دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٨ - امام قلی خان
امام قلی خان
نویسنده (ها) :
مجید سمیعی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِمامْقُلی خان (مق ١ جمادیالآخر ١٠٤٢ق/ ٤ دسامبر ١٦٣٢م)، حاكم فارس و سردار قدرتمند شاه عباس اول و شاه صفی صفوی.
امام قلی، پسر اللهوردی خان (ه م) از مادری گرجی زاده شد (دلاواله، ٣٣٢). احتمالاً پس از انتصاب اللهوردی خان به حكومت فارس در ١٠٠٥ ق/ ١٥٩٧ م، وی نیز همراه پدر بدانجا رفت و در نواحی مختلف آن ایالت خدمت كرد و همگام با افزایش قدرت اللهوردی خان در اركان حكومت شاه عباس، او نیز با ابراز تدبیر و شایستگی نزد شاه تقرب یافت. وی در ١٠٠٦ ق همراه با اللهوردی خان در نبرد كهگیلویه برضد شورشیان لر شركت جست (منجم، ١٦٥) و هنگامی كه اللهوردی خان در ١٠١٠ ق/ ١٦٠١م برای نبرد با ازبكها رهسپار شرق ایران شد، امامقلی خان را به نیابت از خود به حكومت فارس گمارد. امامقلی خان از اختلاف حاكم بحرین با پرتغالیها و نارضایی مردم بحرین سود جست و با نیروی اندكی كه به فرماندهی خواجه معینالدین فالی به بحرین فرستاد، پرتغالیها را از آنجا بیرون راند؛ سپس با ارسال غنایم فراوان از جمله چند عراده توپ برای شاه عباس، از او لقب خان گرفت و به حكومت لار منصوب شد و مقام امیر دیوانی را نیز بر مناصب خود افزود (همو، ٢١٥؛ فلسفی، ٤/ ١٦٦-١٦٧؛ بل گریو، ٦٢٨-٦٣٠).
امامقلی خان پس از تصرف بحرین و سركوب شورشیان لار و اعراب احمدی، از جانب شاه عباس به مأموریتهایی در غرب كشور كه مركز درگیری ایران و عثمانی بود، فرستاده شد (منجم، ٢٤٣-٢٤٤، ٢٦٨- ٢٦٩). در ١٠١٧ ق/ ١٦٠٨ م برای حفظ امنیت شهر سلماس، بدانجا مأموریت یافت و سال بعد شورش امیرخان برادوست از خانهای كرد را در هم شكست و قلعۀ دمدم را گشود. در همان سال امامقلی خان گروهی از سپاهیان ایران را نیز در نبردهای پراكنده با عثمانیها فرماندهی كرد (اسكندربیك، عالم آرا ... ، ٧٩١، ٨٠٧- ٨٠٩، ٨٢٠-٨٢٤).
پس از مرگ اللهوردی خان در ١٠٢٢ ق/ ١٦١٣ م، امامقلی خان از سوی شاه عباس به جای پدر، به حكومت فارس و سپهسالاری ایران رسید و برادرش داوودخان نیز به امیرالامرایی قراباغ و ریاست اویماق (قبیلۀ) قاجار برگزیده شد (همان،٨٧٠-٨٧١؛ فلسفی، ١/ ١٧٦-١٧٧). امامقلی خان در ١٠٢٣ ق/ ١٦١٤ م كار تسخیر بندر جرون (گمبرون) را كه با مرگ پدرش متوقف شده بود، پی گرفت و پس از دست یافتن بر شهر، ارگ آن را فرو كوبید و ارگ جدیدی بنا كرد كه به نام شاه عباس، بندر عباسی نامیده شد (اسكندربیك، همان، ٩٥٩-٩٦٠، ٩٨٠؛ اقبال، ٨٠-٨١؛ اقتداری، ١٢٧- ١٢٨؛ لاكهارت، ١٧٢-١٧٣؛ قس: ویلسن، ١٤١). تسخیر این بندر، دومین گام برای بیرون راندن پرتغالیها از پایگاههای مهم ایشان در خلیج فارس و دریای عمان به شمار میرفت.
