دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٠٩ - بالکان، جنگها
بالکان، جنگها
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بالْکان، جَنْگها، عنوان دو دوره جنگ میان دولت عثمانی و کشورهای شبهجزیرۀ بالکان (٢٦ شوال ١٣٣٠-٢٧ شوال ١٣٣١ق/ ٨ اکتبر ١٩١٢ سپتامبر ١٩١٣م).
کنگرۀ برلین که در ١٢٩٥ق/ ١٨٧٨م به ابتکار بیسمارک، صدراعظم آلمان تشکیل شد و توانست از جنگ عمومی در اروپا جلوگیری کند، بخش بزرگی از اراضی اروپایی عثمانی ــ بهویژه در شبه جزیرۀ بالکان ــ را از پیکر آن امپراتوری جداکرد (ﻧﮑ: پالمر، ٢/ ٢٨٨-٢٨٩)؛ اما نتوانست از بروز اختلافات و کشمکش در بالکان جلوگیری کند. در این دوره که امپراتوری عثمانی در سراشیب ضعف و سقوط افتاده بود و قلمروش همواره کوچکتر میشد (بلن، I/ ٣١٣)، حوادث و سیاستهایی مانند اوج
گیری نهضتهای ناسیونالیستی در بالکان، و مداخلات رویسه و اتریش، به
ویژه سیاست پان اسلاویستی روسیه در این شبه جزیره (همانجا؛ «
دائرةالمعارف...»
، V/ ٢٣). پیش از بیش موجب تضعیف آن گردید و دولتهای بالکان را به استفاده از موقعیت برای جبران تسلط عثمانیان و خسارت گذشته برانگیخت (شاو، ٢/ ٤٩٢)، چنانکه صربستان خواستار توسعۀ قلمرو خود گردید. اگرچه کشورهای بالکان بر سرمسائل مختلف به دشت با یکدیگر اختلاف داشتند، لیکن سیاست دول
بزرگ اروپا مبنی
بر تضعیف و بیرون راندن مسلمانان از شبه جزیره، اتحاد کشورهای بالکان را ضروری می
نمود (همانجا؛ «
دائرةالمعارف»
، بلن، همانجاها).
از سوی دیگر منافع روسیه و اتریش در منطقۀ بالکان را به شدت با یکدیگر برخورد داشت؛ چه، اتریش می
خواست به سواحل اژه و آدریاتیک دست یابد، و روسیه نیز قصد تصرف آبراههای بُسفر و داردانل را داشت (بلن، همانجا). اهداف روسیه با مخالفت سایر دول اروپایی مواجه شد و این دولت از آن پس، به طرفداری از دولتهای بالکان در برابرعثمانی برخاست و در کنگرۀ بالکان (١٣٢٨ق/ ١٩١٠م در صوفیه پایتخت بلغارستان)، شعار «
بالکان از آنِ بالکانیهاست»
را مطرح ساخت که به مفهوم بیرون راندن مسلمانان از این سرزمین تلقی می
شد (همانجا). افزون بر آن حملۀ ایتالیاییها به تریپولی (طرابلس) در لیبی که با اولتیماتوم ٤ شوال ١٣٢٩ق/ ٢٨ سپتامبر ١٩١١م آغاز شد، دولت عثمانی را درگیر مسائل دیگر کرد و از اوضاع بالکان غافل گردانید (برای تفصیل، ﻧﮑ : کین راس، ٦٠٦؛ شاو، ٢/ ٤٨٧-٤٩٣؛ بلن، I/ ٣٠٣-٣٠٧).
