دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥٠ - بلال حبشی
بلال حبشی
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِلال حَبَشی، از نخستین گروندگان به اسلام، اولین مؤذن، خادم و صحابی پیامبر(ص). از زندگی او پیش از گرویدن به اسلام اطلاعی در دست نیست، جز آنکـه برخی از منابع او را، بیآنکـه از پدرش یاد كنند، از زادگان (مولدان) بنی جُمَح، و مادرش حمامه (جمامه باید تصحیف حمامه باشد) را كنیز یكی از اینان دانستهاند. در منابع دیگر او را بلال ابن رَباح، و پدرش را از اسیران حبشی خواندهاند. بلال را گاه به مادرش نیز نسبت داده، و او را بلال بن حمامه نامیدهاند. كنیه بلال را هم به اختلاف، ابوعبدالله، ابوعبدالكریم و ابوعمر آوردهاند.از آنجا كه گفتهاند بلال همسن ابوبكر بود، باید در سالزاد او، یعنی سال سوم عامالفیل به دنیا آمده باشد (ابنسعد، ٣ / ٢٣٨، ٧ / ٣٨؛ ابنحجر، ١ / ٣٦٤؛ ذهبی، سیر...، ١ / ٣٤٧، ٣٥٠؛ سخاوی، ١ / ٢٢١؛ طبری، احمد، ٢ / ٢٣؛ ابن اثیر، ١ / ٥٨٨-٥٨٩).
بلال مقارن بعثت پیامبر(ص) از بردگان امیة بن خلف بود و آن گاه كه اسلام آورد و آن را آشكار كرد، چون مردی فرودست بود و قبیله و خاندانی نداشت تا از او حمایت كنند، آزار و شكنجههای سخت دید، تا حدی كه دل ورقه بن نوفل به رقت آمد و امیه را سرزنش و حتی تهدید كرد. سرانجام، ابوبكر بن ابی قحافه او را خرید، یا با یكی دو غلام جوان و چابك معاوضه كرد و آزادش ساخت؛ درحالی كه پیامبر(ص) نیز در همان اندیشه بود (طبری، احمد، ١ / ٤٢١، ٢ / ٢٢-٢٣؛ ابن اسحاق، ٤ / ١٧٠؛ ابن سعد، ٣ / ٢٣٢). او خود در روایتی به این امر تصریح كرده است و گزارشهای دیگر دربارۀ سفر او به شام نیز مؤید این ماجراست (سخاوی، ١ / ١١، ٢٢١؛ نیز نک : تفسیر، ٦٢١).
ابن حجر (٧ / ٥٨٥) آورده است كه مادر او را نیز مشركان عذاب میدادند و این نشان میدهد كه او نیز مسلمان شده بود. ابوبكر او را هم خرید و آزاد كرد. بلال را در زمره نخستین گروندگان به اسلام یا نخستین كسانی (٧ تن) كه اسلام خود را ظاهر كردند، دانستهاند (ابونعیم، حلیه...، ١ / ١٤٩؛ ابن جوزی، صفة...، ١ / ٤٣٤)؛ اما اینکـه گفتهاند وی نخستین بردهای بود كه اسلام آورد، محل تردید است، چه، زید بن حارثه بیگمان در اسلام آوردن بر بلال سبقت داشت (نک : ابن ابی الحدید، ٤ / ١٢٤، ١٣ / ٢١٨). بلال پس از آزادی بیدرنگ به پیامبر(ص) پیوست و خادم و خازن (كارپرداز) او شد (ابونعیم، همان، ١ / ١٤٧-١٤٩؛ خلیفه، تاریخ، ١ / ٩٩).
بلال نخستین مؤذن در تاریخ اسلام به شمار میرود. البته به نظر میرسد كه چندی بعد، ابن ام مكتوم و كسانی دیگر هم در این كار انباز شدند؛ چنانکـه گفتهاند: بلال به روز اذان میگفت و ابن ام مكتوم به شب (ابنابی عاصم، ١ / ١١٦؛ ابنسعد، ٨ / ٣٦٤؛ كلینی، ٤ / ٩٨؛ ابنبابویه، من لایحضر...، ١ / ٢٩٧؛ ابنحجر، ٤ / ٣٧٥؛ سخاوی، ١ / ٤٦).
