دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٥٠ - ابن صقر
ابن صقر
نویسنده (ها) :
بخش تاریخ
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ صَقْر، ابوالعباس احمد بن عبدالرحمن بن محمد بن عبدالرحمن بن محمد بن صقر انصاری خزرجی، فقیه، محدث، ادیب و قاضی مالکی مذهب اندلسی سدۀ ٥-٦ق / ١١-١٢م. نیای وی اصلاً در سرقسطه، شهری که «انصار» مهاجر در آنجا وطن گزیده بودند، میزیست و به سبب بروز نابسامانیهای سیاسی به بلنسیه نقل مکان کرد. عبدالرحمن پدر ابن صقر در ٤٥٤ق / ١٠٦٢م در این شهر زاده شد (ابن خطیب، ١ / ١٨٢؛ ابن قاضی، ٢ / ٤٠٨-٤٠٩). از او به عنوان راوی و مورخی یاد کردهاند که در طلب علم به شهرهای بسیار در مغرب و اندلس چون فاس، غرناطه، قرطبه، مالقه و المریه سفر کرد. وی آثار بسیاری به صورت گزیدههایی از کتب تاریخ و سیر و مغازی به جای گذارد و سرانجام در ٥٢٣ق / ١١٢٩م به روایتی ٥١١ق / ١١١٧م در مراکش که چند سال آخر عمر را در آنجا میگذرانید، درگذشت (همانجا). ابن صقر در المریه که پدرش مدتی در آنجا اقامت داشت، زاده شد. در تاریخ تولد او اختلاف هست: در حالی که بیشتر نویسندگان، او را متولد ربیعالاول ٤٩٢ (ابن ابار، ١ / ٧٧؛ ابن فرحون، ١ / ٢١٤) دانستهاند، تنها ابن خطیب که مبسوطترین شرح حال او را نوشته، سال ٥٠٢ق را به عنوان تاریخ تولد وی ذکر کرده است (١ / ١٨٦). ابن صقر از کودکی زیر نظر مستقیم پدر تربیت شد و با او به مجالس استماع حدیث میرفت (همو، ١ / ١٨٣) و هم از این روست که پدر و پسر در برخی از مشایخ روایی خود مشترکند (قس: ابن قاضی، ٢ / ٤٠٨). به هر حال ابن صقر قرآن و قرائات مختلف آن را از پدر خود و ابوالحسن تُطَیْلی و ابوالعباس ابن فیرة بن مفضل فرا گرفت، و در ادبیات نزد کسانی چون ابوالحسن ابن باذش و ابوالقاسم ابن ابرش به شاگردی پرداخت، و از کسانی نظیر ابواسحاق ابن صواب و ابوبحر سفیان بن عاصی و غالب بن عطیه و ابن وضاح و ابوالفضل عیاض و خلف بن بشکوال و ابن عطیه روایت کرد (ابن ابار، ١ / ٧٦؛ ابن فرحون، ١ / ٢١١، ٢١٢).
به نظر میرسد که ابن صقر نیز مانند پدر در شهرهای مغرب و اندلس سفرها کرد. چه در سالهای پیش از ٥٣٦ق از حضور او در غرناطه و وادی آش سخن رفته است (ابن خطیب، ١ / ١٨٤)؛ اما در واپسین سالهای فرمانروایی مرابطون، به مراکش بازگشت و روایت ابن قاضی مکناسی (٢ / ٤٠٩) مبنی بر آنکه ابن صقر در فاس، به دکانی در غرب مسجد جامع آنجا به استنساخ و صحافی کتاب میپرداخت و هم در آن شهر موعظه میکرد، باید مربوط به همین سالها باشد؛ نیز در همین سالها بود که ابوعبدالله ابن حسّون قاضی مراکش، ابن صقر را به عنوان کاتب برگزید. پس از عزل ابن حسّون، وی منصب قضا یافت و سپس امام جماعت شد. ابن صقر ظاهراً در همین مقام بود که موحدون در شوال ٥٤١ق مراکش را تصرف کردند و به دنبال آن کتابخانۀ بزرگی که وی فراهم کرده و بسیاری از کتابهای آن را به خط خود نوشته بود، در این واقعه از میان رفت. عبدالمؤمن موحدی پس از تصرف آن دیار، ابن صقر را نخست به قضای مراکش و سپس به قضای غرناطه و آنگاه به قضای اشبیلیه برگزید (ابن خطیب، ١ / ١٨٣، ١٨٥-١٨٦؛ ابن فرحون، ٢ / ٢١٣). از مشاغل قضایی او به روزگار فرمانروایی ابویعقوب یوسف موحدی یاد نشده، تنها گفتهاند که این امیر، ابن صقر را به خدمت کتابخانه برگزید که به گفتۀ ابن خطیب (١ / ١٨٤) به دیدۀ موحدون از مناصب مهمی به شمار میرفت که جز دانشمندان و بزرگان اهل علم را بدان راه نبود. با اینهمه دانسته نیست که چرا ابن صقر، به رغم اهمیتی که در دستگاه موحدون داشت و به وی بسیار ارج مینهادند، به مراکش بازگشت و تا پایان عمر همانجا سکنی گزید. تاریخ درگذشت او را نیز به اختلاف یاد کردهاند. ابن خطیب جمادیالاول ٥٥٩ق را تاریخ درگذشت او دانسته (١ / ١٨٦) و معلوم نیست چرا پالنثیا (ص ٢٨١) همین روایت را پذیرفته و ذکر کرده است، در حالی که دیگران ٥٦٩ق را ذکر کردهاند (مثلاً ابن ابار، ١ / ٧٧؛ ابن فرحون، ١ / ٢١٤).
