دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٦٤ - ابوعبید ثقفی
ابوعبید ثقفی
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعُبِیدِ ثَقَفی، ابن مسعود بن عمرو بن عُمَیر بن عوف (د ١٣ ق / ٦٣٤ م)، سردار مشهور عرب در جنگ با ایرانیان و پدر مختار ثقفی. چون عمر بن خطاب به خلافت نشست و از گزارش مثنی بن حارثه مبنی بر پیشروی ایرانیان آگاه شد، مسلمانان را به جنگ با ایرانیان برانگیخت؛ اما به سبب شهرت ایرانیان به پایداری و جنگجویی و دشمنشكنی، كسی داوطلب جنگ نمیشد (طبری، ٣ / ٤٤٤؛ ابن اعثم، ١ / ١٦٣، ١٦٤)، تا آنكه ابوعبید به پاخاست و سعد بن عبید انصاری و سسلیط بن قیس انصاری نیز با او همراه شدند و مردم نیز به پا خاستند. عمر نیز ابوعبید را به فرماندهی برگزید و روانۀ جنگ كرد (همانجاها؛ بلاذری، ٣٥٠). همچنین به مثنی بن حارثه نیز دستور داد كه به ابوعبید بپیوندد و در اطاعت او باشد (همانجا؛ دینوری، ١١٣).
از این سو، رستم فرخزاد، سردار ایرانی، از خراسان راه عراق پیش گرفت و نرسی (از خویشاوندان خسرو پرویز) را به كَسْكَر و جابان را به بِهقُباد پایین فرستاد (طبری، ٣ / ٤٤٨). ابوعبید سه بار در نقاط مختلف با سپاهیان ایران جنگ كرد: نخست در محلی به نام نَمارق، بین حیره و قادسیه، ایرانیان را درهم شكست. در این نبرد جابان اسیر شد و خود را به فدیه آزاد ساخت (همو، ٣ / ٤٤٨- ٤٤٩؛ خلیفه، ١ / ١٠٨؛ ذهبی، ٢ / ٥). رستم فرخزاد سپاهی دیگر به سوی سرکردگی جالینوس روانۀ جنگ كرد. ابن بار ابوعبید از نمارق به سوی كسكر راند و نرسی را درهم شكست و غنایم بسیار به چنگ آورد (طبری، ٣ / ٤٥١). سپس به جالینوس در باروسما تاخت، ولی كار به صلح انجامید و قرار شد ایرانیان هر نفر ٤ درهم فدیه دهند (خلیفه، همانجا؛ بلاذری، ٣٥٠، ٣٥١).
به روایت دیگر، رستم فرخزاد، پس از این واقعه، مردانشاه، مشهور به بهمن جادویه، ملقب به ذوالحاجب را كه مردی جنگ آزموده بود، به یاری جالینوس فرستاد (همو، ٣٥١؛ طبری، ٣ / ٤٥٤؛ ابن اثیر، ٢ / ٤٣٨). در سپاه بهمن، یك، یا به قولی چند فیل بود. درفش كاویانی نیز كه ایرانیان به آن تیمن میجستند، با این سپاه بود (خلیفه، ١ / ١٠٩؛بلاذری، همانجا). بهمن در محلی به نام قُسّ الناظف بر كرانۀ فرات و ابوعبید در محلی دیگر به نام مَروَحه در سوی دیگر فرات مستقر شدند. میان دو سپاه پلی بود؛ ابوعبید پس از آنكه فرمانهایی خطاب به سران سپاه صادر كرد و جانشینان بعدی را، در صورت كشته شدن خود یا یكی از سرداران، معین نمود (خلیفه، ١ / ١٠٩-١١٠)، از پل گذشت و دست به حمله زد و با شمشیر بر خرطوم فیلی كه به فیل سفید مشهور بود و مایۀ وحشت لشكریان عرب گردیده بود، زخم زد و فیل نیز ابوعبید را لگدكوب كرد و كشت (همانجا؛ ابن قتیبه، ٤٠١؛ بلاذری، ٣٥٢). این جنگ به نامهای متعددی چون: یومالجسر، یوم قسّ الناظف، یوم المَروَحه و یوم الفیل معروف است (همو، ٣٥١؛ ابن قتیبه، ابن اثیر، همانجاها). چون ابوعبید كشته شد، ابومحجن ثقفی شعری در رثای او سرود (ابن عبدالبر، ٤ / ١٧١٠؛ قس: بلاذری، ٣٥٢).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن اعثم، احمد، كتاب الفتوح، حیدرآباد دكن، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ ق؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، به كوشش عبدالله و عمر انیس الطباع، بیروت، مؤسسة المعارف، خلیفة بن خیاط، تاریخ، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٩٦٨ م؛
دینوری احمد بن داوود، الاخبار الطوال، به كوشش عبدالمنعم عامر و جمالالدین شیال، بغداد، ١٣٧٩ ق / ١٩٥٩ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، قاهره، ١٣٦٨ ق؛
طبری، تاریخ.
ابوالحسن دیانت