دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧٣ - ام سلمه
ام سلمه
نویسنده (ها) :
عبدالامیر سلیم
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُمِّ سَلَمه، كنیۀ هند (یا رمله، نک : ذهبی، ٢/ ٢٠١-٢٠٢؛ زبیری، ٣٣٧؛ قس: ابن عبدالبر، ٤/ ١٩٢٠) دختر ابوامیة بن مغیره، همسر پیامبر اكرم (ص). ابوامیه یكی از بخشندگان عرب بود، ازاینرو، او را «زادالراكب» مینامیدند (ذهبی، همانجا). مادرش عاتكه دختر عامر ابن ربیعۀ كنانی بود (ابن سعد، ٨/ ٨٦؛ ابن حبیب، ٨٣).
از تاریخ ولادت ام سلمه اطلاعی در دست نیست و سال مرگ او نیز محل اختلاف است، چنانکه آن را از ٥٩ تا ٦٢ ق گفتهاند (واقدی، ١/ ٣٤٤؛ ابن سعد، ٤/ ٣٤١؛ ابن عبدالبر، ٤/ / ١٩٢١؛ ذهبی، ٢/ ٢٠٧، ٢١٠؛ ابن جوزی، ٢/ ٤٢)، ولی به نظر میرسد كه تاریخ اخیر درستتر است، زیرا وی پس از شهادت امام حسین (ع) نیز زنده بوده است (ذهبی، ٢/ ٢٠٧؛ نیز نک : حرعاملی، ٢٠/ ١٤٣). دربارۀ سن او، از پسرش عمر نقل شده كه وی هنگام مرگ ٨٤ سال داشته است (ابن سعد، ٨/ ٩٦؛ قس: ذهبی، ٢/ ٢٠٢). مقبرۀ ام سلمه در بقیع در كنار بزرگان صدر اسلام است (همو، ٢/ ٢٠٩؛ ابن عبدالبر، ٤/ ١٩٢١).
ام سلمه پیش از ازدواج با پیامبر (ص)، همسر برادر رضاعی آن حضرت، ابوسلمة بن عبدالاسد مخزومی بود (ذهبی، ٢/ ٢٠٢) و همراه او به حبشه هجرت كرد (بخاری، ١/ ٢٨) و كنیهاش را نیز از سلمه پسر خود از همین شوهر گرفته است. همۀ روایات مربوط به سفیران قریش در حبشه و مناظرات ایشان با جعفر بن ابی طالب در حضور نجاشی از طریق ام سلمه نقل شده است (برای تفصیل، نک : اسحاق بن محمد، ١/ ٣١٦-٣٢٤).
ابوسلمه نخستین زن مهاجر از قریش بود كه به سبب مخالفت خانوادۀ شوهرش با مهاجرت ابوسلمه، به تنهایی به مدینه هجرت كرد و چون از شوهر و فرزند جدا مانده بود، حدود یك سال در «ابطح» مینشست و میگریست (نک : ابن هشام، ٢/ ١١٢-١١٣؛ ابن عبدالبر، ٤/ ١٩٢١). پس از درگذشت ابوسلمه در ٤ق بر اثر جراحتی كه در جنگ احد برداشته بود، پیامبر (ص) با ام سلمه ازدواج كرد. گفتهاند، پس از انقضای عده، ابوبكر و سپس عمر از او خواستگاری كردند، و امسلمه نپذیرفت. آنگاه پیامبر(ص) خواستگار فرستاد و وی قبول كرد و به روایتی پیامبر خود از او خواستگاری نمود (ذهبی، ٢/ ٢٠٣-٢٠٤). ام سلمه از جمال بهرۀ كافی داشت، چنانکه محسود عایشه و مایۀ اندوه او شد (همو، ٢/ ٢٠٩).
