دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٧٥ - ابن غالب
ابن غالب
نویسنده (ها) :
مهدی جلیلی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ غالِب، محمد بن ايوب بن غالب غرناطی (سدۀ ٦ق / ١٢م)، مورخ و جغرافیدان مسلمان اندلسی، مؤلف فرحة الانفس. تاريخ تولد و مرگ او مشخص نيست، اما به گفتۀ مقری تا ٥٦٥ق زنده بوده است (٣ / ١٨٢، چ بيروت). بغدادی (٢ / ١٨٦) نويسندۀ فرحة الانفس را ابوعبدالله محمد بن غالب بَلنسی، دبير و وزير متوفی در ٧٦٧ق پنداشته است، اما بیگمان اين ابوعبدالله غير از ابن غالب مؤلف فرحة الانفس است، زيرا اولاً ياقوت (د ٦٢٦ق) از كتاب ابن غالب نقل كرده است (١ / ٤٠٠)، ثانياً ابن غالب اهل بلنسيه نيست. پونس بويگس نيز به خطا مؤلف فرحة الانفس را تمّام بن غالب (د ٣٤٧ق) و اهلِ اِلْبيره و يا تمّام بن غالب لغوی (د ٤٣٦ق) پنداشته است (عبدالبديع، ١(٢) / ٢٧٥-٢٧٦). به گفتۀ روزنتال كه ابوغالب غرناطی، مؤلف تاريخی پيرامون اندلس، را همان ابن غالب دانسته (ص ٢٥٠)، وی را بايد غرناطی به شمار آورد. همچنين نسبت غرناطی ابن غالب در يكی از نسخههای نفح الطيب آمده است (مقری، ١(٢) / ٤١٧، چ ليدن). از آنجا كه همزمان با ابن غالب در سدۀ ٦ق شاعری به نام ابوعبدالله محمد بن غالب رصافی بلنسی در اندلس میزيسته و هر دو با ابن تومرت و عبدالمؤمن بن علی، از حكمرانان موحدون معاصر بودهاند و نيز از آنجا كه برای ابن غالب همنامان ديگری، در اندلس میتوان يافت، شرح حال وی با شخصيتهای ديگر درآميخته است (نك : عباس، ١٠، ١٤؛ ابن بشكوال، ١ / ١٢٠-١٢١؛ مقری، ١(١) / ٥٠٣-١(٢) / ٩٦، ٢٠٩، ٢١٠، چ لیدن).
با بررسی نسخۀ بازمانده از كتاب فرحة الانفس و نيز اطلاعاتی كه مقری و ديگران به دست دادهاند، میتوان دوران زندگی ابن غالب را تعيين كرد. ابن غالب در اثر خويش (همو، ١(٢) / ٢٨٣-٢٨٤، ٢٨٩-٢٩١، ٢٩٩، چ ليدن) از حملات مسيحيان در سالهای ٥٤٠ تا ٥٤٢ق به قلعۀ اُريط و شهرهای المريه، اشبونه و قرطبه و اخراج مسيحيان از شهرهاي بيّاسه و المريه در ٥٥٢ق سخن گفته است. ابن غالب ضمن بيان رويدادهای گوناگون اندلس از جمله تاخت و تاز مسيحيان به قلمرو اسلامی اندلس (٥٤٠ق) و انتقال حكومت از مرابطون به دست موحدون به وسيلۀ عبدالمؤمن بن علی (٥٤١ق)، مطالبی آورده كه پيداست خود از زبان شاهدان واقعه يا معاصران شنيده بوده است. صريحترين اشارۀ وی به تاريخ زندگی خود آنجاست كه در شرح حال ابوجعفر بن عبدالحق خزرجی قرطبی گويد: «در ٥٦٥ق از او جدا شدم» (مقری، ٣ / ١٨٢، چ بيروت). ابنغالب دوران فرمانروايی ابوسعيد عثمان بن عبدالمؤمن (د ٥٧١ق) را درك كرده و در كتاب خود دو بار از او نام برده است (مقری، ١(٢) / ٢٨٤، ٢٩٨، چ ليدن).
