دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٦١ - جعفر بن علی
جعفر بن علی
نویسنده (ها) :
حسین هوشنگی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَعْفَرِبْنِ عَلی، ابوعبدالله، فرزند امام هادی (ع) و برادر امام حسن عسکری (ع)، ملقب به ابوکَرَّین و ابوالبنین (ابنعنبه، عمدة…، ١٩٩)، و نزد امامیه ملقب به کذاب، به سبب دعوی دروغین امامت (همانجا؛ ابنصوفی، ١٣٠-١٣١)، و نزد فرزندان و پیروانش ملقب به زَکیّ (عرشی، ٥١) و توّاب (امین، ٦ / ٤٢٥). جعفر بن علی کوچکتر از امام حسن عسکری (ع)، بود و از این رو باید پس از ٢٣٢ق / ٨٤٧ م زاده شده باشد (مفید، ٣٣٥؛ خصیبی، ٣٨٦؛ کلینی، ١ / ٣٢٦). دربارۀ مادرش در منابع سخنی نرفته است، اما ظاهراً غیر از مادر امام عسکری (ع) بوده است (سعد بن عبدالله، ١٠٢).
فرزندان ذکور جعفر را ٦ یا ٨ تن گفتهاند (ابنشدقم، علی، ٦١، ابنعنبه، الفصول…، ١٣٥؛ ابنشدقم، ضامن، ٢ / (٢) / ٤٦٥) که برخی از آنان در قم مدفوناند (قمی، ٢ / ٤٣٧).
فرزندان و نسل جعفر را رضویون ــ منسوب به امام رضا (ع) ــ هم میخوانند (ابنعنبه، همانجا؛ مشکور، ٢٠٤)، از آن میان میتوان به محسن ابن جعفر، که بر اثر قیام برضد حکومت عباسی در اطراف دمشق کشته شد (قمی، ٢ / ٤٣٦)، و المؤید باللٰه، از عالمان زیدی یمن (عرشی، همانجا) اشاره کرد.
به اعتقاد شیعۀ امامیه جعفر متهم به سوءاخلاق بود و پیامبر اکرم (ص) او را کذاب خوانده بوده است (ابنرستم، ١ / ٢٦٨-٢٦٩). در تاریخ تشیع به سبب دعوی امامت و نفی جانشین برای امام عسکری (ع)، در آغاز غیبت از سوی جعفر، بحرانی پدید آمد که از آن به «حیرت» تعبیر میشود (اقبال، ١٠٩).
با این همه، باید گفت جعفر بن علی مقارن وفات امام حسن عسکری (ع) جایگاهی نسبتاً مقبول در میان شیعیان داشته است (ابنبابویه، محمد، کمال الدین ... ، ٢٦٢؛ طوسی، محمد بن علی، ٦٠٨ -٦٠٩؛ راوندی، ٣ / ١١٠٢) و اتهامات و نقدهای شدید بر رفتار و اخلاق او مربوط به ادوار متأخر بوده است (اربلی، ٣ / ٢٠٥؛ نوری، ٥ / ٢٠؛ قمی، همانجا). درباره توبۀ جعفر و لقب تواب برای او (زرکلی، ٢ / ٣٤٠) اختلاف نظر است. بعضی با توجه به توقیع حضرت حجت که جعفر و نوادگان او را با برادران یوسف مقایسه کرده است (ابنبابویه، محمد، همان، ٤٨٤)، قائل به توبۀ او شدهاند (ابنعنبه، عمدة، همانجا)، ولی برخی هم با اذعان به بازگشت فرزندان او به راه حق، خود او را مُصرّ بر گمراهی دانستهاند (تستری، ١٦٦).
رابطۀ جعفر با خلافت عباسی عموماً به دورۀ بیماری و درگذشت امام عسکری (ع) باز میگردد. اگر چه از مراودۀ متوکل با جعفر به انگیزۀ آزار امام عسکری (ع) در برخی از منابع سخن رفته است، ولی این گزارش با توجه به مرگ متوکل در عصر امام هادی (ع) درست نمینماید. افزون بر آن قیامهای مکرر علویان در کوفه، مکه، ری و طبرستان در نیمۀ قرن ٣ق موجب سوءظن و تشدید اقدامات عباسیان برضد امامیه شد (نیومن، ١٢-١٥) و به دستگیری حضرت عسکری (ع) و جعفر بن علی در ٢٦٠ق، در زمان المعتمد انجامید (طوسی، محمد بن علی، ٥٥٧؛ راوندی، ٢ / ٦٨٢؛ حرعاملی، ٤١٦)؛ حتیٰ پس از آزادی امام عسکری (ع)، جعفر همچنان در زندان ماند تا به اصرار امام عسکری (ع) آزاد شد (ابنطاووس، ٢٧٦).
