دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٢ - امینیه
امینیه
نویسنده (ها) :
نورالله کسایی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَمینیّه، عنوان ٤ مدرسه در دمشق، بعلبك، بصرى و بیتالمقدس كه به سبب انتساب به لقب بانیانش «امینالدین، یا امینالدوله»، امینیه نام گرفته است.
امینیۀ دمشق
كهنترینِ این مدارس، امینیۀ دمشق است كه امینالدین، یا امینالدوله ربیع الاسلام كمشتگین بن عبدالله طغتكینی (د ٥٤١ ق/ ١١٤٦ م) از امیران و اتابكان مشهور دستگاه سلجوقیان شام كه در شهرهای این خطه حكمرانی و اتابكی داشته، در ٥١٤ق/ ١١٢٠م، آن را مخصوص آموزش شافعی مذهبان دمشق تأسیس كرده است (ابن شداد، ٢٣١؛ نعیمی، ١/ ١٧٧- ١٧٩؛ حصنی، ٣/ ٩٤٤).
با توجه به تاریخ پیدایش مدارس در شام چنین برمیآید كه امینیه نخستین مدرسهای است كه در آنجا تأسیس گردیده است. دربارۀ چگونگی بنیاد این مدرسه نوشتهاند: قاضی ابن موسى محمد بن عبدالله بلامشی حنفی (د ٥٠٦ ق) بر آن شد كه امامی حنفی مذهب را برای اقامۀ نماز در جامع دمشق برگمارد. دمشقیان از پذیرفتن امامت او خودداری كردند و همه در دارالخیل در مقابل جامع و اراضی اطراف آن نماز خواندند و سپس مدرسۀ امینیه در آنجا تأسیس شد (نعیمی، ١/ ١٧٨). از این رو، میتوان دریافت كه امینیه سرآغاز نهضت تأسیس مدارسی بوده كه به تأسی از مدارس نظامیۀ خراسان و جبال و عراق و حدود ٦ دهه پس از تأسیس مدرسۀ پر آوازۀ نظامیۀ بغداد بنیاد شده است و به شیوۀ نظامیهها دارای پشتوانۀ اموال وقفی، متولی و ناظر موقوفات بوده، و معیدان و مقیمان در مدرسه از صالحان و زهاد داشته است و حكمرانان زمان و بزرگان دولت در اداره و عزل و نصب مدرسان و ناظران آن مداخله میكردهاند (ابنشداد، همانجا؛ ابن كثیر، ١٣/ ١٤٤؛ نعیمی، ١/ ١٩٤؛ ابن قاضی شهبه، ٣/ ١٦٠، ١٨٧- ١٨٨).
امینیۀ دمشق در مقابل باب الزیاده از درهای جامع اموی كه در قدیم به باب الساعات معروف بوده، ساخته شد و با مدرسۀ مجاهدیه و قیساریۀ قواسین و بازار معروف به سوق السلاح همسایه بود؛ این اماكن جملگی در كوی معروف و قدیم قباب قرار داشت كه خانۀ مسلمة بن عبدالملك اموی نیز در آنجا واقع بود (نعیمی، ١/ ١٧٧- ١٧٩؛ حصنی، همانجا). در ٧٤٠ ق/ ١٣٣٩م كه نصارای دمشق شهر را به آتش كشیدند، قسمتی از مدرسۀ امینیه آسیب دید (ابن كثیر، ١٤/ ١٩٨). با اینهمه، از شرح حال برخی استادان و معیدان این مدرسه چنین بر میآید كه امینیه تا اواخر سدۀ ٨ و اوایل سدۀ ٩ ق فعالیت آموزشی داشته است. هزینههای جاری مدرسه و زندگی مدرسان و طلاب از درآمد موقوفات امینیه تأمین میشده است (نک : نعیمی، ١/ ١٧٩-٢٠١). مواد درسی امینیه همان اصول و فروع دین بر اساس مذهب شافعی، قرآن و حدیث و تفسیر و صرف و نحو و لغت و ادب عربی و نیز تعلیم خط بوده است. از سدۀ ١٠ ق/ ١٦ م به بعد از فعالیت آموزشی و وجود مدرسان و طلاب در این مدرسه نشانی در دست نیست. در سدۀ اخیر، این مدرسۀ مخروبه نوسازی شد و به صورت مكتبخانهای برای آموزش كودكان درآمد و محل كنونی آن در بازار معروف به سوق الحریر دمشق قرار دارد (حصنی، همانجا؛ كردعلی، ٥/ ٧٦).
