دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٥٨ - احمدپاشا بنوال
احمدپاشا بنوال
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٠ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدْپاشا بُنْوال، یا کلود الکساندر کنت دُبنوال (١ جمادیالاول ١٠٨٦-٢٤ جمادیالاول ١١٦٠ق/ ١٤ ژوئیۀ ١٦٧٥-٢٣ مۀ ١٧٤٧م)، نجیبزاده و افسر فرانسوی که به حکومت پیوست و اسلام آورد و در مقام خمپارهچی باشی، اصلاحاتی در ارتش این دولت انجام داد (IA).
احمدپاشا در لیموزن به دنیا آمد؛ در ١٦٨٦م (١٠٩٧ق) به نیروی دریایی فرانسه پیوست؛ در ١٦٩٨م در زمرۀ افسران گارد فرانسه درآمد و به سبب شایستگی در جنگ ایتالیا به شهرت رسید. او در ١٧٠٤م (١١١٦ق) در جنگ فرانسه با برخی دیگر از دولتهای اروپایی بر سر تاج و تخت اسپانیا، از هموطنان خود رنجشی پیدا کرد و به ارتش اتریش پیوست (لاروس بزرگ، ذیل منوال) و در مدت ٢٢ سال اقامت در اتریش (اوزون چارشیلی، «تشکیلات»، II/ ١١٨) در جنگ بر ضد موطن خود، فرانسه و پاپ (EI٢) و نیز در نبرد ینی چریها با آلمان با عنوان ژنرال سپاه آلمان شرکت داشت (هامر پورگشتال، ٤/ ٣٠٢٤).
احمدپاشا در ١٧١٦م در جنگ پترواردین که بین اتریش و عثمانی روی داد، شرکت جست و زخم برداشت؛ یک سال بعد نیز در محاصرۀ بلگراد حضور داشت (اوزون چارشیلی، همانجا؛ EI٢). سرانجام بر اثر سعایت فرماندهش، شاهزاده اوژن نزد امپراتور، به اتهام بیانضباطی به زندان افتاد و ٣ سال در زندان بود. پس از آزادی نخست به ونیز رفت و سپس در ١١٤٢ق/ ١٧٢٩م به دولت عثمانی پناهنده شد و در بوسنی سکنى گزید. وی در ١٧٣٠م از بیم آنکه او را به اتریش تسلیم کنند، اسلام آورد و احمد نام گرفت و به قصد انتقام از اتریشیها به خدمت ارتش عثمانی درآمد و کوشید به قدرتهایی که با اتریش در حال جنگ بودند، یاری رساند، ولی توفیقی نیافت (همانجاها؛ EI١). آنگاه با نامهای از حاکم بوسنی، به استانبول روانه شد (هامر پورگشتال، ٤/ ٣١٤٥)، ولی در این زمان به سبب کشته شدن داماد ابراهیم پاشا و برکناری سلطان احمد سوم از سلطنت نتوانست به مقصد و مقصود برسد. پس از به سلطنت رسیدن محمود اول (١١٤٣ق)، در گومولچین مقیم شد و ٠٠٠‘١ آقچه از اقطاع آنجا به عنوان مستمری برای وی مقرر گردید (اوزون چارشیلی، همانجا).
سلطان محمود اول برآن شد که به شیوۀ اروپاییان، اصلاحاتی در ارتش عثمانی بهویژه در سازمان خمپارهچیها که ضعف و سستی بر آن راه یافته بود، به عمل آورد (سامی، ١٣١-١٣٢). ازاینرو در ربیعالاول ١١٤٤/ سپتامبر ١٧٣١ توپال عثمان پاشا، صدراعظم وقت، احمدپاشا را به عنوان معلم و کارشناس فنی به سلطان محمود معرفی کرد و احمد پاشا به استانبول فراخوانده شد (مانتران، ٢٧٨؛ اوزون چارشیلی، همان، II/ ١١٨-١١٩؛ ووسینیچ، ٩٩). سلطان در ١١٤٦ق او را با اختیارات مأمور اصلاح ارتش کرد (نک : سامی، ١٣٢-١٣٣)، اما این امر نارضایی و مخالفت ینیچریها را برانگیخت. احمدپاشا ناگزیر اقدامات خود را تنها به قسمت خمپارهچیها محدود کرد و در مقام خمپارهچی باشی، به اصلاح و تکمیل سازمان فنی توپخانه پرداخت (مانتران، همانجا). سپس به فرمان سلطان یک آموزشگاه مهندسی به نام «هندسه خانه» برای تربیت کارکنان فنی بنیاد نهاد که در ١١٤٧ق در اسکدارِ استانبول، همراه با مؤسسۀ خمپارهچی آغاز به کار کرد (لویس، «ظهور»، ٤٧-٤٨؛ اوزون چارشیلی، «تاریخ»، ٥٣٤ / (٢)IV؛ احمد عطا، ١٥٨). این آموزشگاه در ١٧٥٠م تعطیل شد، اما چند سال بعد بر اثر تلاشهای چند کارشناس خارجی که به وسیلۀ احمدپاشا به خدمت ارتش عثمانی درآمده بودند، بار دیگر دایر و ادارۀ آن به شیوۀ اروپایی از سر گرفته شد (مانتران، اوزون چارشیلی، همانجاها).
