دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٨٥ - ابن حجی
ابن حجی
نویسنده (ها) :
محمد عبدعلی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ حِجّی، ابوالعباس شهابالدين احمد بن علاءالدين حجی ابن موسی (٧٥١-٨١٦ ق/ ١٣٥٠-١٤١٣ م)، محدث، فقيه شافعی و مورخ دمشقی. وی در دمشق متولد شد و در همانجا پرورش يافت (مقريزی، ٢٧٦؛ ابن قاضی شهبه، ٤/ ١١). ابتدا قرآن را حفظ كرد (سخاوی، الضوء، ٢٦٩) و سپس نزد پدرش علاءالدين حجی (د ٧٨٢ ق/ ١٣٨٠ م) ــ كه فقيه نامدار شام و مردی زاهد و پارسا بود (ابن حجر، الدرر الكامنة، ٢/ ١٠٥) ــ و بهاءالدين ابوالبقا و چند تن ديگر فقه آموخت. همچين از استادان زمانش از جمله اذرعی، عمادالدين حسبانی، ابن قاضی زبدانی، ابن خطيب يبرود، غزی، تاجالدين سُبكی و شمسالدين موصلی بهره گرفت (ابنحجر، انباء الغمر، ٧/ ١٢٢؛ سخاوی، همان، ٢٦٩، ٢٧٠). به گفتۀ خود او، پدرش كه سرپرست و از نخستين استادان او بود در تعيين جهت تحصيلات او، به ويژه در رشتۀ حديث تأثير داشت (ابنحجر، همان، ٧/ ١٢٣). ابنحجّی حديث را نزد ابنكثير و ابن رافع آموخت و از بسياری، از جمله عماد بن شيرجی و احمد بن اسماعيل و محمد بن حميد و ابن اميله و صلاح بن عمر حديث شنيد و گروهی به وی اجازۀ روايت دادند (همان، ٧/ ١٢٢؛ سخاوی، همان، ٢٧٠). علاوه بر محدثان دمشق از گروهی از استادان شهرهای مختلف از جمله قدس، مدينه، بعلبك و حلب نيز اجازه دريافت داشت (نعيمی، ١٣٩-١٤١) كه بنابر مرسوم، نام آنها را با تمام جزئيات تحصيل خود و همراه با كتابهای درسی در نوشتههايی موسوم به المعجم آورد. وی بر اثر پشتكار بسيار در فقه و حديث برجسته و ممتاز شد (ابن حجر، همانجا) و در بسياری از مدارس شافعی سرزمينهای شام تدريس كرد (نعيمی، ١٤٣). ابن حجی دربارۀ مدارس عصر خود كتابی نوشت به نام الدارس من اخبار المدارس و در آن زندگینامۀ وقف كنندگان و مدرسان را تا زمان خود گرد آورد. ابن قاضی شهبه اين كتاب را نفيس و دارای اطلاعات بسيار دانسته است (٤/ ١٢). به گفتۀ نعيمی بيشتر اين كتاب در حملۀ تاتارها سوخت (١/ ١٤٣). ابن حجی علاوه بر تدريس حديث و فقه در مدارس، دارای مقام فتوی نيز بود و چندی به نيابت قضا رسيد. همچنين در مسجد اموی وعظ میگفت و نظارت آنجا را نيز برعهده داشت. وی بارها به قاهره رفت، و در آنجا حديث گفت و درس و فتوی داد. ابنحجر (د ٨٥٢ ق/ ١٤٤٨ م) در همان شهر با او ملاقات كرده و از محضر او بهره گرفته است. پس از اين ملاقات بود كه ابن حجی در عنوان كتاب تعليق التعليق ابن حجر بر حافظ بودن او گواهی داد (ابن حجر، همان، ٧/ ١٢٢، ١٢٣؛ سخاوی، همانجا). او در آخرين سفر به قاهره در ٨٠٨ ق/ ١٤٠٥ م حامل نامهای از طرف نايب دمشق الملك المؤيد امير شيخ محمودی (د ٨٢٢ ق/ ١٤٢١ م) ــ پيش از به سلطنت رسيدن او ــ برای ملك ناصر فرج بن برقوق (مه ٨١٥ ق/ ١٤١٢ م) بود (مقريزی، ٤(١/ ٢٧٧؛ ابن حجر، همانجا). وی پس از اين سفر به دمشق بازگشت و تا پايان عمر در همانجا ماند. ابن حجی بعد از آنكه از يورش تاتارها جان به سلامت برد مقام نيابت قضا را ترك كرد و پس از آن بارها از او برای مقام قاضی القضاتی دمشق دعوت شد، ولی نپذيرفت و باقی عمر را به عبادت و تأليف كتاب و اشتغالات ديگر گذراند. وی در اواخر عمر از دانشمندان برجستۀ شام به شمار میآمد. ابن قاضی شهبه، شاگرد وی كه به اعتراف خود از او بهرههای بسيار گرفته، از خصوصيات برجستۀ اخلاقی و علمی او سخن گفته است (٤/ ١٣). ابن حجی دارای تأليفات بسياری بوده است كه غير از معجم نام استادانش و الدارس من اخبار