دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٣٥ - ابن ساعی
ابن ساعی
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ ساعی، تاجالدين ابوطالب علی بن انجب بغدادی (٥٩٣-٢٠ رمضان ٦٧٤ ق/ ١١٩٧- ٨ مارس ١٢٧٦)، معروف به خازن (ابن فوطی، مجمع الآداب، ٤(٢)/ ٦٦٦)، مورخ، مشهور و اديب شافعی مذهب. دربارۀ نام نيای او ميان نويسندگان اختلاف هست. بعضی عثمان بن عبدالله (يا عُبيدالله سلامی: ابن عماد، ٥/ ٣٤٣) بن عبدالرحمن بن عبدالرحيم را پدر انجب و نيای ابوطالب علی دانستهاند (ابن قاضی، ٢/ ١٧٨؛ قس: سلامی، ١٣٧) و برخی از عبدالله بن عمار بن عُبيدالله به عنوان پسر انجب و نيای ابوطالب علی سخن راندهاند (ابن فوطی، الحوادث الجامعة، ٣٨٩). نيز معلوم نيست كه ساعی (= پاكار، پادو) شغل و لقب انجب پدر ابوطالب علی بوده يا يكی از نياكان او. از دوران رشد و تحصيلات ابنساعی آگاهی دقيقی در دست نيست، اما نام بسياری از مشايخ و استادان او را میتوان از كتب مختلف و از جمله آثار خود وی دريافت. ابن ساعی قرائات را نزد ابوالبقاء عبدالله عُكبری فراگرفت (ابنقاضی، ٢/ ١٧٩) و از كسانی چون ابوعبدالله محمد بن سعيد بن يحيی واسطی، معروف به ابن دبيثی، ابوالقاسم علی و يوسف پسران عبدالرحمن ابن جوزی، عبدالسلام بن يحيی تكريتی، محمد بن ابن المعالی الفقيه (ابن ساعی، الجامع، جم )، علی بن محمد بن علی موصلی و ابوالقاسم سعيد بن معالی النّحاس حديث شنيد و از ابواليمن الكِندی اجازۀ روايت گرفت (سلامی، همانجا) و تاريخ بغداد ابن نجار را نزد خود وی خواند (ابن قاضی، ٢/ ١٨٠) و ابن نجار به هنگام مرگ او را وصی خود ساخت (ابن كثير، ١٣/ ٢٧٠). ابن ساعی همچنين صحيح بخاری را از حسن بن مبارك بن زبيدی و برادر او حسين و ابوبكر محمد بن احمد بن القطيعی فراگرفت (سلامی، همانجا). با اينهمه گفتهاند كه در ضبط احاديث و تواريخ دقت نداشت و آنها را به درستی حفظ نمیكرد (ابن كثير، همانجا). گذشته از علوم رايج در آن روزگار، ابن ساعی به تصوف نيز گرايش داشت، چندانكه شهابالدين عمر بن محمد سهروردی او را خرقه داد (ذهبی، تذكرة، ٤/ ١٤٦٩)؛ اگرچه در خرقه پوشيدن او به سن ١٥ سالگی، يعنی در ٦٠٨ ق (سلامی، همانجا) شايد مبالغتی رفته باشد.
