دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧٠ - براء بن عازب
براء بن عازب
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَراءِ بْنِ عازِب (د ٧١ یا ٧٢ق/ ٦٩٠ یا ٦٩١م)، از اصحاب پیامبر(ص). وی از انصار و از تیرۀ بنیحارثۀ قبیلۀ اوس در یثرب بود (خلیفه، الطبقات، ١/ ١٨٦؛ بخاری، ١(٢)/ ١١٧؛ برای سلسله نسب او، ﻧﻜ : مزی، تهذیب...، ٤/ ٣٤-٣٥). چندین کنیه برای وی ذکر شده که از همه مشهورتر ابوعماره است (ﻧﻜ : خلیفه، همان، ١/ ٣٠٣؛ مسلم، ٧٧، ابونعیم، ٣/ ٧١؛ ابن عبدالبر، ١/ ١٥٥).
براء یش از مهاجرب حضرت رسول(ص) به مدینه، درحالیکه هنوز بسیار نوجوان بود، اسلام آورد (ابن سعد، ٤/ ٣٦٧-٣٦٨) و احتمالاً پدرش نیز پیشتر اسلام آورده بود (همو، ٤/ ٣٦٥). براء و برخی دیگرهمچون عبدالله بن عمر و اسامة بن زید (ﻫ م) بهسبب نوجوانی اجازه نیافتند در جنگ بدر شرکت کنند (واقدی، ١/ ٢١؛ ابنسعد، ٤/ ٣٦٧، ٣٦٨؛ بلاذری، انساب...، ١/ ٢٨٨). به احتمال بسیار، در پیکار اُحد نیز پیامبر(ص) مشارکت او و برخی نوجوانان دیگر را نپذیرفت (واقدی، ١/ ٢١٦؛ بلاذری، همان، ١/ ٣١٦؛ قس: طبرانی، ٢/ ٨؛ ابونعیم، ٣/ ٧٣، که از قوانین براء آوردهاند که در اُحد حضور داشته است). بههرحال نخستین نبردی که وی در آن حضور یافت، غزوۀ خندق بود، درحالی که ١٥ سال بیشتر نداشت (واقدی، ٢/ ٤٥٣؛ ابن هشام، ٣/ ٧٠؛ بلاذری، همان، ١/ ٣٤٤). با آنکه گفتهاند وی در ١٤ تا ١٨ غزوه شرکت داشته (بخاری، همانجا؛ ابن سعد، ٤/ ٣٦٨؛ ابونعیم، ٣/ ٧١)، ولی نقش خاصی از او در این غزوات گزارش نشده است (ﻧﻜ : ابن سعد، ٤/ ٣٦٥). طبق روایتی از خود براء، زمانی که پیامبر(ص)، خالد بن ولید را برای تبلیغ اسلام به یمن فرستاد (١٠ق)، وی همراه گروه او بود و چون این مأموریت به امیرالمؤمنین علی(ع) محول شد، براءبه آن حضرت پیوست (طبری، ٣/ ١٣١-١٣٢؛ شیخ مفید، الارشاد، ١/ ٦٢). به روایت یعقوبی (٢/ ١٢٤)، پس از رحلت پیامبر(ص)، براء خبر بیعت با ابوبکر در سقیفۀ بنیساهده را به اطلاع بنیهاشم رسانید و خود جزو کسانی بود که از بیعت با او خودداری کرد.
براساس روایاتی براءبن عازب در اواخر دورۀ عمر یا اوایل دورۀ عثمان، در فتح برخی نواحی ایران، همچون ری، قومس، زنجان، ابهر و قزوین حضور داشته، یا خود فرمانده بوده است؛ چنانکه یکی از فتوح ری (خلیفه، التاریخ، ١/ ١٦٠-١٦١؛ بلاذری، فتوح...، ٣١٧-٣١٨) به دست او بود. وی با اهالی ابهر صلح کرد و با مردم قزوین نیز به دشوار از صلح درآمد و ایشان اسلام آوردند (ﻧﻜ : همان، ٣٢١-٣٢٢؛ ابن فقیه، ٢٨٠-٢٨١)، اما زنجان را از راه جنگ به تصرف درآورد (بلاذری، همان، ٣٢٢). با اینهمه، باید گفت دستکم یک روایت از روایات فتوح، نشان از خلط میان او و براءبن مالک دارد (خلیفه، الطبقات، ١/ ٤٤٩؛ قس: بلاذری، همان، ٣٨٠).
گفتهاند براءبن عازب جزو کسانی بود که با امیرالمؤمنین علی(ع) دست بیعت دادند (شیخ مفید، الجمل، ١٠٢، ١٠٤). اگرچه در روایتهای مربوط به پیکارهای دورۀ خلافت امام علی(ع) نقشی از وی دیده نمیشود، اما به روایتی، براء علاوه بر حضور در جنگهای جمل و صفین و نهروان، در پیکار اخیر، از سوی امام علی(ع) دعوت کند (خطیب، ١/ ١٧٧؛ نیز ﻧﻜ : ابنعبدالبر، ١/ ١٥٧؛ رافعی، ١/ ٦١؛ ابن حجر، ١/ ١٤٧).