از جمله مدرسان معروف امینیه باید از جمال الاسلام علی بن مسلم سلمی شافعی دمشقی، معروف به ابنشهرزوری (د ٥٣٣ ق/ ١١٣٩م) مفتی شام در عصر خویش و مفسر، فقیه، اصولی و استاد در خوشنویسی نام برد. وی نخستین فقیه شافعی است كه در امینیه به تدریس پرداخت. اینکه به استناد طبقات الشافعیۀ اسنوی گفتهاند: ابوحامد محمد غزالی (د ٥٠٥ ق) در مدرسۀ امینیه در حلقۀ درس استادی حضور یافته كه به تكرار «قال الغزالی» میگفته است (همایی، ١٥٥)، با توجه به تاریخ تأسیس امینیه در ٥١٤ ق، یعنی حدود ١٠ سال پس از مرگ غزالی درست نیست (نک : اسنوی، ٢/ ٤٢٨؛ ذهبی، العبر، ٢/ ٤٤٥؛ نعیمی، ١/ ١٨٠-١٨١).
پس از جمالالاسلام پسرش ابوبكر محمد (د ٥٦٤ ق) و پس از او نوادهاش شرفالدین ابوالحسن علی (د ٦٠٢ ق) كه از دانش آموختگان امینیه بودند، در همانجا مرتبۀ مدرسی یافتند (اسنوی، ٢/ ٤٢٩-٤٣٠؛ ذهبی، سیر ... ، ٢١/ ٤٢٣-٤٢٤؛ نعیمی، ١/ ١٨١-١٨٢). نیز كسانی چون نجمالدین ابوالبركات عبدالرحمان بن ابی عصرون حارثی دمشقی (د ٥٦٢ ق)، خطیب جامع اموی دمشق (نعیمی، ١/ ١٧٩، ١٨٣)؛ قطبالدین ابوالمعالی مسعود بن محمد نیشابوری طریثیثی (د ٥٧٨ ق) از فقیهان بزرگ شافعی (نعیمی، ١/ ١٨٣-١٨٤؛ كسائی، ١٠٠)؛ ضیاءالدین ابوالحسن، معروف به ابن عقیل شافعی دمشقی (د ٦٠١ ق)، امام مشهد علی (ع)؛ قاضی جمالالدین ابوالولید مصری (د ٦٢٣ ق)؛ قطبالدین ابن ابی عصرون (د ٦٧٥ ق)؛ علاءالدین ابوالحسن علی ابن زملكانی انصاری (د ٦٨٠ ق)؛ ابن خلكان (د ٦٨١ ق)؛ ابوحفص عمر بن احمد قزوینی (د ٦٩٩ ق) و برادرش جمالالدین (د ٧٣٩ق)؛ بدرالدین حسن ابن علی ابن المحدث (د ٧٣٣ ق)؛ تقیالدین علی سبكی (د ٧٥٦ق) و فرزندش تاجالدین عبدالوهاب سبكی (د ٧٧١ ق) كه به فرمان سلطان ملك منصور به مدرسی امینیه منصوب شد، از جمله بزرگان علمی و دینی زمان خود بودهاند كه در این مدرسه كرسی تدریس داشتهاند (نعیمی، ١/ ١٨٠، ١٨٦-١٨٧، ١٩٠، ١٩١، ١٩٣، ١٩٥-١٩٧، ١٩٩؛ ابن كثیر، ١٣/ ٤٨، ٢٣٥، ٣١٤، جم ، ١٤/ ١٢، ١٤، ١٨٣؛ ذهبی، همان، ٢٢/ ٢٥٧؛ ابن تغری بردی، المنهل ... ، ١/ ٣٣٧- ٣٣٨، النجوم، ١١/ ١٠٨- ١٠٩؛ اسنوی، ٢/ ١٣؛ ابن شاكر، ١/ ١١١).
وجود معیدان در مدرسۀ امینیه حاكی از كثرت حضور دانشجویان در حلقۀ درس استادان و رسیدگی به مسائل درسی طلاب بوده است (مثلاً نک : نعیمی، ١/ ٢٠٣-٢٠٤).
