دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣٢ - بغداد، پیمان
بغداد، پیمان
نویسنده (ها) :
علی کرم همدانی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٣٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَغْداد، پِیمان، پیمانی امنیتی و دفاعی كه در ١٣٣٤ش / ١٩٥٥م میان كشورهای ایران، تركیه، عراق، پاكستان و انگلستان بسته شد و در ١٣٣٨ش / ١٩٥٩م پس از خروج عراق از آن، به پیمان «سنتو» تغییر نام یافت.
پس از جنگ جهانی دوم، آرایش سیاسی و نظامی نوینی در جهان پدید آمد كه بزرگترین جلوه بیرونی آن تقسیم جهان به دو بلوك یا قلمرو شرق و غرب و بروز جنگ سرد میان این دو بلوك بود. غرب برای جلوگیری از گسترش نفوذ كمونیسم، بر آن شد تا كمربندی دفاعی گرداگرد بلوك شرق ایجاد كند. پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو) و آنگاه پیمان سیتو، بخشی بزرگ از این كمربند دفاعی را، از قاره آمریكا و اروپا تا حدود خاور دور، در برمیگرفت. میان كشورهای عضو این دو پیمان، تنها یك فاصله وجود داشت تا كمربند محاصره اتحاد شوروی را كامل كند (نکـ: جعفری، ٢٢١؛ منصوری، ٤٩)؛ ازاینرو، آمریكا نخست كوشید تا با همكاری كشورهای انگلستان، فرانسه و تركیه، به ایجاد و گسترش ی خط نظامی - دفاعی در خاورمیانه با مشاركت كشورهای عرب منطقه بپردازد، به گونهای كه سراسر خاورمیانه را پوشش دهد و مقر فرماندهی آن در قاهره باشد.
در ١٣٣٠ش / ١٩٥١م این كشورها درباره تأسیس این خط دفاعی و دفتر فرماندهی مشترك خاورمیانه با مشاركت خود آنها پیشنهادی به مصر دادند (نکـ: شرابی، ٨٩؛ فونتن، ٢ / ١٧٩-١٨٠). پیوستن مصر به این پیمان از دو جهت برای غرب حائز اهمیت بود: یكی موقعیت سپاهگردانی كانال سوئز و اهمیت آن برای كشورهای غربی، و دیگر اینکـه مصر در آن روزگار میرفت تا رهبری جهان عرب را عهدهدار شود. پیوستن این كشور به چنین پیمانی، باعث اقبال دیگر كشورهای عربی به آن میشد، ولی مصر این پیشنهاد را نپذیرفت (نکـ: بحیری، ٢٤). آنگاه آمریكا تلاش دیگری آغاز كرد. در ١٣٣٢ش / ١٩٥٣م جان فاستر دالس، وزیر امور خارجۀ این كشور با سفر به خاورمیانه كوشید كشورهای منطقه را به همكاری در پیمان دفاعی مشتركی ترغیب كند؛ اما با مخالفت كشورهای عربی منطقه روبهرو شد (نکـ: فونتن، ٢ / ١٨٠-١٨١). در ١٣٣٣ش / ١٩٥٤م، آمریكا و انگلستان توجه خود را به تركیه و عراق كه هر دو با غرب روابط خوبی داشتند، معطوف كردند. در پی آن، دو دولت عراق و مصر به توافقی مبنی بر انعقاد قراردادی دفاعی دست یافتند كه برپایۀ آن، متعهد میشدند وارد پیمانهای دیگر نشوند و اتحادیهای نظامی از كشورهای عربی به رهبری قاهره و بغداد پدید آورند. پیشنویس این پیمان نیز تهیه گردید و نوری سعید، نخست وزیر وقت عراق در ١٥ سپتامبر ١٩٥٤ به قاهره رفت. وی پیش از ترك بغداد، اعلام كرد كه پس از مصر، به لندن خواهد رفت تا به بررسی مقدمات انعقاد پیمانی چندجانبه با انگلیس، تركیه و پاكستان بپردازد. وی در گفتوگو با مقامات مصری دلایل عراق را برای انعقاد یك پیمان چندجانبه سیاسی - نظامی توضیح داد؛ ولی مصر كه با انگلستان بر سر حضور نیروهایش در كانال سوئز اختلاف پیدا كرده، و آمریكا نیز به وعدهاش مبنی بر تحویل سلاح به مصر وفا نکـرده بود، با نظر نوری سعید به مخالفت برخاست (نشاشیبی، ٣٣٠-٣٣٢؛ شرابی، ٩١-٩٢). از سویی دیگر رئیسجمهور تركیه، جلال بایار موافقت آمریكا را با انعقاد پیمانی نظامی میان تركیه و پاكستان جلب كرد و در پی آن عدنان مندرس، نخست وزیر تركیه به پاكستان سفر كرد و كلیات پیمان نظامی این كشور با پاكستان با وجود مخالفتهای شوروی و هند به تصویب دو كشور رسید (فونتن، ٢ / ١٨٢).
