دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٠٧ - بالطه جی
بالطه جی
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بالْطهجی، یا بالتاچی (به معنی تبردار)، در تشکیلات دربار عثمانی به محافظان کاهای سلطنتی اطلاق میشد. اینان علاوه بر نگاهبانی، خدمات گوناگون در اندرون و بیرون دربار را نیز برعهده داشتند (پاکالین، I/ ١٥٤؛ «دائرةالمعارف...»، V/ ٣٤).
این رسته نخستینبار در دوران فرمانروای سلطان مراد دون (ﺣﮑ ٨٢٤-٨٥٥ق) ایجاد شد. سطان مراد مقارن لشکرکشی به روم ایلی عدهای راب رای هموارکردن راهها، پرکردن باتلاقها، قطع درختان و خدماتی از اینگونه استخدام کرد (اوزون چارشیلی، «تشکیلات...»، ٤٣٢؛ تورسون بی، ١٠٩؛ پاکالین، I/ ١٥٦؛ «دائرةالمعارف»، همانجا). افراد این رسته که «جماعت تبردارن» نامیده میشدند، سپس در ٥ واحد جداگانه (اجاق) در کاخهای سرای قدیم، سرای جدید، گالاتا (غلطه) سرای، کاخ ابراهیم پاشا و ادرنه به خدمت مشغول شدند (اوزون چارشیلی، «خاندان...»، I/ ٥٧؛ «دائرةالمعارف»، همانجا؛ IA, II/ ٢٨٦). بالطهجیها به دو دستۀ بزرگ موسوم به «تبرداران سرای عتیق» و «تبرداران زُلُفلو» (زلفدار) تقسیم میشدند (پاکالین، III/ ٤٢٩-٤٣٠).
تبردارن سرای عتیق، علاوه بر محافظت از سرای قدیم و خدمت به مادرشاه (والدۀ سلطان)و شاهزادگان، ادارۀ موقوفات حرمین شرفین را نیز برعهده داشتند و تحت سرپرستی دارالسعاده آغاسی (رئیس خواجهسرایان) به کار میپرداختند (اوزون چارشیلی، «تشکیلات»، همانجا؛ شمعدانی زاده، II/ ١٢). این سازمان در ١١٧١ق در زمان سلطان مصطفێ سوم که از سوء استفادۀ آنها از حرمین آگاه شده ود، برچیده شد (همو، II/ ١٢-١٣؛ اوزون چارشیلی، همان، ٤٣٤). اما بار دیگر در ذیقعدۀ ١١٨٧ در دوران فرمانروایی عبدالحنید اول احیا و دایر گردید (همانجا).
بالطهجیهای زلفدار که «تبرداران خاصه» نیز نامیده میشدند (پاکالین، III/ ٤٢٩)، از نظر کار و موقعیت در دربار عثمانی از گروه دیگر کاملاً متمایز و متفاوت بودند. با توجه به اینکه آنان به خدمت در اندرون دربار و حرمسرا اشتغال داشتد، برای آنکه چشمشان به بانوان حرم نیفتد، لباس یقه بلند بر تن کرده، کلاهی نیز که از طرفین آن دو رشتۀ شبیه موی سر آویزان بود، بر سر میگذاشتند، چنانکه غیر از جلوی پای خود جای دیگری را نمیدیدند، ازاینرو، به «زلفلو» معروف شدند (اوزون چارشیلی، همان، ٤٣٥؛ کوچو، IV/ ٢٠٧٣؛ «دائرةالمعارف»، همانجا)، این گروه را محافظان یقهدار نیز مینامیدند. اعضای علاقهمند به تحصیل از این صنف، در مسجد صوفیه درس میخواندند و ٣٠ نفر از آنان در هنگام جنگ و لشکرکشی زیر «سنجق شریف»پرچم منسوب به پیامبر اکرم(ص)، قرآن تلاوت میکردند (کوچو، IV/ ٢٠٧٢؛ اوزونچارشیلی، همان، ٤٣٢). بیرونآوردن تخت سلطنتی از خزانه به هنگام اعیاد و جشنها، پخش شربت و بخور در مراسم لودی خوانی در مسجد سلطان احمد، اطفای حریق در دربار، رفت و روب محل کار وزیران و قاضی عسکرها، کار در آشپزخانۀ سلطانی، شمعداری و جز آن از دیگر وظایف تبرداران خاصه بود (IA، همانجا؛ پاکالین، I/ ١٥٥؛ کوچو، IV/ ٢٠٧٣). افراد این گروه را به تفاوت از ١٨٤ تا ١٧٦ نفر تخمین زدهاند (اوزونچارشیلی، همان، ٤٣٨-٤٣٧).