المدارس، عبارتند از: شرح بر بخشی از المحرر ابن عبدالهادی؛ ردّيه بر المهمات و الالغاز اسنوی (د ٧٢٢ ق/ ١٣٧٠ م) كه در آنها اشتباههای او را مشخص كرده؛ جمع المفترق، دربارۀ فوائد علوم مختلف (ابن قاضی شهبه، ٤/ ١٢؛ ابن حجر، همان، ١/ ١٢٣). سخاوی اثر ديگری نيز به ابن حجی نسبت داده كه ذيلی است بر وفيات تقیالدين بن رافع (د ٧٧٤ ق/ ١٣٧٢ م) (اعلان، ٣٣٤؛ حاجی خليفه، ٢/ ٢٠١٩). آثار ابن حجی بجز ذيل او بر تاريخ ابن كثير تاكنون به دست ما نرسيده است (منجد، ٢٣٠). ذيل تاريخ ابن كثير مهمترين اثر ابنحجی است كه مؤلف حوادث و وفيات سالهای ٧٤١ تا ٧٦٠ و ٧٦٩ ق تا نزديك مرگش را در آن آورده است. وی تاريخ خود را ماه به ماه تنظيم كرده و حوادث هر ماه را جداگانه ثبت كرده است. به درخواست ابن حجی، ابن قاضی شهبه حوادث بين سالهای ٧٦٠- ٧٦٨ ق را كه مؤلف نياورده بود تكميل كرد و علاوه بر آن، آخرين وقايع مصر و ديگر كشورها را نيز بدان افزود. افزون بر اين، ابن قاضی شهبه زندگینامههای افراد ديگری را با تفصيل بيشتر در اين كتاب بيان داشت و اين تاريخ را در ٧ جلد مفصل تا آخر ٨٤٠ ق فراهم آورد (ابن قاضی شهبه، ٤/ ١٢، ١٣؛ ابنحجر، همان، ٧/ ١٢٣؛ سخاوی، همان، ٣١٠، ٣١١؛ GAL, II/ ٦٣). ابن طولون (د ٩٥٣ ق/ ١٥٤٦ م) اين اثر را با نام التاريخ التذييل (؟) در شمار تأليفات ابنحجی آورده است (١/ ١٨١)، اما حاجی خليفه بر خلاف مؤلفان ديگر اين اثر ابن حجی را ذيل بر عبر الاعصار حسينی دانسته و مشخصات آن را همانند منابع قديمتر ذكر كرده است (١/ ٢٧٧، ١١٢٢). نسخهای از اين اثر تاريخی ابن حجی در كتابخانۀ برلين موجود است كه آن را به ابن حجر عسقلانی نسبت دادهاند، اما آلوارت با دلايلی آشكار اين انتساب را نادرست خوانده و اين اثر را همان ذيل تاريخ ابن كثير تأليف ابن حجی به شمار آورده است. اين نسخه (كه احتمالاً میبايست دو جلد بوده باشد) شامل وقايع و وفيات سالهای ٧٩٦- ٨١٥ ق است كه در اين بين وقايع سالهای ٨٠٥ - ٨٠٨ ق افتاده است (II/ ٦٥-٦٦). صلاحالدين منّجد اعتقاد دارد كه ابن حجر در كتاب انباء الغمر از مطالب تاريخ ابنحجی استفادۀ فراوان كرده و آخرين مطالبی كه در آن از كتاب ابن حجی نقل شده، در شرح حال محمد بن عثمان السلمی الدمشقی (د ٨١٥ ق/ ١٤١٢ م) است. بروكلمان اثری را كه ووستنفلد به ابن حجی نسبت داده، يعنی تكملۀ تاريخ ذهبی، جلد ٢٣ مسالك الابصار عمری (د ٧٤٩ ق/ ١٣٤٨ م) دانسته است (GAL، همانجا).
مآخذ
ابن حجر، احمد بن علی، انباء الغمر، به كوشش عبدالوهاب النجاری، حيدرآباد دكن، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
همو، الدرر الكامنة، به كوشش محمد عبدالمعيد خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
ابن طولون، محمد، القلائد الجوهرية، به كوشش محمد احمد دهمان، دمشق، ١٤٠١ ق/ ١٩٨٠ م؛
ابن قاضی شهبه، احمد بن محمد، طبقات الشافعية، به كوشش حافظ عبدالعليم خان، حيدرآباد دكن، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الاعلان بالتوبيخ، به كوشش فرانتس روزنتال، بغداد، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م؛
همو، الضوء اللامع، بيروت، ١٣٥٣ ق؛
مقريزی، احمد بن علی، كتاب السلوك، به كوشش سعيد عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٩٧٢ م؛
منجد، صلاحالدين، معجم المورخين الدمشقيين، بيروت، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م؛
نعيمی، عبدالقادر بن محمد، الدارس فی تاريخ المدارس، به كوشش جعفر الحسنی، دمشق، ١٣٦٧ ق/ ١٩٤٨ م؛
نيز:
Ahlwardt;
GAL.
محمد عبدعلی