دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٠٢ - باسکرویل
باسکرویل
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باسْکِرویل، هاوارد (٢١ فروردین١٢٦٤-٣٠ فروردین ١٢٨٨ش/ ١٠ آوریل ١٨٨٥-١٩ آوریل ١٩٠٩م)، آموزگار جوان آمریکایی که در جریان انقلاب مشروطیت ایران به آزادیخواهان شهر تبریز پیوست و در این راه کشته شد.
او در شهر نورث پلات از ایالت نبراسکا زاده شد و تحصیلات نخستین خود را در کالج همانجا به پایان رساند و در ١٩٠٣م به دانشگاه پرینستن رفت و در ١٩٠٧م فارغالتحصیل گردید (امیر خیزی، ٣٠٣). از باسکرویل دست نوشتهای به جا مانده است که از علاقۀ او به پژوهش دربارۀ زبان و فرهنگعای بیگانه حکایت دارد. او نخست خواهان دیدار از چین بود، ولی سرانجام مأموریتی آموزشی در ایران جایگزین آن شد (بورگنر، npn.). در آن زمان آمریکاییان از طریق مؤسسات مذهبی، چند مدرسه و بیمارستان در ایران بنیاد نهاده بودند که یکی از آنها مدرسۀ پسرانۀ «مموریال اسکول» در تبریز بود که در اکتبر ١٨٩١ گشایش یافت و فرقۀ مسیحی پرِسْبیریَن (شاخهای از پرُتستان) بر آن نظارت داشت (نیازمند، ٥٧٧).
در پاییز ١٩٠٧م رئیس مدرسه از باسکرویل دعوت کرد که به مدت دو سال در آنجا تدریس کند و وی پذیرفت (همو، ٥٧٧-٥٧٨؛ براون، ٤٤٠). درس عمدۀ باسکرویل تاریخ عمومی بود و سپس به درخواست برخی از شاگردان ارشد و معلمان، کلاسی نیز برای تدریس حقوق بینالملل تشکیل داد (امیر خیزی، همانجا؛ رضازاده، ١٩-٢٠). باسکرویل مدرسی مهربان و مورد احترام شاگردان خود بود و با برخی از آنها دوستی و معاشرت داشت (همو، ١١). اندکی بیش از یک سال، پس از ورود باسکرویل به تبریز ــ که مصادف با حوادث انقلاب مشروطیت ایران بود ــ محمدعلیشاه قاجار لشکری برای سرکوب آزادیخواهان به آن شهر گسیل داشت (نیازمند، ٥٧٨). این لشکر راههای ورود به شهر را بست (آفاری، ٢٩٤) و به همین سبب در تبریز قحطی سختی روی داد (شوستر، ٣٦؛ براون، ٢٦٩). در این هنگام باسکرویل احتمالاً بر اثر سخنرانیهای برخی از آزادیخواهان به گروه آنان پیوست (طاهرزاده، ٢٦٦)، به ویژه کشته شدن سیدحسن شریفزاده، معلم درس عربی مدرسه (ﻧﻜ : رضازاده، ١٦) که با باسکرویل دوستی نزدیک داشت، در این تصمیم مؤثر بود (نیازمند، همانجا؛ ١٥٩-١٦٠؛ نیز ﻧﻜ : امیر خیزی، ٢٧٩-٢٨٠؛ کسروی، ٨٩١).
باسکرویل که در آمریکا دورۀ سپاهیگری دیده بود، برای پشتیبانی از مشروطهطلبان، گروهی از جوانان را برگزید و در حیاط ارگ تبریز به آموزش نظامی آنان پرداخت و پیمان بست و در هر جنگی که پیش آید، فداکارانه همراه آان بجنگد (همانجا). کنسول وقت آمریکا، با توجه به سیاست دولت متبوع خود در حفظ بیطرفی، کوشید تا باسکرویل را از اینگونه کارها باز دارد و به وی گوشزد کرد که این اعمال ممکن است مؤسسات مذهبی و دولتش را با خطر روبهرو کند؛ اما باسکرویل یاری رساندن به مشروطهخواهان را پاسداری از زندگی و اموال آمریکاییان شمرد. سرانجام کنسول آمریکا تلاش کرد تا باسکرویل گذرنامۀ خود را باز پس دهد، تا او مردیبدون وطن و تابعیت معرفی کند، ولی او از تسلیم گذرنامه خودداری کرد (یسلسون، ١٤٦)؛ اگر چه به نوشتۀ کسروی برخی گفتهاند که او گذرنامۀ خود را به کنسول پس داد (ص ٨٩٣). حتێ وزارت امور خارجۀ آمریکا، هیأت مرکزی میسیونهای خارجی در نیویورک را زیر فشار قرار داد تا باسکرویل را از ایران فرا خواند، اما گفته شد که باسکرویل از سمت خود استعفا کرده است (یسلسون، ١٤٧). بدین ترتیب، باسکرویل با رد درخواست کنسول آمریکا، همراه یکی از روزنامهنگاران ایرلندی به نام مور آشکارا به یاری مشروطهخواهان تبریز برخاست (همو، ١٤٥) و حتی از پذیرش درخواست ستارخان (فرمانده آزادیخواهان تبریز) برای بازگشت به مدرسه و ادامۀ تدریس نیز، سر باز زد (کسروی، همانجا).
