دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٩٤ - بهاءالدین بن حنا
بهاءالدین بن حنا
نویسنده (ها) :
جمال موسوی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهاءُالدّینِ بْنِ حِنّا، ابوالحسن علی بن محمد بن سلیم بن حنا (٦٠٣ -٦٧٧ق /١٢٠٧- ١٢٧٨م)، ملقب به صاحب بهاءالدین، وزیر دو تن از سلاطین ممالیك مصر. دربارۀ پایگاه سیاسی و اجتماعی بهاءالدین و خاندانش پیش از تصدی مقام وزارت، اطلاعات زیادی در منابع دیده نمیشود. مقریزی جد او حنا را مسیحی خوانده، و دربارۀ پدرش قاضی سدیدالدین محمد (د ٦٢٨ق /١٢٣١م) آورده است كه از شهود محكمۀ قاضی القضات مصر، عمادالدین ابن سُكَّری بود و نزد محدثان، حدیث فرا میگرفت ( المقفی...، ٥ /٧٠٦). ابن حجر عسقلانی بهاءالدین و پدرش را جدیدالاسلام خوانده، و تصریح كرده است كه این دو در یك روز مسلمان شدند و به ترتیب محمد و علی نام گرفتند (١ /٤٧٣).
بهاءالدین پیش از ورود به دستگاه ممالیك، وزارت شجرةالدر (حك ٦٤٨-٦٥٥ق /١٢٥٠-١٢٥٧م)، بیوۀ ملك صالح ایوبی را برعهده داشت و در آخرین روزهای دولت ایوبی دستگیر، و ٦٠ هزار دینار از اموالش مصادره شد (عینی، ١ /١٤٣؛ ابن تغری بردی، ٧ /٤٣، ١٠٨؛ نیز نک : سیوطی، ٢ /١٨٨). احتمالاً سابقۀ حضور پدر بهاءالدین در دستگاه دیوانی ایوبیان كه در ٦٢٢ق /١٢٢٥م ریاست «دیوان جیش» یافت (مقریزی، همانجا)، زمینۀ تصدی مقام وزارت او را فراهم آورده باشد؛ چنان كه وقتی ملك ظاهر بیبرس به سلطنت نشست (حك ٦٥٨-٦٧٦ق /١٢٦٠-١٢٧٧م)، در ٦٥٩ق /١٢٦١م بهاءالدین را به وزارت گماشت و ادارۀ كارها را به وی سپرد (یونینی، ٣ /٣٨٤؛ ابن دواداری، ٨ /٧٠؛ ابنشاكر، ٢ /١٥٢؛ مقریزی، السلوك، ١(٢) /٤٤٧؛ ابن تغری بردی، ٧ /١٠٨، ١٧٩؛ سیوطی، ٢ /١٨٩).
بهاءالدین بن حنا ١٨ سال (٦٥٩-٦٧٧ق) وزارت ممالیك مصر و شام را با اقتدار و اختیار كامل در دست داشت و گفتهاند كه وزیری صاحب عزم و حزم و رأی و تدبیر بود (یونینی، ابن شاكر، همانجاها؛ ذهبی، ٣ /٣٣٦) و كارهای مملكت جز با رأی و نظر او به سامان نمیرسید (عینی، ٢ /٢٠٨؛ ابن كثیر، ١٣ /٢٨٢). سلطان بیبرس بهاءالدین را بسیار محترم میداشت و وی را «پدر» میخواند (ابن شاكر، ٢ /١٥٣)، در عزل و نصبها با او مشورت میكرد (نک : عینی، ٢ /٧٨)، در برخی از سفرها او را همراه خود داشت (همو، ٢ /٦٩؛ نیز نک : ابن تغری بردی، ٧ /١٥٠) و یا به نیابت از خود به حكومت مصر میگماشت (عینی، ١ /٣١٠-٣١١؛ ابن تغری بردی، ٧ /١١٤). وی در عهدملك سعید بركه خان (حك ٦٧٦- ٦٧٨ق) نیز همچنان با اقتدار كار میكرد و اوامرش همچون گذشته نافذ و مطاع بود (یونینی، ٣ /٣٨٥).
چنین مینماید كه منزلت عالی بهاءالدین نزد سلطان بیبرس موجب حسادت برخی كسان شد، چنان كه برای عزل و تحقیر او دست به توطئهای زدند كه بر اثر حمایت قاطعانۀ سلطان از وی، نافرجام ماند (ابنشاكر، ٢ /١٥٣-١٥٤). بهاءالدین نیز از نفوذ و اقتدار برخی از دولتمردان هم روزگار خود از جمله تاج الدین عبدالوهاببن بنت الاعز (د ٦٦٥ق) كه دارای چندین منصب حكومتی در عهد بیبرس بود، واهمه داشت و برای منكوب كردن آنان نزد سلطان تلاش میكرد (نک : عینی، ٢ /١٢).