امسلمه در غزوات متعددی چون مُرَیسیع، خیبر، حدیبیه، خندق، فتح مكه و حنین، رسول خدا را همراهی كرد (واقدی، ٢/ ٤٦٧). بعدها هر ماه به میدان جنگ احد میرفت و بر شهیدان سلام میفرستاد (همو، ١/ ٣١٤). وی احادیث فراوانی از حضرت رسول(ص) نقل كرده است و در كتب اهل سنت آوردهاند كه «مسند» او بر ٣٧٨ حدیث مشتمل است (ذهبی، ٢/ ٢١٠؛ برای اطلاع از بسیاری از آنها، نک : احمد بن حنبل، ٦/ ٢٨٩-٣٢٤)، اما هنوز چنین فهرستی از احادیث منقول از ام سلمه در منابع شیعه تهیه و منتشر نشده است. از احادیث او كه در كتب فریقین آمده است، میتوان به شأن نزول آیۀ تطهیر (احزاب/ ٣٣/ ٣٣)، حدیث كساء ( كتاب سلیم ... ، ٥٩-٦٠؛ احمد بن حنبل، ٦/ ٢٩٢، ٢٩٦، ٢٩٨؛ طبرانی، ٣/ ٤٦- ٤٩؛ حاكم، ٣/ ١٤٦) و نیز روایت نبوی دربارۀ وقایع كربلا و شهادت امام حسین(ع) (احمد بن حنبل، ٦/ ٢٩٤؛ خصیبی،٢٠٣-٢٠٤؛ مسعودی، ١٤١؛ ابنعبدربه، ٤/ ٣٨٣؛ یعقوبی، ٢/ ١٨٢-١٨٣) اشاره كرد. گفتهاند كه تربیت امام حسین (ع) ــ در دوران كودكی ــ به او محول شده بود (ابن حمزه، ٣٣٠).
ام سلمه همچنین از ابوسلمة بن عبدالاسد و حضرت فاطمه(ع) حدیث روایت كرده است و گروهی از او استماع حدیث كردهاند كه نام آنان در منابع مختلف آمده است (مثلاً ابن حجر، ١٢/ ٤٥٦؛ حكیمی،٦٢٧- ٦٢٨؛ ابن عساكر، ٧١، ٧٤، ١٠٤). فهرستی كامل از راویان ام سلمه در معاجم رجالی شیعه دیده نشده است.
بنابر روایات، ام سلمه پس از رحلت پیامبر (ص)، یكی از مدافعان اهل بیت(ع) به شمار میرفت؛ چنانکه از حضرت فاطمه(ع) در برابر انکار ابوبكر نسبت به میراث پیامبر (ص)، دفاع كرد و در آن سال خود از «عطاء» محروم ماند (ابن رستم، ٣٩). همچنین پس از قتل عثمان نیز طلحه و زبیر به مكه رفتند و عایشه را به جنگ با علی(ع) تشویق كردند و عایشه هم ام سلمه را برانگیخت، اما وی عایشه را از این كار بر حذر داشت (یعقوبی، ٢/ ٧٨؛ برای تفصیل، نک : الامامة ... ، ١/ ٥٧- ٥٨؛ ابنابیطاهر، ١٥-١٦؛ ابنعبدربه، ٤/ ٣١٦-٣١٧؛ ابن بابویه، ٣٥٧)؛ سپس كه از عایشه مأیوس شد، امام علی (ع) را از قصد اصحاب جمل آگاهانید و پسرش عمر بن ابی سلمه را به خدمت آن حضرت گسیل داشت. امیرالمؤمنین (ع) بعداً این پسر را والی بحرین، سپس والی فارس و به قولی والی حلوان و ماه و ماسبذان كرد (بلاذری، ١/ ٤٣٠؛ طبری، ٤/ ٤٥١-٤٥٢).
