دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٧٢ - حصین بن نمیر
حصین بن نمیر
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُصَیْنِ بْنِ نُمَیْر، ابوعبدالرحمان (مق محرم ٦٧/ اوت ٦٨٦)، سردار مشهور در دورۀ خلافت یزید بن معاویه و مروان بن حَکَم. نسب او از طریق سَکُون، از تیرههای مهم بنواَشرَس، به قبیلۀ بـزرگ کِنـده میرسید (بـرای سلسلهنسب او، نک : کلبی، ١/ ١٨١؛ ابندرید، ٣٦٨، ٣٧١؛ نیز نک : ابنحزم، ٤٢٩؛ ابنعساکر، ١٤/ ٣٨٢).
دربارۀ سوابق حصین بن نمیر، مطالبی قابل نقد و بررسی در مآخذ موجود آمده است که به احتمال بسیار بر اثر خَلط میان او و اشخاص دیگر با نام و نسب مشابه، یا تصحیف و تحریف در متن روایات پدید آمدهاند. در روایتی، یکی از اصحاب پیامبر (ص)، با نام و نسب حصین بن نمیر، همراه مغیرة بن شعبه در شمار کاتبان رسول خدا (ص) شمرده شده است (ابوعلی مسکویه، ١/ ٢٧٤؛ خزاعی، ٢٩٠-٢٩١؛ نیز نک : ابنحجر، الاصابة، ٢/ ٢٢؛ قلقشندی، ١/ ٩١-٩٢)، اما به روایت دیگری، صحابی مذکور از بنی عبدمناة بود (ابنعبدربه، ٤/ ٢٤٥؛ دربارۀ صحابی دیگر با نام و نسب حصین ابن حارث بن مُطلب بن عبدمناف، نک : ابنحبان، ٣/ ٨٨؛ ابونعیم، ٢/ ١٢٣؛ ابنحجر، همان، ١/ ٢٢٩). در برخی از مآخذ از صحابی دیگری با نام و نسب حصین بن حمام انصاری شاعر یاد شده (دارقطنی، ٢/ ٥٤٧، ٥٥٠)، که به احتمال بسیار همان است که ابنحجر (همان، ٢/ ٢١-٢٢) از او با نام حصین بن نمیر انصاری یاد کرده است. ازاینرو، بسیار محتمل است که کاتب رسول خدا (ص) یکی از اصحاب مذکور بوده است.
در روایتی مربوط به ماجرای ارتداد قبایل عربی، ازجمله کنده و تیرههای آن، در دوران خلافت ابوبکر (طبری، ٣/ ٣٣٣) و نیز در روایتی مربوط به آغاز پیکار قادسیه در دوران خلافت عمر (همو، ٣/ ٤٨٥)، از حصین بن نمیر هم نامی به میان آمده، اما این روایتها از سیف بن عمر تمیمی نقل شده است و در روایات دیگر مربوط به این حوادث در دیگر مآخذ، نامی از حصین بن نمیر دیده نمیشود. همچنین، روایتی منقول از حصین بن نمیر، حاکی است که وی بلال حبشی (ه م) را در ناحیۀ اردن درک کرده (ابنعساکر، ١٤/ ٣٨٢، ٣٨٣؛ ابنعدیم، ٦/ ٢٨١٩؛ نیز نک : مزی، ٦/ ٥٤٨)، و با توجه به قول مشهور در تاریخ درگذشت بلال، تاریخ تولد حصین بن نمیر، سالهایی پیش از ٢٠ ق/ ٦٤١ م بوده است. بااینهمه، اگرچه این روایت از طریق یزید بن حصین نقل شده (نک : ابنعساکر، همانجا: یزید بن الحصین عن ابیه قال: شهدتُ بلالاً ... ) و حصین بن نمیر فرزندی بـه این نام داشت (نک : دنباله مقاله)، اما شماری از رجالشناسان، بحث تفاوت حصین بن نمیر راوی از بلال (ابنحبان، ٤/ ١٥٧) را با حصین بن نمیر، سردار مشهور، مطرح کردهاند (ابنحجر، همان، ٢/ ٧٩، تهذیب ... ، ٢/ ٣٩٢؛ نیز نک : بخاری، ٢(١)/ ٤-٥).
