دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٣ - الشتر
الشتر
نویسنده (ها) :
مژگان نظامی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَلَشْتَر، شهری از شهرستان سلسله در استان لرستان. نام الشتر در مآخذ اسلامی به صورتهای لاشتر (اصطخری، ١٩٧؛ ابن حوقل، ٢/ ٣٥٨، ٣٦٠)، لیشتر ( حدود العالم، ٤٠٧؛ ابناثیر، ١٠/ ٣٩٨؛ راوندی، ٢٠٩، ٢٢٩) و اشتر (ظهیرالدین، ٥٥) آمده است. یاقوت آن را به دو گونۀ اشتر و لاشتر آورده، ولی تلفظ محلی آنجا را لیشتر دانسته است (١/ ٢٧٦، ٣٤١). وجه اشتقاق آن را، برخی با كلمۀ ایشتار (عشتر) ممكن دانستهاند (باستانی، ٢٨٦-٢٨٧)، ولی مبنای علمی برای این گفته وجود ندارد.
الشتر در °٤٨ و ´١٥ طول شرقی و °٣٣ و ´٥١ عرض شمالی، و در ارتفاع ٦٠٠‘١ متری از سطح دریا قرار گرفته است. این شهر در ٤٨ كیلومتری شمال خرمآباد (مركز استان) و ١١ كیلومتری راه خرمآباد به نورآباد واقع شده كه ادامۀ این راه پس از عبور از هرسین، به كرمانشاه منتهی میشود ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٣٤؛ نقشۀ راهها).
شهر الشتر در دشتی به همین نام قرار گرفته است و كوههای گزین و خرگوشیناب از رشته كوههای زاگرس میانی از دو سوی شمال و خاور آن را در برگرفتهاند. همچنین كوه بازگیران، نثار پهن و سیاهدل در فاصلۀ كمتری در شمال خاوری، خاور و جنوب خاوری آن قرار دارند ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٣٣؛ نقشۀ عملیات). آب و هوای این ناحیه از لرستان، معتدل و نیمه خشك است و حداكثر دمای آن در تابستان به °٣٩ و حداقل آن در زمستان به °٧- سانتیگراد میرسد. رودهای فصلی متعددی از ارتفاعات شمالی و خاوری به سوی دشت الشتر جاری است كه از میان آنها تنها مسیر رودخانۀ فصلی كَهمان از مركز بخش میگذرد ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٣٣-٣٤). دامنههای شمالی كوه گزین، سرچشمۀ آبهای جاری به سوی نهاوند است (نقشۀ عملیات). بنابر افسانهای كهن، این سرچشمه (كوهها) طلسمی داشته (در متن: دو طلسم) به نقش گاو ماهی بر تودۀ برف و یخ كه گویا حامی و نگهبان آن بوده است (یاقوت، ١/ ٢٧٦، به نقل از ابن فقیه).
برخی خاورشناسان سرزمین كهن الشتر را همان «نسا» دانستهاند كه داریوش در كتیبۀ بیستون از آن یاد كرده است، ولی پورداود در این نظریه تردید كرده است، زیرا نسای یاد شده متعلق به دورۀ ماد، و از مكانهای مهم پرورش اسب بوده است (ص ٢٨٨-٢٩٠). آثاری چون سفالهای منقوش و اشیاء برنزی كه در دشت الشتر كشف شدهاند، نشانۀ آبادانی این سرزمین در دورههای كهن است (استاین، ٢٧٧-٢٩١؛ گدار، ٢٥، ٢٦؛ واندنبرگ، ٩٥). حمدالله مستوفی به وجود آتشكدۀ اروخش (یا اردخش، اردحش، اروحش) كه قبلاً در آنجا وجود داشته، اشاره كرده است (ص ١٠٧). اصطخری به موقعیت مكانی الشتر اشاره كرده، و آنجا را از شهرهای جبال دانسته كه در ١٠ فرسخی نهاوند و ١٢ فرسخی شاپورخواست بوده است (ص ١٩٧). ابن حوقل الشتر را در میان راه ری به شاپورخواست نوشته است (٢/ ٣٥٨).