در اوایل سال ١٩٥٥م، عدنان مندرس به عراق رفت و خواهان انعقاد پیمانی مشابه با این كشور شد. دولت عراق به اعتبار اینکـه تفاهم با تركیه میتواند منافع متعددی برای حفظ امنیت مرزهای عراق و پشتیبانی از این كشور در مسألۀ فلسطین داشته باشد، پیشنهاد تركیه را پذیرفت (نکـ: سویدی، ٥٣٧ - ٥٣٨).
عدنان مندرس آنگاه سوریه و لبنان را نیز به پیوستن به این پیمان ترغیب كرد، اما توفیقی نیافت. در ٢٤ آوریل ١٩٥٥، پیمان همكاریهای دفاعی و امنیتی در ٨ ماده میان دو كشور تركیه و عراق در بغداد به امضا رسید (نکـ: «دائرةالمعارف...»، .(IV / ٤٤٦ در متن پیمان پیشبینی شده بود كه هر كشور عضو جامعه عرب یا هر كشوری كه خواهان صلح و امنیت در خاورمیانه است، به شرط آنکـه از سوی عراق و تركیه به رسمیت شناخته شده باشد، میتواند به این پیمان بپیوندد ( فرهنگ...، ١ / ٢٩٤). انگلستان در ٣٠ مارس، پاكستان در ٢٣ سپتامبر ١٩٥٥ و ایران در ١١ اكتبر همان سال به این پیمان كه به «پیمان بغداد» مشهور شد، پیوستند (آقایی، ١ / ١٤٨). همچنین تلاشهایی برای پیوستن دیگر دولتهای عربی به این پیمان صورت گرفت، اما بیشتر بر اثر مخالفت مصر و سوریه، بینتیجه ماند (علی، ٧٣٤- ٧٣٥). هرچند تشكیل پیمان بغداد از ابتكارات دولت آمریكا - به ویژه جان فاستر دالس وزیر امور خارجه آن دولت - بهشمار میرفت، اما دولت آمریكا ترجیح داد كه خود عضویت این پیمان را نپذیرد، تا موجبات تحریك بیشتر دولت شوروی را فراهم نسازد و خشم اعراب را نسبت به خود برنینگیزد (آقایی، ١ / ١٤٨-١٤٩). با اینهمه، نمایندگان آمریكا بهعنوان ناظر، در جلسات اعضای این پیمان حضور مییافتند و با آن همكاری نزدیك داشتند. آمریكا در مانورهای این پیمان شركت میكرد و به اعضای آن كمكهای نظامی میداد (بیگدلی، ٢٦؛ آشوری، ٢٠٢).
عضویت عراق در این پیمان برای غرب بسیار مهم بود، چه، نه فقط تنها كشور عربیای بهشمار میرفت كه به این حلقه پیوسته بود، بلكه موقعیت این كشور به عنوان همسایه ایران و تركیه كه خود همسایگان شوروی بودند، اهمیت این كشور را برای آمریكا دو چندان میكرد (نکـ: پرتس، .(١٢٤ نوری سعید، نخستوزیر عراق پیمان بغداد را تحولی مثبت و بزرگ میدانست. به اعتقاد وی این پیمان نه تنها از خطر كمونیسم جلوگیری میكرد، بلكه برای تقویت عراق و دیگر دولتهای عرب مخالف اسرائیل كارساز بود؛ اما در نظر بیشتر مردم عرب انعقاد این پیمان، نوری سعید را بیش از پیش متمایل به سیاستهای دولت انگلستان قلمداد میكرد (پری، .(٢٥١ از نظر تركیه عضویت در این پیمان میتوانست خطر تجاوز شوروی به قلمرو این كشور را سد كند و مانع گسترش كمونیسم گردد، اما دولت پاكستان از همان ابتدا نظری مساعد به این پیمان داشت. درواقع فرماندهان ارشد نظامی و رهبران سیاسی پاكستان برای پیوستن به این پیمان و جلب كمكهای بیشتر آمریكا توافق داشتند (رضوی، .(٦٢-٦٥ در ایران نیز این تصور وجود داشت كه با پیوستن به پیمان بغداد وضعیت اقتصادی كشور بهبود مییابد و كمكهای بیشتری از جانب آمریكا دریافت میگردد و ارتش در جهت كارایی و توسعه بیشتر، متحول میشود. از سوی دیگر این پیمان تا آنجا كه به كشورهای غربی و اعضای پیمان آتلانتیك شمالی مربوط میشد، حمایت قاطع از حکـومت ایران را در برداشت (ایوری، .(٤٥٩
