دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٦ - ابهری، ابوعمرو
ابهری، ابوعمرو
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٣١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبْهَری، ابوعمرو كمالالدین (زنده در ٥٨٨ ق / ١١٩٢ م)، وزیر ارسلان سلجوقی و پسرش طغرل سوم آخرین سلطان سلجوقی. آگاهی از زندگی ابهری بسیار اندك و تقریباً منحصر به گزارشهای منشی كرمانی در سدۀ ٨ ق / ١٤ م است و مورخان بعدی مانند عقیلی (ص ٢٦٥) و خواندمیر (دستورالوزراء، ٢١٩- ٢٢٠) به تكرار آن گزارشها پرداختهاند.
به گفتۀ منشی كرمانی (ص ٩٠)، ابهری پیش از پیوستن به دربار ارسلان (حك ٥٦٦-٥٧١ ق / ١١٦١-١١٧٥ م)، مدتها در دیوانهای سلاطین، دارای مسئولیتهای مهم بود تا پس از درگذشت وزیر كمالالدین ابوشجاع ارزنجانی، مقام وزارت یافت و تا پایان سطنت ارسلان و پس از مرگ وی (فصیح، ٢ / ٢٥٢؛ منشی كرمانی، همانجا) تا اواخر حكومت طغرل پسر و جانشین او در این مقام بود. شگفت آنكه هیچ كدام از مورخان عصر سلجوقی به وزارت ابهری اشارهای نكردهاند. تنها راوندی (ص ٣٤٣، ٣٤٥)، از امیری به نام شرفالدولۀ ابهری در دستگاه طغرل نام میبرد كه روشن نیست این شخص همان ابوعمرو ابهری است، یا دیگری.
در دوران پرآشوب حكومت طغرل سوم، ابهری در اصلاح امور بسیار كوشید و حتی پس از اسارت و حبس طغرل در قلعۀ دِزمار (٥٨٦ ق / ١١٩٠ م) به دست قزل ارسلان از اتابكان آذربایجان (ه م)، كوشش فراوانی برای نجات وی كرد، اما ابهری كه هرج و مرج دستگاه حكومت سلجوقیان را دریافته بود و پایان كار این سلسله را نزدیك میدید، به زودی پس از رهایی طغرل برجان خود بیمناك شد و از مشاغل دولتی كناره گرفت. او كه به داشتن زهد و تقوا معروف بود، در لباس صوفیه به حجاز گریخت و از آنجا رباعی معروف خود را كه اكثر تذكرهنویسان، آن را دلیل شاعری وی میدانند، سرود و به ابهر فرستاد (منشی كرمانی، ٩٠-٩١؛ اوحدی، ٣٣؛ آذر، ٢٢٨؛ زنوزی، ٧٨٨).
از گفتههای خواندمیر (حبیب السیر، ٢ / ٥٣٣) چنین برمیآید كه ابهری اندكی پس از رهایی طغرل از زندان (٥٥٨ ق)، به حجاز گریخت. زیرا طغرل در این سال پس از آگاهی از غیبت ابهری، وزارت را به عزالدین بن رضیالدین كاشی داد (منشی كرمانی، ٩١). هرچند راوندی (ص ٣٦٥) به وزارت معین كاشی در ٥٨٩ ق به عنوان اولین وزیر طغرل پس از رهایی از دزمار اشاره دارد.
از این پس از زندگانی ابهری آگاهی در دست نیست (قس: ایرانیكا، كه به سفر او به سوریه و مرگ وی در ٥٩٠ ق / ١١٩٤ م در بیتالمقدس، اشاره دارد).
مآخذ
آذر بیگدلی، لطفعلی بیگ، آتشكده، به كوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
اوحدی بلیانی، محمد بن معینالدین، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملك، شم ٥٣٢٤؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
همو، دستورالوزراء، به كوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
راوندی، محمد بن علی، راحة الصدور وآیة السرور، به كوشش محمد اقبال، لیدن، ١٩٢١ م؛
زنوری، حسن بن عبدالرسول، ریاض الجنة، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی تبریز، شم ٣٥٧٨؛
عقیلی حاجی بن نظام، آثار الوزراء، به كوشش جلالالدین محدث، تهران، ١٣٤٦؛
فصیح خوافی، محمد، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٤٠ ش؛
منشی كرمانی، ناصرالدین، نسائم الاسحار، به كوشش جلالالدین محدث، تهران، ١٣٦٤ ش؛
نیز:
Iranica.
علی میرانصاری