دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٨ - جهانگشای نادری
جهانگشای نادری
نویسنده (ها) :
سید علی آل داوود
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَهانْگُشایِ نادِری، عنوان اثری ارزشمند در تاریخ نادرشاه افشار و عصر او، نوشتۀ میرزا محمد مهدی خان استرابادی (د ح ١١٧٣ق / ١٧٦٠م)، منشی الممالک، وقایعنویس و معتمد خاص نادرشاه.
میرزا مهدی خان پسر محمد نصیر استرابادی ادیب و مورخی توانا بود، شعر هم میسرود و «کوکب» تخلص میکرد. درّۀ نادره، مجموعۀ منشآت، دیوان اشعار، کتاب لغت سنگلاخ و رسالهای در دستور زبان با عنوان مبانی اللغة از دیگر آثار او ست (نک : ه د، ٨ / ١٨٣). اما برترین و مفیدترین اثر او جهانگشای نادری است که آن را باید در شمار یکی از معدود منابع اصلی این دوره از تاریخ ایران محسوب کرد. میرزا مهدی خان خود این کتاب را در جایی تاریخ نادری و در جای دیگر روزنامچۀ ظفر خوانده است (ص ٢٩)؛ اما در فهرست نسخههای خطی بیشتر با نام تاریخ نادری خوانده شده، و معلوم نیست از چه زمان نام جهانگشای نادری بر این اثر معتبر اطلاق شده است (انوار، ١٢؛ سهیلی، ٦٧٧).
جهانگشای نادری مشتمل بر ابواب و فصول متنوع دربارۀ تاریخ ایران در بخش اعظم سدۀ ١٢ق / ١٨م است. استرابادی وقایع تاریخی ایران را از اواخر عصر صفوی آغاز کرده، و به شرح علل زوال و سقوط این سلسله و پایان کار شاه سلطان حسین (سل ١١٠٥-١١٣٥ق) رسیده است. حملۀ افغانها و تسلط چند سالۀ آنان بر بیشتر نقاط ایران موضوعهایی است که مؤلف سپس به آن پرداخته است (ص ٤٣٣-٤٣٤؛ سهیلی، همانجا). وی دربارۀ ظهور نادر در آغاز به تفصیل از آشنایی او با شاه طهماسب، آخرین فرد دودمان صفوی سخن رانده است (انوار، ١٨)، اما بخش اصلی جهانگشای نادری به شرح مفصل دوران پادشاهی ١٢ سالۀ نادرشاه تا ١١٦٠ق، یعنی زمان قتل او اختصاص یافته است (ص ٢٨-٣٣؛ سهیلی، نیز انوار، همانجاها). در مجموع باید گفت استرابادی حوادث تاریخ ایران را از اوایل قرن ١٢ تا ١١٦١ق ــ یـکسـال پس از قتـل نـادر ــ با شرح و بسط کامل روایت کرده است.
در این کتاب گزارش وقایع به شیوۀ سالشمار است و میتوان در آن ٣ قسمت مختلف را تشخیص داد: قسمت اول وقایع اواخر دورۀ شاه سلطان حسین صفوی؛ قسمت دوم سلطنت نادرشاه از ١١٤٨ تا ١١٦٠ق؛ و قسمت سوم حوادث یکسالۀ پس از قتل نادر (شعبانی، ٤٨٨-٤٨٩). قسمتهای دوم و سوم کتاب به سبب حضور مداوم مؤلف در صحنهها و حوادث گوناگون از اهمیت بیشتری برخوردار است. با این همه، استرابادی از شرح برخی وقایع عهد نادرشاه عمداً خودداری کرده است، از جمله، وی به فعالیتهای نادر برای تشکیل نیروی دریایی، و به نبرد نادر با گروه شیطانپرستها که محمد کاظم مروی در عالمآرای نادری آنرا شرح داده، مطلقاً اشارهای نکرده است (انوار، ١٩). افزون بر آن، میرزا مهدی خان، منشی الممالک و در زمرۀ محارم و نزدیکان نادر بوده، و از گزارش وقایعی که نادرشاه بیان آنها را خوش نمیداشته، چشم پوشیده است، در حالی که محمد کاظم مروی که ارتباطی با دستگاه نادری نداشته، با چنین محظوراتی روبهرو نبوده است. با این همه، اثر میرزا مهدی خان از مهمترین مآخذ عصر نادری است و دسترسی او به اسناد و مدارک مهم و اینکه خود او شاهد بسیاری از حوادث بوده، به کتاب او اعتبار بسیار بخشیده است. وی تا جایی که به شئون نادر لطمهای وارد نمیشده، کوشش بر درستنویسی داشته است.