با ورود ایران به پیمان بغداد، موقعیت سنتی بیطرفانه ایران پایان یافت. دولت شوروی مدتی كوشید تا ایران را از پیوستن به این پیمان بازدارد. برای این كار به سوی بهبود روابط اقتصادی با ایران گام برداشت و حتی ١١ تن طلای ایران را كه پیش از آن توقیف كرده بود، به این كشور بازگرداند. ولی هیچكدام از این اقدامات سودمند واقع نشد و سرانجام ایران، بهرغم تهدیدات شوروی به این پیمان پیوست (سیكر، .(٨٦-٨٧ طرفداران ورود به این پیمان در ایران، این كار را فرصتی برای مدرنیزه و توانمند كردن ارتش ایران با هزینه غرب میدانستند (لنچوفسكی، .(٢٠٠
پیمان بغداد یك مقدمه و ٨ ماده داشت و مدت اعتبار آن بنابر مفاد مادۀ هفتم، ٥ سال پیشبینی شده، و قابل تمدید نیز بود. براساس ماده ششم این پیمان نخستین اجلاس اعضای پیمان بغداد در ٢٩ آبان ١٣٣٤ش / ٢٠ نوامبر ١٩٥٥م با شركت نخستوزیران ایران، تركیه، عراق، پاكستان و انگلستان و وزیر امور خارجه آمریكا در بغداد تشكیل شد ( نشریه...، ٦٧- ٦٨؛ عاقلی، ٢ / ٦٠). با وقوع كودتای خونین ٢٣ تیر ١٣٣٧ش / ١٤ ژوئیه ١٩٥٨م عراق، رهبران كودتا در ٤ فروردین ١٣٣٨ش / ٢٤ مارس ١٩٥٩م، كنارهگیری این كشور از پیمان بغداد را اعلام كردند («دائرةالمعارف»، IV / ٤٤٧) و در ٢١ اوت ١٩٥٩ پیمان بغداد به «سازمان پیمان مركزی» (سنتو) تغییر نام داد و ادارۀ مركزی آن از بغداد به آنکـارا منتقل شد (آشوری، ٨٩؛ الیت، .(٢٩-٣٠ این سازمان حلقه سیستم دفاعی بلوك غرب در كنار ناتو در خط غربی، و سیتو در خط شرقی را تكمیل میكرد (آشوری، ٢٠٢).
سازمان پیمان مركزی علاوه بر هدفهای دفاعی، بعضی هدفهای اقتصادی و عمرانی را نیز تعقیب میكرد. از بطن پیمان مذكور، سازمان دیگری به وجود آمد كه «سازمان عمران منطقهای» نام گرفت و برای احداث و توسعه جادهها، خطوط راه آهن، بنادر و ایجاد امكانات ارتباطی و مخابراتی، تأمین بهداشت و همكاریهای علمی و ارتقای سطح كشاورزی و دامداری میان كشورهای عضو فعالیت میكرد. سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، این كشور رسماً در تاریخ ٢٦ فروردین ١٣٥٨ از پیمان سنتو خارج شد (آقایی، ٢ / ٥٥٢ -٥٥٣).
مآخذ
آشوری، داریوش، دانشنامۀ سیاسی، تهران، ١٣٦٦ش؛
آقایی، بهمن و غلامرضا علیبابایی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، ١٣٦٦ش؛
بحیری، مروان، الحلف الاطلسی و الشرق الاوسط، بیروت، ١٩٨٢م؛
بیگدلی، علی، تاریخ سیاسی و اقتصادی عراق، تهران، ١٣٦٨ش؛
جعفری ولدانی، اصغر، بررسی تاریخی اختلافات مرزی ایران و عراق، تهران، ١٣٦٧ش؛
سویدی، توفیق، مذكراتی، لندن، ١٩٩٩م؛
شرابی، نظام، امیركا و العرب، واشینگتن، ١٩٨٩م؛
عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران، ١٣٧٠ش؛
علی، صالح احمد، العراق فی التاریخ، بغداد، ١٩٨٣م؛
فرهنگ تاریخ، ترجمه احمد تدین و شهین احمدی، تهران، ١٣٦٩ش؛
فونتن، آندره، تاریخ جنگ سرد، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، ١٣٦٦ش؛
منصوری، جواد، ٢٥ سال حاكمیت آمریكا بر ایران، تهران، ١٣٦٤ش؛
نشاشیبی، ناصرالدین، در خاورمیانه چه گذشت؟، ترجمۀ م. ح. روحانی، تهران، ١٣٥٧ش؛
نشریۀ وزارت امور خارجه، تهران، ١٣٣٥ش، شمـ ١، دورۀ دوم؛
نیز:
Avery, P., Modern Iran, London, ١٩٦٥;
Elliot, F. and M. Summerskill, A Dictionary of Politics, London, ١٩٦١;
Lenczowski, G., The Middle East in World Affairs, London, ١٩٨٠;
Peretz, D., The Middle East Today, New York, ١٩٨٣;
Perry, G.E., The Middle East Fourteen Islamic Centuries, New Jersey, ١٩٨٣;
Rizvi, H.-A., The Military and Politics in Pakistan, ١٩٤٧-٨٦, Delhi, ١٩٨٨;
Sicker, M., The Bear and the Lion, NewYork, ١٩٨٨;
Turkiye diyanet vakf o Islam ansiklo- pedisi, Istanbul, ١٩٩١.
علی كرمهمدانی