امینیۀ بعلبك
این مدرسۀ شافعیه منسوب به بانی آن امینالدین (امینالدوله) ابوالحسن ابن غزال سامری از پزشكانی است كه در دستگاه امیر صالح اسماعیل ایوبی به حكمرانی بعلبك و وزارت رسید (ذهبی، همان، ٢٢/ ١٣٧؛ ابنكثیر، ١٣/ ١٦٤-١٦٥). تنها مدرس نامدار این مدرسه قاضی رفیعالدین ابوحامد جیلی (د ٦٤١، یا ٦٤٢ ق) از مردم گیلان بود كه در پزشكی، فلسفه، كلام، علوم اوائل و دانشهای دینی دستی قوی داشت. مدرسۀ امینیه و جامع بعلبك در جریان سیل ٧١٧ق/ ١٣١٧م خراب شد و از آن پس دیگر اطلاعی از آن در دست نیست (همو، ١٤/ ٨٤؛ اسنوی، ١/ ٥٩٢-٥٩٣؛ نعیمی، ١/ ١٨٨، ٢/ ٢٨٢، ٢٨٥-٢٨٦).
امینیۀ بصرى
شهر بصرى از نواحی دمشق و مركز حوزۀ حوران بوده است. تنها اطلاع از این امینیه كه مخصوص حنفیان بود، حضور صفیالدین ابوالقاسم بن محمد بن عثمان بن محمد تمیمی (د ٦٨٠ ق/ ١٢٨١ م) از مشایخ حنفیه در بصرى بوده كه فضل و دانش و دیانتی به كمال داشته است. به گفتۀ ابن كثیر تولیت و تدریس امینیۀ بصرى بیش از ١٠٠ سال در دست خاندان صفیالدین بوده است (١٣/ ٣١٦-٣١٧، ١٤/ ٣٢٦).
امینیۀ بیتالمقدس
بانی این مدرسه امینالدین عبدالله نام داشت كه در ٧٣٠ق/ ١٣٣٠م در عهد حكمرانی ناصرالدین محمد بن قلاوون (٦٩٣-٧٤١ ق) از سلاطین مملوك مصر و شام، آن را برای آموزش شافعی مذهبان قدس شریف وقف كرد. قاضی برهانالدین ابراهیم بن ابی بكر موصلی شافعی (د ٨١٦ق/ ١٤١٣م)، فقیه صوفی مشربی كه فرمان تدریسش در مدرسه و زاویۀ امینیه از سوی نایبالسلطنۀ دمشق صادر شد و نیز زینالدین عبدالرحمان بن محمد قلقشندی شافعی (د ٨٢٦ق) از مدرسان شناخته شدۀ این مدرسه بودهاند (قلقشندی، ١٢/ ٢٩٨، ٤٢٢). امینیۀ قدس پس از عصر ممالیك تا اوایل سدۀ ١٤ ق/ ٢٠ م دایر بوده است (عبدالمهدی، ٢/ ٤٤-٤٧).
مآخذ
ابن تغری بردی، یوسف، المنهل الصافی، به كوشش محمد امین، بیروت، ١٩٨٤ م؛
همو، النجوم؛
ابن شاكر كتبی، محمد، فوات الوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، دارالثقافه؛
ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطیرة، به كوشش سامی دهان، دمشق، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٦ م؛
ابن قاضی شهبه، ابوبكر، تاریخ، به كوشش عدنان درویش، دمشق، ١٩٧٧ م؛
ابنكثیر، البدایة و النهایة، به كوشش ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به كوشش عبدالرحمان جبوری، بغداد، ١٣٩٠ ق/ ١٩٧٠ م؛
حصنی، محمدادیب، منتخب التواریخ لدمشق، دمشق، ١٣٥٣ ق؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف و محیی هلال سرحان، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥م؛
عبدالمهدی، عبدالجلیل حسن، المدارس فی بیتالمقدس، عمّان، ١٩٨١ م؛
قلقشندی، احمد، صبح الاعشى، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
كردعلی، محمد، خطط الشام، دمشق، ١٤٠٣ ق؛
كسائی، نورالله، مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن، تهران، ١٣٦٣ش؛
نعیمی، عبدالقادر، الدارس فی تاریخ المدارس، به كوشش جعفر حسنی، دمشق، ١٣٦٧ ق/ ١٩٤٨ م؛
همایی، جلالالدین، غزالینامه، تهران، ١٣٤٢ ش.
نورالله كسائی