از اثر معروف وی به صورتهای مختلف فَرحة يا فُرحة الانفس (مقری، ١ / ٢٩٢، چ بيروت؛ ابن سعيد، ٢ / ٢٥٠، ٣٨٢)، فرحة الانفس فی فضلاء العصر من الاندلس (مقری، ٣ / ٣٨٦، چ بيروت)، فرحة الاندلس (همو، ١ / ٤٥٩، چ بيروت) و صورتهای ديگر ياد شده است. اين اثر شامل دو بخش جغرافيايی و تاريخی است. بخش تاريخی آن موجود نيست و تنها در برخی كتابها پارههایی از مطالب آن نقل شده است. مطالبی كه مقری (١ / ٢٩٠-٢٩٧، جم، چ بيروت) و ابن سعيد (١ / ١٧٧، ١٨٢، جم( از فرحة الانفس برگرفتهاند، نشان میدهد كه بخش تاريخی از نظر اطلاعات غنی بوده است. اما از بخش جغرافيايی گزيدهای برجای مانده كه لطفی عبدالبديع آن را تصحيح كرده و در مجلۀ معهد المخطوطات العربية (قاهره، ١٣٧٥ق / ١٩٥٥م) به چاپ رسانده است. شايد خود ابن غالب دست به اين گزينش زده باشد (عبدالبديع، ١(٢) / ٢٧٨- ٢٧٩). عنوان بخش بازمانده تعليق منتقی من فرحة الانفس فی تاريخ اندلس است و تنها جغرافيای آن بخش از اندلس را در بردارد كه بعد از ٤٠٠ق در تصرف مسلمانان بوده است. امتياز تعليق منتقی نسبت به ساير متون جغرافيايی در اين است كه تقسيمبندی ايالات اندلس و موقع هر ايالت را نسبت به ايالات مجاور توضيح داده و شهرهای هر ايالت را برشمرده، آنگاه مانند ديگر متون جغرافيايی ويژگيهای آنها را ذكر كرده است.
ابن غالب اطلاعات ارزندهای نيز در زمينۀ مسائل اقتصادی از قبيل معادن و محصولات كشاورزی و صنعتی ايالات و شهرها (نك : ١(٢) / ٢٨٢، ٢٨٨، ٢٩٠، ٣٠٨)، ميزان ماليات در سالهای شكوفايی دولت اسلامی اندلس (١(٢) / ٣٠٦)، حقوق و مقرری كاركنان جامع قرطبه (١(٢) / ٢٩٩)، مخارج بنای الزهرا (١(٢) / ٣٠١)، همچنين اطلاعات نظامی در زمينۀ نيروی دريايی (١(٢) / ٢٨٣) و مخارج لشکر (١(٢) / ٣٠١) به دست داده است. توضیحات وی پیرامون برخی نکات مانند لغوی اسامی بعضی از شهرها (١(٢) / ٣٠٧) و برابرهای اوزان و پیمانههای رایج در اندلس (١(٢) / ٣٠٠، ٣٠١) نشان از باریکبینی وی دارد. گذشته از مسافت میان شهرهای مجاور ابن غالب مسافت هر شهر را نسبت به قرطبه (١(٢) / ٢٨٢، ٢٨٤، ٢٩٠)، همچنين ابتدا و انتهای كوهها، سرچشمه و مصب و طول هر يك از رودخانهها (١(٢) / ٣٠٧- ٣٠٨) و رويدادهای مهم تاريخی را كه بعد از ٤٠٠ق در هريك از شهرهای اندلس اتفاق افتاده، ذكر كرده است (١(٢) / ٢٨٤، جم ). مقايسۀ تعليق منتقی من فرحة الانفس با آنچه ادريسی ــ مؤلف نزهة المشتاق و معاصر ابن غالب ــ دربارۀ جغرافيای اندلس نوشته، وسعت اطلاعات ابن غالب را نشان میدهد. ابن غالب برعكس ادريسی كه بيشتر به مشاهدات خود تكيه كرده و غالباً از راهها، مزارع و باغها سخن گفته، با استفاده از مآخذ مربوط به اندلس به ذكر حوادث تاريخی اين سرزمين نيز پرداخته است.