براء بن عازب در شهر کوفه سکنى داشت (خلیفه، همان، ١/ ١٨٦؛ بخاری، همانجا) و در حالی که بینایی خود را از دست داده بود (ابنحبیب، ٢٩٨؛ ابن قتیبه، ٥٨٧)، در دورۀ تسلط معصب بن زیبر بر عراق، در کوفه یا مدینه درگذشت (خلیفه، التاریخ، ١/ ٣٤١؛ ابنسعد، ٤/ ٣٦٨؛ ابنحبان، ٣/ ٢٦؛ ذهبی، ٣/ ١٩٥؛ قس: ابنقیسرانی، ١/ ٦١، که میگوید بنابرقولی در اوایل دورۀ یزید بن معاویه درگذشت).
از براء بن عازب چندین فرزند برجای ماند (ابنسعد، ٤/ ٣٦٥) و نسل او از طریق ایشان در کوفه ادامه یافت که برخی صاحبان نام نیز در میان آنان بودهاند (ابن قتیبه، ٣٢٦؛ ابن حزم، ٣٤١).
از طریق براء احادیثی از حضرت رسول(ص) نقل شده است (ﻧﻜ : احمد بن حنبل، ٤/ ٢٨٠، ٣٠٤؛ طبرانی، ٢/ ٩-١٠؛ مزی، تحفة...، ٢/ ١٣ ﺑﺒ ؛ برای احادیث او در صحاح، ﻧﻜ : ذهبی، ٣/ ١٩٦؛ ونسینک، ٨/ ٢٧). برخی از این روایتها نشان میدهد که وی به اخبار و احادیث مربوط به سیرۀ نبوی(ص) علاقه داشت (ابنسعد، ٤/ ٣٦٥-٣٦٦؛ بلاذری، انساب، ١/ ٢٥٧؛ طبری، ٢/ ٤٩٣، ٥٢٦، ٦٣٦). وی همچنین از برخی صحابه نیز روایت میکرده است (ﻧﻜ : ابن قسیرانی، همانجا؛ مزی، تهذیب، ٤/ ٣٥-٣٦) و رجالی نامدار همچون شعبی، عدی بن ثابت، ابواسحاق سبیعی، و نیز دو تن از فرزندانش از او روایت کردهاند (ابن قتیبه، همانجا؛ ابن ابی حاتم، ١/ (١)٣٩٩؛ برای فهرستی از راویان او، ﻧﻜ : مزی، همان، ٤/ ٣٦-٣٧).
براء بن عازب که یکی از اصحاب امام علی(ع) بود («الرجال»، ٣؛ شیخ طوسی، ٣٥؛ نیز ﻧﻜ : کشی، ٤٤)، از راویان برجستۀ حدیث غدیر نیز بهشمار میآید (احمد بن حنبل، ٤/ ٢٨١؛ محمدبن سلیمان، ٢/ ٣٦٨-٣٧٠؛ قس: کشی، ٤٥، که میگوید او این حدیث را کتمان کرد و بر اثر نفرین امام علی(ع) نابینا شد؛ نیز ﻧﻜ : ابنداوود، ٦٤؛ قس: خویی، ٣/ ٢٧٧-٢٧٩؛ تستری، ٢/ ٢٦٠). ایوان ورواق و گلدستههای آن در حکومت محمدعلی میرزا، فرزند فتحعلیشه قاجار، برپاشده است. (همو، ١/ ٦٨٤، ٦٨٦، برای اطلاع از جزئیات عمارت آرامگاه، ﻧﻜ : ٦٨٤ ﺑﺒ). در دورۀ قاجار، هرساله حکام شوشتر مبلغی برای تعمیر این مزار در نظر میگرفتند (همو، ١/ ٦٨٦). اکنون جایی که آرامگاه براء بن مالک در آن واقع است، محلۀ «شاه زید» نام دارد (شوشتری، ٨٠؛ حرزالدین، ١/ ١٨٢).
مآخذ
ابن اثیر، علی، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٠ق؛
ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، حیدرآباد دکن، ١٣٨٨-١٣٨٩ق/ ١٩٦٨-١٩٦٩م؛
ابن حیان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٧م؛
ابن حبیش، عبدالرحمان، غزوات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٤١٢ق/ ١٩٩٢م؛
ابن حجرعسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٨٢ق؛
ابنسعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیغاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، معرفة الصحابة، به کوشش محمد راضی بن حاج عثمان، مدینه/ ریاض، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
اقتداری، احمد، دیار شهریاران، تهران، انجمن آثارملی؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمدحمیدالله، قاهره، ١٩٥٩م؛
همو، فتوحالبلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٦٥م؛
تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١٠ق؛
جزائری، عبدالله، تذکرة شوشتر، تهران، چاپخانۀ حیدری، حرزالدین، محمد، مراقد المعارف، به کوشش محمدحسین حرزالدین، نجف، ١٣٨٩ق؛
خلیفة بن خیاط، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٦م؛
دینوری، احمد، الخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٦٠م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و حسین اسد، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
شوشتری، عبداللطیف، تحفة العالم، به کوشش صمد موحد، تهران، ١٣٦٣ش؛
طبرانی، سلیمان، العجم الکبیر، به کوشش حمدی عبدالله سلفی، بغداد، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛
طبری، تاریخ؛
کشی، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به کوشش حسین مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
کلاعی، سلیمان، تاریخ الردة، اقتباس، خورشید احمد فارق الاکتفاء وی، قاهره، دارالکتاب الاسلامی؛
هروی، علی، الاشارات الى معرفة الزیارات، به کوشش ژ. سوردل ـ تومین، دمشق، ١٩٥٣م.
علی بهرامیان