دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٦ - ایتاخ
ایتاخ
نویسنده (ها) :
احمد رضا خضری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ایتاخ (د ٥ جمادیالآخر ٢٣٥ق/ ٢٥ دسامبر ٨٤٩م)، از غلامان ترك و یكی از امیران و سرداران مشهور دوران خلافت معتصم، واثق و متوكل عباسی. او اصلاً از تركان خزر بود و در آشپزخانۀ سلام بن ابرش خدمت میكرد (ابوعلی مسكویه، ٥٤٢-٥٤٣؛ قس: ابن خلدون، ٣/ ٥٨٠: سلام بن ابرص). در این روزگار بدان سبب كه رابطه میان خلفای عباسی و ایرانیان به دنبال شهادت امام رضا (ع) و قتل فضل بن سهل تیره شده بود و بزرگان عرب نیز از مأمون دلخوش نبودند، وی در اواخر خلافتش درصدد استفاده از نیرویی بجز عرب و ایرانی برآمد و برای ایجاد توازن میان این دو عنصر بزرگ، به استخدام تركان در دستگاه خلافت پرداخت؛ از سوی دیگر معتصم برادر مأمون كه خود از مادری تركنژاد زاده شده بود، به خرید غلامان ترك پرداخت و از آن جمله در ١٩٩ق ایتاخ را از سلام بن ابرش خرید. او كه به هیچ یك از ایرانیان و عربها اعتماد نداشت، در سطحی وسیع به استخدام تركان پرداخت؛ چون به خلافت رسید (٢١٨ ق/ ٨٣٣ م)، در اندك زمانی ٤ هزار غلام ترك خرید و لباسهای یكسان به آنان پوشانید (مسعودی، مروج ... ، ٣/ ٤٦٥). در این میان ایتاخ به سبب دلیری و كاردانی مورد توجه قرار گرفت (ابوعلی مسكویه، ٥٤٢؛ ابن كثیر، ١٠/ ٣١٢) و كارش بالا گرفت.
نخستین منصب مهم ایتاخ فرماندهی نیروهای خلیفه برای یاری رساندن به افشین در برابر بابك بود ( العیون ... ، ٣/ ٣٨٩-٣٩٠؛ ابن جوزی، ١١/ ٧٣)؛ سپس در نبرد مهم عمّوریه میان معتصم و تئوفیل امپراتور روم، فرماندهی لشكریان مغربی و ترك را برعهده داشت ( العیون، ٣/ ٣٩٣-٣٩٤؛ عمرانی، ٦٩؛ ابن اثیر، ٦/ ٤٧٩- ٤٨١، ٤٨٧؛ ابن تغری بردی، ٢/ ٢٣٢). پس از پایان این جنگ، ایتاخ یكی از مهمترین كسانی بود كه به سركوب عدهای از سپاهیان عرب و ایرانی كه میخواستند برضد معتصم بشورند، پرداخت (ابوعلی مسكویه، ٤٩٥-٥٠١). همچنین در ٢٢٤ ق/ ٨٣٩ م معتصم او را برای سركوب شورش كردان موصل بدان دیار فرستاد (ابن اثیر، ٦/ ٥٠٦-٥٠٧؛ ابن خلدون، ٣/ ٥٦٨). ایتاخ پس از این خدمات در ٢٢٥ ق/ ٨٤٠ م به امارت یمن منصوب شد (طبری، ٩/ ١٠٣؛ ابن اثیر، ٦/ ٥١٦) و همچنان یكی از یاران با وفای معتصم بود. با آنکه این خلیفه در اواخر عمر از بی حاصلی كار خود در بر كشیدن او و دیگر تركان پشیمان گردید (طبری، ٩/ ١٢٢؛ ابن اثیر، ٦/ ٥٢٦-٥٢٧)، با اینهمه، چون واثق، جانشین معتصم، بیش از پیش بر تركان متكی بود، ایتاخ قدرت بیشتری یافت و به امارت خراسان، سند و نواحی دجله منصوب شد (یعقوبی، ٢/ ٤٧٩) و نیز حاجب خلیفه گردید (مسعودی، التنبیه ... ، ٣٦١). افزون بر این، ایتاخ در روزگار خلافت معتصم و واثق عملاً نقش جلاد خلیفه را برعهده داشت و آمادۀ كینهكشی و انتقامگیری از مخالفان خلفا بود (ابن جوزی، ١١/ ٢٠٨؛ ابنخلدون، همانجا). هم ازاینروست كه برخی از مورخان او را «شمشیر انتقام خلفا» خواندهاند (صفدی، ٩/ ٤٨١).
پس از مرگ واثق (٢٣٢ق/ ٨٤٧م)، متوكل با حمایت و پشتیبانی عدهای از سرداران ترك از جمله ایتاخ، به خلافت رسید. از این رو بسیاری از امور سیاسی و نظامی دستگاه خلافت را به تركان داد و ایتاخ نیز فرماندهی سپاهیان ترك و مغربی و ریاست برید و نیز حجابت خلیفه و ادارۀ امور دارالخلافه (طبری، ٩/ ١٥٤، ١٦٧) و چندی بعد امارت مصر، كوفه، حجاز، تهامه، مكه و مدینه را نیز به چنگ آورد (ابن تغری بردی، ٢/ ٢٧٥). اما متوكل به زودی استبداد تركان را دریافت و احساس كرد كه میخواهند بر او سیطره یابند؛ از این رو، بر آن شد تا دست آنان را از مداخله در امور كوتاه كند؛ پس قصد كشتن ایتاخ كرد و چون از نفوذ او بر سپاهیان ترك بیمناك بود، در ٢٣٤ ق/ ٨٤٨م او را به بهانۀ امارت حج (بسوی، ١/ ٢١٠؛ طبری، ٩/ ١٦٦-١٦٧؛ ابنجوزی، ١١/ ٢٠٩)، از سامرا دور كرد و به فرمان او پس از حج، اسحاق بن ابراهیم، والی بغداد ایتاخ و پسران و دبیرش را گرفت و به زندان انداخت. بنابر روایت مشهور او را به زنجیر كشیدند و آب را از او باز داشتند تا از تشنگی جان سپرد (نک : ابوعلی مسكویه، ٥٤٣-٥٤٥؛ ابن جوزی، ١١/ ٢٢١-٢٢٢؛ ذهبی، ١٠٦-١٠٧) و متوكل بیش از یك میلیون دینار از اموال او را مصادره كرد (صفدی، ٩/ ٤٨٢).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به كوشش محمد عبدالقادر عطا و دیگران، بیروت، ١٤١٢ ق/ ١٩٩٢ م؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن كثیر، البدایة، بیروت، ١٩٧٤ م؛
ابوعلی مسكویه، احمد، «تجارب الامم»، همراه ج ٣ العیون و الحدائق (هم )؛
بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به كوشش اكرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث ٢٣١-٢٤٠ ق، به كوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١١ ق/ ١٩٩١ م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش فان اس، بیروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
طبری، تاریخ؛
عمرانی، محمد، الانباء، به كوشش تقی بینش، مشهد، ١٣٦٣ ش؛
العیون و الحدائق، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٧١ م؛
مسعودی، علی، التنبیه و الاشراف، به كوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٣ م؛
همو، مروج الذهب، بیروت، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٦ م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٩٦٠ م.
احمدرضا خضری