در ١٠٢٥ ق/ ١٦١٦ م به دنبال هجوم عثمانیها به ایروان آنگاه كه شاه عباس سپاهیان ایران را به آذربایجان فرا خواند، قرچقای خان را به جای امامقلی خان به سپهسالاری برگزید. امامقلی خان نیز در نبرد با عثمانی فرماندهی میسرۀ سپاه شاه عباس را بر عهده داشت و در پیروزی ایران نقش بسزایی ایفا كرد (اسكندربیك، همان، ٨٢٣-٨٢٤، ٩٠٤- ٩٠٨؛ دلاواله، ٣٣٢؛ فلسفی، ٥/ ٧٤-٧٥). در ١٠٢٧ ق/ ١٦١٨ م كه نیروهای عثمانی زیر فشار تاتارها به مرزهای ایران هجوم بردند، امامقلی خان فرماندهی بخشی از نیروهای ایران را در نبرد با سپاه مشترك عثمانی و تاتار عهدهدار بود و با شجاعت فراوان آنان را واپس راند (اسكندربیك، همان، ٩٣٤-٩٣٦؛ دلاواله، ٣٩٦-٣٩٧؛ فیگروا، ٢٩٩-٣٠١؛ مجموعۀ اسناد ... ، ١٢٥).
امام قلی خان به هنگام حكمرانی كهگیلویه با مشعشعیان خوزستان روابط نزدیكی داشت و از سپاهیان قدرتمند فارس برای حمایت از مشعشعیان طرفدار شاه عباس، بهره میبرد. در ١٠٢٩ ق/ ١٦٢٠ م چون سید راشد مشعشعی، از طرفداران شاه عباس، در شورش مخالفان خود به قتل رسید، امام قلی خان به خوزستان هجوم برد و دورق را از چنگ شورشیان بیرون آورد. سپس سید منصور كه مدتی در دربار شاه عباس زیسته بود، به حكومت آنجا منصوب شد (اسكندربیك، همان، ٩٥١-٩٥٢؛ حسینی، ٢١٧؛ كسروی، ٧٦-٧٧؛ كسكل، ٧٦). بدینسان، شهر دورق از دست والیان هویزه بیرون آمد و قلمرو آنان به بخش سفلای رود كارون محدود شد، اما در ١٠٣٣ ق/ ١٦٢٤ م سید منصور خود از فرمان حكومت مركزی سرپیچی كرد و امام قلی خان دوباره به هویزه تاخت و پس از فرو نشاندن شورش، فرد دیگری از مشعشعیان را به نام سیدمحمد كه با او خویشاوندی داشت و مدتی نیز در دربار شاه عباس به سر برده بود، به حكومت آنجا برگزید (اسكندربیك، عالم آرا، ١٠١٢-١٠١٣؛ كسروی، ٧٧- ٧٩).
شاه عباس آنگاه كه برای بیرون راندن پرتغالیها از جنوب ایران، برآن شد تا همكاری رقیب تازه نفس آنان، یعنی كمپانی هند شرقی انگلیسی را جلب كند، به امام قلی خان مأموریت داد كه با ادوارد مُنکس نمایندۀ كمپانی دیدار كند. امام قلی خان در این ملاقات تهدید كرد كه اگر كمپانی هند شرقی، ایران را در نبرد با پرتغالیها یاری نرساند، همۀ امتیازات دولت انگلیس در ایران لغو، و كالاهای انگلیسیها مصادره خواهد شد. سرانجام، در ٢٤ صفر ١٠٣١ ق/ ٨ ژانویۀ ١٦٢٢ م پیمان نامهای در ٥ ماده در میناب به امضای طرفین رسید كه تقسیم غنایم به تساوی، نگهداری قلعۀ هرمز پس از تسخیر برعهدۀ دو طرف، تقسیم درآمد گمرك هرمز به تساوی، و تسلیم اسرای مسیحی به انگلیسیها و اسرای مسلمان به ایرانیان، از جملۀ مفاد آن به شمار