١). برخی از شاعران و دانشمندان معاصرش نيز او را مدح گفتهاند: شريف ابراهيم ابن اسماعيل حسينی كه اثر خود رياض الجنان و رياضة الجنان را به نام وی تأليف كرد (همو، ٨٨)، و نيز شهابالدين احمد بن صلاح بعلبكی پزشك مشهور آن دوره كه رسالۀ تعديل الاسباب الضرورية را در بهداشت به نام او نوشت، و همچنين محمد بن علی بن العزّی (الغزّی) مقالهای در قواعد نحو به نام او تدوين كرد و در آن نسب خاندان ناصرالدين را به تفصيل آورد (همانجا). صالح (ص ٨٩ -٩٠) از فرمان ملك ناصر محمد بن قلاوون، خطاب به ابن امير الغرب كه در آن اقطاعات زيادی در شام و نواحی ديگر به وی واگذار كرده و به او خدمتگزاران ويژۀ بيشتری اختصاص داده است، نيز نام میبرد. وی در ميان اقوام خود هم مورد احترام بسيار بود و رهبری آنان را بر عهده گرفت. خطی خوش داشت و رسا و شيوا مینوشت (همو، ٨٧). طبعی كريم و بخشنده داشت، از فقرا و مساكين حمايت میكرد، و آثار خيريۀ بسياری در شام و بيروت و اطراف آن از خود به يادگار گذاشت (همو، ١١٢). هنگام مرگ دو پسر داشت، به نامهای صالح و ابراهيم. در ٧٤٩ ق/ ١٣٤٨ م به علت كبر سن و ضعف مزاج، به نفع پسر بزرگش زينالدين صالح از مقام خود كنارهگيری كرد (ابن حجر، ٢/ ١٦٨؛ صالح، ١٢٩).
مآخذ
ابن حجر، احمد بن علی، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٩٧٣ م؛
صالح بن يحيی، تاريخ بيروت، به كوشش لويس شيخو، بيروت، ١٩٢٧م؛
مقريزی، احمد بن علی، السلوك، به كوشش مصطفی زيادة، قاهره، ١٩٥٨م.
علیاصغر سيدی وفائی