دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٨٤ - حمزة بن عبدالمطلب
حمزة بن عبدالمطلب
نویسنده (ها) :
عاطفه زندی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَمْزَةِ بْنِ عَبْدُالمُطَّلِب (د ٣ ق/ ٦٢٥ م)، صحابی و عموی نامدار پیامبر اکرم (ص). کنیۀ او را ابوعُماره (ابناسحاق، ١٧١؛ واقدی، ١/ ٢٨٦) وابویعلى (نک : ابنهشام، ٣/ ١٦٢؛ ابنعبدالبر، ١/ ٣٧٤) نوشتهاند.
حمزه در ٥٤ قبل از هجرت، ٢ یا بنابر برخی منابع ٤ سال پیش از پیامبر (ص) در مکه متولد شد (واقدی، ١/ ٧٠؛ نیز ﻧﻜ : ابنعبدالبر، ١/ ٣٦٩-٣٧٠؛ ابناثیر، ٢/ ٤٦؛ ابن حجر عسقلانی، ١/ ٣٧). از زندگی او در ایام پیش از اسلام اطلاع چندانی در دست نیست؛ اما میدانیم مردی دلیر بود و روزگار به شکار میگذراند (ابناسحاق، همانجا؛ طبری، تاریخ، ٢/ ٣٣٤). حمزه در سال دوم و بنا بر برخی منابع، در سال ششم بعثت، بعد از ورود پیامبر (ص) به خانۀ ارقم (ﻫ م) و پیش از عمر بن خطاب، اسلام آورد (بلاذری، ٤/ ٣٨٣؛ حاکم، ٣/ ١٩٢؛ ابنعبدالبر، ١/ ٣٦٩) و یکی از انگیزههای او در گروش به اسلام حمایت از پیامبر (ص) در برابر آزار و اذیت مشرکان قریش بوده است (توضیح بیشتر را، ﻧﮑ : ابناسحاق، ١٧١-١٧٢؛ ابنهشام، ١/ ٢٩٢؛ بلاذری، همانجا).
اولین سریّه بعد از هجرت به مدینه، به فرماندهی حمزه اتفاق افتاد (موسى، ١١٨؛ واقدی، ١/ ٢، ٩؛ ابنسعد، ٢/ ٦؛ یعقوبی، ٢/ ٢٢؛ طبری، همان، ٢/ ٤٠٥). وی در غزوۀ ابواء (ودان) و ذات العشیره و بنیقینقاع و بدر، درفش سپاه اسلام را در دست داشت (بلاذری، ٤/ ٣٨٥؛ طبری، همان، ٢/ ٤٠٧- ٤٠٨؛ واقدی، ١/ ٧٦)، اما حضورش درجنگهای بدر و احد، از دیگر جنگها نمایانتر بود و دلیریها نشان داد (همو،١/ ٦٨؛ ابنسعد، ٢/ ١٧).
حمزه در نبرد احد به دست وحشی، غلام جبیر بن مطعم به قتل رسید (واقدی، ١/ ٢٨٦؛ ابنهشام، ٣/ ٧١، ١٢٣؛ ابنسعد، ٢/ ٩؛ عروه، ١٧٢؛ بلاذری،٤/ ٣٨٥-٣٨٦).
جبیر که عمویش طعیمة بن عدی در جنگ بدر به دست حمزه کشته شده بود، به غلام خود وحشی به شرط قتل حمزه وعدۀ آزادی داد (ابنهشام، ٣/ ٧١-٧٢؛ واقدی،١/ ٢٨٥؛ بخاری، ٥/ ٣٦؛ قس: بلاذری، ٤/ ٣٨٦؛ مفید، الارشاد، ١/ ٨٣). پس از شهادت حمزه، هند دختر عُتبه و زن ابوسفیان، که او نیز کینۀ حمزه را در دل داشت، به انتقام قتل خویشانش، جنازۀ او را مثله کرد (واقدی، ١/ ٢٨٦؛ ابنهشام، ٣/ ٩١؛ نیز ﻧﻜ : ابناسحاق، ٣٣٣؛ قس: بلاذری، همانجا) و گوش و بینی بریدۀ حمزه را چون زیور بر خود آویخت، همچنین بنا بر نذری که کرده بود، جگر او را به دندان گرفت (موسى، ١٣٦، ١٩٠؛ عروه، ١٤١؛ ابن اسحاق، واقدی، همانجاها؛ یعقوبی، ٢/ ٤٧).