با آنکه گفتهاند كه او جابر بن عبدالله انصاری و برادرزادهاش را از بیم جانشان توصیه به بیعت با معاویه كرد (بخاری، ١/ ١٤١؛ ثقفی، ٤١٥؛ الاختصاص، ١١٣-١١٦)، ولی چون به دستور معاویه، علی (ع) بر روی منبر لعن شد، ام سلمه نامهای به معاویه نوشت و سخت سرزنشش كرد (ابن عبدربه، ٤/ ٣٦٦؛ خطیب، ٧/ ٤٠١). در دوران یزید پس از شهادت حضرت حسین(ع) امسلمه به عزاداری پرداخت (ابناثیر، ٢/ ٢٢) و به هنگام بازگشت امام زینالعابدین(ع)، كتابهای علم امیرالمؤمنین (ع) و ذخایر نبوت و خصایص امامت را كه نزد او به ودیعت نهاده شده بود، به آن حضرت سپرد و از اینجا میتوان به تـوثیق او ــ كه نیـاز به ذكر دلیل ندارد ــ استظهار كرد (حر عاملی، ٢٠/ ١٤٣).
مآخذ
ابن ابی طاهر طیفور، احمد، بلاغات النساء، بیروت، دارالنهضة الحدیثه؛
ابن اثیر، علی، اسد الغابة، تهران، المطبعة الاسلامیه؛
ابن بابویه، محمد، معانی الاخبار، به كوشش محمد مهدی حسن خرسان، قم، منشورات مكتبة المفید؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، صفة الصفوة، به كوشش محمود فاخوری و محمد رواس قلعهجی، بیروت، ١٤٠٦ق؛
ابن حبیب، محمد، المحبر، به كوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دكن، ١٣٦١ ق/ ١٩٤٢ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٧ ق؛
ابن حمزه، عبدالله، الثاقب فی المناقب، به كوشش نبیل رضا علوان، قم، ١٤١٢ ق؛
ابن رستم طبری، محمد، دلائل الامامة، نجف، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦٠ م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن عساكر، عبدالرحمان، كتاب الاربعین فی مناقب امهات المؤمنین، به كوشش محمد مطیع حافظ و غزوه بدیز، بیروت، دارالفكر؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابنهشام، عبدالملك، السیرة النبویة، به كوشش مصطفى سقا و دیگران، قاهره، ١٣٥٥ ق/ ١٩٣٦ م؛
احمد بن حنبل، مسند، بیروت، دارصادر؛
الاختصاص، منسوب به شیخ مفید، به كوشش محمد مهدی حسن خرسان، قم، مكتبة بصیرتی؛
اسحاق بن محمد همدانی، ترجمه و انشای سیرة النبی ( سیرت رسولالله)، به كوشش اصغر مهدوی، تهران، ١٣٦١ ش؛
الامامة و السیاسة، منسوب به ابنقتیبه، قاهره، ١٣٥٦ق/ ١٩٣٧م؛
بخاری، محمد، التاریخ الصغیر، به كوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به كوشش محمد حمیدالله، قاهره، ١٩٥٩ م؛
ثقفی، ابراهیم، الغارات، به كوشش عبدالزهرا حسینی، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
حاكم نیشابوری، محمد، المستدرك علی الصحیحین، بیروت، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛
حرعاملی، محمد، وسائل الشیعة، به كوشش محمد رازی، بیروت، ١٣٨٩ق؛
حكیمی، محمدرضا، اعیان النساء، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
خصیبی، حسین، الهدایة الكبرى، بیروت، مؤسسة البلاغ؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ ق؛
زبیری، مصعب، نسب قریش، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٥٣م؛
طبرانی، سلیمان، المعجم الكبیر، به كوشش حمدی عبدالمجید سلفی، بغداد، الدارالعربیة للطباعه؛
طبری، تاریخ؛
قرآن كریم؛
كتاب سلیم بن قیس، به كوشش علوی حسنی نجفی، بیروت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
مسعودی، علی، اثبات الوصیة، قم، ١٤٠٤ ق؛
واقدی، محمد، المغازی، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦ م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، ترجمۀ محمد ابراهیم آیتی، تهران، ١٣٥٦ ش.
عبدالامیر سلیم