بنابراین، گزارشهای ناظر بر همکاری جعفر با عباسیان باید مربوط به اواخر حیات امام عسکری (ع) و پس از آن باشد؛ چه، آوردهاند که وقتی امام بیمار بود، جعفر بن علی خلیفه را به تفتیش خانۀ آن حضرت و اطمینان از بیاولادی ایشان تحریک کرد (کلینی، ١ / ٥٠٤-٥٠٥؛ ابنبابویه، محمد، همان، ٢٥؛ طوسی، محمد بن علی، ٦٠٨). پس از وفات امام (ع) نیز جعفر دعوی کرد که او بدون وارث است (کلینی، ١ / ٣٣٢).
منابـع دربارۀ پیروان و یاران جعفـر متفق نیستند. دانشمندان و نویسندگان بزرگ شیعـی از یاران اندک جعفـر یاد کردهاند و بر برائت همۀ شیعیان از او تأکید نمودهاند (ابنقبه، ١٩٧؛ نوبختی، ٩٥؛ سعد بن عبدالله، ١٠١؛ طبرسی، ٣٦٠؛ خصیبی، ٣٨٤- ٣٨٥؛ مفید، ٣٤٥؛ اربلی، همانجا)؛ اما گزارشهایی هم در منابع زیدی یا غیر شیعی مبنی بر گرایش جمع کثیری از شیعیان به جعفر و حتیٰ اکثریت داشتن پیروان او پس از وفات امام عسکری (ع) در دست است (صاحب بن عباد، ٢١٠؛ شهرستانی، ١ / ١٧٠؛ نیومن، ١٥).
از میان طرف داران جعفر در بیت امامت میتوان به خواهر امـام عسکری (ع) ــ کـه احتمالاً خواهر تنی جعفر بـود ــ و از میان شخصیتهای علمی به فارس بن حاتم ماهویه قزوینی باید اشاره کرد که نخست از دستیاران امام هادی (ع) و دارای گرایش باطنی بود (کشی، ٢ / ٥٢٢ ؛ نجاشی، ٣١٠) و به همین جهت مورد طعن و لعن امام هادی (ع) قرار گرفت (کشی، ٢ / ٨٠٦).
از گزارش نوبختی (ص ٩٩) و شهرستانی (همانجا) برمیآید که فارس بن حاتم در تقویت منزلت جعفر کوشش میکرده است. علی بن طاحی (یا طاحن) خزاز، متکلم توانا و فطحیمسلک کوفی نیز در زمرۀ همین جماعت بود. البته فطحی بودن (اعتقاد به جواز انتقال امامت از برادر به برادر) او میتواند مؤید پیوستن او به جعفر پس از وفات امام عسکری (ع) باشد. علی ابن حسین بن فضال که از بزرگان و فقهای شیعه در کوفه بود (همانجا) و کتابی هم در غیبت تألیف کرده بود (نجاشی، ٢٥٨). پس از امام عسکری (ع) به امامت جعفر گردن نهاد (خصیبی، ٣٨٢- ٣٨٣). علی بن احمد بن بشار که اطلاع چندانی از او در دست نیست، رسالهای در دفاع از ادعای جعفر تألیف کرده است و ابن قبه (ص ١٩٤-٢٠٢) به او پاسخ داده است (دربارۀ دیگر طرفداران جعفر، نک : نوبختی،١١٢؛ خصیبی، ٣٨٣-٣٨٤؛ راوندی، ٣ / ١١٠٩-١١١٠؛ ابنصوفی، ١٣٦).
