دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩١ - آمدی، سیف الدین
آمدی، سیف الدین
نویسنده (ها) :
جعفر شعار - علی اصغر حلبی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آمِدی، سیفالدّین ابوالحسن علی بن ابی علی بن محمدبن سالم تَغْلِبی (یا ثَعْلَبی) (٥٥١-٦٣١ ق / ١١٥٦-١٢٣٤ م)، طبیب، فیلسوف، متکلم و اصولی، معاصر النّاصر لدین الله (٥٧٥-٦٢٢ ق / ١١٨٠-١٢٢٥ م) خلیفۀ عباسی. نخست قرآن مجید را فراگرفت و کتابی در فقه بر مذهب امام احمد بن حنبل (١٦٤-٢٤١ ق / ٧٨٠-٨٥٥ م) خواند. پس از آن به بغداد آمد و انواع قرائات قرآن کریم را فراگرفت. آنگاه فقه حنبلی را نزد ابوالفتح نصر بن فتیان، معروف به این المَنّی (٥٠١-٥٨٣ ق / ١١٠٨-١١٨٧ م)، تکمیل کرد و به سماع حدیث از ابوالفتح عُبَیدالله بن عبدالله محمد بن شابیل (د ٥٨١ ق / ١١٨٥ م) پرداخت، ولی دیری بر نیامد که به مذهب شافعی گروید و با ابوالقاسم بن فضلان (واثق بن علی) (د ٥٩٥ ق / ١١٩٩ م) مصاحبت کرد و نزد وی فّن خلاف را آموخت و در آن براعت یافت. در جدل طریقۀ علمای پیشین و از آن جمله طریقۀ امام ابوالفتح اسعد بن محمّد ابن ابینصر میهنی (د ٥٢٧ ق / ١١٣٣ م) را حفظ کرد. آنگاه به شام رفت و در آنجا به تحصیل علوم معقول پرداخت و در آن علوم ورزیده شد، و چنان شد که «کسی در این علوم در زمانۀ او داناتر از او نبود» (سیوطی، ١ / ٣١٢). پس از آن به مصر رفت و در محلۀ فراقة الصّغری، مجاور قبر امام شافعی به «اِعاده» (تکرار درس استادان) پرداخت و مدتی منیز در جامع ظافریِ قاهره به تدریس مشغول شد. اندک اندک آوازۀ فضل و کمال او فزونی یافت، اما گروهی از فقیهان بر او حسد بردند و تعصب کردند و او را به فساد عقیده و پیروی از فلاسفه و حکما و اعتقاد به مذهب معطّله نسبت دادند. کمکم کار بدانجا کشید که مخالفانش محضری نوشتند و در آن ریختن خون او را مباح شمردند و برای امضا به علمای شهر دادند. آمدی از بیم جان، شبانه از قاهره بیرون آمد و به شام رفت و در شهر حماة اقامت گزید و به گفتۀ ابن ابی اصیبعه، که خود در نزد او فلسفه خوانده بود، به خدمت پادشاه ایّوبی الملک المنصور ناصرالدین درآمد و او حقوق سالانهای برای آمدی مقرر کرد (٣ / ٢٨٥). آمدی دو سال در خدمت ملک منصور بماند و در همانجا آثار خود را در اصول دین، فقه، منطق، حکمت و خلاف نوشت. به سال ٦١٦ ق / ١٢٢٠ م به دمشق آمد و در آنجا مدتی اقامت داشت و الملک المعظم عیسی بن محمد ایوبی (د ٦٢٤ ق / ١٢٢٧ م) تدریس در مدرسۀ عَزیزیّۀ دمشق را به او واگذار کرد، اما چون برادرش، الملک الاشرف موسی بن محمد (د ٦٣٥ ق / ١٢٣٧ م)، حکومت یافت، وی را از آن مقام برکنار کرد و دستور داد که در مدارس اعلام کنند که هر کس جز فقه و حدیث و تفسیر چیزی بگوید، و بهویژه از سخنان فلاسفه یادی بکند، او را از این شهر خواهیم راند. حقیقت این است که آمدی، همچنانکه ابن تَغْری بِرْدی مینویسد، بهسبب همین اشتغال به منطق و علوم اوایل نزد بنوالعادل یعنی الملک المعظم، الملک الاشرف والملک الکامل، حرمت و منزلتی نداشت (٦ / ٢٨٥). ابن حجر (٣ / ١٣٤) میگوید: هرگاه آمدی نزد الملک المعظم میآمد، پادشاه به پای او بلند نمیشد و اعتنایی به وی نمیکرد. همو اشارت میکند تارک الصّلوة بوده است. گویا کشمکشهای مذهبی میان علما، در این اتهامات بیتأثیر نبوده است. ظاهراً منشأ اتهامات مزبور روایت تندی است که ذهبی نقل کرده و سُبکی در مقام ردّ و ابن حجر در مقام تعدیل آن برآمدهاند. سرانجام آمدی در خانۀ خود پنهان شد و همچنان بیکار بود تا درگذشت. او را در «جبلِ قاسِیون» به خاک سپردند.