بالطهجیها عموماً از میان کودکان خدمتکار مسیحی (دِوشِرمهها) انتخاب («کتاب مستطاب»، ١٣)، و تحت انضباط شدید تربیت میشدند، چنانکه تماس به قاپوچیها و سایر خدمۀ دربار برای آنها ممنوع بود (همان، ٤٥). همچنین از افراد عجمی او غلانلار نیز عدهای برای خدمت در صنف بالطهجی برگزیده میشدند (همان، ٧؛ اوزونچارشیلی، «خاندان»، I/ ٤٠).
تبرداران خاصه در کاخ توپکای همراه با کدخدایان، بلوکباشیها و اُدباشیها و دارالسعاده آغاسی تحت فرمان «سلاحدار آغا» که بلندمرتبهترین مقام در این زمینه در اندرون همایون بود، خدمت میکردند. تبرداران سرای عتیق نیز تحت فرمان «قزلر آغاسی» قرار داشتند (اوزون چارشیلی، «تشکیلات»، ٤٣٣؛ کوچو، IV/ ٢٠٧٥؛ «دائرةالمعارف»، همانجا). منشی دارالسعاده آغاسی یا «دارالسعادۀ شریفه آغاسی یازیجیسی» که منشی افندی نیز خوانده میشد، به امور موقوفات حرمین رسیدگی میکرد (اوزون چارشیلی، همان، ٤٣٤). در سلسله مراتب تبرداران خاصه ٨ نفر قمهبند قرار داشتند که آنان را بیچاقلی مینامیدند («دائرةالمعارف»، همانجا).
در دوران فرمانروایی عثمانیان بسیاری از افراد هر دو صنف بالطهجی با ابزار لیاقت، به مقامات عالی اداری و سیاسی عثمانی حتێ مقام صدرات رسیدند که از آن جمله بالطهجی محمدپاشا، ابراهیم پاشا نوشهرلی (ﻫ م)، نصوح پاشا و عزت محمدپاشا را میتوان نام برد (عثمانزاده، ٤٧؛ شیخی، ١٣٤، ٤٣٦؛ IA, II/ ٢٨٧).
مآخذ
شیخی، محمد افندی، وقایع الفضلاء (ذیل الشقائق النعانیة)، به کوشش عبدالقادراوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
عثمانزادهنائب، احمد، حدیقةالوزرا، فرایبورگ، ١٩٦٩م؛
«کتاب مستطاب» (ﻧﮑ : ملـ)؛
نیز:
IA;
«kitâb-I müstetâb», Osmanlı develet teṣkislatrana dair Kayaklar, ed. Y. yücel, ankara, ١٩٨٨;
koçu, R. E., Istanbul ansilopedisi, istanbul, ١٩٦٠;
Pakalin, M. Z., Osmanliıtarih deyimleri ve terimleri sozlüğü, istanbul, ١٩٨٣;
Şem' dânî- zâde, S,. mür ‘i‘ t-tevarih, ed. M.M. aktepe, istanbul, ١٩٧٨;
türkiye diyanet vak fi İslâm ansiklopedisi, istanbul, ١٩٩٢;
Tursun Bey, Târîh-Ebü‘ l-feth, ed. A. M. tuluni. Istanbul, ١٩٧٧;
Uzunçarṣili, İ. H., osmani devleti teṣkilâindan kapukulu ocaklari, Ankara, ١٩٨٤;
id, osmanli devletinin saray teṣkilatiو Ankara, ١٩٨٤.
علیاکبر دیانت