دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥١٥ - ابن دارست، ابوطالب
ابن دارست، ابوطالب
نویسنده (ها) :
افسانه منفرد
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٣١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ دارِسْت، ابوطالب تاجالدين بن دارست شيرازی، از وزرای سلجوقيان در نيمۀ نخست سدۀ ٦ ق/ ١٢ م. از زندگی وی اطلاع بسياری در دست نيست. برخی او را از مردم شبانكاره دانستهاند (قمی، ١٧١). وی ابتدا وزير اتابك بوزابه حكمران فارس بود (حسينی، ١١٨؛ قمی، ١٢٨، ١٣٦؛ راوندی، ٢٣٧؛ بنداری، ٢٥٥)، سپس در پی جناجبنديهای دربار به وزارت سلطان سلجوقی، غياثالدين ابوالفتح مسعود بن محمد بن ملكشاه، گماشته شد تا مجری خواستهای اميران سه گانه: امير فخرالدين عبدالرحمن بن طغايرك حاكم ارّان و گنجه (راوندی، ٢٣٦)، اتابك بوزابه و امير عباس والی ری (ابن اثير، ١١/ ١١٦؛ بنداری، همانجا) باشد. با قتل عبدالرحمن بن طغايرك و امير عباس به فاصلۀ يك ماه در ٥٤١ ق/ ١١٤٧ م و قدرت گرفتن جناح رقيب به رهبری امير خاصبك بن بلنگری (راوندی، ٢٣٩؛ بنداری، ٢٥٧- ٢٥٨؛ قمی، ١٤٥-١٤٧)، سلطان كه تاكنون به رغم اراده و تمايل خود از آنان تمكين میكرد (بنداری، ٢٥٤)، تاجالدين را پس از يك دورۀ كوتاه ٥، ٦ ماهه از وزارت بركنار ساخت (راوندی، همانجا)، ولی عزل وی برخلاف سنت سلجوقيان با شكنجه و آزار و قتل توأم نگرديد (بنداری، ٢٥٩)، و سلطان همواره جانب وی نگه می داشت، چنانكه پس از قتل امير عباس در بغداد، از غارتِ خانۀ تاجالدين جلوگيری كرد و تا هنگام حضور او در دربار از انتخاب جانشين برای او خودداری نمود (٢٥٨، ٢٥٩). سلطان، تاجالدين را به فارس بازگرداند تا با يادآوری سرنوشت اميرعباس و عبدالرحمن، اتابك بوزابه، مخدوم سابق خود را از حمله به سلطان سلجوقی باز دارد (همو، ٢٥٩؛ راوندی، همانجا؛ ظهيرالدين نيشابوری، ٦٣).
ابن دارست بار ديگر در دورۀ سلطان ملكشاه محمد بن محمود، هنگام اقامت وی در ساوه در ٥٤٩ ق/ ١١٥٤ م به وزارت فراخوانده شد كه ظاهراً به سبب تأخير در رسيدن به دربار اين امير به انجام نرسيد (بنداری، ٢٩٤؛ قمی، ١٧١). او در اين هنگام ٨٠ سال داشته است (قمی، همانجا). جنيد شيرازی به وزارت او به روزگار حكومت اتابك سنقر بن مودود (٥٤٣- ٥٥٨ ق) اولين پادشاه از سلغريان فارس نيز اشاره میكند (صص ٢٥٦-٢٥٧ و حاشيۀ مصحح).
تاجالدين در دوران كوتاه وزارت خود به آبادانی و رونق مراكز علمی و دينی توجه نشان داد، چنانكه هنگام ورود به بغداد فرمان داد تا مدرسۀ تاجيّه را كه دايی تاج الملك ابوالغنائم بن دارست وزير بنام ملكشاه سلجوقی ساخته بود، از نو بسازند. و خانۀ خود را مركز بحث و گفتوگوی پيشوايان دينی قرار داد (بنداری، ٢٥٦). مدرسۀ تاجی با موقوفات بسيار، رباطی به نام رباط تاجالدين وزير و منارهای معروف به منارۀ تاجی همه در شيراز از آثار اوست (زركوب شيرازی، ٧٠).
برخی او را به كاردانی و كياست ستودهاند (همو، ٦٩؛ بنداری، ٢٥٦) و جمعی او را مردی سفيه و بیتدبير (عقيلی، ٢/ ٢٥؛ خواندمير، ٢١٤) و «نيم مرده پيری «با» زعارتی به افراط در طبع» خواندهاند كه شايستۀ مقام وزارت نبود و وظايف او را پردهدار وی، شرفالدين نوشروان و نايب او، مخلصالدين ساوی انجام میدادند (قمی، ١٤٣، ١٤٤)، اما از گفتههای هر دو گروه چنين برمیآيد كه منش سياسی او چه به انگيزۀ خيرخواهی و دوری از رنجاندن ديگران و بيم از عاقبت كار وزيران سلجوقی (بنداری، ٢٥٥)، چه به سبب عدم كفايت و سالخوردگی، همراه با نوعی انفعال و بیتحرّكی در عرصۀ پرتشنج آن روزگار بوده است.
مآخذ
ابن اثير، الكامل؛
بنداری اصفهانی، فتح بن علی، تاريخ سلسلۀ سلجوقی، ترجمۀ محمدحسين جليلی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
جنيد شيرازی، ابوالقاسم، شدالازار، به كوشش محمد قزوينی و عباس اقبال، تهران، ١٣٢٨ ش؛
حسينی، علی بن ناصر، اخبارالدولة السلجوقية، به كوشش محمد اقبال، لاهور، ١٩٣٣ م؛
خواندمير، غياثالدين، دستور الوزراء، به كوشش سعيد نفيسی، تهران، ١٣١٧ ش؛
راوندی، محمد بن علی، راحة الصدور، به كوشش محمد اقبال، ليدن، ١٩٢١ م؛
زركوب شيرازی، احمد بن ابی الخیر، شيرازنامه، به كوشش اسماعيل واعظ جوادی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
ظهيرالدين نيشابوری، سلجوقنامه، تهران، ١٣٣٢ ش؛
عقيلی، حاجی بن نظام، آثار الوزراء، به كوشش ميرجلالالدين حسينی ارموی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
قمی، نجمالدين، تاريخ الوزراء، به كوشش محمدتقی دانشپژوه، تهران، ١٣٦٣ ش.
افسانه منفرد