دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤١ - اتحاد محمدی
اتحاد محمدی
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِتِّحادِ مُحَمَّدی، یا فرقۀ محمدیه، جمعیت محمدیه، سازمانی سیاسی ـ مذهبی كه اندكی پس از اعلان مشروطیت دوم در عثمانی (١٩٠٨ م)، برای استقرار و اجرای قوانین اسلام تأسیس یافت و در پی شورش ١٣ آوریل ١٩٠٩ (٣١ مارت ١٣٢٥ رومی در تقویم مالیۀ قدیم عثمانی) كه در تاریخ معاصر تركیه به «واقعۀ ٣١ مارت» معروف است و این جمعیت را محرك آن دانستهاند، برچیده شد (تونایا، I / ١٨٣؛ رضا، ٢٣٩).
اتحاد محمدی در ٥ آوریل ١٩٠٩ پس از انجام مراسم نیایش و مولودیخوانی در ایاصوفیه، با سخنرانی درویش وحدتی (تونایا، همانجا) كه از پیروان طریقت بكتاشیه بود (لوئیس، ٢١٥)، موجودیت خود را اعلان كرد (تونایا، I / ٢٠٣). وی كه مردم را به اتحاد و یگانگی میخواند، یادآوری كرد كه «این اتحاد به دو صورت در میان ما متجلی است: اسلامیت و عثمانیت». همچنانكه فرقههایی نظیر «جمعیت علمیه»، «جمعیت اسلامیه» و «جمعیت طلبۀ علوم» برای اسلامیتند، اكنون نیز «جمعیت محمدی» تأسیس میشود (همو، I / ٢٠٤).
از اعضای مؤسس این سازمان بجز درویش وحدتی، میتوان از شیخالاسلام فیضالله افندیزاده، شیخ الحاج محمد افندی و بدیعالزمان سعید كردی نام برد (همو، I / ١٨٢).
از اصول و عقاید و هدفهای این جمعیت «نشر انوار توحید»، «حركت در دایرۀ شرع شریف» و «مبارزه با مخالفات احكام شرعیه و قانونیه ومتجاوزان به حقوق عمومی» یاد شده است (همو، I / ١٩٩-٢٠٠). در نظامنامۀ جمعیت اتحاد محمدی كه در ٤٠ ماده تنظیم شده بود، آمده است كه رئیس جمعیت، حضرت محمد (ص) و میدان فعالیت آن تمام ممالك اسلامی است (همو، I / ٢٠٠). در این نظامنامه تأكید شده كه هدف و برنامۀ جمعیت، «ترویج قرآن كریم و شریعت مطهر» است كه یگانه راه «تهذیب اخلاق» و «ترقیات اجتماعی» به شمار میآید. همچنین تنظیم و تدوین قوانین براساس «شرع شریف» و «كتب فقهی» و نیز حفظ امت اسلامی از تعرض، تحت «لوای محمدی»، از دیگر هدفهای این جمعیت بوده است (همانجا).
در زمینۀ سیاسی، این جمعیت از مخالفان جدی جمعیت اتحاد و ترقی (ه م) به شمار میرفت و روزنامۀ ولقان (ولكان = آتشفشان) كه سردبیری آن را درویش وحدتی بر عهده داشت (نوری، ٣ / ١١٨١)، ناشر افكار اتحاد محمدی بود (تونایا، I / ١٩١؛ فروزاحمد، ٤٠). اینان جمعیت اتحاد و ترقی را به نقض شریعت و رواج اخلاق اروپایی متهم میكردند (تونایا، I / ١٨٧) و از آنان به عنوانهای «حریف ناشریف» و «شیاطین دوران» نام میبردند و روزنامههای مخالف با جمعیت اتحاد و ترقی، مانند سربستی (آزادی)، میزان و امداد عثمانی را به مخالفت هرچه بیشتر با آنان فرا میخواندند (همانجا).
در همین زمان حسن فهمی سردبیر روزنامۀ سربستی كه از مخالفان جمعیت اتحاد و ترقی بود، كشته شد. شركت مردم در مراسم تشییع جنازۀ وی، به تظاهرات بر ضد جمعیت اتحاد و ترقی و سپس به شورش انجامید. گفته شده است كه این شورش را ــ كه با نافرمانی سربازان سپاه یكم آغاز شد ــ اتحاد محمدی رهبری میكرده است. سربازان با فریادهای «زنده باد شریعت محمدی»، قرارگاههای خود را ترك و مدت یك هفته استانبول را غارت كردند و مردم بسیاری را به قتل رساندند (فروزاحمد، همانجا؛ آپاك، ٤١؛ تونایا، I / ١٨٨-١٩٠). گفته شده است كه شاهزاده صباحالدین وجمعیت احرار از این حركت گروه درویش وحدتی جانبداری میكردند (همو، I / ١٩٠). سرانجام این شورش با ورود سپاه سوم (سپاه حركت) از سالونیك به استانبول (توركگلدی، ٣١) كه ریاست ستاد آن را مصطفی كمال (نک : ه د، آتاتورك) بر عهده داشت (ایگدمیر، ٨) و نیز اعلان حكومت نظامی و برپایی دادگاههای نظامی (توركگلدی، ٣١, ٤٦)، فرو نشانده شد. درویش وحدتی و برخی دیگر اعدام شدند (تونایا، I / ١٩٦) و به این ترتیب حیات سیاسی اتحاد محمدی نیز پایان یافت.
ماجرای شورش ٣١ مارت تاكنون نیز در هالهای از ابهام فرو رفته و آنچنانكه باید موجبات و گردانندگان آن روشن نشده است. پس از سركوب قیام، مجلس مبعوثان عثمانی به خلع سلطان عبدالحمید ثانی از سلطنت رأی داد (نک : اوزتونا، VII / ٢٣١-٢٣٢؛ شاپولیو، ٤٤٣, ٤٤٤؛ اوزون چارشیلی، ٧٠٥-٧٠٧).
مآخذ
ایگدمیر، اولوغ و دیگران، آتاتورك، ترجمۀ حمید نطقی، تهران، ١٣٤٨ ش؛
رضا، محمدرشید، «الجمعیة المحمدیة»، المنار، مصر، ١٣٢٧ ق / ١٩٠٩ م، ج ١٢(٣)؛
نوری، عثمان، عبدالحمید ثانی و دور سلطنتی، استانبول، ١٣٢٧ ق؛
نیز:
Apak, Rahmi, Yetmişlik bir subayın hatıraları, Ankara, ١٩٨٨;
Feroz Ahmad, The Young Turks, Oxford, ١٩٦٩;
Lewis, Bernard, The Emergence of Modern Turkey, London, ١٩٦٨;
Öztuna, Yılmaz, Büyük Türkiye tarihi, Istanbul, ١٩٨٣;
şapolyo, Enver Behnam, Osmanlı sultanları tarihi, Istanbul, ١٩٦١;
Tunaya, Tarikzafer, Türkiye’de siyasal partiler, Istanbul, ١٩٨٤;
Türkgeldi, AliFuad, Görüo işittiklerim, Ankara, ١٩٨٧, Uzunçarşılı, İ. H., «II. Sultan AbdüllHamid’in ha’ilî ve Ölümüne dair bazı vesikalar», Belleten, Ankara, ١٩٤٦, vol. V.
علیاکبر دیانت