پیامبر (ص) از رفتاری که با پیکر حمزه شده بود، بسیار غمگین شد و به شدت گریست و به شمار شهدای بدر بر پیکر حمزه نماز گزارد، ولی پس از نزول آیۀ ١٢٦سورۀ نحل (١٦) (... وَ اِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبوا بِمِثْلِ ما عوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصّٰابِرینَ)، از نیت انتقام باز گشت (ابواسحاق، ٣١٨؛ ابنهشام، ٣/ ٩٦؛ یعقوبی، همانجا؛ حاکم، ٣/ ١٩٧)؛ سپس از قول جبرئیل فرمود که حمزه را در آسمانهای هفتگانه اسدالله و اسد رسولالله خواندهاند (واقدی، ١/ ٢٩٠؛ ابنهشام، همانجا) و خود نیز حمزه را «سیدالشهداء» یا به روایتی «افضلالشهداء» نامید (ابو اسحاق، ٣١٨- ٣١٩؛ کلینی، ١/ ٤٥٠؛ جصاص، ١/ ٨٧، ٣٢٨؛ حاکم، ٣/ ١٩٢).
کسانی چون، حسان بن ثابت و کعب بن مالک انصاری و عبدالله بن رواحه و صفیه، خواهر حمزه دربارۀ شهادت او مرثیهها سرودند (ابنهشام، ٣/ ١٥١- ١٥٨، ١٦٢، ١٦٧؛ بلاذری، ٤/ ٣٩٠-٣٩١؛ ابن اثیر، ٢/ ٤٨). حمزه در شمال شهر مدینه بر دامنۀ کوه احد دفن شد (ابن حجر عسقلانی، ١/ ٣٧؛ هروی، ٩٥) و بعدها، بر مزارش قبهای بنا گردید (بتنونی، ٢٥٦؛ قائدان، ٢٤٢، ٢٩٨). در باب اینکه مدفن حمزه محل شهادت او نیز بوده است، میان روایتها اختلاف است (تفصیل مطلب را، ﻧﻜ : هیکل، ٥٦٨). بنا بر برخی منابع، در ٥٧٠ ق مادر خلیفه الناصر عباسی بر محل کنونی آن قبر، مسجدی بنا کرد. در دوران حکومت آل سعود، این مسجد مانند بسیاری از بقاع دیگر حجاز ویران شد (همانجا؛ قائدان، ٢٤٢) و مسجد دیگری در کنار مزار حمزه بنا گردید (همانجا، نیز ٢٩٨).
حمزه مردی دلیر و بیباک و سخاوتمند بود (ابن ابی الحدید، ١/ ٢٤٣) و شاعران هم به همین اوصاف او اشاره کردهاند (ﻧﻜ : ابنهشام، ٣/ ١٥١، ١٥٨؛ بلاذری، ٤/ ٣٩٠-٣٩١؛ ابن حجر عسقلانی، ابن اثیر، همانجاها).
گرچه حمزه فرزندانی داشت، اما تنها دختر او به نام عماره شناخته شده است که سالها پس از شهادت پدر، همچنان در مکه به سر میبرد (واقدی، ٢/ ٧٣٨؛ ابن سعد، ٦/ ١٢٦؛ بلاذری، ٤/ ٣٨٢).
حمزه از قهرمانان صدر اسلام است و فضایل بسیار دربارۀ او نقل شده است. اینکه پیامبر (ص) او را از اهل بیت شمرده (همو، ٤/ ٣٨٣) و در کنار امام علی (ع) و جعفر بن ابی طالب، وی را بهترین مردم و همچنین برترین اهل بهشت خوانده است (ابوالفرج، ٣٤؛ ابن حجر هیتمی، ١٦٠؛ ابن ابی الحدید، ١٥/ ٧٢)، مؤید این فضایل است. در ماجرای عقد اخوت، پیامبر اکرم (ص) میان حمزه و زید بن حارثه پیمان برادری برقرار کرد (ابنهشام، ٢/ ٥٠٥؛ ابن سعد، ٣/ ٤٤؛ ابن اثیر، ٢/ ٤٦-٤٧).
همچنین بنا بر شماری از روایات، آیاتی از قرآن در شأن او نازل شده است، ازجمله: آیۀ ٢٣ سورۀ احزاب (٣٣) (حسکانی، ١(٢)/ ٢؛ طبرسی، ٣٥٠؛ ابن حجر هیتمی، ١٣٤)، آیۀ ٦١ سورۀ قصص (٢٨) (طبری، تفسیر، ٢٠/ ٦٢؛ سیوطی، ١٦٦)، آیۀ ١٢٢ سورۀ انعام (٦) (مجلسی، ٧(١٨)/ ١١٤)، و آیۀ ١٩ سورۀ حج (٢٢) (واقدی، ١/ ٧٠؛ ابن سعد، ٢/ ١٧؛ ابن ماجه، ٢/ ٩٤٦).