پیامبر اكرم (ص) علاقه و عنایت خاصی به بلال داشت و او را به تعبیر جبرئیل، سید و سرور حبشیان میشمرد (ابن سعد، ٧ / ٣٨٥؛ ابشیهی، ٢ / ٢٦٩). در ذكر واقعۀ «اسراء» نیز، حضرت از او به عنوان سابق مسلمانان در برخورداری از نعیم آخرت یاد میكرد و پایگاهی بلند برایش قائل بود (ذهبی، همان، ١ / ٣٤٨؛ سیوطی، ١ / ٢٦٤).
در مدینه میان او و ابورویحۀ خثعمی عقد اخوت برقرار شد و بلال همواره به این برادری وفادار بود (نک : سطور بعد). اما اینکـه گفتهاند: میان او و عبیدة بن حارث بن مطلب یا ابوذر عقد برادری بسته شد، نباید درست باشد؛ زیرا این اخوت میان مهاجر و انصار برقرار میشد (ابن سعد، ٣ / ٢٣٤؛ ابن عبدالبر، ١ / ١٧٨؛ ابن جوزی، المنتظم، ٣ / ٧٢، ١٤٠). بلال را در زمرۀ اهل صفه و از صوفیان راستین و اولیه شمردهاند (ابونعیم، همان، ١ / ٣٤٩-٣٥٥؛ سخاوی، ١ / ٢٢١).
بلال در تمام غزوات همراه پیامبر (ص) بود (ابنسعد، ٣ / ٢٣٨). در غزوۀ بدر، امیة بن خلف را به تحریك و اشارۀ بلال به قتل رساندند، و به روایتی خود، او را كشت (ابن جوزی، همان، ٣ / ١١٢؛ ابن عبدالبر، ١ / ١٨٢). در روز فتح مكه وی همراه پیامبر (ص) وارد كعبه شد و نخستین كس بود كه در آنجا اذان گفت (فاكهی، ٣ / ٢١٣، ٥ / ٢٢١؛ ابن حجر، ٤ / ٤٥٠، ٥ / ٢٦٤).
پس از رحلت پیامبر(ص)، بلال دیگر اذان نگفت و به اصرار اجازه یافت تا برای جهاد به شام رود. در این باره دو روایت هست: برخی آوردهاند كه ابوبكر میخواست بلال را در مدینه و نزد خود نگاه دارد، پس او را اجازۀ سفر نداد. چون ابوبكر درگذشت، بلال سرانجام عمر را با اصرار راضی كرد و روی به شام نهاد (ابن سعد، ٣ / ٢٣٦). مطابق روایتی دیگر، بلال در همان روزگار خلافت ابوبكر وارد شام شد (ذهبی، سیر، ١ / ٣٥٧). او پس از رحلت پیامبر(ص)، بهرغم خواست ابوبكر، هیچ اذان نگفت، مگر دو یا ٣ بار. یك بار به درخواست حضرت فاطمۀ زهرا (ع)، و بار دیگر وقتی عمر به جابیه شام آمده بود، به درخواست مسلمانان و دعوت او اذان گفت. به روایتی، بلال پیامبر (ص) را در خواب دید كه او را به زیارت خود میخواند. پس بی درنگ بر نشست و به مدینه رفت و در آنجا اذان گفت. نیز آوردهاند كه این كار به درخواست امام حسن و امام حسین (ع) صورت گرفت و اذان بلال در مسجدالنبی، شهر را به لرزه افكند (ابنسعد، ذهبی، همانجاها؛ ابنبابویه، من لایحضر، ١ / ٢٩٨؛ سخاوی، همانجا؛ ابن جوزی، المنتظم، ٤ / ٢٢٤).
