دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧٦ - براقی
براقی
نویسنده (ها) :
علی رفیعی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَراقی، حسین بن احمد نجفی، یا سید حستون براقی (١٢٦١ یا ١٢٦٢-١٣٣٢ق/ ١٨٤٥یا ١٨٤٦-١٩١٤م)، مورخ عراقی، نسب او به زید، فرزند امام حسن مجتبى(ع) میرسد (آقابزرگ، طبقات...، ١(٢)/ ٥٢٣-٥٢٤؛ امین، ٥/ ٤١٨). وی در بَراق ییك از ٤محلۀ معروف نجفاشرف دیده به جهان گشود (همانجا). نیای بزرگ او سید اسماعیل و خانوادهاش كه به «حسنی» معروف و اهل علم و تقوا بودند، در اواخر سدۀ ١٢ق از اطراف بغداد به نجف كوچیدند و در محلۀ براق سكنى گزیدند (تمیمی، ٢/ ١٦٨-١٦٩).
وی از دوران كودكی، به شوق تحصیل علم ر مجالس عالمان و فاضلان نجف اشرف شركت میجست و از شیوخ علما و فضلا و سالخوردگان، حوادث مهم گذشته را میشنید و جمع و ضبط میكرد. براقی سراسر عمر خویش را در گردآوری و ثبت و ضبط حوادث تاریخی گذراند و بیشتر اوقات به مطالعه و تحقیق پرداخت. وی به زبان فارسی نیز تسلط كامل داشت و در آثار خویش به كتابها و آثار فارسی استناد میكرد. براقی كتابخانۀ نه چندان بزرگ، اما نفیسی از آثار و نوشتههای نادر تاریخی فراهم آورده بود و بسیاری از نسخهها را نیز خود به خط خویش استنساخ میكرد (آقابزرگ، همان، ١ (٢)/ ٥٢٤-٥٢٥). وی در كنار مطالعۀ آثار و كتب، به مسافرت و كاوشهای علمی نیز می پرداخت و در این سفرها به مطالعه و بررسی كتیبههای كهن در مزارهای اطراف دجله و فرات و دیگر نواحی عراق همت میگماشت (همان، ١(٢)/ ٥٢٥؛ امین، ٥/ ٤١٩؛ تمیمی، ٢/ ١٧٣).
براقی در حدود سال ١٣٢٠ق از نجف به قریۀ لهبیات از نواحی حیره، مهاجرت كرد و تا پایان عمر در نهایت
تنگدستی در آنجا به تنبع و تحقیق پرداخت و سرانجام در همانجا دیده از جهان فرو بست و جنازۀ او را در نجفاشرف در خانۀ خودش به خاك سپردند (امین، ٥/ ٤١٨، ٤١٩؛ آقابزرگ، همانجا).
با آنكه كوشش براقی را در گردآوری منابع تاریخی و تاریخنگاری ستودهاند، اما نثر او را متوسط و پارهای داوریهای تاریخی وی را نادرست و عامیانه دانستهاند (تمیمی، ٢/ ١٧١؛ زركلی، ٢/ ٢٣٣).
آثار
براقی آثار و تألیفات فراوانی داشته، اما بیشتر آنها پس از مرگ وی پراكنده شده است (ﻧﻜ : امین، ٥/ ٤١٩؛ تمیمی، ٢/ ١٧٥)؛ با اینهمه؛ پارهای از آثار وی به صورت خطی و چاپی در دست است:
الف ـ آثار چاپی
١. تاریخ الكوفة، یا عقد اللؤلؤ و المرجان فی تحدید ارض كوفان و من سكن فیها من القبائل و العریان، از مهمترین و بهترین آثار او در تاریخ شهر كوفه است. این كتاب به كوشش محمدصادق آل بحرالعلوم در نجف (١٣٥٦ق) منتشر شده است.
٢. الدرة البهیة و الروضة المضیة، در تاریخ كربلا كه درواقع تتمهای است بركتاب دیگر او با عنوان الحسرة الدائمة (ﻧﻜ : خاقانی، ٢/ ١٠١). این كتاب به كوشش علی هاشمی خطیب در نجف (١٩٧٠م) انتشار یافته است.
٣. قلائدالدرو المرجان فیما جرﻰ فیالسنین من طواری الحداثان.
ب ـ آثار خطی
١. بهجةالمؤمنین فی احوال الاولین و الآخرین، یك دوره تاریخ عمومی تا عصر مؤلف در ٤مجلد (آقابزرگ، الذریعة، ٣/ ١٦٤). نسخههایی از برخی مجلدات این ثر به طور پراكنده دیده شده است (ﻧﻜ : امین، همانجا).
٢. الجوهرةالزاهرة، یا الجوهرة الشعشاعانیة و الثمرة الجنیة، در فضائل كربلا (برای نسخههای آن، ﻧﻜ : آقابزرگ، همان، ٥/ ٢٩٣).
٣. الدرة المضیة فی تاریخ الحنانة و الثویة، كه به نامهای تاریخ مسجد الحنانة و نیز الجنانة و الثویة شهرت دارد (همان، ٣/ ٢٨٦، ٧/ ٩٣؛ برای نسخهای از آن، ﻧﻜ : خاقانی، ٦/ ١٠٠).
٤. السیرة البراقیة فیالرد علی النفحةالعنبریة، درنقد و تصحیح و تعلیقه بر كتاب النفحة العنبریة اثر محمد بن كاظم، ملقب به صدر عالم (ﻧﻜ : آقابزرگ، همان، ٢٤/ ٢٥٣-٢٥٤؛ برای نسخۀ آن، ﻧﻜ : خاقانی، ٦/ ١٠٩).
٥. كشف الاستارفی اولاد خدیجة من النبی المختار، نسخههایی از این اثر در كتابخانۀ كاشف الغفاطا در نجف و نیز كتابخانۀ مجمعالعلمی العراقی موجود است (همو، ٦/ ١١٠).
٦. اللؤلؤ و المرجان، در ذكر امامزادگان كوفه و تعیین قبر مختار تقفی در زاوۀ مسجدكوفه (ﻧﻜ : آقابزرگ، همان، ١٨/ ٣٨٩).
٧. مختصر مقاتل الطالبیین (برای نسخهای به خط مؤلف، ﻧﻜ : خاقانی، ٢/ ١٠٥-١٠٦).
٨. مختر الحدائق الوردیة (آقابزرگ، همان، ٢٠/ ١٩٤-١٩٥).
٩. معدن الانوار فی نسب النبی و آله الاطهار(همان، ٢١/ ٢٢٠).
١٠. المنتخب من تاریخ قم (همان، ٣/ ٢٧٧، ٤/ ٢١٢، ٢٢/ ٤٤٠).
١١. لیتیمة الغرویة و التحفة النجفیة، یا الیتیمة الغرویة فی الارض المباركة الزكریة، در تاریخ نجف (ﻧﻜ : همان، ٢٥/ ٢٧٥).
مآخذ
آقابزررگ، الذریعة؛
همو، طبقات اعلام الشیعة، قرن ١٤ق، نجف، ١٣٧٥ق/ ١٩٥٦م؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به كوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
تمیمی، محمدعلی جعفر، مشهدالامام او مدینة النجف، نجف، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٥؛
خاقانی، علی، «الآثار المخطوطة فی النجف»، الاقلام، بغداد، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤-١٩٦٥م، س١، ﺷﻤ ٦، ٢؛
زركلی، اعلام.
علی رفیعی