احمدپاشا در شعبان ١١٤٧/ ژانویۀ ١٧٣٥، به وسیلۀ علی پاشا حکیم اوغلی، صدراعظم وقت، به مقام پاشای دودُمی رسید (هامر پورگشتال، ٤/ ٣١٩٥؛ EI٢). انتشار خبر تقرب احمدپاشا سبب شد که ٣ نفر دیگر از فرانسویان نیز اسلام آورند و به خدمت باب عالی درآیند (هامر پورگشتال، ٤/ ٣٢٠٦).
احمدپاشا افزون بر مأموریت خود، در امور سیاسی دولت نیز مداخله میکرد (IA) و گردانندۀ پشت پردۀ روابط سیاسی عثمانی با دولتهای اروپایی بود و از دولتهای فرانسه و سوئد بر ضد اتریش و روس حمایت میکرد (هامر پورگشتال، ٤/ ٣١٤٥). وی در نزدیک ساختن امپراتوری عثمانی به دولت فرانسه سخت مؤثر بود (همو، ٤/ ٣٢٠٥-٣٢٠٦؛ مانتران، همانجا). همچنین بر اثر تحریکات احمدپاشا و ایلچی فرانسه، باب عالی در ١٧ رجب ١١٤٦ در مورد لشکرکشی روسیه به لهستان، به دولتهای متحد روس و اتریش هشدار داد (هامر پورگشتال، ٤/ ٣٢٠٥؛ فرید، ٣٢١). به علاوه نظر موافق احمدپاشا در امضای پیماننامه بین باب عالی و سوئد (هامر پورگشتال، ٥/ ٣٢٤٢؛ اوزون چارشیلی، همان، ٢٢١-٢٢٢ / (٢)IV) و نیز مخالفت او در مذاکرات مربوط به پیمان اعانۀ نقدی با دولت سوئد تأثیر داشته است (هامر پورگشتال، ٥/ ٣٢٧٢).
اینگونه مداخلات احمدپاشا از یکسو، و تندخویی و بیپروایی او از سوی دیگر، خشم صدراعظم، یگن محمد را برانگیخت، سرانجام در ١٧٣٨م به بهانهای او را به قسطمونی تبعید کردند و اگر حمایت قزلر آغا نبود، سرش نیز بر باد میرفت (همو،
٥/ ٣٢٩٤). بعد از عزل یگن محمدپاشا و انتصاب عوض محمدپاشا، احمدپاشا دوباره بر سر کار سابق خود بازگشت و تا پایان عمر همچنان در سمت خود باقی بود (مانتران، همانجا).
یادآوری این نکته لازم است که گزارشی با تاریخ ١٧٨٤م مربوط به اوضاع نیروی دریایی عثمانی دردست است که از سوی شخصی به نام بنوال نیست (نک : کارال، ١٧٦, (١٤-١٥)/ IV)، زیرا وی در ١٧٤٧م درگذشته است؛ اما او نیز در ١١٤٦ق/ ١٧٣٣م گزارشی دربارۀ رویدادهای اتریش، مجارستان، اسپانیا، فرانسه و ترکیه تنظیم و ارائه کرده بوده که در دست است (لویس، «مورخان»، ١٨٩).
احمدپاشا در اواخر عمر سعی داشت به فرانسه بازگردد. پس از مرگ، جسد وی در گورستان مولوی خانۀ گالاتا (غلطه) به خاک سپرده شد (IA) و پسرخواندهاش سلیمان آغا که او نیز فرانسوی بود و اسلام آورده بود، به جای او به عنوان خمپارهچی باشی گمارده شد (EI٢).
مآخذ
احمدعطا، طیارزاده، تاریخ عطا، استانبول، ١٢٩١ق؛
سامی و دیگران، تاریخ، قسطنطنیه، ١١٩٨ق؛
فرید، محمد، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة، به کوشش احسان حقی، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
ووسینیچ، وین، تاریخ امپراطوری عثمانی، ترجمۀ سهیل آذری، تبریز، ١٣٤٦ش؛
هامر پورگشتال، یوزف، تاریخ امپراطوری عثمانی، ترجمۀ زکی علیآبادی، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٦٨-١٣٦٩ش؛
نیز:
EI٢;
EI٢;
Grand Larousse;
IA;
Karal, Enver Ziya, «Osmanlı tarihine dair vesikalar», Belleten, Ankara, ١٩٤٠;
Lewis, Bernard, The Emergence of Modern Turkey, London, ١٩٦٨;
id, Historians of the Middle East, London, ١٩٦٢;
Mantran, Robert, Histore de l’empire Ottoman, Paris, ١٩٨٩;
Uzunçarsılı, İsmail Hakki, Osmanlı devleti teskilātından kapukulu ocakları, Ankara, ١٩٨٤;
id, Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣.
ابوالحسن دیانت