بعضی از نسخههای خطی جهانگشای، افزودههایی دارد، از جمله ذیلی در احوال محمدحسنخان، رئیس ایل قاجار که در برخی دستنویسها موجود است. این ذیل در ١١٧١ق نوشته شده، و ویلیام جونز همراه با اصل کتاب آن را به زبان فرانسه ترجمه کرده است. اگر این بخش هم به قلم میرزا مهدی خان باشد، باید گفت که او سالها پس از قتل نادر زنده و فعال بوده است و محتملاً به خدمت خان قاجار یا کریم خان زند درآمده بوده است. در برخی از نسخهها هم بخشی با عنوانِ «دیباچۀ نکاح میرزا مهدی خان به جهت رضاقلی میرزا» وجود دارد که با نثری مصنوع و متکلف نوشته شده است (صفا، ٥ / ١٨٠٧- ١٨٠٨).
جهانگشای نادری از حیث اشتمال بر وقایع عصر نادرشاه از مفیدترین و بهترین مآخذ، و گزارش مؤلف از حوادث این دوره نسبتاً دقیق و درست است، بهخصوص در مواردی که مطلب به شاه و اطرافیان نزدیک شاه برخورد نداشته است. مقایسۀ این اثر با آثار مشابه چون عالمآرای نادری و حتیٰ آثار غربیان، چون نامههای طبیب نادرشاه، بهخوبی نمایانگر چیرهدستی و تبحر میرزا مهدی خان در تاریخنویسی است (انوار، ١٧). تردیدی نیست که در جاهایی مؤلف از درج پارهای اطلاعات درست خودداری ورزیده است، اما محمد کاظم مروی، مؤلف عالمآرای نادری که در شمار نزدیکان نادر نبوده، طبعاً این محدودیتها و معذوریتها را نداشته است (ریاحی، ١ / ٣١-٣٢).
در جهانگشای نادری افزون بر تاریخ ایران، گاه آگاهیهای ارزشمندی دربارۀ همسایگان ایران، چون شبهقارۀ هند، وجود دارد. مؤلف در وصف مردم و سرزمین هند داد سخن داده است و محتملاً نیت آن داشته که در این مقوله از ابوریحان بیرونی تقلید نماید، اما از عهدۀ این کار بهخوبی برنیامده است. مؤلف گاه مرتکب برخی اشتباهات تاریخی هم شده است، از جمله تاریخ جلوس نادر را، که خود قطعاً در آنجا حضور داشته، ٢٤ شوال ١١٤٧ یاد کرده (ص ٢٧١)، در حالی که ٢٤ شوال ١١٤٨ق درست است (رحیملو، ٤٣٨).
جهانگشای نادری از حیث ادبی هم اثری قابل توجه شمرده میشود. نثر کتاب مصنوع و متکلف است. اگرچه در مقایسه با اثر دیگر او، درۀ نادره از نثری هموارتر برخوردار است و برخلاف آن کتاب، لفظ را بر معنی مقدم نداشته است، اما گاه صنایع لفظی و بازی با کلمات در قسمتهایی از آن به چشم میخورد (انوار، ١٢، ١٣). ضمناً از صنایع بدیعی هم فراوان بهره برده، و گاه با استفاده از هنرنماییهای منشیانه با عباراتی که برخورنده و زننده نباشد، مطلب را بیان کرده است؛ از جمله واقعۀ شکست نادر از عثمانیها را به گونهای نقل کرده که به شخصیت نادر لطمهای وارد نکند (همو، ١٤؛ استرابادی، ٢٠٤-٢٠٥).
در جهانگشای نادری بهجز واژههای عربی و فارسی، از اصطلاحات و لغات ترکی و مغولی هم فراوان استفاده شده است (انوار، ١٣). میرزا مهدی خان بر زبان و ادبیات عرب تسلط کامل داشته، و به خوبی از آیات قرآنی و احادیث نبوی در اثر خود بهره گرفته، و در مجموع نثری پاکیزه از کار درآورده است. سبک او را در نگارش میتوان تقلیدی از آثار نثرنویسان قرون ٧ و ٨ ق بهخصوص وصاف الحضره دانست (صفا، ٥ / ١٨٠٧).
میرزا مهدی خان تأثیری فراوان بر نویسندگان و مورخان عصر خود و دورۀ قاجار برجای نهاد. گروهی در نثرنویسی و تاریخ نگاری مقلد او شدند، و برخی از مورخان در تألیف آثار خود از نوشتههای وی سود جستند و قسمتهایی را عیناً انتحال و اقتباس کردند؛ از جمله میرزا محمد خلیل مرعشی صفوی بخش مهمی از مجمع التواریخ را با اقتباس از جهانگشای نادری تدوین، و در اثر خود به آن تصریح کرده است (اقبال، «ج»، «د»). همچنین وقتی محمد کاظم مروی به نوشتن سومین جلد از عالم آرای خود آغاز کرد، به جهانگشای نادری دسترسی یافت و مطالبی از آن را گاه عیناً در کتاب خود نقل کرد. این مطالب بیشتر شامل حوادث غرب ایران، خروج دو مدعی شاهزادگی و جنگ و صلح با عثمانیها ست (ریاحی، ١ / ٢٩، ٣٠)، اما مؤلف عالمآرای برخلاف میرزا مهدی خان، اخبار را آنگونه که میان مردم شایع بوده، در کتابش آورده، و از این حیث، اثر او جنبۀ مردمی بیشتری دارد (همانجا).
