دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢٥ - ابراهیم بن یحیی (سیف الاسلام)
ابراهیم بن یحیی (سیف الاسلام)
نویسنده (ها) :
کاظم برگ نیسی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمِ بْنِ یَحْیى، سیف الاسلام ابراهیم (مق ١٣٦٧ ق / ١٩٤٨ م)، شاهزادۀ اصلاحطلب و یکی از رهبران جنبش الاحرار یمن. وی که نهمین پسر امام یحیی از خاندان حمیدالدین بود، در صنعا زاده شد و همانجا پرورش یافت. دربارۀ سرآغاز ستیز ابراهیم با امام یحیی روایتهای گوناگونی میتوان یافت. برخی از نویسندگان از دید شخصی به این برخورد نگریستهاند و از رفتار ناشایست پسر و سختگیری پدر حکایت کردهاند (سعید، ١٣٨)، زیرا اینان جنبش ١٩٤٨م (١٣٦٧ ق) را وابسته به بیگانگان و لاجرم محکوم دانستهاند. چنین تحلیلی با توجه به فضای سیاسی آن روز چندان شگفت نیست، زیرا تا پیش از انقلاب ١٩٦٢ م یمن، جنبش ١٩٤٨ م خواه در سطح عربی و خواه در سطح بینالمللی، کودتایی انگلیسی شمرده میشد (ژولو بوفسکایا، ٢٠٠) و هم از این روست که بسیاری از نویسندگان ــ که گاه خود دست اندر کار آن جنبش بودهاند ــ به رد چنین نقطه نظری پرداختهاند (عفیف، ٨٨-٩١؛ سلال و دیگران، ثورة الیمن الدستوریة، ١٢٣ به بعد). برخی دیگر از رقابت پسران امام یحیی بر سر جانشینی وی سخن گفتهاند به ویژه آنگاه که او پسر ارشد خود سیفالاسلام احمد را به ولیعهدی برگزید (صائدی، ٩٤-٩٥). در هر صورت قدر مسلم آن است که آگاهی ابراهیم از وضع ناگوار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و تماس با مخالفان او را به مخالفت با حکومت پدر کشاند (سلال و دیگران، وثائق اولی عن الثورة الیمنیة، ٢١١-٢١٣) و هم از این رو مدتی به زندان افتاد (زرکلی، ١ / ٨٠). سرانجام ابراهیم به بهانۀ درمان به شهر اسمرۀ حبشه رفت و پس از مشاهدۀ تیرهروزی مهاجرانِ از میهن گریخته، در نوامبر ١٩٤٦م به عدن رهسپار شد و به جنبش احرار پیوست (سلال و دیگران، وثائق اولی عن الثورة الیمنیة، ٢١٤؛ ژولوبوفسکایا، ١٨٤). در آن هنگام سرزمین عدن تحتالحمایۀ بریتانیا بود و مناسبات دوستانهای با یمن نداشت. از این رو جنبش احرار از ١٣٦٣ق در آنجا تشکیل شدو توانست با انتشار روزنامههایی مانند «صورت الیمن» و پخش شبنامه در بیرون و درون یمن به فعالیتی نیمه سازمان یافته بپردازد (صائدی، ٥٩) به دنبال پیوستن ابراهیم به جنبش احرار این جنبش نام خود را «الجمعیة الیمنیة الکبری» گذاشت و لقب ابراهیم را از سیفالاسلام که لقب عام پسران امام یحیی بود، به سیف الحق تغییر داد و او را به رهبری برگزید (صائدی، ٦٠). پیوستن ابراهیم به احرار پیامدهایی بسیار مهم داشت. این رویداد اگرچه پایگاه مردمی الجمعیة الیمینیة الکبری را گسترش داد، اما از بُرندگی ریشهای (رادیکال) آن کاست، زیرا همانگونه که به روشنی از نامههای افشاگرانۀ ابراهیم به پدر و برادرش احمد برمیآید (ژولوبوفسکایا، ٨٤، ١٨٥؛ صائدی، ٩٥، ٢٤٧-٢٥٦)، وی با فرمانروایی پدر مخالف نبود، بلکه بر آن بود تا از رهگذر اصلاح نظام موجود