دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٦ - بنا، حسن
بنا، حسن
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَنّا، حسن (١٢٨٥-١٣٢٧ش / ١٩٠٦-١٩٤٩م)، بنیانگذار و رهبر جمعیت اخوان المسلمین. وی در شهرستان محمودیه نزدیك اسكندریه در بحیرۀ مصر به دنیا آمد. پدرش احمدبن عبدالرحمان اهل علم و صاحب تألیفات و امام جماعت مسجد آنجا بود. حسن با برخورداری از محضر پدرش، پس از طی تحصیلات اولیه، وارد دارالمعلمین الاولیۀ (دانشسرای مقدماتی) دمنهور شدو سپس به قاهره رفت و در١٣٠٢ش / ١٩٢٣م در دارالعلوم آن شهر به تحصیل پرداخت. در ١٩٢٧م از آنجا فارغالتحصیل شد و به عنوان معلم ابتدایی در شهر اسماعیلیۀ مصر به تدریس اشتغال ورزید. حسن از همین زمان به تدریج اندیشههای خود را در جهت احیای دین و قدرت سیاسی ـ اجتماعی دینی شكل داد و به تبلیغ آن پرداخت. آن گاه در ١٣٠٧ش / ١٩٢٨م جمعیت اخوان المسلمین را تأسیس كرد و در دروس و سخنرانیها و نوشتههای خود به تبیین اصول بنیادی تفكر جمعیت برخاست و برای این كار به مسافرتهایی دست زد. حسن بنا در كنار نشر تعالیم احیاء احكام و شعائر دینی، عملاً به مبارزه با فساد و بیدینی پرداخت.
وی در ١٣١١ش / ١٩٣٢م به عنوان معلم به قاهره منتقل شد و جنبش اخوان المسلمین هم در این شهر تمركز یافت. افكار حسن بنا كه در قالب سخنرانیها و نوشتهها در روزنامۀ اخوان المسلمین انتشار مییافت، مورد توجه محافل سیاسی و دینی واقع شد و به ویژه، مردم به این جنبش اقبال نشان دادند. این امر سبب شد تا حسن بنا همۀ زندگی خود را وقف این كار كند؛ تا آنجا كه زندگی او را از این تاریخ باید در قالب تاریخچه اخوان المسلمین مطالعه كرد (نک : ه د، اخوان المسلمین؛ برای زندگی بنا، نک : ندوی، ٥٤-٥٧؛ داغر، ٢ / ٢١٠؛ زركلی، ٢ / ١٨٣-١٨٤؛ جدعان، ٥٥٨؛ خلفالله، ٤٢-٤٤؛ رمضان، ٢٩٧- ٢٩٨؛ بشری، المسلمون ...، ٤٧١).
در اینجا باید به منابع فكری حسن بنا و شخصیتهایی كه او را تحت تأثیر افكار خود قرار دادند، توجه شود. وی علاوه بر تعالیم پدر و تأثیرات دینی برخاسته از محیط خانواده، از شاگردان و مریدان شیخ عبدالوهاب حصفی از مشایخ صوفیه بود و از افكار و تعالیم طریقۀ حصافیه تأثیر پذیرفته، با جمعیت خیریۀ حصافیه واقع در محمودیه كه در جهت نشر تعالیم اسلامی و مبارزه با منکـرات و مقابله با تبلیغات هیئتهای مسیحی فعالیت داشت، به همكاری برخاست. پس از انتقال به قاهره، به «جمعیة مكارم الاخلاق الاسلامی» پیوست و در آنجا ضمن آشنایی با محافل مذهبی و جمعیتهای دینی، با شخصیتهای علمی و مذهبی آن روزگار چون محبالدین خطیب، محمد خضر حسین، محمد غمراوی و احمد تیمور آشنا شد و در مجالس درس و بحث رشید رضا شركت كرد و با جمعیت نهضةالاسلام ــ كه شیخ یوسف دجوی آن را بنیاد گذاشته بود ــ از نزدیك به همكاری پرداخت. از این میان تأثیر رشید رضا و مجلۀ المنار بر افكار حسن بنا بیشتر محسوس است.