تأثیر مواضع و ادعاهای جعفر بن علی در ظهور فرقههای جدید در پیکرۀ امامیه یا در جذب فرقههای پیشین موضوع قابل بررسی و مهمی است (دربـارۀ شمار فرقهها و انشعابات، نک : مسعودی، ٥ / ١٠٨؛ سید مرتضیٰ، ٩٩؛ سعد بن عبدالله، ١٠٢؛ نوبختی، ٧٩؛ هالم، ٧٤). فارغ از اختلاف در شمار فرقهها، انشعابات اساسی را میتوان در ٤ موردِ واقفه (متوقفین در وفات حضرت عسکری ع)، محمدیه (قائلان به امامت محمد بن علی و نافیان امامت حضرت عسکری (ع) و جعفر)، قطعیه (معتقدان به حجة بن الحسن ع) و جعفریه منحصر دانست که البته در جزئیات عقاید، اختلاف داشتهاند. جعفریه هر چند بر پیروان امام جعفر صادق (ع) هم اطلاق میشد (کلینی، ٢ / ٧٧؛ کشی، ٢ / ٥٢٥)، اما در این روزگار عنوانی بود برای معتقدان به امامت جعفر بن علی.
فرقۀ جعفریه خود مشتمل بر ٣ گروه بود: جعفریۀ خلّص که امامت جعفر را مستقیماً از ناحیۀ نص امام هادی (ع) میدانستند (سعد بن عبدالله، ١٠١) و از اینرو امامت حضرت عسکری (ع) را از ابتدا یا بعد از وفات ایشان انکار میکردند. این گروه حتیٰ امامت محمد بن علی را نیز از سر تقیه و پوشش برای حفظ جعفر دانستهاند (نوبختی، ٩٥). گروه دیگر امامت جعفر را به وصایت امام عسکری (ع) میدانستند و چون این اعتقاد، مستلزم باور به انتقال امامت از برادر به برادر بود، فطحیۀ خلّص (قائلان به امامت موسی بن جعفر پس از عبدالله بن جعفر) به جعفر گرویدند (همو، ٩٩، ١١٢؛ سعد بن عبدالله، ١١٠) و جعفر را به این لحاظ امام الفطحیة الثانیه نامیدند (ابنبابویه، محمد، معانی ... ، ٦٥).
حمایت احتمالی خاندان علمپرور بنوفضال از جعفر باید به همین سبب فطحی بودن آنها باشد. گروه دیگر، وصایت به امامت جعفر را به محمد بن علی نسبت میدهند که امامت او منصوص از جانب امام هادی (ع) بود، ولی به سبب «بدا» این امر تحقق نیافت. محمد بن علی پیش از مرگ به دستور پدر، جعفر را به امامت منسوب کرد. این گروه به نفیسیه مشهورند (سعد بن عبدالله، ١١٣).
افزون بر این احتمالاً از جانب همین گروه مسئلۀ بابیّت جعفر و پیش از او فارس بن ماهویه برای محمد بن علی هم مطرح شده بود (ابنبابویه، علی، ٦٧؛ خصیبی، ٣٨٥). در این میان برخی از واقفیه (ابنشدقم، ضامن، ٢(٢) / ٤٦٣) و محمدیه (اقبال، ١٠٩؛ مدرسی، ١١٦، حاشیۀ ١٦٦) به یاری جعفر برخاستند.
به هر حال پیروان جعفر پس از مرگ او به امامت فرزند ارشدش ابوالحسن علی بن جعفر، و برخی به امامت توأمان او با خواهر جعفر (فاطمه) معتقد شدند (تستری، ١٢٩؛ قس: شهرستانی، ١ / ١٧٠). وجود این فرقه تا زمان سفیر دوم صاحب الامر مسجل است (طوسی، محمد بن حسن، ١٧٦). اما در ٣٧٣ق بنا به اظهار شیخ مفید، هیچیک از فرق ١٥ گانه، به جز امامیه باقی نمانده بودند (سید مرتضیٰ، همانجا). هر چند مؤلف المجدی در یادی از استاد خود شیخ ابوالحسن (سدۀ ٥ ق)، او را مؤلف کتابی در نصرت جعفریه میداند (ابنصوفی، ١٣٥، ١٣٦). البته یکی از سلسلههای موجود صوفیه در ترکیه، رهبران طریقت خود را تا جعفر، که او را جعفرالمهدی میخوانند، میرسانند (مدرسی، ١٢١). علمای امامیه دلیلهای متعددی در نفی امامت و حقانیت جعفر آوردهاند، از آن جمله است اشاره به خبط و خطای او در دوستی و حمایت از فارس بن حاتم که مغضوب امام هادی (ع) بود؛ طلب کردن میراث امام عسکری (ع) با وجود زنده بودن مادر آن حضرت (ابنبابویه، محمد، کمال الدین، ٣٤ - ٣٥؛ ابنقبه، ١٩٨، ٢٠٠)؛ اندک بودن راویان اخبار جعفر و احتمال توطئۀ آنها بر کذب (همو، ١٩٧)؛ اکثریت داشتن مخالفان او و انقراض معتقدان به او (طوسی، محمد بن حسن، ١٣٣، ١٣٧)؛ آزمودن جعفر به طرق مختلف با فرستادن نامه و طرح پرسشهایی علمی (خصیبی، ٣٨٣) و بعضی دیگر که در منابع شیعی آمده است.