به گزارش برخی از منابع، گویا بهاءالدین با همكاری فرزند و ولیعهد بیبرس در ٦٧١ یا ٦٧٦ق، در قتل شیخ خضر كردی دست داشت. شیخ خضر نزد بیبرس بسیار محترم و مقرب بود، اما به سبب سختگیری بسیار در امور مذهبی، ایجاد آشوب، و قتل و غارت ذمیان مورد خشم سلطان واقع شد و حمایت او را به تدریج از دست داد و سرانجام با دسیسۀ برخی از دولتمردان از جمله بهاءالدین به زندان افتاد و در همانجا درگذشت، یا به قتل رسید (برای اطلاعات بیشتر، نک : ابن دواداری، همانجا؛ مقریزی، همان، ٣ /٧٥٢، ٧٥٥؛ عینی، ٢ /٧٨، ١٠٤، ١٠٥، ١١٠).
از خلق و خوی و كارهای اجتماعی و فرهنگی بهاءالدین در منابع به اجمال سخن گفته شده است. یونینی آورده است كه وی صاحب اوقاف بسیار بود و در نهان و آشكار صدقه میداد (همانجا). از جمله موقوفات او مدرسهای بود موسوم به «صاحبیه» (منسوب به خود او) كه در كوی قنادیل مصر (فسطاط) بنیاد كرد (ابن فرات، ٧ /١٢٦؛ یوسفی،٣٨٦). بهاءالدین همچنین برای جوامع، مساجد، رباطها و زاویهها و مانند اینها مستمری قرار داد (قلقشندی، ١١ /٢٥٣). وی به سبب اخلاق نیكو و خصلتهای پسندیدهاش (نک : ابن شداد، ٧٩-٨٣؛ یونینی، ٣ /٣٨٤، ٣٨٥؛ ذهبی، همانجا؛ ابن فرات، ٧ /١٢٥، ١٢٦؛ ابن عماد، ٥ /٣٥٨)، ممدوح جمعی از شاعرانِ هم روزگار خود بود (یونینی، ٣ /٣٨٥، ٣٨٦؛ ابنفرات، ٧ /١٢٦). با این همه، از هجو برخی از شاعران نیز در امان نبود (عینی، ٢ /٢٠٨).
فرزندان و نوادگان بهاءالدین نیز در دولت ممالیك صاحب جاه و مقام بودند. وی دو پسر به نامهای فخرالدین و محییالدین داشت كه هر دو در زمان حیات او درگذشتند و هر دو پسر در منابع «الصاحب» نامیده شدهاند (نک : یونینی، ٣ /٣٨٥؛ ابن فرات، ذهبی، ابن عماد، همانجاها). اما به گزارش فقط یكی از منابع، بیبرس فخرالدین را «وزیر الصحبۀ» (ندیم، همراه و مصاحب سلطان) خود كرد (عینی، ١ /٣١١). بعد از مرگ فخرالدین، پسرش محمد تاج الدین (د ٧٠٧ق / ١٣٠٧م) وزیر صحبت بیبرس گردید (مقریزی، المقفی، ٧ /١١١؛ قس: ابن كثیر، ١٣ /٢٨٢؛ نیز عینی، ٢ /٢٠٨، كه تاج الدین را به خطا پسر بهاءالدین ذكر كردهاند، نه نوادۀ او) و سپس در عهد سلطان محمدبن قلاوون به مقام وزارت رسید (مقریزی، همان، ٧ /١١١-١١٢).
مآخذ
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تبصیر المنتبه بتحریر المشتبه، به كوشش محمد علی نجار، قاهره، ١٣٨٣ق /١٩٦٤م؛
ابن دواداری، ابوبكر، كنزالدرر، به كوشش اولریش هارمان، قاهره، ١٣٩١ق /١٩٧١م؛
ابن شاكر كتبی، محمد، فوات الوفیات، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٥١م؛
ابن شداد، محمد، تاریخ الملك الظاهر، به كوشش احمد حطیط، بیروت، ١٤٠٣ق /١٩٨٣م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛
ابن فرات، محمد، تاریخ، به كوشش قسطنطین زریق، بیروت، ١٩٤٢م؛
ابن كثیر، البدایة؛
ذهبی، محمد، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت ١٤٠٥ق /١٩٨٥م؛
سیوطی، حسن المحاضرة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٤١٨ق / ١٩٩٨م؛
عینی، محمود، عقد الجمان، به كوشش محمد محمد امین، قاهره، ١٤٠٨ق /١٩٨٨م؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشی قاهره، ١٣٨٣ق /١٩٦٣م؛
مقریزی، احمد، السلوك، به كوشش محمد مصطفى زیاده، قاهره ١٩٧٠م؛
همو، المقفی الكبیر، به كوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٤١١ق /١٩٩١م؛
یوسفی، موسی، نزهة الناظر، به كوشش احمد حطیط، بیروت، ١٤٠٦ق /١٩٨٦م؛
یونینی موسی، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباددكن، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م.
جمال موسوی