دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٨ - اپشیر مصطفی پاشا
اپشیر مصطفی پاشا
نویسنده (ها) :
یحیی کلانتری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٣١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَپشیرْ مُصطَفى پاشا (مق ١٠٦٥ ق / ١٦٥٥ م)، از سرداران برجستۀ امپراتوری عثمانی و صدراعظم سلطان محمد چهارم. از زادگاه و تاریخ تولد او آگاهی دقیقی در دست نیست، اما با توجه به اینكه گفته شده هنگام اعدام در حدود ٥٠ سال داشته (عطا، ٢ / ٦٦؛ عثمانزاده، ١٠٠)، میتوان حدس زد كه در حدود ١٠١٥ ق به دنیا آمده است. برخی از مآخذ او را از خویشاوندان آبازه محمدپاشا جلالی (ه م)، سردار و دولتمرد معروف عثمانی (اولیا چلبی، ١ / ٢٨٠؛ عثمانزاده، ٩٩؛ عطا، ٢ / ٦٥) و حتی خواهرزاده (نعیما، ٢ / ٣٠٢، ٥ / ١٩٧؛ ثریا، ١٦٦) و یا پسر عم او (اوزون چارشیلی، III(٢) / ٤٠٨) دانستهاند.
اپشیر نزد آبازه محمد پاشا تربیت یافت و با وساطت او به مقام سنجاق بیگی طرسوس منصوب شد (نعیما، ٥ / ١٩٧) و در ١٠٤٣ ق، پس از مرگ آبازه محمد از جانب مصطفی كمانكش (قره مصطفی)، صدراعظم وقت عثمانی، به دربار معرفی شد و نخست به درجۀ امیرآخوری ثانی و سپس در ١٠٤٨ ق / ١٦٣٨ م، هنگام بازگشت از لشكركشی بغداد به درجۀ امیرآخوری اول ارتقا یافت (عطا، ثریا، اوزون چارشیلی، همانجاها).
اپشیر مصطفی پاشا از ١٠٥٠ ق تا پایان عمر در مقامهای گوناگون، از جمله بیگلربیگی ایالت بودین، سیبلستر، ولایت روم ایلی، مرعشی، وان، موصل، قونیه، قرهمان، شام، حلب و سیواس خدمت كرد (اولیا چلبی، ١ / ٢٨١؛ نعیما، ٤ / ٧٣؛ ثریا، عثمانزاده، همانجاها). او در ١٠٥٦ ق مأمور سركوب دروزیهای سوریه شد، اما ناكام ماند و در پی گرفتن انتقام بود كه از سوی دولت مركزی مأمور دفع فتنۀ علی پاشا والی سیواس شد (اوزون چارشیلی، همانجا) .
در آناتولی، اپشیر با جانبداری از قیام جلالیها و برگرداندن برخی از سركردگان سپاه عثمانی به مقامهای پشین خود، محبوبیت بسیاری به دست آورد. از سوی دیگر در مدتی كه او در این منطقه به سر میبرد، به بهانههای گوناگون بر آن شد تا مناسبات دوستانۀ ایران و عثمانی را كه به دنبال پیمان صلحی در حكومت سلطان مراد چهارم پدیدآمده بود، برهم زند (اولیاچلبی، ٤ / ٢٩٧).
در ١٠٦٤ ق چون صدراعظم درویش محمد پاشا به بیماری درمانناپذیری گرفتار شد و دربار عثمانی درصدد یافتن جانشینی برای وی برآمد، اپشیر مصطفی در زمرۀ نامزدیهای این مقام بود. سرانجام دولتمردان دربار عثمانی به سفارش شیخالاسلام ابوسعید افندی و به سبب بیم از عصیان اپشیر، دربارۀ صدارت وی به توافق رسیدند و در ذیحجۀ همین سال با فرستادن مهر همایون به حلب از اپشیر خواسته شد كه برای تصدی این مقام بیدرنگ به استانبول بازگردد (همو، ١ / ٢٧٩-٢٨٠؛ منجمباشی، ٣ / ٧٠٧؛ اوزون چارشیلی، III(١) / ٢٧٣-٢٧٤؛ عثمانزاده، ١٠٠؛ ثریا، همانجا؛ هامر پورگشتال، ١٠ / ٢٣٤ و بعد).
اپشیر كه از دسیسههای دولتمردان عثمانی نسبت به خود آگاهی داشت، به بهانۀ وجود ناآرامیها در آناتولی و سرحد ایران، از آمدن به استانبول خوددای ورزید (اولیا چلبی، ٤ / ٢٩٧؛ اوزون چارشیلی، III(٢) / ٤٠٩). این امر و نیز شایعۀ عصیان اپشیر سبب شد تا مخالفان او در پایتخت سلطان را به عزل و باز پس گرفتن مهر همایون از وی برانگیزند كه بینتیجه ماند (همانجا). سرانجام دربار عثمانی برای جلب اعتماد او، امان نامهای همراه با هدایا و خلعتهای گرانبها برای وی فرستاد و اپشیر ٥ ماه پس از انتصاب به صدارت در ربیعالآخر ١٠٦٥ طی مراسم باشكوفی وارد استانبول شد و رسماً به مسند صدارت نشست؛ سپس با عایشه، دختر سلطان ابراهیم متوفی ازدواج كرد (همانجا؛ هامر پورگشتال، همانجاها)، اما رفتار باغیگرانۀ اپشیر مصطفی در مدت امارت و نیز شدت عمل در دوران كوتاه صدارت، ناخشنودی ینیچریها را فراهم آورد، چنانكه به شورش بزرگی در استانبول منجر شد و سرانجام به گرفتاری و اعدام اپشیر انجامید (همو، ١٠ / ٢٤٧- ٢٤٨). پس از اعدام، جنازۀ او را در كنار آرامگاه حامی وی، قره مصطفی پاشا در چارشی قاپو، به خاك سپردند (اوزون چارشیلی، همانجا). مسجد و مدرسهای در محلۀ جدید شهر حلب، دارای تاریخ شوال ١٠٦٤ (همو، III(٢) / ٤١٠) و كاروانسرایی در همان شهر از آثار خیریۀ اوست (ثریا، ١٦٦).
مآخذ
اولیاچلبی، سیاحت نامه، استانبول، ١٣١٤ ق؛
ثریا، محمد، سجل عثمانی (تذكرۀ مشاهیر عثمانیه)، استانبول، ١٣٠٨ ق؛
عثمانزادۀ تائب، احمد، حدیقة الوزراء، فرایبورگ، ١٩٦٩ م؛
عطا، طیارزاده احمد، تاریخ، استانبول، ١٢٩١ ق؛
منجمباشی، احمد، صحائف الاخبار، ترجمۀ احمد ندیم، استانبول، ١٢٨٥ ق؛
نعیما، مصطفی، تاریخ، استانبول، ١٢٨٢ ق؛
هامرپورگشتال، یوزف، دولت عثمانیه تاریخی، ترجمۀ محمد عطا، استانبول، ١٣٣٥ ق؛
نیز:
Uzunçarsili, I. H., Osmanlt tarihi, Ankara, ١٩٨٢.
یحیی كلانتری