بلال در برخی جنگها و فتوحات شام هم شركت داشت (احمد ابن حنبل، ١ / ٢٨٩). در فتح بیت المقدس، او از فرماندهان سپاه به عمر شكایت برد كه از لذایذ دنیوی بیش از بقیۀ مسلمانان بهره میجویند، و عمر فرمان داد كه به عامه جنگجویان غذای خوب دهند و غنایم به طور مساوی تقسیم گردد (یعقوبی، ٢ / ١٤٧). ظاهراً بلال معتقد بود كه همه غنایم و آنچه به فتح حاصل میشود، باید پس از كسر خمس آن، میان جنگجویان تقسیم شود؛ در حالی كه عمر همه مسلمانان را در آن انباز میدانست و بر آن بود كه قسمتی از آن نیز باید وقف مسلمانان شود و گویا این باعث نقاری در میانه شده بود (احمد بن حنبل، همانجا). در همین جا وقتی عمر دیوان شام را بنیاد نهاد، به درخواست بلال نام او و ابورویحه خثعمی را در یك دفتر قرار داد و به یك اندازه از عطایا برخوردار گردانید (ابن سعد، ٣ / ٢٣٤؛ ابن حجر، ٧ / ١٤٥).
دربارۀ سال مرگ، محل و علت درگذشت بلال میان منابع اختلاف است. مرگ او را در سالهای ١٨، ٢٠ و ٢١ق در شصتواند سالگی، به مرگ طبیعی یا بر اثر طاعون دانسته، و مرقدش را غالباً در دمشق (باب الصغیر یا باب كیسان) و بعضی در داریا یا عمواس، و حتی حلب نشان دادهاند (ابنسعد، ٣ / ٢٣٨؛ طبری، تاریخ، ٤ / ١١٢؛ خلیفه، تاریخ، ١ / ١٤٩، الطبقات، ١ / ١٩- ٢٩٨؛ ابنحبان، ٣ / ٢٨؛ سخاوی، همانجا؛ ابنجوزی، صفة، ١ / ٤٤٠؛ ذهبی، العبر، ١ / ٢٤، سیر، ١ / ٣٤٧، ٣٦٠؛ شیخ طوسی، ٢٧).
بلال نزد امامان شیعه و اصحاب ایشان از پایگاهی بلند برخوردار است (مثلاً نک : كشی، ٣٩). امام علی (ع) او را از جملۀ برگزیدگان اصحاب پیامبر(ص) و از جمله سابقان در اسلام دانستهاند (تفسیر،٦٢١؛ ابن بابویه، الخصال، ١ / ٣١٢) و در دیوان منسوب به امام، در ابیاتی از بلال و اذان گویی او یاد شده است (١ / ٤٣). گفتهاند: با آنکـه بلال آزاد شده ابوبكر بود، ولی امام علی (ع) را بسیار دوست میداشت و گویا در این باره سرزنشهایی هم شنیده است (تفسیر، ٦٢١-٦٢٢). در برخی منابع ادب نیز از صداقت و صراحت و برخی اقوال و رفتارهایش یاد شده است و اشعاری هم از او نقل كردهاند (نک : ابشیهی، ٢ / ١٥، ٩٣؛ ابنعبدربه، ٥ / ٢٨٢، ٦ / ٩١).
با آنکـه برخی نویسندگان بلال را فاقد فرزند دانستهاند، ولی از پسرش، عمر به عنوان یكی از راویان او یاد شده است (سخاوی، همانجا). نوادگان او نیز تا قرنها بعد شناخته شده بودند؛ چنانکـه ابن اثیر در حوادث سال ٥١٩ق / ١١٢٥م از مرگ هلال بن عبدالرحمان، از قاریان مشهور ساكن در سمرقند، به عنوان یكی از نوادگان بلال یاد كرده است (٩ / ٢٣٤).