میرفت. طبق نقشۀ از پیش طراحی شده، امام قلی خان نخست جزیره قشم را در ربیعالاول ١٠٣١ به تصرف ایران درآورد، سپس با كمك اعراب بومی، رأس الخیمه را تسخیر كرد و پرتغالیها را از آنجا بیرون راند (اسكندربیك، همان، ٩٨٠؛ فیگروا، ٤٧٩-٤٨٠؛ اقبال، ٨٧- ٨٩؛ رائین، ٢/ ٥٨٨، ٦٠٤-٦٠٧؛ ویلسن، ١٤٣-١٤٦). در ٢٧ ربیعالآخر همان سال امام قلی خان و نیروهایش با كشتیهای انگلیسی پا به هرمز نهادند و در ١٠ جمادیالآخر ١٠٣١ق پرتغالیها را به تسلیم واداشتند. سلطان هرمز و وزیرش كه با پرتغالیها همكاری كرده بودند، به شیراز فرستاده شدند و ایرانیان از این نبرد غنایم فراوان نصیب بردند (اسكندربیك، همان، ٩٥٩-٩٦٠؛ اقبال، ٨٩-٩٠؛ رائین، ٢/ ٥٩٩-٦٠٠؛ فلسفی، ٤/ ٢٢٢، ٢٢٨؛ قائم مقامی، ٢٠١-٢٠٢). بدینسان، پس از اخراج پرتغالیها از جزیرۀ هرمز، اهمیت این جزیره به عنوان یك مركز تجارتی و نظامی به دست فراموشی سپرده شد و بندر عباس جای آن را گرفت (رائین، ٢/ ٦٠٠). در ١٠٣٧ ق/ ١٦٢٨ م امام قلی خان به دستور شاه عباس با نیروهای فارس، بصره را كه مسیر ارتباطی عثمانیها با خلیج فارس و خوزستان بود، محاصره كرد، ولی با مرگ شاه عباس در جمادی الاول همان سال دست از محاصره بداشت (اسكندربیك، همان، ١٠٧٤؛ حسینی، ٢٣٤-٢٣٥).
پس از مرگ شاه عباس، جانشین او، نوادهاش سام میرزا، ملقب به صفی میرزا نخست با امام قلی خان روابط نیكویی داشت، اما سپس به تحریك اطرافیـان خود تصمیـم به قتـل او گـرفت (نک : اسكندربیك، ذیل ... ، ٨١؛ محمدمعصوم، ٧٤، ١١٥، ١٤٥). دربارۀ علت بدبینی شاه صفی نسبت به امام قلی خان گفته شده از كنیزی كه شاه عباس از حرم خویش به امام قلی خان بخشیده بود، پسری به دنیا آمد كه با نام صفی قلی خان خود را جانشین برحق شاه میدانست و چون شاه صفی همۀ فرزندان و نوادگان شاه عباس را كشته بود، از وجود فرزند شاه عباس در دستگاه حاكم قدرتمند فارس سخت بیمناك شد. از سوی دیگر قدرت و محبوبیت فراوان امام قلی خان و نافرمانی برادرش داوودخان حاكم قراباغ نیز خشم شاه صفی را برانگیخت و به دنبال فرصتی میگشت تا امام قلی خان و خاندانش را از میان بردارد. سرانجام، در ١٠٤٣ ق/ ١٦٣٣ م آنگاه كه شاه صفی به علت هجوم عثمانیها، به همۀ فرماندهان سپاه و والیان ولایات فرمان داد كه در قزوین به او بپیوندند، امام قلی خان به رغم مخالفت فرزندان خود همراه با ٣ پسرش به قزوین رفت و در اول جمادیالآخر همان سال نخست ٣ پسر امام قلی خان را به فرمان شاه صفی كشتند و سپس خود وی و همۀ اعضای خانوادهاش از دم تیغ گذشتند (اسكندربیك، همان، ١١٤-١١٧؛ تاورنیه، ٥١٧-٥٢١؛ محمدمعصوم، ١٤٦-١٤٧؛ حسینی، ٢٤٧).