کشورهای بالکان با استفاده از فرصت، پیمانهای اتحاد بستند. نخستین پیمان بر ضد عثمانی میان صربستان و بلغارستان در ١٣ مارس ١٩١٢، سپس معاهده
ای دیگر در ٢٩ مۀ ١٩١٢ میان یونان و بلغارستان، و آنگاه پیمانی دیگر میان مونته نگرو و بلغارستان منعقد شد (شاو، ٢/ ٤٩٢-٤٩٣). این اتحادها به رغم اختلاف عمیق میان کشورهای بالکان، به دیدۀ عثمانیان عجیب می
نمود و ازاین
رو، دولت احمد مختار پاشا این اتحاد را جدی نگرفت (همانجا)؛ اما دولتهای بالکان با اولتیماتوم مشترک از دولت عثمانی خواستند که ظرف ٣ روز به صربستان، مقدونیه و آلبانی خودمختاری دهد و مرزهای جدید را براساس ویژگیهای قومی تعیین کند و نیروی
انتظامی بومی و استانداران محلی را به رسمیت بشناسد. در این اخطار تأکید شده بود که در صورت نپذیرفتن این درخواستها به زور متوسل خواهند شد (ترک
گلدی، ٥٨؛ شاو، ٢/ ٤٩٥). دولت عثمانی این اولتیماتوم را نپذیرفت و در ٨ اکتبر ١٩١٢ نخستین مرحلۀ جنگ بالکان آغاز گردید (شاو، همانجا).
این جنگ برای دولت عثمانی بسیار مصیبت
بار بود. ارتش عثمانی که در ٣ جبهۀ جداگانه می
جنگید، بیش از ٦ هفته دوام نیاورد. یونانیها در جبلۀ جنوب با فرماندهی کنستانتین، ولیعهد یونان، ترکها را شکست داده، شهر سالونیک را به تصرف درآوردند (کین راس، ٦٠٩-٦١٠). بلغارها نیز در جبهۀ شرق در ناحیۀ «
لوله بورغاز»
، نیروی عثمانی را تارومار کردند و به سوی چاتالجا پیش رفتند (شاو، همانجا).. صربها هم در جبهۀ غرب بر عثمانیها غلبه یافتند (همو، ٢/ ٤٩٦). سرانجام در ٣ دسامبر ١٩١٢ دولت احمد مختار پاشا آتش
بس را پذیرفت و استعفا کرد و به جای او کامل پاشا به صدرات منصوب شد (ترک
گلدی ، ٥٩).
دولت کامل پاشا مشغول مذاکره با دولتهای بالکان بود که جمعیت اتحاد و ترقی (ﻫ م)، شکست را بهانه قرارداده، به باب عالی (ﻫ م) حمله
ور شد. رهبری کودتاچیان را انورپاشا (ﻫ م) برعهده داشت، با این رویداد که در تاریخ عثمانی به «
قلعۀ باب عالی»
معروف است، دولت کامل پاشا برکنار شد و کاظم
پاشا، وزیر جنگ که عامل شکست شناخته شده بود، به قتل رسید (شاو، ٢/ ٤٩٨؛ «
دائرةالمعارف»
، V/ ٢٤؛ کین
راس، ٦١٠؛ بلن، I/ ٣١٨)، دولت جدید به ریاست شوکت پاشا که با پشتیبانی جمعیت اتحاد و ترقی روی کار آمده بود، ترک مخاصمه را نپذیرفت و بار دیگر در ٣ فوریۀ ١٩١٣ آتش جنگ شعله
ور شد. عثمانیان در این جنگ هم شکست خوردند و ادرنه را از دست دادند (کین
راس، ٦١١؛ شاو، ٢/ ٤٩٩؛ «
دائرةالمعارف»
، همانجا). آنگاه اسکودار و دیگر شهرها نیز سقوط کردند و هزاران نفر از روستاییان ترک قتل
عام شدند. سرانجام دولت عثمانی شرایط صلح را پذیرفت و عهدنامه
ای که حاصل مذاکرات کنفرانس لندن بود، در ٣٠ مۀ ١٩١٣ به امضا رسید. به موجب این عهدنامه خط میدیه ــ اَنَز، مرز عثمانی ــ بلغارستان تعیین شد، تراکیه و ادرنه در تصرف بلغارستان ماند، حقوق عثمانی در کرِت به یونان واگذار شد و حل و فصل مسائل مربوط به مالکیت جزایر دیرای اژه بر عهدۀ دول اروپایی غیربالکان محول گردید (شاو، همانجا؛ بلن،
I/ ٣٢٠؛ «
دائرةالمعارف»
، همانجا)، و به این
ترتیب دورۀ اول جنگ بالکان به پایان رسید.
