دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٣٢ - بحیر بن ورقاء صریمی
بحیر بن ورقاء صریمی
نویسنده (ها) :
عنایت الله فاتحی نژاد
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَحیرِ بْنِ وَرْقاءِ صَریمی (د ٨١ق/ ٧٠٠م)، از سرداران دورۀ اموی در خراسان. وی از تیرۀ بنی صریم بن مُقاعِس از قبیلۀ بنی تمیم بود (ابنحزم، ٢١٨). در پارهای منابع، نام وی بُجَیر ضبط شده است (مثلاً ﻧﻜ : بلاذری، ٤١٥؛ ابنحزم، همانجا). همۀ شهرت بحیر به دورۀ فعالیتش در خراسان و اوج نزاعهای قبیلهای بازمیگردد.
در جریان جنگها و درگیریهای عبدالله بن زبیر با بنیامیه بر سر خراسان، عبدالله بن زبیر عبدالله بن خازم سُلَمی را به ولایت خراسان گماشت. نخست بنی تمیم او را در جنگ با بنی ربیعه و اوس بن ثعلبه یاری کردند و چون خراسان به اطاعت عبدالله درآمد، وی با بنی تمیم بدرفتاری آغاز کرد. از این رو، گروهی از آنان در هرات سر به شورش برداشتند و محمد فرزند عبدالله را که والی هرات بود، در ٦٥ق/ ٦٨٥م به قتل رساندند (بلاذری، ٤١٤-٤١٥؛ طبری، ٥/ ٦٢٣؛ نیز ﻧﻜ : گردیزی، ٢٤٢). از آن پس، درگیری و کشمکش در خراسان میان بنی تمیم و عبدالله بن حازم- در واقع جنگ میان امویان و زبیریان- ادامه یافت (ﻧﻜ : طبری، ٥/ ٦٢٤-٦٢٥).
به گزارش گردیزی (ص ٢٤٣)، سرانجام، عبدالملک بن مروان در ٧١ق/ ٦٩٠م بحیربن ورقاء را که از زبیریان روی برتافته، و در شمارجنگاوران بود (طبری، ٥/ ٦٢٤)، به حکومت خراسان گماشت؛ اما مورخان دیگر به حکومت بحیر بر خراسان تصریح نکردهاند. بحیر در ٧٢ق در رأس سپاهی از بنیتمیم طوس را تصرف کرده، روی به ابرشهر (نیشابور) نهاد و عبدالله بن خازم را از آنجا راند. عبدالله به ترمذ، و از آنجا به مرو گریخت و به قصد انتقام جویی گروهی از بنی تمیم را کشت. بحیر به تعقیب وی پرداخت و در نزدیکی مرو با او جنگید، سپس او را به همراه دو فرزندش عنبسه و یحیى به قتل رساند (٧٣ق). آنگاه قاصدی روانۀ شام کرد تا خبر قتل عبدالله بن خازم را به عبدالملک بن مروان برساند (بلاذری، ٤١٥-٤١٦؛ طبری، ٦/ ١٧٦-١٧٧، ١٩٩).
زمانی که بحیر سرگرم جنگ و گریز با عبدالله بن خازم بود؛ بُکیر بن وشاح (ﻫ م) والی مرو از اطاعت عبدالله بن زبیر سر بر تافت و عبدالملک نیز او را به ولایت خراسان گماشت (همانجا). به روایتی بکیر که خود را در خطر دید، بحیر را آزاد کرد و با پرداخت مبلغی هنگفت با او از درمصالحه درآمد. بحیر پس از آزادی به استقبال امیه شتافت و در نزدیک نیشابور به خدمت درآمد (همانجا)و امیه نیز نیز اورا به ریاست شرطه گماشت و بحیر تا ٧٧ق بر این منصب بود (همو، ٦/ ٢١٠، ٣١٥-٣١٦؛ ابن عثم، ٥/ ٣٤٩).
در ٧٧ق/ ٦٩٦م چون امیه قصد گشودن بخارا کرد، بکیربن وشاح در مرو مردم را بر ضد او شوراند. امیه دست از بخارا برداشت و روی به سوی مرو نهاد وبکیر را دستگیر کرد، اما بحیر که از بکیر کینه به دل داشت، با موافقت ـ یا حتى امرِ ـ امیه او را به قتل رساند (بلاذری، ٤١٦-٤١٧؛ طبری، ٦/ ٣١٥-٣١٧، ٣٣١؛ نیز ﻧﻜ : ابن عساکر، ٩/ ١٦٣).
پس از امیه، بحیر به خدمت مهلب بن عوف بن ابی صفره والی جدید خراسان درآمد، اما چندی بعد گروهی از بنی عوف بن کعب همپیمان شدند تا انتقام خون بکیر را بگیرند. از این رو، در ٨١ق یکی از ایشان که توانسته بود اعتماد بحیر را جلب کند، در اردوگاه مهلب در مرو، بحیر را کاردی زد که بر اثر آن قتل رسید (طبری، ٦/ ٣٣٢-٣٣٣؛ نویری، ٢١/ ٢٢٩).
مآخذ
ابناعثم کوفی، احمد، الفتوح، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١١ق/ ١٩٩١م؛ ابنحزم، علی، جمهرةانساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛ ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛ بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٦م؛ طبری، تاریخ؛ گردیزی، عبدالحی، زینالاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛ نویری، احمد، نهایةالارب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م.
عنایتالله فاتحینژاد