دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٧٠ - اذواء
اذواء
نویسنده (ها) :
عنایت الله فاتحی نژاد
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَذْواء، جمع مكسر ذو، لقب گروهی از امرای محلی یمن كه نامشان با كلمۀ ذو آغاز شده است و اغلب بر منطقۀ كوچكی از یمن حكمروایی داشته، و گاه به نام همان محل شناخته میشدهاند، مانند ذوجَدَن كه لقب حارث بن شرحبیل حاكم جَدَن بوده است. ذو غمدان و ذو معاهر نیز از همین قبیل است (ابن حبیب، ٣٦٧؛ ابندرید، ٥٣٢ - ٥٣٣؛ زیدان، ١٠/ ١٨٣).
اذواء در سلسله مراتب حكومتی یمن مرتبۀ پایینتری از اقیال (جمع مكسر قیل، عنوان حاكم و والی) بهشمار میآمدند، اما چون از نفوذ سیاسی بسیاری برخوردار بودند، همیشه در تعیین فرمانروا (تُبّع) نقش بسزایی داشتند (ابن سعید اندلسی، ١/ ١٤٥؛ زیدان، ١٠/ ١٨٣-١٨٤).
قلمرو حكومت آنان گاه از حد یك شهر تجاوز نمیكرد و بهندرت مناطق وسیعی را در بر میگرفت، مانند قلمرو حكومت ذوشنائر (شناتر) كه شامل عمان، یمامه و سواحل دریای عرب بوده است (ابوحنیفه، ٤٠؛ حمزه، ١٠٥). بیشتر اذواء بهتجارت اشتغال داشتند (زیدان، ٢٠/ ٢١٢).
اذواء و اقیال در عصر بزرگترین دولتهای كهن یمن مانند معین، سبا و حمیر همیشه تحت فرمان آنان، بر سرزمینهای كوچكتر حكومت میكردند، اما گاه یكی از این اذواء كه قدرت و نفوذ بیشتری داشت، از فرمان تبع سرباز میزد و با گسترش قلمرو خود دولتی جدید تشكیل میداد و خود را فرمانروای یمن میخواند؛ همچون زرعة بن زید، معروف به ذونواس كه در ٥٢١م به حكومت یمن رسید و در ٥٢٥م به دست ابرهه سرنگون شد (همانجا؛ آذرنوش، ٣٧).
اذواء یمن در جاهلیت بسیار بودهاند (مبرد، ٣/ ١٤٦٩). همدانی اذواء حمیر را ١٤٤ تن دانسته، و نام بیش از ١٣٠ تن از آنان را آورده است (٢/ ٤٠١- ٤٠٥) كه نام برخی از ایشان در كتیبههای یمن نیز آمده است (پیوتروفسكی، ٢٩٨). بهگفتۀ بیهقی همۀ اذواء یمن پس از سیل عَرِم (اواسط سدۀ ٦م) از فرمان پادشاهان یمن سرباز زدند و هر كدام برای خود دولتی مستقل تشكیل دادند (نك : ابن سعید اندلسی، همانجا).
اذواء را میتوان به دو گروه تقسیم كرد، نخست گروهی كه به ٨ پادشاه (المثامنه) معروفند: ذوخلیل، ذوثعلبان، ذوعثكلان، ذوسحر، ذوقصر صراوح، ذومقار، ذوجدن و ذوحزفر (ابن سعید حمیری، منتخبات...، ٤٨) و دیگر آنان كه نامهایشان بهطور پراكنده در منابع كهن آمده است (نك : همدانی، همانجا؛ ابن سعید حمیری، «القصیدة...»، ٢٢٣ به بعد؛ زیدان، ١٠/ ١٨٣- ١٨٥). برخی از آنان تا حدود یكی دو سده پس از اسلام نیز به حیات خود ادامه دادند (همانجا)، از آن جمله ذوكلاع است كه پیامبر(ص) وی را به اسلام دعوت كرد و او به همراه ٤ هزار تن از مردم یمن ایمان آورد و سرانجام در جنگ صفین كشته شد (ابندرید، ٥٢٥، ٥٢٧).
مآخذ
آذرنوش، آذرتاش، راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان تازی، تهران، ١٣٥٤ش؛
ابن حبیب، محمد، المحبر، بهكوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دكن، ١٣٦١ق/ ١٩٤٢م؛
ابن درید، محمد، الاشتقاق، بهكوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٨ق/ ١٩٥٨م؛
ابن سعید اندلسی، علی، نشوة الطرب، بهكوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ١٩٨٢م؛
ابن سعید حمیری، نشوان، «القصیدة النشوانیة»، بهكوشش جواد علی، دراسات یمنیة، صنعا، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٣م؛
همو، منتخبات فی اخبار الیمن من كتاب شمس العلوم، بهكوشش عظیمالدین احمد، لیدن، ١٩١٦م؛
ابوحنیفۀ دینوری، احمد، الاخبار الطوال، بهكوشش عبدالمنعم عامر و جمالالدین شیال، قاهره، ١٩٦٠م؛
پیوتروفسكی، م. ب.، الیمن قبل الاسلام، ترجمۀ محمد شعیبی، بیروت، ١٩٨٧م؛
حمزۀ اصفهانی، تاریخ سنی ملوك الارض و الانبیاء، بیروت، دارمكتبة الحیاة؛
زیدان، جرجی، مؤلفات، بیروت، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
مبرد، محمد، الكامل، بهكوشش محمداحمد دالی، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
همدانی، حسن، الاكلیل، بهكوشش محمد بن علی اكوع، بغداد، ١٩٨٠م.
عنایتالله فاتحینژاد