دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٥٠ - خندق
خندق
نویسنده (ها) :
عاطفه زندی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَنْدَق، عنوان یکی از غزوات مشهور پیامبر (ص) که به غزوۀ احزاب نیز شهرت دارد. واژۀ خندق، معرب «کنده» و به معنای گودالی است که در پیرامون شهر کنده باشند (جوالیقی، ١٣١؛ یاقوت، ٢ / ٤٧٦؛ قاموس؛ EI٢).
در ٥ ق / ٦٢٦ م، یهودیان بنینضیر که بهسبب پیمانشکنی از شهر مدینه رانده شده، و در ناحیۀ خیبر پناه گرفته بودند، در صدد انتقام از پیامبر (ص) و مسلمانان برآمدند. شماری از بزرگان ایشان، مانند حُیَیّ بن اخطب و سلام (یا کِنانة) بن ابی حُقَیق به مکه رفتند تا قریش و متحدان آنها را به جنگ با پیامبر (ص) برانگیزند (واقدی، ٢ / ٤٤١؛ ابنهشام، ١ / ٥٦١، ٢ / ٢١٤؛ ابنسعد، ٢ / ٥٠-٥١؛ بلاذری، ١ / ٤٢٧؛ طبری، ٢ / ٥٧١). یهودیان در کنار کعبه با قریش پیمان بستند و پس از موافقت ابوسفیان، قبایلی چون بنیسُلَیم و بنیاسد را نیز به نبرد تشویق کردند، و حتى بنیغَطَفان را با وعدۀ بخشش محصولِ یک سال خرمای خیبر، به یاری فراخواندند (واقدی، ٢ / ٤٤٢، ٤٤٣؛ ابنهشام، ٢ / ٢١٤؛ ابنسعد، ٢ / ٥٠؛ طبری، ٢ / ٥٦٦؛ نیز نک : باشمیل، ١٢٦). بدین ترتیب قریش و همپیمانانش، با سپاهی که شمار افراد آن را تا ٠٠٠‘١٠ تن روایت کردهاند، به فرماندهی ابوسفیان به سوی مدینه راه افتادند (واقدی، ٢ / ٤٤٤؛ ابنهشام، ٢ / ٢١٥؛ ابنسعد، ٢ / ٥١؛ طبری، همانجا؛ نیز نک : وات، ٣٦).
به دنبال خبر این لشکرکشی، پیامبر (ص) به مشورت با مسلمانان پرداخت، و برای جلوگیری از ورود سپاه دشمن به شهر، به پیشنهاد سلمان فارسی و به شیوۀ ایرانیان (سهیلی، ٦ / ٣٠٦؛ برای تفصیل، نک : EI١, VII / ١١٦, ١١٧؛ قس: ماسینیون، ٨-١٠) فرمود تا در پیرامون شهر، خندق کندند (ابنهشام، ٢ / ٢٢٤؛ واقدی، ٢ / ٤٤٥؛ طبری، ٢ / ٥٦٦؛ نیز نک : وات، ٣٧).
حفر خندق با کوشش مهاجران و انصار و شخص پیامبر (ص) به مدت ٦ روز ادامه یافت (واقدی، ٢ / ٤٥٠، ٤٥١، ٤٥٤؛ ابنسعد، وات، همانجاها؛ اختلاف دربارۀ طول و عرض و عمق خندق را، نک : واقدی، ٢ / ٤٤٦؛ باشمیل، ١٤١). مسلمانان در دامنۀ تپۀ سَلع به نحوی که خندق جلوِ رویشان بود، اردو زدند (واقدی، ٢ / ٤٥٤؛ طبری، ٢ / ٥٧٠؛ وات، همانجا). شمار مسلمانان را در این جنگ ٠٠٠‘ ٣ تن برآورد کردهاند (واقدی، ٢ / ٤٥٣؛ ابنسعد، طبری، همانجاها).
قریش و متحدانش در وادیالعقیق و رومه، منطقهای میان جُرُف و زَغابه (نک : یاقوت، ٢ / ٩٣١)، مستقر شدند و در برابر آنان بنیغطفان و نجدیان در دامنۀ کوه احد جای گرفتند (واقدی، ٢ / ٤٤٤؛ ابنهشام، ٢ / ٢١٩، ٢٢٠؛ وات، ٣٦). کاهش باران در آن سال و برداشت محصولات کشاورزی یک ماه پیش از رسیدن آنها به آن منطقه، سپاه دشمن را با مشکل تأمین علوفه برای چهارپایان مواجه کرده بود (واقدی، همانجا؛ EI٢). البته هر دو سوی نبرد در اوضاع دشواری قرار داشتند، با این همه، مسلمانان شبانهروز پشت خندق موضع گرفته بودند (واقدی، ٢ / ٤٨٨؛ باشمیل، ٢١١-٢١٤).
همراهی بنیقریظه با سپاه دشمن کار را بر مسلمانان سختتر کرد: حُییّ بن اخطب، به درخواست ابوسفیان نزد بنیقریظه رفت و از آنان خواست تا پیمان خود را با پیامبر (ص) بشکنند. بنیقریظه نیز بر اثر اصرار حیی سرانجام پیمان عدم تعرض خود را با مسلمانان شکستند و با قریشیان همدست شدند (واقدی، ٢ / ٤٥٤-٤٥٧؛ ابنهشام، ٢ / ٢٢٠، ٢٢١؛ باشمیل، ١٦٨).
