دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩٩ - آیبه سلطان
آیبه سلطان
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آیبه سُلْطان، یا ایبه سلطان بایندر، ابراهیم بیك، (مق٩٠٤ ق / ١٤٩٩ م)، از امیران آق قویونلو كه در اواخر حكومت این سلسله میزیست و در رقابتهایی كه میان جانشینان یعقوب بیك پسر اوزون حسن بر سر حكمرانی درگرفت، نقش مهمی داشت. پس از استقرار بایسنقر بر تخت و قتل مسیح، عموی بایسنقر، مدعی دیگر حكومت، آیبه سلطان كه در قراباغ اران میزیست (خواندمیر، ٤ / ٤٣٨) به مخالفت برخاست و با فریفتن قرق سیدی علی، كوتوالِ دژ النجق (قس: عالم آرای صفوی، ٣٣)، رستم میرزا پسر مقصودبیك و نوادۀ اوزون حسن را كه در آنجا زندانی بود، آزاد ساخت (جهانگشای خاقان، ٤٩، ٥٠) و او را شاه خواند (٨٩٧ ق / ١٤٩٢ م). پس از آنكه بایسنقر به شیروان گریخت، آیبه سلطان وارد تبریز شد و رستم را بر تخت نشاند. در ٨٩٨ ق / ١٤٩٣م آیبه سلطان به فرمان رستم میرزا با لشكر قاجار به گیلان تاخت و امیر عبدالملك حسنی را كه امیرالامرای كاركیا میرزاعلی بود، گریزاند و سراسر رودبار را به تاراج داد (روملو، ٦٣٨) و به تبریز بازگشت. در نخستین جنگی كه میان آیبه سلطان و بایسنقر كه برای تصرف تاج و تخت به آذربایجان تاخته بود درگرفت، هیچ یك به پیروزی نرسیدند، ولی در دومین جنگ بایسنقر كشته شد و رستم بلامنازع به حكومت نشست. هنگامیكه رستم خواست صفویان را قتل عام كند و سلطان علی شاه با برادرانش اسماعیل و ابراهیم صفوی به سوی اردبیل گریخت، آیبه سلطان سر در پی آنها نهاد (اواخر ٨٩٨ ق / ١٤٩٣ م). در جنگی كه نزدیك آن شهر درگرفت، نخست آیبه سلطان شكست خورد و سلطانعلی كه در صدد تعقیب او برآمده بود در رود افتاد و كشته شد (جهانگشای خاقان، ٥٧، ٥٨؛ قس: روایت بیپایۀ عالم آرای صفوی، ص ٣٨، كه میگوید آیبه سلطان در این جنگ كشته شد). آیبه سلطان بازگشت و به اردبیل وارد شد و در جستجوی شاهزادگان صفوی، دست به قتل و غارت گشود، اما سرانجام به آنها دست نیافت و به تبریز بازگشت.
در این میان برخی از امرای تبریز كه از رستم ناخشنود بودند، احمدبیك پسر اغورلو محمد و نوادۀ اوزون حسن را به تبریز فراخواندند. رستم برای مقابله از شهر خارج شد و در كنار ارس اردو زد (٩٠٢ ق / ١٤٩٧ م). در اثنای جنگ آیبه سلطان از یاری رستم تن زد و به احمد بیك پیوست؛ رستم در جنگ كشته شد (قس: خواندمیر،٤ / ٤٤٢) و احمدبیك كه در تبریز به حكومت نشست، آیبه سلطان را ولایت كرمان داد، اما قتل حسین بیك علیخانی به فرمان احمدبیك، همۀ خائنین به رستم میرزا را سخت ترسانید و آنان تصمیم به مخالفت گرفتند. پیش از همه آیبه سلطان كه به نظر میرسد خود داعیۀ حكومت داشت، علم مخالفت برافراشت و با قاسم بیك پرناك امیر شیراز بر ضدّ احمدبیك همداستان شد و تصمیم گرفتند سلطان مراد پسر یعقوب را كه در شیروان بود به شاهی فراخوانند (جهانگشای خاقان، ٧٧). در نبردی كه میان آیبه سلطان و احمدبیك درگرفت، آیبه پیروز شد و به قم رفت و خطبه و سكه به نام مراد كرد، اما چون شنید كه مراد با او سرِ دوستی ندارد و امرای تركمان در قراجه داغ به او پیوستهاند (قزوینی، ٣٧٤) لشكر آراست و بر او تاخت. آیبه سلطان در این نبرد پیروز شد و مراد را دربند كرد و مادر او را به زنی گرفت. سپس الوند میرزا پسر یوسف بیك را از دیار بكر طلب كرد و در تبریز بر تخت نشاند. آنگاه برای مقابله با محمدی پادشاه آققویونلو كه به عراق ایران تاخته بود به ری رفت. چون محمدی پادشاه گریخت، آیبه سلطان برادر خود گوزل احمد را با بسیاری از تركمانان در ورامین نشاند و خود جهت اقامت زمستانی به قم رفت، اما اندكی بعد كه شنید محمدی پادشاه برادر او را در ورامین به سختی سركوب كرده است عزم تبریز كرد تا برای مقابله با مدعی جدید تاج و تخت آماده شود. محمدی پادشاه در راه بر او تاخت، در این جنگ محمّدی پادشاه پیروز شد و آیبه سلطان به قتل رسید (همو، ٣٧٥؛ جهانگشای خاقان، ٧٩-٨١). روایت خواندمیر (٤ / ٤٤٤) در باب سالهای پایانی عمر آیبه سلطان با روایت پیشین متناقض است. خواندمیر از جنگ میان مراد و آیبه سلطان و بر تخت نشستن الوند میرزا سخنی به میان نمیآورد و بر آن است كه آیبه سلطان به همراهی مراد بر محمدی پادشاه تاخت و به قم رفت (نك : آق قویونلو).
مآخذ
اسكندربیك تركمان، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ ش، ١ / ٢١-٢٤؛
جهانگشای خاقان، به كوشش الله دتا مضطر، اسلامآباد، ١٣٦٤ ش، فهرست؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، تهران، ١٣٦٢ ش؛
روملو، حسن بیك، احسن التواریخ، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
عالم آرای صفوی، به كوشش یدالله شكری، تهران، ١٣٥٠ ش؛
قزوینی، یحیی بن عبداللطیف، لبّالتّواریخ، تهران، ١٣٦٣ ش؛
قمی، قاضی احمد، خلاصة التواریخ، به كوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٥٩ ش، ١ / ٤١-٤٤؛
نیز نك : مآخذ «آق قویونلو».
صادق سجادی