از شاگردان ابن ساعی نيز اطلاع دقيقی در دست نيست، اما از منابع برمیآيد كه حافظ ابومحمد عبدالمؤمن بن خلف دمياطی در نظاميه، و امام تقیالدين محمود بن علی دقوقی، و ابوالفضل ابن فوطی از او حديث شنيدند و روايت كردند (همو، ١٣٧- ١٣٨؛ ذهبی، ذيول العبر، ٤/ ٩٦). همچنين عبدالرحمن سنبط اربلی صاحب خلاصة الذهب المسبوك، و ابنفوطی سابقالذكر صاحب الحوادث الجامعة و مجمع الآداب از شاگردان برجستۀ ابن ساعی بودهاند (جواد، مقدمۀ الجامع المختصر، «ط»؛ نيز نک : رواياتی كه آن دو در آثار خود از ابن ساعی آورده و از او با عنوان «شيخنا» ياد كردهاند). از اينكه ابن ساعی در كجا تدريس میكرده، اطلاعی در دست نيست، ولی چون سالها كتابدار مستنصريِّه و نظاميۀ بغداد بوده (ذهبی، تذكرة، همانجا؛ سلامی، ١٣٨) و از همين رو برخی از او با لقب «خازن » ياد كردهاند، میتوان پنداشت كه احتمالاً پس از تسخير بغداد به دست هلاكو در ٦٥٦ ق/ ١٢٥٨ م وی در آن دو مدرسه حديث میگفته يا تدريس میكرده است. گفتهاند كه به هنگام حملۀ هلاكو، ابن ساعی و عزالدين ابن ابی الحديد شارح نهجالبلاغة و برادر او موفقالدين ابن ابی الحديد به خانۀ ابن علقمی وزير مستعصم رفتند و از قتل رهايی يافتند (معروف، ٢/ ٣٣٧، به نقل از شرح نهجالبلاغۀ ابن ابی الحديد). گويا پس از سقوط بغداد، ابن ساعی و عزالدين و موفقالدين ابن ابی الحديد از سوی خواجه نصيرالدين طوسی به نظارت كتابخانههای بغداد منصوب شدند (جواد، مقدمۀ نساء الخلفاء، ١٩).
دربارۀ ابن ساعی، از نويسندگان معاصر وی چيزی در دست نيست، اما مؤلفان بعدی غالباً او را ستوده و با عناوين «فقيه، حافظ، محدّث، مورخ و شاعر» از او ياد كردهاند (اسنوی، ٢/ ٧٠، ٧١؛ ابن قاضی، ٢/ ١٧٩). سيوطی او را در طبقۀ بيستم حفّاظ ذكر كرده (ص ٥١٢) و ابن داوودی (١/ ٤٠٠) وی را از طبقۀ مفسّران برشمرده است. ابن ساعی سرانجام در بغداد درگذشت (اسنوی، ٢/ ٧١) و پيكرش را در مقبرۀ الشّونيزيه كه آرامگاه صوفيان بود و در جانب غربی بغداد قرار داشت، به خاك سپردند (معروف، ٢/ ٣٣٧؛ جواد، مقدمۀ نساء الخلفاء، ٢٣). وی قبل از مرگ، كتابهای خود را وقف نظاميۀ بغداد كرد (اسنوی، همانجا).
آثـار
در روزگاری كه بايد آن را دورۀ رواج تاريخنويسی به شمار آورد و كسانی چون عزالدين ابن اثير و ابن خلكان در آن دوره آثاری بزرگ پديد آوردند، ابن ساعی از نويسندگان بسيار پركار محسوب میشد كه از اين راه ظاهراً مال فراوانی به دست آورد. چنانكه گفتهاند در برابر هر كتاب تاريخی ١٠٠ تا ٣٠٠ دينار میگرفت (سلامی، ١٣٩؛ قس: روزنتال، ٥٧-٥٨؛ جواد، مقدمۀ نساء الخلفاء، ٢٠). آثار ابن ساعی را ١٣٣ مجلد برشمردهاند (همانجا)، ولی در درستی آن ترديد هست. چه، برخی از اين آثار به چند عنوان مشهور شده كه هر يك را كتابی جداگانه پنداشتهاند (نک : فهرست آثار او)، يا برخی