حسن بنا در ایام تحصیل در قاهره، با محفلی از رجال مذهبی آنجا آشنا شد كه مقدمات انتشار روزنامۀ الفتح (به سرپرستی مجدالدین خطیب) و تشكیل جمعیت جوانان مسلمان (جمعیة الشبان المسلمین) را فراهم میكردند. حسن بنا بعدها هم، پس از آنکـه اخوان المسلمین را تأسیس كرد، در نشریۀ الفتح مقالاتی منتشر نمود.
وی در طول حیات خود در جریان تحولات مصر به طور عام، و اخوان المسلمین به طور خاص، رسالهها و مقالات و سخنرانیهایی پدید آورد و منتشر كرد كه پس از مرگ او هم بارها تجدید چاپ شد. شماری از این رسالهها اینهاست: رسالة التعالیم، رسالة العباد، دعوتنا فی طور جدید، بین الامس و الیوم، الرسائل الثلاث (دعوتنا، الی ای شی ء ندعوالناس و نحوالنور)، الاخوان المسلمون تحت رایة القرآن، مشكلاتنا فی ضوء النظام الاسلامی، العقائد، المناجاة، المأثورات، احادیث الجمعة، الدعوة و الداعیة، السلام فی الاسلام، هل نحن قوم عملیون، المنهاج، رسالة عقیدتنا، رسالة المؤتمرالخامس، الی اخوان الكتائب و رسالة المؤتمر السادس. بسیاری از این رسالهها و نوشتهها به صورت مستقل و یا در مجموعة رسائل به چاپ رسیده است (نک : داغر، جدعان، همانجاها؛ نیز نک : مآخذ همین مقاله)؛ همچنین مذكرات الدعوة و الداعیة حسن البنا (زندگینامه خودنوشت حسن بنا و تاریخچۀ شكلگیری اخوان المسلمین و تعالیم آن) كه پس از مرگش منتشر شد (زركلی، همانجا). این اثر با عنوان خاطرات زندگی حسن البنا به فارسی نیز ترجمه و منتشر شده است (تهران، ١٣٦٦ش). برخی از آثار او در مجله «شرق» به فرانسه هم ترجمه و منتشر شده است (شم ٤ و ٦). سرانجام دولت نُقراشی فرمان انحلال جمعیت اخوان المسلمین و مصادرۀ داراییها و توقیف شمار بسیاری از اعضای آن را صادر كرد كه همین امر موجب ترور نقراشی در ٢٨ دسامبر ١٩٤٨ توسط یكی از اعضای اخوان المسلمین شد. اندكی بعد در شب ١٢ فوریۀ ١٩٤٩ حسن بنا به ضرب گلوله افراد ناشناسی از پای درآمد (زركلی، ٢ / ١٨٤).
افكار و اندیشههای دینی و سیاسی
بنا فعالیت خود را پس از سقوط خلافت عثمانی ــ كه لااقل در نظر بسیاری از متفكران اهل سنت، عصر سیاسی و تا اندازهای دینی امت اسلامی شناخته میشد ــ آغاز كرد و به همین دلیل، برای وی بیش از هر چیز چگونگی بازسازی این مرجعیت در اشكال جدید آن كه به هرحال وحدت و استمرار امت را تضمین كند (مثلاً نک : بنا، «المؤتمر الخامس»، ٢ / ٧٠-٧١)، در درجۀ اول اهمیت قرار داشت. او با نظامهای جانشین ایدئولوژی وحدت و مشروعیت
اسلامی، همچون ایدئولوژی قومیت مخالف بود و در نهایت چاره را در طرح موضوع «دولت اسلامی» به عنوان جانشین خلافت از یك سو، و حافظ و ضامن وحدت امت اسلامی، از سوی دیگر دید (نک : بشری، المسلمون، ٤٧٣-٤٧٧، ٤٨٥-٤٨٩؛ بیومی، ١٦٠-١٦٢، ١٦٦، ١٧٥، ١٩٥؛ نیز نک : بنا، همان، ٢ / ٦٣ بب ، «دعوتنا فی طور...»، ١ / ١٧٧ بب ، «دعوتنا»، ١ / ٤١ بب ). از دیگر سو جنگ جهانی اول و پیامدهای آن، ازجمله سقوط دولت عثمانی، و نیز رویكرد استعماری كشورهای اروپایی، گفتمان اصلاحطلبی اسلامی را كه كسانی چون جمالالدین اسدآبادی و محمد عبده به دنبال طرح آن، و ایجاد آشتی میان ارزشهای اسلامی با فرهنگ جدید غرب بودند، سخت دچار بحران كرد. درواقع رویۀ استعماری غرب، موجبات بدبینی نسبت به این وجهه نظر از تفكر اصلاحطلبی را در میان متفكران اسلامی و عرب، از جمله محمدرشید رضا كه به تدریج روی به سلفیگری نهاد، فراهم كرد (نیز نک : همو، «الی ای شی ء...»، ١ / ٨٤ بب ). حسن بنا هم به عنوان شاگرد رشید رضا، در حقیقت از آغازگران تفكر «احیای دینی اسلامی» است (نک : همو، مذكرات ...، ١٠٠ بب ).