پس از انعقاد معاهدۀ صلح، دولتهای بالکان بر سر تقسیم غنایم جنگی با یکدیگر اختلاف شدید یافتند و نتایج کنفرانس لندن آنها را راضی نکرد. بلغارستان که انتظار داشت بزرگ
ترین سهم را از این جنگ ببرد، در ٢٩ -٣٠ ژوئن ١٩١٣ با حمله به یونان و صربستان ــ دو متحد سابق خود ــ جنگ دوم را آغاز کرد (شاو، ٢/ ٥٠١؛ کین راس، ٦١٢)، اما از صربها و یونانیها شکست خورد. رومانی نیز از این وضعیت استفاده کرده، سیلستروپلونه
را تصرف کرد. در این وقت، دولت عثمانی به
رغم مخالفت دولتهای بزرگ، ادرنه و قرقلارایلی را دوباره گرفت، دولت بلغارستان بر اثر شکستهای پی
درپی با میانجیگری روسیه (همو، ٦١٢-٦١٣) درخواست صلح کرد و سرانجام در ١٠ اوت ١٩١٣ پیمان صلح در شهر بخارست به امضا رسید. به موجب این قرارداد، یونان و مقدونیه متصرفات خود را در شمال سالونیک و کاوالا حفظ می
کردند، صربها نیز قلمرو صربستان قدیم و بیشار نواحی مقدونیۀ شمالی را نگاه می
داشتند، و دولت عثمانی هم با هریک از این دولتها قراردادهای جداگانه
ای در ٢٩ سپتامبر ١٩١٣ با بلغارستان در استانبول، ١٤ اکتبر ١٩١٣ با یونان، و ١٤ مارس ١٩١٤ با صربها، امضا کرد. مرزهای جدید با این پیمان تعیین شد و به اتباع عثمانی مقیم این کشورها اجازه داده شد که ظرف ٤ سال دربارۀ اقامت در بالکان، یا مهاجرت به آسیای صغیر تصمیم بگیرند. از دیگر موارد این عهدنامه می
توان به شناسایی تساوی حقوق مسلمانان با مسیحیان و آزادی اجرای مراسم مذهبی، تدریس زبان ترکی در کنار زبان رسمی هریک از این کشورها، انتخاب مفتیان، و تشکیل شواری جامعۀ مسلمانان اشاره کرد.
جنگهای بالکان نقطۀ عطفی در تاریخ عثمانی به
شمار می
آید، زیرا این دولت ٨٣٪ از قلمرو، ٦٩٪ از جمعیت اروپایی و بخش بزرگی از درآمد خود را از دست داد (شاو، ٢/ ٥٠٢-٥٠٣)، هزاران نفر در روم
ایلی قتل
عام شدند، چنانکه ٢٢٥ هزار نفر از مسلمانان در ادرنه در اسارت بلغارها از گرسنگی جان باختند و بسیاری از ترکها بر اثر فشارهای مداوم، خانه و کاشانۀ خود را رها ساخته، مجبور به مهاجرت شدند («
دائرةالمعارف»
، V/ ٢٥).
مآخذ
پالمر، ر. ر.، تاریخ جهان، ترجمۀ ابوالقاسم طاهری، تهران، ١٣٤٠ش؛
شاو، ا.ج. وا.ک. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکی جدید، ترجمۀ محمود رمضان
زاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
کین راس، پ.ب.، قرون عثمانی، ترجمۀ پروانه ستاری، تهران، ١٣٧٣ش؛
نیز:
Belen. F., «
Balkhan Savaslari»
, ٢٠ Yü
zytl tarih, istanbul, ١٩٧٠;
Tü
rkgedi, A. F., Gö
rö
p iṣittiklerim, Ankara, ١٩٨٤;
Tü
rkiye diyanet vakf
ı
İslâ
m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢.
علی
اکبر دیانت