ابن صقر را محدثی ثقه و کاتبی بلیغ و شاعری ماهر (برای اشعار او نک: مقری، ٣ / ٣٣٣؛ ابن خطیب، ١ / ١٨٥) و متکلمی برجسته و خوشنویسی چیرهدست شمردهاند که نسبت به دنیا بسی بیاعتنا بود و با آنکه از امیران موحدی عطایا به وی میرسید، به اندک قوتی قناعت میورزید و چون درگذشت هیچ میراثی بر جای نگذارد. با اینهمه طبعی بلند و همتی عالی داشت (ابن خطیب، ١ / ١٨٣؛ ابن فرحون، ١ / ٢١٣). وی علاوه بر مشاغل یاد شده، مجالس درس نیز داشت و برخی از آنها چندان شهرت یافته بود که حتی امیر موحدی نیز در شمار طلاب در آن شرکت میجست (ابن ابار، ١ / ٧٦). پسرش ابوعبدالله بن احمد بن صقر و نیز ابوخالد یزید بن رفاعه و ابومحمد بن محمد قضاعی از او روایت کردهاند (همو، ١ / ٧٧؛ ابن خطیب، ١ / ١٨٤).
آثـار
ابن صقر تصانیفی نیز داشته که به گفتۀ ابن خطیب بر دانش و ادراک و تسلط او بر موضوع آن آثار گواه بوده است: کتاب شرح شهاب الاخبار قضاعی و انوار الافکار فیمن دخل جزیرة الاندلس من الزهاد الابرار، که ناتمام ماند و پسرش پس از مرگ او آن را به پایان برد (ابن خطیب، ١ / ١٨٥). در کتابخانۀ طلعت قاهره نسخهای از شرح شهاب الاخبار، بیذکر نام مؤلف موجود است که در ٥٥٣ق تألیف شده و محتملاً همین اثر ابن صقر است (سید، ٢٣٠). نسخههای دیگری از همین اثر در کتابخانههای توپکاپی (TS, II / ١٣٨) و اوقاف العامۀ موصل (احمد، ٧ / ٢٨٥) نگهداری میشود.
مآخذ
ابن ابار، محمدبن عبدالله، التکملة، قاهره، ١٩٥٦م؛
ابن خطیب، محمدبن عبدالله، الاحاطة فی اخبار غرناطة، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٣ق / ١٩٧٣م؛
ابن فرحون، ابراهیم بن علی، الدیباج المُذْهب فی معرفة اعیان علماء المذهب، به کوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
ابن قاضی مکناسی، احمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٤م؛
احمد، سالم عبدالرزاق، فهرس مخطوطات مکتبة الاوقاف العامة فی الموصل، عراق. ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
پالنثیا، آنخل گونثالث، تاریخ الفکر الاندلسی، ترجمۀ حسین مؤنس، قاهره، ١٩٥٥م؛
سید، فؤاد، «نوادر المخطوطات فی مکتبة طلعت»، مجلة معهد المخطوطات العربیة، قاهره، ١٣٧٧ق / ١٩٥٧م؛
مقری تلمسانی، احمدبن محمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
نیز:
TS.
بخش تاریخ