با آنکـه شرایط سیاسی و اجتماعی مصر، موجد زمینههای مساعد برای شكلگیری جمعیت اخوان المسلمین بود (برای شكلگیری اخوان در شرایط حاكم بر آن دوره، نک : حسینی، ١١-٥٠؛ خدوری، ٨٥-١٠٠؛ میچل، ٨١-٩٤)، و به سبب همین شرایط، خاصه اشغال مصر توسط انگلستان، احزاب مختلف دچار رقابتها و كشمكشهای گسترده شده بودند، با این وصف اخوان المسلمین خود را «حزب» نخواندند و حسن بنا خود نسبت به احزاب مصری به دلیل تأثیرات منفی آنها بدبین بود (نک : «المؤتمر الخامس»، ٢ / ٧٤- ٧٨).
اخوان المسلمین اساساً، لااقل در آغاز، از اینکـه جمعیتی سیاسی به شمار آیند، احتراز داشتند (مثلاً نک : همو، «فی مؤتمر...»، ٢ / ١٦٣). با این همه بخش بس مهمی از فعالیت حسن بنا و اخوان رنگ سیاسی داشت، خاصه كه جهاد با بیگانه، استقلال و رهایی مصر از اشغال انگلیس را از اهداف خود میشمردند (همو، «الجهاد»، ١ / ٢١٩ بب ، «المؤتمر الخامس»، ٢ / ٨١ بب ، «بین الامس ...»، ١ / ٢٣٨). بنا در همین زمینه معتقد بود كه میبایست همه احزاب مصری منحل شوند و همۀ نیروهای ملت در یك حزب مجتمع شود، تا اینکـه زمینه برای تحقق استقلال و آزادی ملت و شكلگیری بنیادهای اصلاحات داخلی فراهم گردد («نحوالنور»، ١ / ١٥٤ بب ، «المؤتمر الخامس»، ٢ / ٧٤- ٧٨، «مشكلاتنا...»، ٤٠٥-٤٠٧، «فی مؤتمر»، ٢ / ١٨٤-١٨٥).
بنا البته به بازسازی امت برای راهیابی به درجات كمال اجتماعی سخت اهمیت میداد، ولی طریق دستیابی به این هدف را نه تمدن غرب، بلكه تمسك به تعالیم اسلام میدانست («الاخوان ...»، ٢ / ١٩٧ بب ). وی بر اهمیت نظام نمایندگی، گرچه از غرب اقتباس شده بود، تأكید میكرد و معتقد بود كه این نظام تعیینكنندۀ مسئولیت حاكم و سلطه امت است و تباینی میان قواعد اسلامی حكومت با نظام نمایندگی ندارد («مشكلاتنا»، ٣٩٧ بب ؛ قس: خدوری، ٩٩-١٠٠، كه معتقد است جنبش اخوان المسلمین به سازگار كردن دین و دموكراسی علاقهمند نبود).
از دیگر سو، حسن بنا با قانون اساسی مصر مخالفت نداشت و هرگونه شیوه انقلابی را، دستكم از منظری سلفی باورانه، رد میكرد. جنبش اخوان المسلمین كه بیش از هر چیز مبتنیبر روش تبلیغی بود، با اتخاذ شیوه محافظهكارانه به احیای هویت اسلامی براساس دعوت و اصلاح امور اهتمام داشت (بنا، «المؤتمر الخامس»، ٢ / ٥٠-٥٦) و بنابراین، در آغاز حتیالمقدور با شیوههای مسالمتآمیز در این مسیر قدم برمیداشت. تأیید ملك فاروق توسط حسن بنا هم به همین دلیل بود (نک : همو، «نحوالنور»، ١ / ١١٥ بب ).
