دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨ - ابن افضل
ابن افضل
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٥ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَفْضَل، ابوعلی احمد بن افضل شاهنشاه بن امير الجيوش بدرالجمالی ارمنی (مق ٥٢٦ ق/ ١١٣١ م)، ملقب به الاكمل (ابن جوزی، يوسف، ٨/ ١٤٦) و امير الجيوش (ابن تغری بردی، ٥/ ٢٣٧)، وزير الحافظ لدينالله فاطمی، از سرگذشته وی پيش از وزارت آگاهی چندانی در دست نيست، جز آنكه گفتهاند الآمر خليفۀ فاطمی پس از قتل افضل، همۀ فرزندان او و از جمله ابوعلی احمد را به زندان افكند. وی دربند بود تا پس از قتل الآمر، لشكريان او را از بند رها ساختند (ابن خلكان، ٣/ ٢٣٥). به گفتۀ مقريزی (١/ ٣٥٧)، سپاهيان بر هزار ملوك، وزير الحافظ خليفۀ جديد شوريدند و ابن افضل را به وزارت برداشتند (١٦ ذيقعدۀ ٥٢٤ ق/ ٢١ اكتبر ١١٣٠ م)، ولی ابن اثير (١٠/ ٦٦٥) بر آن است كه خليفه خود، ابوعلی احمد را به وزارت نشاند، و ابن اياس (١/ ٢٢٤) معتقد است كه ابن افضل پس از قتل الآمر، الحافظ را از اندرون، كه در آنجا محبوس بود (ابن تغری بردی، ٥/ ٢٣٩) بيرون آورد و به خلافت با او بيعت كرد، اما اين نظر مورد تأييد ساير مورخان نيست. ابن افضل چون به وزارت نشست، رشتۀ كارها را به استقلال در دست گرفت و از آمد و شد كسان به نزد خليفه جلوگيری كرد (ابن تغری بردی، ٥/ ٢٣٩). آنگاه نام خليفه را از خطبه بيفكند و گفت تا به نام خود وی با القاب «ناصر امام الحق، هادی القضاة الی اتباع الحق، مولی الامم و مالك فضيلتی السيف و القلم» (ابن اثير، ١٠/ ٦٧٢؛ قس: ابن تغردی بردی، ٥/ ٢٣٨، كه «هادی العصاة» آورده است) خطبه خواندند. روش عادلانۀ او در كار ملكداری و برافكندن ستمگريها و بازگرداندن اموال مصادره شده و ساير نيكيهايش از سوی يكی از ستايشگران او تأييد شده (ابن قلانسی، ٢٢٩) و ديگران نيز شجاعت و بلند همتی و سخاوت و شعر دوستی و را ستودهاند (ابن تغری بردی، ٥/ ٢٣٩؛ ابن سعيد، ٨٦، ٨٧).
روزگار كوتاه وزارت ابن افضل را برخی دورۀ فترت خلافت فاطميان شمردهاند (زامباور، ١٤٥)، چه او به رغم آنكه نژاد ارمنی داشت و پدر و جدش بر مذهب اهل تسنن بودند (ذهبی، ٢/ ٤٢٨) به مذهب اماميه گرويد و گفت تا بر منابع به جای اسماعيل بن جعفر بن محمد الصادق (ع) به نام امام غايب منتظر خطبه خواندند و سكه زدند (ابن خلكان، ٣/ ٢٣٦؛ دواداری، ٦/ ٥٠٨). در عين حال گفت تا «حی علی خيرالعمل» را از اذان بيفكنند (ابن خلكان، همانجا). اين كارها موجب كينهورزی اميران و داعيان فاطمی نسبت به ابن افضل شد تا آنكه به روايت درستتر در نيمۀ محرم ٥٢٦/ دسامبر ١١٣١ و به قولی در ٥٢٥ ق/ ١١٣١ م (ابن تغری بردی، ٥/ ٢٤٧) و حتی به قولی ديگر در ٥٢٧ ق/ ١١٣٣م (ابنجوزی، ٨/ ١٤٦؛ دواداری، ٦/ ٥١١) يكی از غلامان خليفه در ميدان بازی او را به ناگاه كشت و سرش را به نزد خليفه فرستاد (ابن اثير، ١٠/ ٦٧٣؛ ابن تغری بردی، ٥/ ٢٣٩، ٢٤٠). پس از قتل وزير خانۀ او را غارت كردند و خليفه بقيۀ اموال او را كه گفتهاند ٠٠٠‘٣٠٠ دينار بود، مصادره كرد (ابن اثير، همانجا؛ ابن جوزی، ٨/ ١٤٧). به روايت ديگر، پس از قتل الآمر قرار شد كه الحافظ تا تولد فرزند الآمر كه در شكم مادر بود، بر مسند خلافت بنشيند و اگر پسری از خليفۀ پيشين در وجود آمد، او خليفۀ راستين باشد، اما حافظ حال و روز اين كودك را از همگان پنهان داشت. از اين رو ابن افضل او را تهديد كرد و همين معنی سبب شد كه خليفه يكی از غلامان خود را مأمور قتل وزير سازد (دواداری، ٦/ ٥٠٥، ٥١١). درستی اين روايت محل ترديد است، چه از كارهايی كه ابن افضل در روزگار وزارتش كرده، میتوان دريافت كه وی میكوشيده تا خلافت را از خاندان فاطمی بيرون كند. افكندن نام اسماعيل از خطبه كه فاطميان خود را به او منسوب میساختند و نيز حذف نام الحافظ مؤيد اين معنی است.
مآخذ
ابن اثير الكامل، بيروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن اياس، محمد بن احمد، بدائع الزّهور، به كوشش محمد مصطفی، قاهره، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن تغری بردی، النجوم الزاهرة، قاهره، ١٣٤٨- ١٣٥٨ ق؛
ابن جوزی، يوسف، مرآة الزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧٠ ق/ ١٩٥١ م؛
ابن خلكان، وفيات الاعيان، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٠ م؛
ابن سعيد، علی بن موسی، المُغرب فی حلی المَغرب، به كوشش حسن نصار، قاهره، ١٩٧٠ م؛
ابن قلانسی، ابويعلی، ذيل تاريخ دمشق، بيروت، ١٩٠٨ م؛
دواداری، عبدالله، كنز الدّرر، به كوشش صلاحالدين منجد، قاهره، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
ذهبی، شمسالدين محمد، العبر، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
زامباور، ادوارد ريتر، معجم الانساب و ... ، ترجمۀ محمد زكی محسن بيك و ديگران، بيروت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
مقريزی، احمد بن علی، خطط، بولاق، ١٣٧٠ ق.
صادق سجادی