مآخذ
ابنبابویه، علی، الامامة و التبصرة من الحیرة، به کوشش محمد رضا حسینی جلالی، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابنبابویه، محمد، کمال الدین و تمام النعمة، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ١٣٩٠ق؛
همو، معانی الاخبار، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ١٣٦١ق؛
ابن رستم طبری، محمد، دلائل الامامة، قم، ١٤١٣ق؛
ابنشدقم، ضامن، تحفة الاخبار فی نسب ابناء الائمة الاطهار، به کوشش کامل سلمان جبوری، تهران، ١٣٧٨ش؛
ابنشدقم، علی، زهرة المقول فی نسب ثانی فرعی الرسول، نجف، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
ابنصوفی، علی، المجدی، به کوشش احمد مهدوی دامغانی، قم، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
ابنطاووس، علی، مهج الدعوات و منهج العبادات، به کوشش محمدحسن کرمانی، تهران، کتابخانۀ سنایی؛
ابنعنبه، احمد، عمدة الطالب، به کوشش محمد حسن آلطالقانی، نجف، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
همو، الفصول الفخریة، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٤٧ش؛
ابنقبه، محمد، «النقض علیٰ ابی الحسن علی بن احمد بن بشار فی الغیبة»، مکتب در فرایند تکامل (نک : هم ، مدرسی طباطبایی)؛
اربلی، علی، کشف الغمة، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
اقبال آشتیانی، عباس، خاندان نوبختی، تهران، ١٣٥٧ش؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
تستری، محمدتقی، تواریخ النبی و الآل، به کوشش محمود شریفی و علی شکرچی، دارالشرافة، ١٣٧٥ش؛
حرعاملی، محمد، اثبات الهداة، به کوشش عباسعلی درودیان، قم، علمیه؛
خصیبی، حسین، الهدایة الکبریٰ، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
راوندی، سعید، الخرائج و الجرائح، قم، ١٤٠٩ق؛
زرکلی، اعلام؛
سعد بن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، به کوشش محمد جواد مشکور، تهران، ١٣٦١ش؛
سید مرتضیٰ، علی، الفصول المختارة، قم، ١٤١٣ق؛
شهرستانی، محمد، الملل و النحل، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
صاحب بن عباد، نصرة مذاهب الزیدیة، به کوشش ناجی حسن، بغداد، ١٩٥٠م؛
طبرسی، فضل، اعلام الوریٰ، به کوشش علی اکبر غفاری، بیروت، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛
طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، نجف، ١٣٨٥ق؛
طوسی، محمد بن علی، الثاقب فی المناقب، به کوشش نبیل رضا علوان، قم، ١٤١٢ق؛
عرشی، حسین، بلوغ المرام فی شرح مسک الختام، به کوشش انستاس ماری کرملی، قاهره، ١٩٣٩م؛
قمی، عباس، منتهی الآمال، تهران، علمی؛
کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به کوشش مهدی رجایی، قم، ١٤٠٤ق؛
کلینی، محمد، الاصول من الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ١٣٨٨ق؛
مدرسی طباطبایی، حسین، مکتب در فرایند تکامل، ترجمۀ هاشم ایزدپناه، نیوجرسـی، ١٣٧٤ش؛
مسعودی، علـی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٧٤م؛
مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، به کوشش کاظم مدیرشانهچی، مشهد، ١٣٧٥ش؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، مکتبة بصیرتی؛
نجاشی، احمد، رجال، قم، ١٤٠٧ق؛
نوبختـی، حسن، فرق الشیعة، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
نوری، حسین، خاتمة مستدرک الوسائل، قم، ١٤١٦ق؛
هالم، هاینس، تشیع، ترجمۀ محمدتقی اکبری، قم، ١٣٨٤ش؛
نیز:
Newman, A. J., The Formative Period of Twelver Shīʿism , Curzon Press, ٢٠٠٠.
حسین هوشنگی