همچنین در پارهای از مآخذ شیعی، زیارتنامههایی برای او آوردهاند و در عبارات این زیارتنامهها، به شماری از فضایل او اشاره شدهاست (ابنقولویه، ٢٢، ٢٣؛ ابنمشهدی، ٥٧-٦٠ ؛ نیز ﻧﻜ : قمی، ٦٥٧- ٦٦١: نیز دربارۀ حدیثی از پیامبر (ص) در فضیلت زیارت قبر حمزه). گفتنی است که فاطمۀ زهرا (ع)، برای ادای اذکار، از تربت حمزه تسبیحی ساخته بود و مردم نیز تا پیش از واقعۀ کربلا، برای ساخت تسبیح، از تربت حمزه استفاده میکردند (مفید، المزار، ١٣٢).
همچنین در برخی از منابع اشعاری به حمزه نسبت داده شده که ابنهشام آنها را ساختگی شمرده است (٢/ ٥٩٦؛ نیز نک : ابناسحاق، ١٧٢، ١٧٣؛ ابنرشیق، ٣٦؛ ابنکثیر، ٢/ ٥٢٤).
مآخذ
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٤١٦ ق؛
ابن اثیر، علی، اسد الغابة، بیروت، ١٣٧٧ ق؛
ابن اسحاق، محمد، السیر و المغازی، به کوشش سهیل زکار، بیروت، ١٩٧٨ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٨٥٣ م؛
ابن حجر هیتمی، احمد، الصواعق المحرقة، قاهره، ١٣٨٥ ق؛
ابن رشیق، حسن، العمدة، قاهره، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٥ م؛
ابنسعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دار صادر؛
ابنعبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ ق؛
ابن قولویه، جعفر، کامل الزیارات، نجف، ١٣٥٦ ق؛
ابنکثیر، السیرة النبویة، به کوشش مصطفى عبدالواحد، بیروت، ١٣٨٦ ق/ ١٩٦٦ م؛
ابنماجه، محمد، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، ١٩٧٥ م؛
ابنمشهدی، محمد، المزار الکبیر، نسخۀ عکسی موجود در مرکز؛
ابنهشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش مصطفى سقا و دیگران، بیروت، دارالخلود؛
ابو اسحاق فزاری، السیر، به کوشش حسن ناجی، بیروت، ١٤٠٧ ق؛
ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، منشورات شریف رضی؛
بتنونی، محمد حبیب، الرحلة الحجازیة، قاهره، ١٣٢٩ ق؛
بخاری، محمد، صحیح، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ١٤١٧ ق/ ١٩٩٦ م؛
جصاص، احمد، احکام القرآن، به کوشش محمد صادق قمحاوی، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
حاکم نیشابوری، المستدرک، بیروت، مکتب المطبوعات الاسلامیه؛
حسکانی، عبیداللٰه، شواهد التنزیل، به کوشش محمد باقر محمودی، بیروت، دارالصادق؛
سیوطی، لباب النقول فی اسباب النزول، بیروت، ١٩٨٨ م؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة العلمية الاسلامیه؛
طبری، تاریخ؛
همو، تفسیر؛
عروة بن زبیر، مغازی رسولالله، به کوشش محمد مصطفى اعظمی، ریاض، ١٤٠١ ق؛
قائدان، اصغر، تاریخ و آثار اسلامی مکۀ مکرمه و مدینۀ منوره، تهران، ١٣٨٥ ش؛
قرآن کریم؛
قمی، عباس، مفاتیح الجنان، قم، ١٣٨٥ ش؛
کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤١٢ ق/ ١٩٩٢ م؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، ١٤١٣ ق؛
همو، المزار، قم، ١٤٠٩ ق؛
موسی بن عقبه، المغازی، به کوشش محمد باقشیش ابو مالک، اگادیر، ١٩٩٤ م؛
واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، عالم الکتب، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
هروی، علی، الاشارات الى معرفة الزیارات، به کوشش ژ. سوردل تومین، دمشق، ١٩٥٣ م؛
هیکل، محمد حسین، فی منزل الوحی، قاهره، ١٩٦٧ م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دارصادر.
عاطفه زندی