راه را بر بیداد خاندان حاکم و در نتیجه سرنگونی محتوم آن ببندد (گراسیموف، ٢٦). پیداست که چنین طرز برخوردی نگرانی رقیبان خاندان حمیدالدین بهویژه خاندان الوزیر را برمیانگیخت. هم از این رو با پوستن خاندان الوزیر به جنبش، شعار سرنگونی ــ دست کم ــ اندکی پیش از وقوع کودتای ١٩٤٨ م به هر صورت هدف کانونی جنبش درآمد (صائدی، ١٨٠، ١٨١). همراه با اوجگیری فعالیت جنبش و افزایش شمار مخالفان در داخل و احتمال مرگ امام پیر بیمار، در نهان میان صنعا و تَعز و عدن و اخوان المسلمین در قاهره تماسهایی برقرار شد و عبداللـه الوزیر داماد امام یحیی و وزیر کشور به امامت برگزیده شد (لنچافسکی، ٤٦٦؛ سعید، ١٣٦)، اما آگاهی احمد (ولیعهد) از این تدابیر برای مخالفان موقعیتی باریک پیش آورد (صائدی، ٢٠٤، ٢٠٥) و عبداللـه الوزیر با طرحریزی شتابزدۀ کودتای ١٧ فوریه ١٩٤٨ م (٧ ربیعالثانی، ١٣٦٧ ق) که به کشته شدن امام یحیی و نخست وزیرش عبداللـه العمری انجامید، قدرت را در دست گرفت و خود را امام و شاه مشروطۀ یمن خواند (فیلبی، ٣٤٩) ابراهیم و دیگر رهبران جنبش احرار به شتاب روانۀ صنعا شدند و در نخستین نشست مجلسی که پس از کودتا در صنعا به ریاست ابراهیم برگزار شد، وی را به نخست وزیری برگزیدند، اما این منصب به سرعت به علی الوزیر واگذار شد. با اینهمه حکومت نوپا به رغم تدوین المیثاق الوطنی المقدس (نک : صائدی، ٢٥٧: متن میثاق) به عنوان قانون اساسی خود، بر سر تقسیم منصبها و مسائل مذهبی دچار اختلاف شد و نتوانست شناسایی رسمی و یا پشتیبانی هیچ یک از کشورهای عرب را به دست آورد (ژولوبوفسکایا، ١٩٨). از اینرو در جنگ داخلی در برابر احمد که کمکهایی از ابن سعود دریافت کرده بود (فیلبی، ٣٥٠)، شکست خورد و صنعا در ١٤ مارس ١٩٤٨ م گشوده شد. در ٨ آوریل ١٩٤٨ م عبداللـه الوزیر و بیش از ٣٠ تن از رهبران حکومت نوبنیاد را گردن زدند (ژولوبوفسکایا، ٢٠٣) و ابراهیم به زندان حجه افکنده شد و کمابیش دو ماه بعد بر اثر مسمومیت درگذشت (سلال و دیگران، ثورة الیمن الدستوریة، ١٦٠؛ قس: فیشر، ٥٧٦ که مرگ وی را بر اثر «حملۀ قلبی» دانسته است).
مآخذ
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ١٩٨٤ م؛
ژولوبوفسکایا، ایلنا، ثورة ٢٦ سبتمبر فی الیمن، ترجمۀ قائد محمد طربوش، بیروت، ١٩٨٢ م؛
سعید، امین، الیمن، قاهره، ١٩٥٩ م؛
سلّال، عبداللـه و دیگران، ثورة الیمن الدستوریة، بیروت، ١٩٨٥ م؛
همو و دیگران، وثائق اولی عن الثورة الیمنیة، صنعا، ١٩٨٥ م؛
صائدی، احمد قائد، حرکة المعارضة فی عهد الامام یحیی بن محمد، صنعا، ١٩٨٣ م؛
عفیف، احمدجابر، الحرکة الوطنیة فی الیمن، دمشق، ١٩٨٢ م؛
گراسیموف، اولگ، «ولادة حرکة المعارضة فی شمال یمن»، مجلۀ دراسات یمنیة، ترجمۀ احمد حسن سعید، شم ٨ و ٩، صنعا، ١٩٨٢ م؛
لنچافسکی، ژرژ، تاریخ خاورمیانه، ترجمۀ هادی جزایری، تهران، ١٣٣٧ ش؛
نیز:
Fisher, Sydney Nettleton, The Middle East, A History, London, ١٩٧١;
Philby, H. ST. John, Saudi Arabia, Beirut, ١٩٦٨.
کاظم برگنیسی