از بلال احادیثی كه ذهبی شمار آنها را ٤٤ دانسته (سیر، ١ / ٣٦٠)، نقل شده است. برخی از این احادیث را صاحبان صحاح و سنن نیز از او روایت كردهاند (مسلم، ١ / ٢٣١؛ ترمذی، ١ / ١٧٢، ٣٧٨، ٢ / ٢٠٣؛ نیز نک : احمد بن حنبل، ١ / ٣٥٧؛ ابن حجر، ٥ / ٣٢٤، ٥٣٢، ٧ / ٧٦؛ ابن قانع، ١ / ٧٨). برخی از مهمترین كسانی كه از او روایت كردهاند، عبارتند از جابر بن عبدالله، ابوبكر، عمر، براء ابنعازب، عبدالرحمان بن ابی لیلی و عبدالله بن رواحه (ابونعیم، دلائل ...، ١ / ١٦٢؛ ابن عبدالبر، ١ / ١٨٠؛ ذهبی، همان، ١ / ٣٤٧؛ نیز نک : سخاوی، ١ / ٢٢١، ٢ / ٣٥). در منابع شیعی نیز احادیثی از او آمده است و كسانی چون هشام بن حكم با اسناد از عبدالله بن علی، از بلال روایت كردهاند (ابن بابویه، من لایحضر، ١ / ٢٩٢، الامالی، ٢١٠-٢١١).
مآخذ
ابشیهی، محمد، المستطرف فی كل فن مستظرف، به كوشش مفید محمد قمیحه، بیروت، ١٩٨٦م؛
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، قم، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
ابن ابی عاصم، احمد، الاوائل، به كوشش محمدبن ناصر عجمی، كویت، دارالخلفاء للكتاب الاسلامی؛
ابن اثیر، علی، الكامل، به كوشش عبدالله قاضی، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن اسحاق، محمد، سیرة النبی، به كوشش محمد حمیدالله، قونیه، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
ابن بابویه، محمد، الامالی، قم، ١٣٦٢ش؛
همو، الخصال، قم، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
همو، من لایحضره الفقیه، قم، ١٣٦٣ش؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، صفه الصفوه، به كوشش محمود فاخوری و محمد رواس قلعهجی، بیروت، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛
همو، المنتظم، به كوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٢م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، به كوشش شرفالدین احمد، بیروت، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، به كوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ١٤١٢ق / ١٩٩٢م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، قاهره، ١٣٦٥ق / ١٩٤٦م؛
ابن قانع، عبدالباقی، معجم الصحابة، به كوشش صلاح بن سالم مصرانی، مدینه ١٤١٨ق / ١٩٩٧؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیةالاولیاء، بیروت ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م، همو، دلائل النبوة، به كوشش محمد محمد حداد، ریاض، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
احمد بن حنبل، فضائل الصحابة، به كوشش وصیالله محمدعباس، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ترمذی، محمد، سنن، به كوشش احمد محمد شاكر و دیگران، بیروت، داراحیاءالتراث العربی؛
تفسیر، منسوب به امام حسن عسكری (ع)، قم، ١٤٠٩ق؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به كوشش اكرم ضیاء عمری، دمشق / بیروت، ١٣٩٧ق؛
همو، الطبقات، به كوشش اكرم ضیاء عمری، ریاض ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
دیوان امام علی (ع)، قم، ١٣٦٩ش؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
همو، العبر، به كوشش صلاحالدین منجد، كویت، ١٩٤٨م؛
سخاوی، محمد، التحفة اللطیفة، بیروت، ١٩٩٣م؛
سیوطی، الخصائص الكبری، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
شیخ طوسی، محمد، رجال، نجف، ١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
طبری، تاریخ؛
طبری، احمد، الریاض النضره، به كوشش عیسی عبدالله محمد مانع حمیری، بیروت، ١٩٩٦م؛
فاكهی، محمد، اخبار مكة، به كوشش عبدالملك عبدالله دهیش، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
كشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
كلینی، محمد، الكافی، تهران، ١٣٦٥ش؛
مسلم بن حجاج، صحیح، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دار صادر.
صادق سجادی