از آثار منسوب به او چيزی بيش از عناوين فصول كتب بزرگتر او نبوده و يا اصولاً به اشتباه به ابن ساعی منسوب شده است (مثلاً جواد، مقدمۀ الجامع المختصر، «ر، ش، خ»). ويژگی آثار ابن ساعی، توجه او به ثبت تواريخ خلفاست. ممكن است اين گونه آثار را پس از انقراض عباسيان كه ابن ساعی حدود ٢٠ سال پس از آن هم زيست، نوشته باشد. برخی از آثار او از منابع مهم نويسندگان بعدی بوده است. از جمله ابنفوطی در مجمع الآداب و الحوادث الجامعة، عبدالرحمن سنبط اربلی در خلاصة الذهب المسبوك، ابن كثير در البداية و النهاية و غسّانی در العسجد المسبوك از آثار ابن ساعی به ويژه كتب تاريخی او استفاده كردهاند، و اصولاً نام برخی از آثار ابنساعی فقط از همين طريق شناخته شده است. در هر حال آثار منسوب به ابن ساعی تا آنجا كه از كتب مورخان و فهرستنگاران متقدم و متأخر برمیآيد، بدين قرار است: الاحاديث الثمانية الغالية (حاجی خليفه، ١/ ١٤)، سلامی (ص ١٣٨) الأحاديث اليمانية آورده كه درست نيست، زيرا الثمانيات در حديث معروف است؛ اخبار الادبا در ٥ مجلد (حاجی خليفه، ١/ ٢٥)؛ اخبار الحلاج (همو، ١/ ٢٦) و اخبار الخلفاء [الاربعة يا الراشدين] (همو، ١/ ٢٩٣)؛ اخبار الرُّبُط و المدارس (همو، ١/ ٢٧)؛ اخبار الطاهر (سلامی، ١٣٨)؛ اخبار قضاة بغداد (حاجی خليفه، ١/ ٢٩) كه احتمالاً همان القضاة و الشهود ببغداد (سلامی، همانجا) و يا تاريخ الشهود و الحكام ببغداد (حاجی خليفه، ١/ ٢٩٦) است؛ اخبار المصنفين در ٦ مجلد (همو، ١/ ٣٠)؛ اخبار من ادركت خلافة ولدها من جهات الخلفاء، [يا من نساء الخلفاء] (ابن ساعی، نساء الخلفاء، ٤٣؛ بستانی، ٣/ ١٥٩)؛ اخبار النبوية و شرحی از آن در سه مجلد (سلامی، همانجا)؛ اخبار الوزراء فی دولة الأئمة الخلفاء (روزنتال، ٤١٣) و گويا همان تاريخ (حاجی خليفه، ١/ ٣٠٩) ابن ساعی است؛ ارشاد الطالب الی معرفة المذاهب (سلامی، همانجا)؛ الاشارة الموفقية فی اخبار علماء الدولة البويهية (اربلی، ٢٦٠) كه بستانی (همانجا) آن را الارشادات ... ناميده است؛ اعتبار المستبصر فی سيرة المستنصر (سلامی، همانجا) كه حاجی خليفه (٢/ ١٠١٦) آن را سيرة المستنصر ناميده است؛ الاقنفاء (ابن فوطی، مجمع الآداب، ٤(٢)/ ٧٩٣) كه جواد (مقدمۀ نساء الخلفاء) آن را الاقتفاء فی ذيل طبقات الفقهاء ناميده است؛ الايضاح عن الاحاديث الصحاح (سلامی، همانجا)؛ الايناس بمناقب العباس (حاجی خليفه، ١/ ٢١٥) كه به عناوين ديگری چون مناب الخلفاءِ العباسيين (سلامی، همانجا) نيز موسوم است؛ بشارة من بلغ الثمانين من العمر (بستانی، همانجا)؛ بغية القاصدين فی معرفة القضاة و المعدّلين (ابنفوطی، مجمع الآداب، ٤(١)/ ٢٤٥). احتمال قوی هست كه اين كتاب نام ديگر القضاة و الشهود ببغداد (سلامی، همانجا) باشد؛ تاريخ ابن ساعی كه به اخبار الخلفاء يا تاريخ الخلفاء نيز