همچنین، در برخی از روایات مربوط به واقعۀ کربلا، نامی از حصین بن نمیر، به عنوان رئیس شرطۀ عبیدالله بن زیاد در کوفه به میان آمده است (دینوری، ٢٤٠، ٢٤٣، ٢٤٦، ٢٥٨؛ مفید، ٢/ ٥٧؛ ابناثیر، ٤/ ٤١) و برخی او را همان حصین بن نمیر معروف تلقی کردهاند (مثلاً نک : دینوری، ٢٩٥)، اما بیگمان در نسب این شخص در آن روایات، تحریفی پیش آمده و چنانکه روایتهای واقعۀ کربلا نشان میدهند، نام و نسب صحیح گماشتۀ ابنزیاد، حصین بن تمیم تمیمی بوده است (بلاذری، ٣/ ٣٧٧، ٣٨٧، ٤٠٢؛ طبری، ٥/ ٤٣٩، ٤٤٩؛ سمعانی، ٢/ ٦٢).
از سوابق حصین بن نمیر، سردار مشهور، این اندازه میدانیم که هنگام عزیمت معاویه به سوی صفین، از امرای او بود (نصر بن مزاحم، ١٢٨) و با سپاه شام به صفین آمد (ابنعساکر، ١٤/ ٣٨٢). از روایتی نیز، حضور وی در دربار معاویه دریافته میشود (طبری، ٥/ ٥٠١-٥٠٣). در دورۀ خلافت یزید، حصین بن نمیر، فرماندهی جُند حمص و نبردهای فصلی با رومیان را در ناحیۀ سوریه برعهده داشت (ابنعساکر، همانجا؛ ابنعدیم، ٦/ ٢٨٢٣).
در ٦٣ ق/ ٦٨٣ م، یزید بن معاویه لشکری به فرماندهی مُسلم ابن عُقبۀ مُرّی برای سرکوب جنبش مردم مدینه و عبدالله بن زبیر در مکه، به حجاز گسیل داشت که در این لشکر، فرماندهی اهالی حمص با حصین بن نمیر بود (یعقوبی، ٢/ ٢٥١-٢٥٢؛ نیز نک : ابنسعد، ٤/ ٢٩٢-٢٩٣، ٦/ ٢١٦؛ طبری، ٥/ ٤٩٠). فرماندهی کل این سپاه، به دستور یزید، پس از مسلم بن عقبه، میبایست به حصین ابـن نمیر میرسید (همو، ٥/ ٤٨٤؛ نیز نک : بلاذری، ٥/ ٣٤٠). پس از سرکوب مردم مدینه (برای تفصیل، نک : ه د، حَره)، سپاه مذکور رو به سوی مکه نهاد تا کار را بر عبدالله بن زبیر یکسره کند، اما در میانۀ راه، مسلم بن عقبه که سخت پیر و بیمار بود، به بستر مـرگ افتـاد (محـرم ـ صفـر ٦٤ ق) و بـه دستـور خلیفه و گویا برخلاف میل خود، حصین بن نمیر را به جانشینی خویش گماشت (خلیفه، ١/ ٣٢٠؛ بلاذری، ٥/ ٣٤٩، ٣٥٧؛ دینوری، ٢٦٧؛ یعقوبی، ٢/ ٢٥١؛ طبری، ٥/ ٤٩٦؛ ابوالعرب، ١٧٤).
