دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٨٧ - بولاق، مطبعه
بولاق، مطبعه
نویسنده (ها) :
عبدالحسین آذرنگ
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بولاق، مَطْبَعه، نهادی بسیار مؤثر در حیات فرهنگی جدید مصر و از قدیمترین چاپخانهها در عالم اسلام. بندر بولاق بر ساحل نیل ــ كه اكنون به یكی از بخشهای شهرِ گسترش یافتۀ قاهره تبدیل شده است ــ در دهۀ چهارم سدۀ ١٣ق / دوم ١٩م كه به عنوان محل چاپخانه تعیین گردید، از لحاظ اقتصادی و ارتباطی نقطهای مهم بهشمار میرفت. محمدعلی پاشا، خدیو مصر (حك ١٢٢٠-١٢٦٤ق /١٨٠٥- ١٨٤٨م)كه بانی اصلاحات، نوسازی و تغییراتی وسیع در كشور خود بود، تأسیس چاپخانهای را نیز ضروری دانست. گفتهاند كه او برخی آثار چاپی عثمانی را دیده بود و میشناخت. البته عثمانیها از ١١٤٠ق / ١٧٢٨م به فن چاپ دسترسی داشتند؛ در سوریه هم بیش از یك قرن بود كه آثار مسیحی چاپ و منتشر میشد. محمدعلی پاشا برای تشكیل و سازماندهی ارتش جدید مصر، اشاعۀ تعلیمات جدید و تكثیر منابع درسی، خود را نیازمندِ فنآوری چاپ میدید (هیورث دان، ٣٢٧ ؛ نیز نک : كالوین، .٢٤٩ff).
به نظر میرسد كه پیش از تأسیس چاپخانۀ بولاق فرانسویان در جریان لشكركشی ناپلئون به مصر دستگاههایی برای چاپ به این كشور آورده، و ظاهراً برای مقاصد نظامی شماری نقشه و طرح در آنجا چاپ كرده بودند (همو، ٢٥٠)، اما این دستگاهها و فنون مربوط به چاپ از طریق ارتش فرانسه به جامعۀ مصر راه نیافت و به هیچ روی تأثیر فرهنگی و فكری چاپخانۀ بولاق را به بار نیاورد. محمدعلی پاشا گذشته از انتشارات نظامی، به ترجمه و نشر منابع در حوزههای دیگر هم توجه داشت. از سوی او شخصی به نام عثمان نورالدین ــ كه آلبانی تبار بود ــ به اروپا فرستاده شد تا در كشورهای مختلف سفر كند و به اسرار تمدن اروپایی پی ببرد. او كه بعدها در چاپخانۀ بولاق سمتهایی یافت، در ایتالیا و فرانسه كتاب میخرید و برای ترجمه به عربی نزد محمدعلی پاشا میفرستاد (هیورثدان، ٣٢٨ ؛ رضوان، ٥٢). درواقع، میتوان گفت كه تأسیس این چاپخانه با آغاز نهضت ترجمه و جنبش فكری و تجددخواهی در مصر همراه بوده است.
دربارۀ سال تأسیس چاپخانه اتفاق نظر نیست، اما در باب نخستین كتابهای چاپ شده در آن اطلاعات دقیقتری وجود دارد. سنگ بنای ساختمان قدیم چاپخانه تاریخ ١٢٣٥ق /١٨١٩م را نشان میدهد. اما اسناد آرشیوی بر تاریخ ١٢٣٧ق /١٨٢١م دلالت میكند (وردری، ١٢٩، نیز حاشیه، .(١٣٠-١٣٢ چاپخانه تا پایان سدۀ ١٩م ظاهراً دایر بود، اما عملاً پس از مرگ محمدعلی پاشا در دیگر فعالیتی نداشته است. آنچه به عنوان آثارِ چاپ شده در بولاق معروف است، كتابهایی است كه طی بیست و چند سال نخستین انتشار یافته است. در این باره كه چه كسی به دستور محمدعلی پاشا چاپخانه را تأسیس كرد، اقوال مختلفی هست؛ اما ظاهراً نظر غالب این است كه نیكولا (نقولا) مسابكی (سوری تباری اهل توسكانی ایتالیا كه به استخدام والی مصر درآمده بود) چند سال پیش از تأسیس چاپخانه به میلان فرستاده شد تا در آنجا حروفریزی و شیوههای چاپ را بیاموزد. به این دلیل ایتالیا برای این منظور انتخاب شد كه شمار قابل توجهی ایتالیایی به علل سیاسی به مصر مهاجرت كرده بودند و نوعی ارتباط فرهنگی میان مصریان و ایتالیاییها برقرار شده بود. در آغازِ تأسیس چاپخانه، ٣ دستگاه چاپ از میلان خریداری، و كاغذ و مركب آن از جاهای دیگر تأمین شد (هیورث دان، ٣٣١-٣٢٩؛ رضوان، ٥١). حروف عربی را ابتدا در ایتالیا و فرانسه ریختند، اما نتیجه موافق ذوق مصریها نبود. سنگلاخ افندی ایرانی (میرزای سنگلاخ) مأمور شد حروف جدیدی طراحی كند. خط تعلیقی كه در سرفصل كتابهای چاپ بولاق دیده میشود، نمونهای از حروف طراحی شدۀ اوست. همچنین دیوان محییالدین ابن عربی ــ كه حروف چاپی آن را به غایت زیبا میدانند ــ نمونۀ دیگری از خط میرزای سنگلاخ است (هیورث دان، .(٣٢٩-٣٣٠