موسوم بوده و در ٢٦ يا به قولی بيش از ٣٠ مجلد تدوين شده بود (ابن قاضی، ٢/ ١٧٩؛ حاجی خليفه، ١/ ٢٧٨، ٢٧٩)؛ الجامع المختصر فی عنوان التواريخ و عيون السير در ٢٥ مجلد كه ابن فوطی نيز ذيلی بر آن نوشت (همو، ١/ ٥٧٣). جلد نهم اين كتاب كه تنها بخش باقی مانده از آن است، به كوشش مصطفی جواد در بغداد (١٣٥٣ ق/ ١٩٤٣ م) منتشر شده است؛ الحثّ علی طلب الولد (همو، ١/ ٦٣٠)؛ ذيل بر ذيل تاريخ بغداد ابوبكر مارستانی (همو، ١/ ٢٨٨)؛ ذيل بر طبقات الشافعية شيخ ابواسحاق شيرازی در ٧ مجلد (همو، ٢/ ١١٠٠)؛ ذيل بر الكامل ابن اثير در ٥ مجلد (ذهبی، تذكرة، ٤/ ١٤٦٩؛ ابن قاضی، همانجا): ذيل بر كتاب الوزراءِ صاب بن عباد [؟] (حاجی خليفه، ٢/ ١٤٦٩)؛ الروض الناضر فی اخبار الامام النّاصر (ابنفوطی، مجمع الآداب، ٤(١)/ ٧٨؛ اربلی، ٢٨٢)؛ سيرة المستعصم؛ شرح الفصيح ثعلب (سلامی، ١٣٨)؛ نهاية الفوائد الأدبية فی شرح المقامات الحريرية در ٢٥ مجلّد (حاجی خليفه، ٢/ ١٧٩١) و نيز شرحی مختصر بر مقامات در يك جلد؛ شرح نهج البلاغة (سلامی، همانجا)؛ شرط المستنصرية (حاجی خليفه، ٢/ ١٠٤٤)؛ شعراء الزمان در ١٠ مجلد (ابن قاضی، همانجا؛ حاجی خليفه، ٢/ ١٠٤٨) كه محتملاً همان لطائف المعانی فی ذكر شعراء زمانی است (ابن فوطی، مجمع الآداب، ٤(٢)/ ٧٢٤، ٩٥٩)؛ غرر المحاضرة و دررالمكاثرة (حاجی خليفه، ٢/ ١٢٠٢)؛ غزل الظِراف و مغازلة الاشراف در ٢ مجلد (جواد، مقدمۀ الجامع المختصر، «ث») كه حاجی خليفه (٢/ ١١٤٠) به غلط «عزل الطرف» ضبط كرده است؛ القلائد الدرّيّة فی المدائح المستعصميّة (عوّاد، ٥٥٨)؛ كتاب الزهاد (ابن فوطی، الحوادث، ٣٨٩) كه آخرين تأليف ابن ساعی بوده است؛ كشف الكلمات العربية؛ المحب و المحبوب (سلامی، همانجا)؛ مختصر اخبار الخلفاء كه گفتهاند همان كتاب تاريخ اوست (سركيس، ١١٥؛ زيدان، ٣/ ٢١٤)، در حالی كه فقط دربارۀ تاريخ عباسيان است و در بولاق (١٣٠٩ ق/ ١٨٩٢ م) به چاپ رسيده است؛ مختصر تفسير البغوی (سيوطی، ٥١٢)؛ المدائح الوزيرية (بستانی، همانجا)؛ قطعه شعری در رثای مادرِ الناصرلدين الله خليفۀ عباسی (ابن ساعی، الجامع المختصر، ٩/ ٢٧٩)؛ مشيخة علی بن انجب در ٢٠ و به قولی در ١٠ مجلد (حاجی خليفه، ٢/ ١٦٩٧؛ ابنعماد، ٥/ ٣٤٣، ٣٤٤) كه به گفتۀ برخی تأليف محمد بن انجب است (نک : كوپريلی، ٢/ ٢٤٥)؛ معجم الادباء در ٥ مجلد (ابن قاضی، همانجا)؛ المُعْلَم الاتابكی (ابن فوطی، مجمع الآداب، ٤(٣)/ ٥٥٩)؛ مقابر بغداد (ماسينيون، I/ ٢٧٧) كه همان المقابر المشهورة و المشاهد المزورة (حاجی خليفه، ٢/ ١٧٧٨) است، نسخهای از آن در كتابخانۀ مصطفی توفيق افندی در اماسيه (ششن، ٢/ ٢٣٤) موجود است؛ المناقب العلية لمدرّسی النظامية (سلامی، ١٣٨)؛ منهاج الطالبين فی معرفة نقباءِ العبّاسيين (عواد، ٥٥٨)؛ نزهة الابصار فی معرفة نقباء الأسرة الاطهار (ابن