حصین بن نمیر سپاه را بهسمت مکه برد و شهر و مسجدالحرام را در محاصره گرفت و آنجا را با منجنیق، آماج سنگباران قرار داد (خلیفه، ١/ ٣٢٠-٣٢١؛ بلاذری، ٥/ ٣٥٩؛ یعقوبی، همانجا؛ نیز نک : الامامة ... ، ٢/ ٩-١٠)، اما در نیمۀ ربیعالاول ٦٤، با انتشار خبر مرگ یزید (نک : کلبی، ١/ ٢٩٢؛ طبری، ٥/ ٥٠١؛ نیز نک : الامامة، ٢/ ١٢) و بـلاتکلیفی دربـارۀ جانشینـی او (برای تفصیل، نک : ه د، بنیامیه)، حصین بن نمیر که نمیدانست برای چه کسی میجنگد، عبدالله بن زبیر را به مذاکره فراخواند. بنا بر روایات، که در جزئیات توافق ندارند، حصین بن نمیر در مذاکره با ابنزبیر، به او پیشنهاد داد تا با هم به شام روند و همگان با او به خلافت بیعت کنند، اما عبدالله نپذیرفت (بلاذری، ٥/ ٣٦٢-٣٦٤، ٣٦٧؛ دینوری، ٢٦٨؛ طبری، ٥/ ٥٠٢؛ نیز نک : مسعودی، ٣/ ٢٨١؛ الامامة، همانجا). گفته شده است که حصین بن نمیر، عبدالله بن عمر را نیز به خلافت دعوت کرد (بلاذری، ٥/ ٣٦٤).
به روایتی، حصین پس از مرگ یزید، نامهای از مروان بن حکم ــ که این زمان در مدینه بود (همو، ٦/ ٢٥٧) ــ دریافت داشت تا مأموریت خویش را در سرکوب عبدالله بن زبیر ادامه دهد (یعقوبی، ٢/ ٢٥٣). ازاینرو، بعید نیست که حصین در واقع قصد فریب ابنزبیر را داشته است تا او پناهگاه امن خود را در مکه رها کند و دسترسی به او آسان باشد و بدینگونه، این مدعی بزرگ خلافت از پیش پای بنیامیه برداشته شود. پس از آنکه مذاکرات به جایی نرسید، حصین بن نمیر هنگام بازگشت به سمت شام، از ابنزبیر خواست تا اجازه دهد سپاه شام بیتالله را طواف کنند (بلاذری، ٥/ ٣٦٧؛ طبری، ٥/ ٥٠١).
در شامْ امویان و هواداران ایشان در کشاکش انتخاب جانشین یزید بودند و حصین آشکارا دل با مروان بن حکم داشت (همو، ٥/ ٥٣٥). آنگاه چون با مروان بن حکم به خلافت بیعت شد، وی از فرماندهان سپاهی بود که به سرکوب ضحاک بن قیس، هوادار ابنزبیر، گسیل گردید (همو، ٥/ ٣٠٤). سپس چون عبیدالله بن زیاد قصد داشت که از سوی مروان، با سپاهی انبوه از شمال جزیره، به عراق درآید، حصین بن نمیر را بر بخشی از لشکر گمـاشت (همو، ٦/ ٨٨- ٨٩؛ مسعـودی، ٣/ ٢٩٤؛ نیز نک : ابوالعرب، ١٨٧). از سوی دیگر، سپاهی شامل گروهی چشمگیر از کوفیان، به رهبری سلیمان بن صُرد خُزاعی، برای انتقام واقعۀ کربلا و مقابله و نبرد با لشکر ابنزیاد، به نواحی عینالورده در جزیره، شمال عراق آمده بودند (برای تفصیل، نک : ه د، توابین). ابنزیاد، حصین بن نمیر را بر سر ایشان گسیل داشت (جمادیالآخر ٦٥/ ژانویۀ ٦٨٥) و او در دیدار با سلیمان، بر حرمت سن و مراتب فضل وی تأکید کرد و گفت که نبرد با او را خوش نمیدارد؛ سپس در جنگی که درگرفت و به روز بعد نیز رسید، توابین از حصین ابن نمیر شکست خوردند (بلاذری، ٦/ ٣٧٠-٣٧١؛ طبری، ٥/ ٥٩٦، ٥٩٩ بب ). آنگاه چون ابراهیم بن مالک اشتر، از سوی مختار بن ابیعبید ثقفی مأموریت یافت تا سپاه عبیدالله بن زیاد را سرکوب کند، حصین بن نمیر ــ که از فرماندهان سپاه ابنزیاد بود (بلاذری، ٦/ ٤٢٥) ــ در ناحیۀ خازر، در حوالی موصل، در جنگ کشته شد (همو، ٦/ ٤٢٦؛ طبری، ٦/ ٩٠؛ نیز نک : خلیفه، ١/ ٣٣٢؛ دینوری، ٢٩٥؛ ابوالعرب، همانجا). ابراهیم بن مالک، جسد حصین بن نمیر را همراه جسد ابنزیاد، به آتش کشید و سر او را مختار ثقفی، همراه سر دیگر بزرگان سپاه شام، به مدینه نزد محمد حنفیه فرستاد (ابنحبیب، ٤٩١؛ بلاذری، ٣/ ٤٧٨؛ یعقوبی، ٢/ ٢٥٩؛ ابنعساکر، ١٤/ ٣٨٨؛ نیز نک : ابوالعرب، همانجا).