كتابهایی كه در ٨ سال نخست تأسیس چاپ شده، عمدتاً در زمینههای علوم نظامی، طب، صنعت، ریاضیات، مكانیك و برخی از رشتههای علوم دقیق و تجربی است، اما غالب محققان نخستین كتاب چاپ بولاق را فرهنگی ایتالیایی ـ عربی با عنوان قاموس اطالیانی و عربی، تألیف راهبی مسیحی به نام رافائیل (روفیل بن انطون زهّور) میدانند كه در ١٢٣٨ق /١٨٢٣م چاپ شده است. كتابهای بعدی كه ظرف دو سال چاپ شد، اینهاست: ١. قانون الصباغة (ترجمه از فرانسوی به عربی)؛ ٢. خمبره جدولی؛ ٣. قانوننامه احمدی، یا قانوننامه احمد افندی؛ ٤. تلخیص الاشكال؛ ٥. آلای تعلیمی؛ ٦. اورطه تعلیمی بیانی (٥ كتاب اخیر به تركی عثمانی و عمدتاً در فنون نظامی است). از نخستین آثار مهم عربی چاپ بولاق میتوان به المواعظ و الاعتبارِ ( الخططِ) مقریزی، الاغانی ابوالفرج اصفهانی و العبرِ ابن خلدون ــ كه بین سالهای ١٢٧٠ تا ١٢٨٥ق /١٨٥٤ تا ١٨٦٨م چاپ شدهاند ــ اشاره كرد (وردری، ١٣٢). چند كتاب فارسی هم در بولاق چاپ شده كه در زمرۀ مهمترین چاپهای منابع فارسی خارج از ایران است؛ از آن جمله میتوان به گلستان سعدی، پندنامۀ عطار، برهان قاطع محمدحسین بن خلف تبریزی و دیوان حافظ ـــ كه بین سالهای ١٢٤٤ تا ١٢٥٦ق طبع شدهاند ــ اشاره كرد (برای فهرست كامل آثار چاپ شده در بولاق، نک : رضوان، ٤٤٦-٤٧٩).
اطلاعات بر جا مانده دربارۀ چاپخانۀ بولاق قابل توجه است و چند گزارش مهم به قلم سیاحانی كه از بولاق دیدار كردهاند، باقی است. رنو و هامر پورگشتال، دو تن از خاورشناسان مشهور، صورتهایی از آثار چاپ شده در بولاق تهیه كردهاند (نک : وردری، .(١٢٩ بیانْكی نیز كه نخستین وصف با ارزش را دربارۀ اقدامات محمدعلی پاشا در زمینۀ چاپ و نشر در بولاق آورده، درواقع اطلاعات تاریخی مهمی دربارۀ چاپخانۀ بولاق بر جای گذارده است (همانجا). هیورث دان میگوید: گزارش پرون در «مجلۀ آسیایی» (١٨٤٣م، شم ژوئیه ـ اوت) بهترین مطلبی است كه تاكنون دربارۀ تاریخچۀ چاپ در بولاق نوشته شده است (ص ٣٣٢، نیز نک : ٣٣٠، حاشیه). در این گزارشها به جزئیاتی اشاره شده است كه امروزه نه فقط از حیث تاریخ چاپ، بلكه از جهت تاریخ نشر، تاریخ ویراستاری، تاریخ ترجمه و حیات روشنفكری در مصر اهمیت فراوان دارد. جمالالدین شیال، تاریخنگار مصری به نكاتی دربارۀ چگونگی تصحیح و تنقیح آثار در چاپخانۀ بولاق اشاره كرده است كه نشان میدهد عنوان «مطبعه» به تنهایی برای بولاق كافی نیست، بلكه بولاق به تعبیر امروزی مركز انتشاراتی مهمی بوده است. به گفتۀ او «محرران» (احتمالاً ویراستاران عمومی) و مصححان (= ویراستاران ادبی) غالباً از شیوخ جامع الازهر و مردانی فاضل بهشمار میرفتند كه زبان منابع ترجمه شده را به دقت بررسی میكردند و در مراعات اصول صرف و نحو عربی بسیار دقیق و سختگیر بودند (نک : كالوین، .٢٥١ff). منابع درسی ترجمه شده برای تدریس، نخست به قلم محرران بازنگاری میشد، سپس مصححان این متنهای بازنگاری شده را ویرایش زبانی ـ ادبی میكردند (هیورث دان، ٣٤٢-٣٤١)، آنگاه متنها بهچاپ میرسید.به همین دلیل كتابهای ترجمه شدۀ چاپ بولاق ازحیث دقتهای زبانی دارای اهمیتی ویژه است.