ابن غالب پس از ذكر ويژگيهای هر يك از شهرها و ايالات اندلس، تقريباً يك سوم متن موجود از كتاب خود را به شهر قرطبه و جامع آن، بنای شهر الزهرا و شمهای از اخبار عبدالرحمن بن محمد الناصر لدين الله، بانی الزهرا اختصاص داده است (١(٢) / ٢٩٥-٣٠٦). سپس حكمرانان اموی اندلس و مدت زمامداری هر يك را ذكر كرده و در پايان آن كه ناقص به نظر میرسد، اشارۀ مختصری به دوران حكومت بنی حمّود دارد. نثر وی گاه مصنوع و مسجع است (نك : ١(٢) / ٢٨٣، ٢٨٥، ٢٩٤) و گاه متناسب با موضوع مورد بحث شعرهايی نيز آورده است (١(٢) / ٣٠٢، ٣٠٦). مقری از بخش جغرافيايی كتاب ابن غالب مطالبی نقل كرده است (١ / ١٩٩، ٤٥٩، ٣ / ١٥١، چ بيروت؛ ابن غالب، ١(٢) / ٢٨٢، ٣٠٧، ٣٠٩) و در يك مورد (مقری، ١ / ٤٦٦، چ بيروت) از بخش جغرافيايی فرحة الانفس مطالبی نقل كرده كه در تعليق منتقی ديده نمیشود.
ابن غالب در تعليق منتقی از احمد بن محمد رازی (د ٣٤٤ق) مطالبی نقل كرده است (نك : ١(٢) / ٢٨١، ٢٨٢، ٢٩٥، ٢٩٩، ٣٠١). از آنجا كه اصل عربی دو كتاب رازی به نامهای اخبار ملوك الاندلس و الاستيعاب فی انساب اهل الاندلس از بين رفته (عنان، ٢٧٤)، نقلهای ابن غالب از او دارای اهميت است (نيز نك : EI٢؛ عبدالبديع، ١(٢) / ٢٧٩). وی از كتاب المسالك و الممالك ابوعبيد بكری (د ٤٨٧ق) نيز استفاده كرده (نك : ١(٢) / ٢٨٧) كه ظاهراً مربوط به بخش مفقود شدۀ كتاب بكری است و همچنين از آثار ابن حيان، مسعودی، احمد بن ابی الفياض و ابن نظام مطالبی برگرفته است (نك : ١(٢) / ٢٩٦، ٢٩٩، ٣٠١، ٣٠٨، ٣٠٩).
برخی (EI٢) به خطا كتاب عبدالحق خزرجی دربارۀ تاريخ اندلس را به ابن غالب نسبت دادهاند (قس: مقری، ٣ / ١٨١-١٨٢، چ بيروت).
مآخذ
ابن بشكوال، خلف بن عبدالملک، كتاب الصلة، قاهره، ١٩٦٦م؛
ابن سعيد، علی ابن موسی، المُغرب، به كوشش شوقی ضيف، قاهره، ١٩٥٣م؛
ابن غالب، محمدبن ایوب، «تعليق منتقی من فرحة الانفس فی تاريخ الاندلس»، به كوشش لطفی عبدالبديع، معهد المخطوطات العربية، قاهره، ١٣٧٥ق / ١٩٥٥م؛
بغدادی، ايضاح؛
روزنتال، فرانتس، حاشيه بر الاعلان بالتوبيخ، (نك : سخاوی در همين مآخذ)؛
سخاوی، محمدبن عبدالرحمن، الاعلان بالتوبيخ، به كوشش فرانتس روزنتال، ترجمۀ صالح احمد علی، بغداد، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
عباس، احسان، مقدمه بر ديوان رصافی بلنسی، بيروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
عبدالبديع، لطفی، «نص اندلسی جديد»، معهد المخطوطات العربية، قاهره، ١٣٧٥ق / ١٩٥٥م؛
عنان، محمد عبدالله، تراجم اسلامية شرقية و اندلسية، قاهره، مكتبة الخانجی؛
مقری تلمسانی، احمدبن محمد، نفح الطيب، به كوشش دوزی و ديگران، ليدن، ١٨٦١- ١٨٦٥م؛
همان، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٥ق / ١٩٦٨م؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
EI٢.
مهدی جلیلی