فرزند حصین، بهنام یزید (د ١٠٣ق/ ٧٢١ م)، که از طبقۀ تابعین شام شمرده میشد (ابنعساکر، ٦٥/ ١٥٥)، در نبرد با توابین حضور داشت و گفتهاند همو بود که به سوی سلیمان بن صرد تیر افکند (ابنسعد، ٤/ ٢٩٣؛ بلاذری، ٣٧١؛ مسعودی، همانجا). وی در دورۀ سلیمان بن عبدالملک و عمر بن عبدالعزیز ولایت حمص را داشت (ابنعساکر، ٦٥/ ١٥٧، ١٥٨؛ ابنحجر، الاصابة، ٦/ ٢٣٩؛ نیز نک : کلبی، همانجا). فرزند یزید بن حصین، معاویه نیز به ولایت حمص رسید و اخباری از فعالیتهای او در دورۀ خلافت ولید بـن یزید اموی در دست است (نک : بلاذری، ٩/ ٢٢٤، ٢٦٥؛ طبری، ٧/ ٢٦٣ بب ، ٣١٢؛ ابنعساکر، ١٥/ ٨٣، ٥٩/ ٢٩٦؛ نیز نک : کلبی، همانجا).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛
ابنحبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
ابنحبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ١٣٦١ ق؛
ابنحجر عسقلانی، علی، الاصابة، بیروت، ١٣٢٨ ق؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٥ ق؛
ابنحزم، علی، جمهرة انساب العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٢ م؛
ابندرید، محمد، الاشتقاق، به کوشش عبدالسلام محمدهارون، قاهره، ١٣٧٨ ق/ ١٩٥٨ م؛
ابنسعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن عبد ربه، احمد، العقد الفرید، به کوشش عبدالمجید ترحینی، بیروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٣ م؛
ابنعدیم، عمر، بغیة الطلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٨٨ م؛
ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ ق/ ١٩٩٥ م؛
ابوالعرب، محمد، المحن، به کوشش یحیى وهیب جبوری، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
ابوعلی مسکویه، احمد، تجارب الامم، به کوشش ابوالقاسم امامی، تهران، ١٣٧٩ ش/ ٢٠٠١ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، معرفة الصحابة، به کوشش محمد حسن اسماعیل و عبدالحمید سعدنی، بیروت، ١٤٢٢ ق/ ٢٠٠٢ م؛
الامامة و السیاسة، منسوب به ابنقتیبه، به کوشش طه محمد زینی، بیروت، دارالمعرفة والنشر؛
بخاری، محمد، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ ق / ١٩٩٦ م؛
خزاعی، علی، تخریج الدلالات السمعیة، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٠م؛
دارقطنی، علی، المؤتلف و المختلف، به کوشش موفق بن عبدالله، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٥٩ م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ ق؛
طبری، تاریخ؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشى، قاهره، وزارة الثقافة و الارشاد القومی؛
کلبی، هشام، نسب معد و الیمن الکبیر، بهکوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٨ ق/ .١٩٨٨ م؛
مـزی، یـوسف، تهذیب الکمال، به کـوشش بشار عـواد معروف، بیروت، ١٩٨٨ م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش شارل پلا، بیروت، ١٩٦٦ م؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، ١٤١٣ ق؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٩٦٢ م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٩٦٠ م.
علی بهرامیان