دیری نگذشت که بیش از ١٠٠ نفر از جوانان شهر گرد باسکرویل جمع شدند (امیر خیزی، ٣٠٤) و چون ستارخان تصمیم گرفت که به «شام [شنب] »، یکی از قرارگاههای مستبدان هجوم برد، باسکرویل از وی خواست تا گروه او موسوم به «فوج نجات» پیشتاز باشد (کسروی، همانجا). باسکرویل برای تجهیز گروه خود کسانی را نزد ستارخان فرستاد و خواستار توپی شد، ولی سردار به علت تاازمودگی وی و یارانش از دادن توپ خودداری نمود. جنگشامغازان در بامداد روز دوشنبه ٣٠ فروردین ١٢٨٨ش/ ١٩ آوریل ١٩٠٩م در محلۀ قرخآغاج تبریز روی داد و با سکرویل پیشاپیش ١١ نفر از همرزمانش در این نبرد شرکت کرد، ولی پس از نخستین تیراندازی خود آماجگلولهای قرار گرفت کشته شد. پیکر او را دو تن از رزمندگان از میدان نبرد بیرون کشیدند و به همراه برخی از یارانش به تبریز فرستادند (رضازاده، ٢٦-٢٧؛ کسروی، ٨٩٤-٨٩٦). روز بعد، مردم تبریز در یک آیین پرشکوه و با شرکت مجاهدان و پیشوایان آنها، شاگردان باسکرویل و آمریکاییان تبریز، پیکر او را تشییع کردند و در گورستان ویژه آمریکاییان به خاک سپردند (همو، ٨٩٩ امیر خیزی، ٣٠٧؛ نوایی، ١٦٠) در این مراسم، سخنرانیهای پرشوری ایراد شد که یکی از آنها، سخنرانی سیدحسن تقیزاده از رهبران مشروطیت دربارۀ فداکاری اسکرویل بود (٢٨؛ کسروی، امیر خیزی، همانجا). برخی نوشتهاند که شرکت داوطلبانۀ باسکرویل در نهضت آزادیخواهان و مردم تبریز و کشتهشدن او در این راه، در آن روزگار پرآشوب و پرهیجان، در جلوگیری ملیون از حملات احتمالی به اتباع بیگانه نقش داشته است (براون، ٤٤١).
در ٣٠ فروردین ١٣٣٨، آیین پنجاهمین سالگرد درگذشت باسکرویل در تبریز، به کوشش برخی از اعضای باقی مانده از «فوج نجات» برگذار گردید و تالار دبیرستان پروین (مموریال پیشین) به نام «تالار باسکرویل» نامگذاری شد (نیازمند، ٥٨١).
مآخذ
آفاری، ژانت، انقلاب مشروطۀ ایران، ترجمل رضا رضایی، تهران، ١٣٧٩ش؛
امیر خیزی، اسماعیل، قیام آذربایجان ستارخان، تهران، ١٣٧٩ش؛
رضازاده شفق، صادق، به یاد آموزگارو فرماندۀ ما ههوارد باسکرویل، تهران، ١٣٣٨ش؛
طاهرزاده بهزاد، کریم، قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ١٣٣٤ش؛
کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛
نوایی، عبدالحسین، ایران و جهان از مشروطیت تا پایان قاجاریه، تهران، ١٣٧٥ش؛
نیازمند، رضا، «باسکرویل»، ایرانشناسی، مریلند، ١٣٦٩ش/ ١٩٩٠م، س ٢، ﺷﻤ ٣؛
یسلسون، آبراهام، روابط سیاسی ایران و آمریکا، ترجمۀ محمدباقر آرام، تهران، ١٣٦٨ش؛
نیز:
Browne, e. g., the persian revolution do ١٩٠٥-١٩٠٩, london, ١٩٦٦;
burgener, r. d., «iran’s amrican martyr», the iranian, www. Iranian. Com/ history / aug٩٨ / baskerville/ ;
shuster, w. m., the strangling of persia, london, ١٩١٣.
محسن احمدی