براساس اسناد و دفترهایی كه از چاپخانۀ بولاق بر جای مانده است، در ١٢٦٠ق /١٨٤٤م، مصادف با واپسین سالهای فعالیت این چاپخانه، ١٣٦ تن در آن كار میكردند كه وظایف آنها مدیریت، نظارت و سرپرستی، حروفچینی، تصحیح، رسامی، خطاطی، چاپگری، صحافی و تجلید و مشاغل پشتیبانی ذكر شده است (رضوان، ١٤٨، نیز حاشیۀ ١). از مهمترین مدیران چاپخانۀ بولاق میتوان اینان را نام برد: نیكولا مسابكی (مدیریت: ١٢٣٥-١٢٤٥ق)؛ عبدالكریم افندی (مدیریت: ١٢٤٥-١٢٤٩ق)؛ عثمان نورالدین (تا ١٢٣٨ق سمتهای مختلفی داشته است)؛ ابوالقاسم شاهد كیلانی (مدیریت: ١٢٤٩- ١٢٥١ق)؛ فاتح طاغستانی (مدیریت: ١٢٥١-١٢٥٦ق)؛ حسین راتب (مدیریت: ١٢٥٦- ١٢٥٨ق) و چند تن دیگر (رضوان، ٤٩١: فهرست كامل؛ نیز نک : هیورث دان، .(٣٣١
چاپخانۀ بولاق از چند جهت دارای اهمیت است و بهویژه این اهمیت زمانی آشكارتر میگردد كه تأسیس چاپخانه با توجه به زمان و مكان آن در نظر گرفته شود. در اوضاع و احوالی كه بخش اعظم جهان عرب تحت سیطرۀ مستقیم امپراتوری عثمانی قرار داشت و تسلط زبان تركی راه را بر رشد و گسترش زبانهای دیگر در آن امپراتوری پهناور بسته بود، انتشار كتابهای منقح عربی از طریق بولاق و ترویج زبان عربی، تحولی عظیم در عالم عرب زبان ــ كه ارتباط تاریخی آن با گذشتهاش گسیخته شده بود ــ بهشمار میآمد. اینكه برخی چاپخانۀ بولاق را اساس نهضت فكری جدید در مصر میدانند (مثلاً رضوان، ٢٧)، یا حتى وقتی برای جهان عرب به «رنسانس علمی ـ فرهنگی» قائل میشوند، آغاز یا خاستگاه آن را چاپخانۀ بولاق میدانند، دور از واقع نمینماید. شاید به این اعتبار، مبالغه نباشد اگر گفته شود: چاپخانۀ بولاق برای مدتی قابل توجه قاهره را به مركز انتشاراتی و فكری دنیای عرب زبان تبدیل كرد و این شهر همان نقشی را بر عهده داشت كه بعدها بیروت به عهده گرفت. آثار چاپ شده در بولاق، چشم دانشمندان و دانشپژوهان عرب را به روی آثار مهم و جدید گشود و آنها را به پدید آوردن آثاری جدیدتر ترغیب كرد و این انگیزش، مقدمۀ تحول فكری ـ فرهنگی سدههای ١٣ و ١٤ق /١٩ و ٢٠م جوامع عرب بود. البته تأثیر چاپخانۀ بولاق فقط به این جوامع محدود نمیشد و سراسر قلمرو اسلامی و همۀ نواحی عرب زبان، ترك زبان و فارسی زبان این قلمرو از آثار چاپ بولاق به درجات مختلف تأثیر پذیرفتند (برای برخی جزئیات دیگر، نک : EI٢, I /٢٩٩).
مآخذ
رضوان، ابوالفتوح، تاریخ مطبعة بولاق، قاهره، ١٩٥٣م؛
نیز:
Colvin, P., «Muhammad Ali Pasha, the Great Exhibition of ١٨٥١... », Libraries and Culture, ١٩٩٨, vol. XXXIII, no. ٣;
EI٢ ;
Heyworth- Dunne,J., «Printing and Translations under MuhammadʿAlī of Egypt », JRAS, ١٩٤٠;
Verdery, R. N., «The Publications of the Būlāq Press under Muhammad ʿAlī of Egypt », Journal of the American Oriental Society, New Haven , ١٩٧١, vol. XCI.
عبدالحسین آذرنگ