ساعی، الجامع المختصر، ٩/ ٧٩)؛ نزهة الابصار فی اخبار ابنی المستعصم بالله العباسی (جواد، مقدمۀ نساء الخلفاء، ٣١؛ قس: حاجی خليفه، ٢/ ١٩٣٨)؛ نزهة الراغب المعتبر فی سيرة الملك قشتمر (ابن ساعی، همان، ٩/ ٤٣)؛ نساء الخلفاء، موسوم به جهات الائمة الخلفاء من الحرائر و الاماء كه به كوشش مصطفی جواد در قاهره (١٩٦٠ م؟) منتشر شده است؛ ولاة خوزستان (جواد، مقدمۀ نساء الخلفاء، ٣٢) و نيز سه كتاب بلغة الظرفاء، حسن الوفاء لمشاهير الخلفاء و نظم منثور الكلام كه بستانی (همانجا) و جواد (مقدمۀ الجامع المختصر، «خ، ش، ر») به نقل از حاجی خليفه به ابنساعی نسبت دادهاند.
مآخذ
ابن داوودی، محمد بن علی، طبقات المفسرين، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
ابن ساعی، علی بن انجب، الجامع المختصر، به كوشش مصطفی جواد، بغداد، ١٩٣٤ م؛
همو، نساء الخلفاء، به كوشش مصطفی جواد، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ ق؛
ابن فوطی، عبدالرزاق بن احمد، الحوادث الجامعة، به كوشش محمدرضا شيبی و مصطفی جواد، بغداد، ١٣٥١ ق/ ١٩٣٢ م؛
همو، مجمع الآداب، به كوشش مصطفی جواد، قاهره، ١٩٦٥ م؛
ابن قاضی شهبه، ابوبكر بن احمد، طبقات الشافعية، به كوشش حافظ عبدالنعيم خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
ابن كثير، اسماعيل بن عمر، البداية و النهاية، قاهره، ١٣٥١- ١٣٥٨ ق؛
اربلی، عبدالرحمن بن ابراهیم، خلاصة الذهب المسبوك، به كوشش مكی سيدجاسم، بغداد، ١٩٦٤ م؛
اسنوی، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله الجبوری، بغداد، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
بستانی ف؛
جواد، مصطفی، مقدمه بر الجامع المختصر (نک : ابن ساعی در همين مآخذ)؛
همو، مقدمه بر نساء الخلفاء (نک : ابن ساعی در همين مآخذ)؛
حاجی خليفه، كشف؛
ذهبی، محمد بن، احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
همو، ذيول العبر، به كوشش ابوهاجر محمد سعيد بن بسيونی، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
زيدان، جرجی، تاريخ آداب اللغة العربية، به كوشش شوقی ضيف، قاهره، ١٩٥٧ م؛
سركيس، چاپی؛
سلامی، محمد بن رافع، منتخب المختار، به كوشش عباس العزاوی، بغداد، ١٣٥٧ ق/ ١٩٣٨ م؛
سيوطی، طبقات الحفاظ، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
شِشِن، رمضان، نوادر المخطوطات العربية، بيروت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
عواد، كوركيس و عبدالحميد علوجی، جمهرة المراجع البغدادية، بغداد، ١٩٦٢ م؛
كوپريلی، خطی؛
معروف، ناجی، تاريخ علماءِ و المستنصرية، قاهره، ١٣٩٦ ق/ ١٩٧٦ م؛
نيز:
GAL,S;
Massignon, Louis, La passion de Husayn ibn Mansūr Hallāj, Paris, ١٩٧٥;
Rosenthal, Franz, A History of Muslim Historiography, Leiden, ١٩٦٨.
صادق سجادی