آثـار
تألیفات آمدی را در منطق، حکمت، کلام، اصول، فقه و جدل بیش از ٢٠ کتاب دانستهاند (سبکی، ٨ / ٣٠٧) که اغلب آنها از میان رفته است. این آثار عبارتند از ١. در منطق و حکمت: دقایق الحقایق؛ رموز الکنوز، کشف التّمویهات فی شرح التّنبیهات؛ المبین فی معانی الفاظ الحکماء و المتکلّمین (کتاب اخیر، چ مجلۀ المشرق، ١٩٥٤ م)، ٢. در کلام: ابکار الافکار (خلاصۀ آن به نام منائح القرائح) که نسخهای خطّی از آن در برلین موجود است؛ غایة المرام فی علم الکلام (چ قاهره، ١٩٧١ م)، ٣. در احکام و اصول: احکام الحکِّام فی اصول الاحکام (چ قاهره، ١٣٤٧ ق) که نسخههای خطّی آن در ینی، پاریس و قاهره موجود است؛ منتهی السّول فی علم الاصول،٤. در جدل: الجدل؛ شرح جدلالشریف؛ غایة الامل.
بجز آنچه یاد شد، کتابهای دیگری نیز به او نسبت دادهاند: الباهر فی علم الاوائل و الاواخر (ابن قفطی؛ طاش کپریزاده)؛ الترجیحات فی الخلاف؛ التعلیقة الصغیرة؛ التعلیقة الکبیرة (ابن ابی اصیبعه)؛ الحقائق، در علوم اوایل (ابن قفطی؛ طاش کُپریزاده)؛ خلاصة الابریز (مدرس)؛ لباب الالباب (زرکلی؛ مدرس)؛ المآخذ (طاش کپریزاده)؛ المؤخذات فی الخلاف (ابن ابی اصیبعه)؛ منتهی السالک فی رتب المّسالک (ابن ابی اصیبعه، مدرس).
مآخذ
آمدی، سیفالدین، غایة المرام، به کوشش حسن محمود عبداللطیف، قاهره، ١٩٧١ م، مقدمه؛
ابن ابی اصیبعه، احمد بن قاسم، طبقات الاطباء، بیروت، ١٩٥٧ م؛
ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهرة، قاهره، ١٣٤٨ ق، ٦ / ٢٨٦؛
ابن حجر، احمدبن علی، لسان المیزان، بیروت، ١٣٩٠ ق، ٣ / ١٣٥؛
ابن خلکان، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٩٨ ق، ٣ / ٣٩٣-٣٩٤؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ ق، ٥ / ١٤٤-١٤٥؛
ابن قفطی، علی بن یوسف، تاریخ الحکماء، به کوشش لیپرت، لایپزیک، ١٩٠٣ م، صص ٢٤٠-٢٤١؛
ابوشامه، عبدالرحمن بن اسماعیل، کتاب الروضتین، به کوشش محمد حلمی و محمد مصطفی زیاده، قاهره، ١٩٦٢ م، صص ١٦١-١٦٢؛
ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر، بیروت، ٣ / ١٥٥؛
سبکی، تاجالدین، طبقات الشافعیة، به کوشش محمد الحلو و محمود الطناحی، قاهره، ١٩٧١ م، ٨ / ٣٠٦- ٣٠٨؛
سیوطی، جلالالدّین، حسنالمحاضرة، قاهره، ١٢٩٩ ق؛
طاش کوپریزاده، احمد، مفتاح السعادة، حیدرآباد، ١٣٢٨- ١٣٢٩ ق، ٢ / ٤٩، ٥١، ٥٣؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تبریز، شفق، چ ٣، ١ / ٦٢-٦٣؛
نعیمی دمشقی، محمد، الدارس فی تاریخ المدارس، دمشق، ١٣٦٧ ق، ١ / ٣٦٢، ٣٨٩، ٣٩٢، ٢ / ٤، ١٢٩؛
یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان، بیروت، ١٣٩٠ ق، ٤ / ٧٣-٧٤؛
نیز:
EI٢;
GAL, I / ٤٩٤;
GAL, S, I / ٦٧٨.
جعفر شعار ـ علیاصغر حلبی