وی با وجود اهتمامی كه در اسلامی كردن حكومت و جامعه داشت، از مشاركت در نظام سیاسی و رقابت با احزاب دیگر خودداری نمیكرد و حتی در همین راستا بود كه خود را دوبار نامزد نمایندگی مجلس مصر گردانید و گاهی نیز با شاه همكاری میكرد، تا جایی كه در انتخاب رئیسالوزرای جدید با او مشورت شد؛ البته اخوان المسلمین در این دوره به دلیل مقابله با كمونیستها و حزب وفد مورد حمایت و تشویق بود. بنا حتی با اسماعیل صدقی (رئیس الوزرای مصر) همكاری كرد و همۀ این موارد نشاندهنده فعالیت باز و گسترده سیاسی بنا در این دوره است (برای فعالیتهای وی در این زمینه، نک : سعید، ٩٣-٩٤، ٩٩، جم ).
اخوان المسلمین گرچه در دورۀ بنا همواره به ویژگی تبلیغی و مبتنی بر دعوت خود تأكید میكردند، ولی پس از معاهده ١٣١٥ش / ١٩٣٦م میان انگلستان و دولت مصر كه اخوان المسلمین با آن به مخالفت برخاست، صبغه سیاسی فعالیت بنا و اخوان المسلمین بیشتر شد و به طور فزایندهای به حركات سیاسی برای واداشتن دولت به اجرای شریعت دست زدند (برای بررسی تحولات در رفتار مذهبی و سیاسی اخوان المسلمین و بنا، نک : بشری، المسلمون، ٤٧٠ بب ، الحركة...، ٤٣ بب ).
دولت اسلامی از دیدگاه بنا
با آنکـه فعالیت بنا چند سالی پس از سقوط خلافت عثمانی آغاز شد، وی به شرط تحقق مقدماتی كه بیان كرده، معتقد به احیای خلافت بود («المؤتمر الخامس»، ٢ / ٧٠-٧١) و در عین حال باتوجه به آنکـه بحثهایی درباره ضرورت جدایی دین از دولت در آن وقت رواج یافته بود، به تبیین مفهوم دولت و حكومت در اسلام میپرداخت («فی مؤتمر»، ٢ / ١٦٣ بب ؛ نیز نک : عبدالرزاق، ٣٩ بب ؛ حسین، ١٩ بب ). ویژگی مهم بنا در میان كسانی كه به احیای خلافت اسلامی به عنوان مرجع وحدت امت اعتقاد داشتند، آن بود كه طرح «دولت اسلامی» را قطع نظر از بحث جدایی و یا عدم جدایی دین و دولت، بیشتر با اتكا بر فهم جوهر اسلام و ویژگیها و اهداف چند بُعدی این دین ارائه میداد و بر ضرورت دركی كامل از اسلام تأكید میكرد (مثلاً نک : «بین الامس»، ١ / ٢١٠ بب ، «المؤتمر الخامس»، ٢ / ١٦ بب ). اخوانالمسلمین اساساً به عقیده بنا پیرایههایی را كه طی تاریخ بر دامن اسلام نشسته بود، از آن میزداید و خود را متكی بر همان چیزی میداند كه پیامبر (ص) از سوی خداوند آورده است و تصور اسلام بدون حكومت وجهی ندارد (نک : «بین الامس»، ١ / ٢٠٧، «المؤتمر الخامس»، ٢ / ١٩، مذكرات، ١١٥بب ، ٢٨٣).
دولت اسلامی تابعی است از هدف و غایت اسلام و دعوت بهعنوان نشانه حضور و استمرار اسلام وظیفه اصلی دولت است. دعوت فریضه و وظیفۀ همۀ امت است و حكومت به عنوان نهاد برخاسته از امت دعوت به اصلاح را برعهده دارد (نک : همو، «بین الامس»، ١ / ٢١٢، «فی مؤتمر»، ٢ / ١٦٨-١٦٩، «الاخوان»، ٢ / ٢١١ بب ). دولت مشروع اسلامی دولتی است كه به شئون دینی و دنیایی اهتمام دارد و علاوه بر آنکـه نگاهبان امنیت و نظام جامعه است، در جهت تنفیذ احكام اسلامی و رعایت عدالت در جامعه میكوشد (نک : همو، «بین الامس»، ١ / ٢٣٩).
