دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧ - ابن اعرابی، ابوسعید
ابن اعرابی، ابوسعید
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٥ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَعْرابی، ابوسعید احمد بن محمد بن زیاد بن بشر بن دِرْهَم اموی بصری، ملقب به شیخالاسلام و شیخ الحرم (ح ٢٤٦-٣٤٠ یا ٣٤١ ق/ ٨٦٠-٩٥١ یا ٩٥٢ م)، فقیه، محدث، حافظ، عارف و از مشایخ صوفیه. وی اهل بصره بود و در مكه اقامت داشت (سلمی، ٤٤٣). ابن اعرابی ابتدا به دمشق سفر كرده و در آنجا حدیث شنیده است (ابن عساكر، ٢/ ٥١) و پس از آن دیگر شهرها و مراكز علمی آن روزگار را دیده (ذهبی، سیر، ١٥/ ٤٠٨) و از علما و بزرگان استفاده برده و استماع حدیث كرده است و از كسانی چون حسن بن محمد بن صبّاح زعفرانی (د ٢٦٠ ق/ ٨٧٤ م) و سعدان بن نصر و محمد بن عبدالملك دقیقی (همانجا) و ابوداوود سجستانی (د ٢٧٥ ق/ ٨٨٨م ) (همو، تذكرة الحفاظ، ٣/ ٨٥٢) و دیگران حدیث شنیده است و افرادی مانند محمد بن حسن بن خشّاب بغدادی (سلمی، ٤٤٤)، ابومحمد عبدالله بن یوسف اصفهانی (ذهبی، همانجا)، ابوالقاسم طبرانی، دارقطنی (ابن حجر، ١/ ٣٠٨)، ابوعبدالله محمد بن احمد بن یحیی بن مُفَرّج قرطبی و تنی چند از علمای اندلس و جز آنان در مكه از وی حدیث شنیدهاند (مقری، ٢/ ١٤٢، ١٥٢، ٢١٨، ٢٢٠، ٢٣٧، ٦٦٠). ابن اعرابی سرانجام به مكه رفته و مجاور حرم شده و در آنجا حوزۀ درس و ذكر حدیث تشكیل داده است (سلمی، ٤٤٣). مقام علمی و عرفانی وی مورد ستایش عالمان پس از او قرار گرفته است. خواجه عبدالله انصاری او را عالم و فقیه و شیخ الحرم نامیده است (ص ٤١٤)، ذهبی وی را به عنوان محدث مكه نام برده (دول الاسلام، ١٩٠)، سلمی تصریح به ثقه بودن وی نموده كه احادیث را با سند نقل میكرده است (همانجا) و ابن حجر عسقلانی نوشته است كه وی در مقابل ذكر احادیث اجرت میگرفته است (١/ ٣٠٩). دربارۀ اعتقادات وی گفتهاند كه فقیهی متمایل به مذهب اصحاب حدیث و مذهب ظاهریه بوده است (ابن عساكر، ٢/ ٥١). ابن اعرابی از بزرگان و از مشایخ صوفیه و از طبقۀ چهارم متصوفه (انصاری، ٤١٥) به شمار آمده است. مشایخ صوفیه چون سراج طوسی و غزالی سخنان وی را در كتابهای خویش آوردهاند. وی با مشایخ صوفیان مانند جنید بغدادی (د ٢٩٨ ق/ ٩١٠ م)، عمرو بن عثمان مكی (د ٢٩١ ق/ ٩٠٤ م)، ابوالحسین احمد بن محمد نوری (د ٢٩٥ ق/ ٩٠٨ م) (سلمی، همانجا)، شبلی (سروری، ٢/ ١٩٦) و ابو احمد قلانسی مصاحبت داشته است (ذهبی، تذكرة الحفاظ، ٣/ ٨٥٢؛ ابونصر، ١٩٤، ١٩٩).
در كتابهای تاریخی و رجالی و طبقات صوفیه آثار بسیاری به ابن اعرابی نسبت دادهاند: ذهبی نوشته است كه ابن اعرابی سنن ابی داوود را روایت میكرده و بر آن مطالبی میافزوده است ( سیر، ١٥/ ٤٠٨) و دربارۀ افرادی كه از آنان حدیث شنیده، معجم بزرگی ترتیب داده است (همانجا)؛ نیز در تاریخ بصره كتابی نوشته است كه ذهبی آن را ندیده، اما از طبقات النُسّاك وی نقل كرده است (همان، ١٥/ ٤٠٩). آنچه از آثار وی در دست است اینهاست: جزء منتقی من الحدیث كه نسخۀ ناقص خطی جزء چهارم آن در ٨ صفحه به خط مغربی مورّخ ٦٥١ ق/ ١٢٥٣ م در دارالكتب ظاهریۀ دمشق ذیل مجموعۀ شم ١٠٢٥ موجود است (ظاهریه، ١/ ٢١٥)؛ كتاب المعجم در رجال ٢٤٩ صفحه و كتاب رؤیةالله تبارك و تعالی در حدیث. نسخههای خطی این دو كتاب مورخ ٤٤٧ ق/ ١٠٥٥ م در همان كتابخانه ذیل مجموعۀ شم ١٠٧١ نگهداری میشود (همان، ١/ ٢٣٧)؛ كتاب فی معنی الزهد و اقوال النّاس فیه و صفة الزاهدین به روایت عبدالرحمن بن عمر بن سعید بزاز بن نحاس (د ٤١٦ ق/ ١٠٢٥ م) كه در ٣٤٠ ق/ ٩٥١ م آن را شنیده و روایت كرده است، و رسالة فی المواعظ و الفوائد و غیرذلك. نسخههای خطی هر دو كتاب در دارالكتب قاهره ذیل مجموعۀ شم ١٢٥ موجود است (سزگین، ١(٤)/ ١٥٦)؛ كتاب الوجد، كه یك بـاب از آن كتـاب را ابونصر سـراج طوسی در اللّمع فی التصوف به اختصار در ٥ صفحه نقل كرده است (ص ٣١٠-٣١٤).
مآخذ
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩ ق؛
ابن عساكر، علی بن حسن، التاریخ الكبیر، به كوشش عبدالقادر بدران، دمشق، ١٣٣٠ ق؛
ابونصر سراج، عبدالله بن علی، اللمع فی التصوف، به كوشش رینولد نیكلسن، لیدن، ١٩١٤ م؛
انصاری، خواجه عبدالله بن محمد، طبقات الصوفیة، به كوشش عبدالحی حبیبی، كابل، ١٣٤١ ش؛
ذهبی، شمسالدین محمد، تذكرة الحفاظ، بیروت، ١٣٧٤ ق؛
همو، دول الاسلام، بیروت، ١٤٠٥ ق؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب الارنؤوط، بیروت، ١٤٠٤ ق؛
سرور، غلام، خزینة الاصفیاء، هند، لكهنو، ١٨٧٣ م؛
سزگین، فؤاد، تاریخ التراث العربی، ترجمۀ محمود فهمی حجازی، به كوشش عرفه مصطفی و دیگران، ریاض، ١٤٠٢ ق؛
سلّمی، عبدالرحمن محمد بن حسین، طبقات الصوفیة، به كوشش یوهانس پدرسن، لیدن، ١٩٦٠ م؛
ظاهریه، خطی (مجامیع)؛
مقّری، احمد بن محمد، نفح الطیب، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ ق.
علی رفیعی