در حدود سدۀ ٦ ق، الشتر از تختگاههای برسقیان بوده است (ظهیرالدین، ٥٦؛ راوندی، ٢٢٩). در نیمۀ نخست همان سده در الشتر، گروهی از امیران با برسقِ الشتر بر ضد مسعود بن ملكشاه سلجوقی هم عهد شدند. سلطان پس از آگاهی به الشتر رفت و امیران از كردۀ خویش پشیمان شدند و سلطان نیز از گناه آنان درگذشت (همانجا)، اما طغرل پس از شكست از برادرش مسعود هنگام فرار به سوی خوزستان، وزیر خویش خواجه قوامالدین درگزینی را در الشتر به دار آویخت (ظهیرالدین، ٥٥). در دورۀ صفویه حكومت الشتر به امیران كرد سپرده شد (اسكندربیك، ١٤١). در اواخر سدۀ ١٣ ش، دژ استواری كه قلعۀ مظفری نام گرفت، در خاور الشتر، توسط مهری خان امیرالعشایر و مهرعلی خان امیر منظم ساخته شد ( فرهنگ جغرافیایی ایران، ٦/ ٢١). مدتی مهرعلی خان در این قلعه حكمرانی كرد و موجبات ناامنی در شمال لرستان را فراهم آورد، ولی سرانجام توسط حاكم نظامی لرستان دستگیر و اعدام شد (استارك، ٢١، ٢٢). میتوان گفت كه این ناامنیها مانع آبادانی الشتر در سدههای اخیر بوده است (ظل السلطان، ٦٠٨؛ استارك، ٢٢). این آبادی مدتی به نام قلعۀ مظفری و مركز دهستان الشتر شناخته میشد ( فرهنگ جغرافیایی ایران، همانجا؛ اسامی ... ، ٢٧٦، ٢٧٨؛ گزارش ... ، ١٠). همچنین در آغاز سدۀ حاضر به این نواحی «سلسله» نیز گفته میشده است و ییلاق برخی ایلات و طوایف لر مانند حسنوند و یوسفوند و كولیوند بوده كه بیشتر آنها در ١٣١٢ ش تخته قاپو شدند (كریمی، ١٦٠؛ رزمآرا، ٩٦، ٩٧، ١٠٧، ١١٢).
هم اكنون الشتر تنها شهر شهرستان سلسله شمرده میشود، ولی تا ١٣٧٢ ش نام الشتر به یكی از بخشهای هشت گانۀ شهرستان خرمآباد اطلاق میشد. از ١٣٧٣ ش دهستانهای آن، زیر نام بخش مركزی شهرستان سلسله از شهرستان خرمآباد جدا شده است ( آمارنامه، ١٣٧٢ش، ١٦-١٧، ١٩). در ١٣٥٥ ش، الشتر ٧٥١‘٥ نفر (٠٨٤‘١ خانوار) جمعیت داشته است و در سرشماری ١٣٦٥ ش، جمعیت آن به ١٤٦‘١٤ نفر (٤٩١‘٢ خانوار) افزایش یافته بود ( سرشماری، ١٣٥٥ ش، ١/ ل؛ سرشماری، ١٣٦٥ ش، ١٩). آخرین برآورد در ١٣٧٣ش، جمعیت الشتر را ٠٧٩‘٢٣ نفر ( ٥٢٣‘٣ خانوار) با بعد خانوار بیش از ٦ نفر نشان میدهد ( آمارنامه، ١٣٧٣ ش، ٨٦).