با وجود خندق، رویارویی دو لشکر عملاً امکان نداشت، اما پیکارهایی به صورت تن به تن صورت میگرفت (ابنهشام، ٢ / ٢٢٤؛ ابنجوزی، ٣ / ٢٣٢). ازجمله، عمرو بن عبدود از زخمخوردگان جنگ بدر، که عهد کرده بود از پیامبر (ص) انتقام بگیرد، با گذر از خندق، مسلمانان را به مبارزه خواند. حضرت علی (ع) با اجازۀ پیامبر (ص) داوطلب نبرد با او شد. عمرو نخست، به بهانۀ دوستی با ابوطالب و جوانی علی (ع) از مبارزه سر باز زد، اما علی (ع) صحنه را خالی نکرد و سرانجام عمرو کشته شد (واقدی، ٢ / ٤٧١؛ ابنهشام، ٢ / ٢٢٤-٢٢٥؛ ابنجوزی، ٣ / ٢٣٢، ٢٣٣).
با طولانی شدن محاصره و سختتر شدن شرایط برای مسلمانان، پیامبر (ص) برای ایجاد دو دستگی میان احزاب، قاصدی را با پیشنهاد انصراف از جنگ و دریافت ثلث محصول خرمای مدینه در ازای آن، نزد رؤسای قبیلۀ بنیغطفان فرستاد. احزاب پیشنهاد پیامبر (ص) را پذیرفتند، اما از آنجا که انصار آن را قبول نکردند، پیامبر (ص) از این توافق منصرف شد (واقدی، ٢ / ٤٧٧-٤٨٠؛ ابنهشام، ٢ / ٢٢٣؛ ابنسعد، ٢ / ٥٣؛ طبری، ٢ / ٥٧٢، ٥٧٣؛ باشمیل، ١٧٤-١٨٠).
پس از آن پیامبر (ص)، نعیم بن مسعود را به میان سپاه دشمن فرستاد. او به قبیلۀ بنیقریظه، ضمن بیان تفاوت وضع آنها با قبایل غطفان و قریش، خاطرنشان کرد که این قبایل ممکن است هنگام خطر آنها را تنها گذارند و به سرزمین خود برگردند، ولی بنیقریظه که در موطن خود میجنگد، راه گریزی ندارد؛ پس بهتر است برای اطمینان از همراهی قریش و غطفان از آنها تقاضای گروگان کنند. از سوی دیگر به سراغ غطفان و قریش رفت و از پشیمانی بنیقریظه و تصمیم آنان به گرفتن گروگان سخن گفت و بدین ترتیب توانست با ایجاد فضایی از بیاعتمادی اتحاد آنان را از هم بپاشد (برای توضیح بیشتر، نک : واقدی، ٢ / ٤٨٠-٤٨٧؛ ابنهشام، ٢ / ٢٢٩؛ ابنسعد، همانجا؛ طبری، ٢ / ٥٧٨- ٥٧٩). در روایتها، از دعا و نیایش پیامبر (ص) و طلب یاری از خداوند و در پی آن امداد غیبی، یاد شده است. سرانجام بر اثر توفانی سخت، دشمن رو به گریز نهاد و ابوسفیان خود در فرار پیشقدم شد (واقدی، ٢ / ٤٨٧-٤٩٠؛ ابنسعد، همانجا؛ وات، ٣٧).
محاصرۀ مسلمانان در غزوۀ خندق ١٥ روز به طول انجامید (واقدی، ٢ / ٤٤٠؛ ابنسعد، ٢ / ٥٤؛ بلاذری، ١ / ٣٤٣؛ وات، ٣٦). بنابر روایات مشهور، در این نبرد ٦ نفر از مسلمانان و ٣ نفر از کفار کشته شدند (واقدی، ٢ / ٤٩٥، ٤٩٦؛ ابنهشام، ٢ / ٢٥٢؛ طبری، ٢ / ٥٩٣؛ قس: باشمیل، ٢٣٧-٢٤١؛ وات، ٣٧).
مآخذ
ابنجوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ ق / ١٩٩٢ م؛
ابنسعد، محمد، الطبقات الکبرى، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٠ ق / ١٩٩٠ م؛
ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش مصطفى سقا و دیگران، قاهره، ١٣٧٥ ق / ١٩٩٥ م؛
باشمیل، محمد، غـزوة الاحزاب، قـاهره، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ ق / ١٩٩٦ م؛
جوالیقی، موهوب، المعرب، تهران، ١٩٦٦ م؛
سهیلی، عبدالرحمان، الروض الانف، بیروت، ١٤١٢ ق؛
طبری، تاریخ؛
قاموس؛
واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، بیروت، ١٤٠٩ ق / ١٩٨٩ م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
EI١;
EI٢;
Massignon, L., Salmân Pâk, Tours , ١٩٣٤;
Watt, W. M., Muhammad at
عاطفه زندی