کثرت نسخههای خطی جهانگشای نادری و شمار چاپهای آن بیانگر استقبال وسیع از این اثر است، چنان که ایرانشناسان اروپایی نیز ترجمههای گوناگونی از آن به چند زبان پدید آوردهاند (انوار، ١٩، ٢٠). جهانگشای ناری نخستین بار در تبریز (١٢٦٠ق) و پس از آن در بمبئی (١٢٦٥ق) و آن گاه بارها در ایران و هند به چاپ رسید. اما منقحترین و مضبوطترین چاپ آن به کوشش عبدالله انوار (١٣٤١ش) در تهران منتشر شد (مشار، ١ / ١٠٧٠). طبع انوار با استفاده و مقابلۀ ٥ نسخۀ چاپی و ٣ نسخۀ خطی فراهم آمده، با این همه، مصحح نسخۀ اساس خود را در مقدمه معرفی نکرده است. ظاهراً طبع مذکور از تلفیق نسخههای یاد شده پدید آمده است. مصحح تعلیقات و توضیحات مفیدی به کتاب افزوده، و در حل مشکلات آن بسیار کوشیده است.
نسخۀ نفیس دیگری از جهانگشای نادری در ١٣٧٠ش به کوشش عبدالعلی ادیب برومند در سلسله انتشارات سروش به صورت عکسی به طبع رسید. این نسخه دستنویسی کمنظیر و مصور از جهانگشای نادری، حاوی ١٤ تصویر رنگین و ممتاز از جنگها و مجالس مربوط به نادرشاه است و در ١٣ تصویر آن نادر حضوری باشکوه دارد، در حالی که هالۀ زرینی به نشانۀ فرّ کیانی برگرد سر او دیده میشود. تصاویر زنده، و صورتهای اشخاص از یکدیگر متمایز است، چنان که تقریباً میتوان اطمینان داشت که نقاش خود در صحنهها حضور داشته است (ادیب برومند، ٥). تصویر نقاشیشدۀ میرزا مهدی خان مؤلف کتاب نیز در یکی از مجالس دیده میشود؛ از این رو، میتوان احتمال داد که تهیه و تدوین و مصور سازی این نسخه به دستور خود میرزا مهدی خان استرابادی بوده است (همو، ٦). این چاپ به رغم اهمیت آن فاقد نمایه و فهرست است و استفاده از آن برای خوانندگان به دشواری ممکن است.
جهانگشای نادری به زبانهای انگلیسی، فرانسه، آلمانی، گرجی و اردو ترجمه شده است. نخستین بار سر ویلیام جونز آن را به زبان فرانسه ترجمه نمود. ترجمۀ او در ١١٨٤ق / ١٧٧٠م در پاریس به طبع رسید. اما در این ترجمه اشتباهاتی به چشم میخورد. بعداً از روی این ترجمه خلاصهای به انگلیسی فراهم آمد و در ١٧٧٣م در لندن چاپ شد. این کتاب در همان سال به آلمانی، و چندی بعد به زبان گرجی ترجمه و منتشر گردید (انوار، ٢٠؛ صفا، ٥ / ١٨٠٧). جهانگشای نادری تاکنون ٣ بار به اردو ترجمه شده است (منزوی، ١١ / ١٥٢٢).
مآخذ
ادیب برومند، عبدالعلی، مقدمه بر جهانگشای نادری، تهران، ١٣٧٠ش؛
استرابادی، محمدمهدی، جهانگشای نادری، تهران، ١٤٣١ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، مقدمه بر مجمع التواریخ، تهران، ١٣٦٢ش؛
انوار، عبدالله، مقدمه بر جهانگشای نادری (نک : هم ، استرابادی)؛
رحیملو، یوسف، «تصحیحی در جهانگشای نادری»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی تبریز، ١٣٥١ش، س ٢٤، شم ١٠٣؛
ریاحی، محمد امین، مقدمه بر عالمآرای نادری محمدکاظم مروی، تهران، ١٣٧٤ش؛
سهیلی خوانساری، احمد، «جهانگشای نادری»، راهنمای کتاب، تهران، ١٣٤٢ش، س ٦، شم ٩؛
شعبانی، رضا، «جهانگشای نادری»، دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٨٦ش، ج ١١؛
صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پارسی، تهران، ١٣٧٠ش؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
منزوی، خطی مشترک.
علی آلداود