ساكنان الشتر بیشتر به زبان فارسی با گویشهای لری و لكی سخن میگویند و تقریباً همگی شیعهاند ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٣٣، ٣٤). ٢/ ٨١٪ از جمعیت فعال الشتر، شاغل، و بقیه بیكارند ( آمارنامه، ١٣٧٣ش، ٧٣). فعالیت اقتصادی آنان به ترتیب در گروههای عمدۀ ساختمان، كشاورزی و دامپروری و صنعت متمركز شده است ( سرشماری، ١٣٦٥ش، همانجا). زمینها و باغهای اطراف شهر بیشتر به كشت غلات و حبوبات، تره بار، سویا، چغندرقند، سیب، گلابی، هلو، زردآلو، گردو و گیلاس اختصاص یافته است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٣٣). همچنین ٣/ ٧٨٪ از جمعیت ٦ ساله و بیشتر الشتر باسواد، و بقیه بیسوادند ( آمارنامه، ١٣٧٣ ش، ٨٦). در الشتر، افزون بر ٧ مدرسۀ ابتدایی، دو مدرسۀ راهنمایی و دو دبیرستان، یك مدرسۀ فنی و حرفهای و یك واحد دانشگاه پیام نور نیز دایر است ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٣٥).
آثار بر جای مانده در نزدیكی الشتر اینهاست: پلی بزرگ منسوب به ابوالنجم بدر بن حسنویه (حك ٣٦٩-٤٠٥ ق) و نیز گورهای متعدد منسوب به خاندان برسقیان (گلزاری، ١/ ٢٢٦؛ ایزدپناه، ١/ ٥٨).
مآخذ
آمارنامۀ استان لرستان (١٣٧٢ش)، سازمان برنامه و بودجۀ استان لرستان، تهران، ١٣٧٣ ش؛
همان (١٣٧٣ش)، تهران، ١٣٧٤ش؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن حوقل، محمد، صورة الارض، لیدن، ١٩٣٩ م؛
اسامی دهات كشور، وزارت كشور، تهران، ١٣٢٣ ش؛
استارك، فریا، سفری به دیار الموت، لرستان و ایلام، ترجمۀ علی محمد ساكی، تهران، ١٣٦٤ش؛
اسكندربیك منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اصطخری، ابراهیم، مسالك الممالك، لیدن، ١٩٢٧ م؛
ایزدپناه، حمید، «خاندان برسقیان لرستان»، نامۀ مینوی، به كوشش حبیب یغمایی و دیگران، تهران، ١٣٥٠ ش؛
باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، خاتون هفت قلعه، تهران، ١٣٤٤ ش؛
پورداود، ابراهیم، فرهنگ ایران باستان، تهران، ١٣٥٦ ش؛
حدود العالم، به كوشش مینورسكی، كابل، ١٣٤٢ ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، لیدن، ١٣٣١ ق/ ١٩١٣ م؛
راوندی، محمد، راحة الصدور و آیة السرور، به كوشش محمد اقبال، تهران، ١٣٣٣ ش؛
رزمآرا، علی، جغرافیای نظامی ایران، لرستان، تهران، ١٣٢٠ ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٥٥ ش)، استان لرستان، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٥٩ ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٦٥ ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان خرمآباد، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٦٧ ش؛
ظل السلطان، مسعود میرزا، خاطرات، تهران، ١٣٦٨ ش؛
ظهیرالدین نیشابوری، سلجوقنامه، تهران، ١٣٣٢ ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور (خرمآباد)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٣ ش، ج ٥٨؛
فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، استان ششم، دایرۀ جغرافیایی ستاد ارتش، تهران، ١٣٣٠ش؛
كریمی، بهمن، راههای باستانی و پایتختهای قدیمی غرب ایران، تهران، ١٣٢٩ش؛
گدار، آندره، هنر ایران، ترجمۀ بهروز حبیبی، تهران، ١٣٥٨ ش؛
گزارش مشروح حوزۀ سرشماری خرمآباد، وزارت كشور، تهران، ١٣٣٨ ش؛
گلزاری، مسعود، كرمانشاه ـ كردستان، تهران، ١٣٥٧ ش؛
نقشۀ راههای جمهوری اسلامی ایران، تهران، سحاب، شم ٥٠٦؛
نقشۀ عملیات مشترك (زمینی)، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧١ ش، گ ٩- ٣٩ NI؛
واندنبرگ، لویی، باستانشناسی ایران باستان، ترجمۀ عیسى بهنام، تهران، ١٣٤٨ ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Stein, A., Old Routes of Western Iran, London, ١٩٤٠.
مژگان نظامی