بنا معتقد بود كه در جامعۀ اسلامی غیر از سلطۀ دولت كه حامی تعالیم اسلام است و وظیفۀ رهبری مادی و معنوی امت را بر عهده دارد، هیچ سلطه دیگری پذیرفته نیست و از این جهت با مسیحیت ــ كه در آن میان سلطۀ معنوی و مادی (اخروی و دنیوی) و یا دولت و كلیسا اختلاف و نزاع هست ــ تفاوت وجود دارد («فی مؤتمر»، ٢ / ١٦٣-١٦٥). بنابراین، بنا ضمن رد هرگونه دولت دینی به شیوۀ مسیحیت قرون میانه، امت اسلامی را مصدر سیادت و صاحب سلطه میدانست («نحوالنور»، ١ / ١٤٣-١٤٦، «المؤتمر السادس»، ٢ / ١١٨- ١١٩؛ برای تصوری متفاوت از گفتار بنا، نک : حسینی، ١٦٤- ١٦٨؛ احمد، ٧٠-٧١). سرانجام، نظام سیاسی آرمانی بنا نظامی است مبتنی بر اجرای عملی آرمانهای اسلامی كه بر ٤ پایۀ عقیده خالص، عبادت صحیح، وحدت امت و نظام قانونی برخاسته از كتاب الله استوار است؛ حكومت اسلامی به عنوان نگاهبان مردم در دین و دنیای ایشان، و ارتش به عنوان ضامن حفظ استقلال امت و دفاع از كیان آن، هر دو از این آرمانها حمایت میكنند (بنا، «نحوالنور»، ١ / ١٣٠ بب ، «بین الامس»، ١ / ٢١٠-٢١٣).
مآخذ
احمد، رفعت، الدین والدولة والثورة، قاهره، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
بشری، طارق، الحركة السیاسیة فی مصر، ١٩٤٥-١٩٥٢، قاهره، ١٩٨٣م؛
همو، المسلمون و الاقباط فی اطار الجماعة الوطنیة، بیروت، ١٩٨٢م؛
بنا، حسن، «الاخوان المسلمون تحت رایه القرآن»، «الی ای شی ء ندعو الناس»، «بین الامس والیوم»، «الجهاد»، «دعوتنا»، «دعوتنا فی طور جدید»، «فی مؤتمر طلبة الاخوان المسلمین»، «المؤتمر الخامس»، «المؤتمرالسادس»، «نحوالنور»، مجموعة رسائل، انتشارات ادب، ١٣٧٠ش؛
همو، مذكرات الدعوة والداعیة، بیروت، ١٩٨٤م؛
همو، «مشكلاتنا فی ضوء النظام الاسلامی»، رسائل، بیروت، الرساله؛
بیومی، زكریا سلیمان، الاخوان المسلمون و الجماعات الاسلامیة فی الحیاة السیاسیة المصریة، ١٩٢٨- ١٩٤٨، قاهره، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛
جدعان، فهمی، اسس التقدم عند مفكری الاسلام فی العالم العربی الحدیث، بیروت، ١٩٨١م؛
حسین، طه، مستقبل الثقافة فی مصر، قاهره، مطبعه المعارف؛
حسینی، اسحاق موسی، الاخوان المسلمون: كبری الحركات الاسلامیة الحدیثة، بیروت، ١٩٥٥م؛
خدوری، مجید، الاتجاهات السیاسیة فی العالم العربی، بیروت، ١٩٧٢م؛
خلفالله، محمد احمد، «الصحوة الاسلامیة فی مصر»، الحركات الاسلامیة المعاصرة فی الوطن العربی، بیروت، ١٩٨٩م؛
داغر، یوسف اسعد، مصادر الدراسة الادبیة، بیروت، ١٩٧٢م؛
رمضان، عبدالعظیم محمد، تطور الحركه الوطنیه فی مصر، قاهره، ١٩٧٧م؛
زركلی، اعلام؛
سعید، رفعت، حسن البنا، مؤسس حركة الاخوان المسلمین، بیروت، ١٩٨٦م؛
عبدالرزاق، علی، الاسلام و اصول الحكم، به كوشش ممدوح حقی، بیروت، ١٩٧٨م؛
میچل، ر.ب .، الاخوان المسلمون، ترجمۀ عبدالسلام رضوان، بیروت، ١٩٧٨م؛
ندوی، ابوالحسن علی، مذكرات سائح فی الشرق العربی، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م.
حسن انصاری