امام قلی خان از توانگرترین حاكمان دورۀ شاه عباس بود و بر سرزمین وسیعی شامل فارس، لار، كهگیلویه، گلپایگان، محلات، دورق (نزدیك به شادگان كنونی)، هویزه و بحرین حكم میراند. فتح گمبرون، قشم، هرمز و بحرین از درخشانترین اقدامات دورۀ شاه عباس است كه با تدبیر امام قلی خان صورت گرفت. شاه عباس به امام قلی خان چنان اعتمادی داشت كه او را در ادارۀ قلمرو خود آزاد گذارده بود. وی در دورۀ امارت امام قلی خان بر فارس هرگز به آن ولایت نرفت و عزل و نصب امیران محلی را به او سپرده بود (اسكندربیك، عالم آرا، ١٠٨٨؛ برن، ١٣-١٤). امام قلی خان نسبت به مسیحیان رفتار محبتآمیزی داشت، چنانکه همسر رابرت شرلی پس از مرگ شوهرش، در پناه امام قلی خان توانست از ایران خارج شود. او نسبت به نمایندگان كشورهای اروپایی نیز رفتار مناسب و پسندیده داشت (دلاواله، ٣٣٢؛ فیگروا، ٨٤؛ فلسفی، ٤/ ٢٧٦-٢٧٧).
در دورۀ حكمرانی امام قلی خان بر فارس، آثار و بناهای بسیاری به فرمان او ساخته شد كه از آن میان میتوان به پل خان در مسیر شیراز به زرقان بر روی رودخانۀ كر و اتمام بنای مدرسۀ خان و ساختن قصری در شیراز اشاره كرد (فیگروا، ٩٧؛ رعناحسینی، ٣٦٦؛ فسایی، ٤٦١-٤٦٢).
در دورۀ شاه عباس دستگاه حكومت امام قلی خان در شیراز كانون ادبا و هنرمندان بود و نقاشان، خوشنویسان و شاعران مشهوری چون حكیم لایق، ملایگانه، ملایكتا، ملا مفید و ملا ترابی در دستگاه او بالیدند (فلسفی، ٢/ ٧٣؛ اقتداری، ١٣٥-١٣٦).
مآخذ
اسكندربیك منشی، ذیل عالمآرای عباسی، به كوشش سهیلی خوانساری، تهران، ١٣١٧ش؛
همو، عالمآرای عباسی، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٣٥ش؛
اقبال، عباس، مطالعاتی در باب بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس، تهران، ١٣٢٨ش؛
اقتداری، احمد، خلیج فارس، تهران، ١٣٤٦ش؛
برن، رهر، نظام ایالات در دورۀ صفویه، ترجمۀ كیكاووس جهانداری، تهران، ١٣٤٩ش؛
تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمۀ ابوتراب نوری، تهران، ١٣٣٦ ش؛
حسینی استرابادی، حسن، از شیخ صفی تا شاه صفی (تاریخ سلطانی)، به كوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٦٤ ش؛
دلاواله، پیترو، سفرنامه، ترجمۀ شعاعالدین شفا، تهران، ١٣٤٨ش؛
رائین، اسماعیل، دریانوردی ایرانیان، تهران، ١٣٥٠ ش؛
رعنا حسینی، كرامت، «موقوفات امام قلی خان بر مشاهد متبركه»، مجلۀ دانشكدۀ ادبیات و علوم انسانی، تهران، ١٣٤٧ ش، س ١٥، شم ٤؛
فسایی، حسن، فارسنامۀ ناصری، به كوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٣٤-١٣٥٢ ش؛
فیگروا، دن گارسیا دسیلوا، سفرنامه، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
قائممقامی، جهانگیر، «مسألۀ هرمز در روابط ایران و پرتغال»، بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٥٣ ش، س ٩، شم ٣؛
كسروی، احمد، تاریخ پانصد سالۀ خوزستان، تهران، ١٣٣٠ش؛
كسكل، و.، «والیان هویزه»، گسترۀ تاریخ و ادبیات، ترجمۀ غلامرضا ورهرام، تهران، ١٣٦٤ ش؛
مجموعۀ اسناد و مكاتبات تاریخی (شاه عباس)، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٦ش؛
محمدمعصوم اصفهانی، خلاصة السیر، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٨ ش؛
منجم یزدی، محمد، تاریخ عباسی، به كوشش سیفالله وحیدنیا، تهران، ١٣٦٦ ش؛
نیز:
Belgrave, J. H. D., «The Portuguese in the Bahrain Islands, ١٥٢١-١٦٠٢», Journal of the Central Asian Society, London, ١٩٣٥, vol. XXII;
Lockhart, L., Persian Cities, London, ١٩٦٠;
Wilson, A. T., The Persian Gulf, London, ١٩٥٩.
مجید سمیعی