دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٢٤ - ابن مطروح
ابن مطروح
نویسنده (ها) :
مهدی فرهانی منفرد
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مَطْروح، ابوالحسن جمالالدين يحيی بن عيسی بن ابراهيم (٥٩٢- ٦٤٩ق / ١١٩٦-١٢٥١م)، اديب، دبير و سياستمدار مصری دورۀ ايوبيان. بيشتر اطلاعات مربوط به زندگی او از چند اثر نيمۀ دوم سدۀ ٧ق / ١٣م گرفته شده است. در اين ميان نوشتۀ ابن خلكان در وفيات الاعيان، به سبب دوستی نزديك وی با ابن مطروح از اعتبار ويژهای برخوردار است. ابن مطروح در اسيوط به دنيا آمد و در آن شهر رشد كرد. دوستی ديرپای وی با بهاءالدين زهير شاعر در اين شهر آغاز شد (ابن خلكان، ٦ / ٢٥٨، ٢٦٣). او سپس به قوص رفت و چندی در آنجا ماند و اشعاری در مدح فرمانروای قوص سرود (فروخ، ٣ / ٥٦٢). از آن پس تا هنگام عزيمت وی به قاهره در ٦٢٦ق ديگر از زندگی او اطلاعی در دست نيست. منابع دربارۀ اين دوره تنها به اشاراتی اكتفا كردهاند. ابن مطروح در قاهره به خدمت صالح ايوب ملقب به نجمالدين كه در اين زمان از جانب پدرش ملك كامل نيابت مصر داشت، پيوست و در فتوحات او در شرق همراه وی بود (ابن خلكان، ٦ / ٢٥٨- ٢٥٩؛ فروخ، همانجا). از ٦٢٩ق به بعد، وقتی مناطق زير تسلط ملك كامل گسترش يافت و آمد، حصن كيفا، حران، رها و رقه نيز بدان منضم گشت، ملك صالح به عنوان نمايندۀ پدر در اين مناطق به سر میبرد و ابن مطروح نيز در مقام نظارت ديوان لشكر، همراه وی بود (ابن خلكان، همانجا؛ مقريزی، ١(٢) / ٢٨٤).
پس از مرگ ملك كامل در ٦٣٥ق / ١٢٣٨م ستيز ميان شاهزادگان ايوبی بر سر جانشينی شدت گرفت. صالح توسط عموزادهاش ناصر داوود در كرك به زندان افكنده شد و ابن مطروح برای بازگرداندن قدرت به او تلاش بسيار كرد و همراه محيیالدين ابن جوزی كه از جانب خليفۀ عباسی مأمور پايان بخشيدن به كشمكشها شده بود، برای دفاع از صالح به قاهره آمد (همو، ١(٢) / ٢٨٤، ٢٩٠؛ EI٢).
در ٦٣٩ق ابن مطروح در قاهره به صالح ايوب كه در ٦٣٧ق سلطنت مصر يافته بود، پيوست و سمت خزانهداری يافت. صالح در ٦٤٣ق دمشق را مسخر ساخت و ابن مطروح را به عنوان وزير بر آن شهر گمارد و وی در اين زمان قدر و منزلت بسيار يافت (ابن خلكان، ٦ / ٢٥٩). صالح ايوب در ٦٤٦ق / ١٢٤٨م به دمشق رفت، ابن مطروح را از وزارت بركنار ساخت و او را به حمص فرستاد تا شهر را از دست عمال ملك ناصر ابوالمظفر خارج كند. در همين هنگام به صالح خبر رسيد كه صليبيان به قصد يورش به دمياط در جزيرۀ قبرس اردو زدهاند. وی ابن مطروح را از حمص كه آن را در محاصره داشت، برای دفاع از مصر فراخواند، اما دمياط به دست فرنگيان افتاد. پس از آن ابن مطروح مورد بازخواست سلطان قرارگرفت (همو، ٦ / ٢٥٩-٢٦٠).
ابن مطروح در امور لشكری از شايستگی لازم برخوردار نبود (ابن جوزی، ٨(٢) / ٧٨٩). در واقع نرمخويی و انعطافپذيری وی (يونينی، ١ / ١٩٧؛ ابن شاكر، ٢٠ / ٥٤) با سمتهای نظامی او سازگاری نداشت. صالح هرگز به قاهره برنگشت و در منصوره وفات يافت. ابن مطروح در زمان تورانشاه، فرزند و جانشين صالح مورد بیاعتنايی او قرار گرفت و تا هنگام مرگ از كارهای سياسی دوری گزيد و خانهنشينی اختيار كرد (ابن جوزی، همانجا؛ ابن خلكان، ٦ / ٢٦٠). سرانجام وی در مصر درگذشت و در دامنۀ جبل مقطّم به خاك سپرده شد (همو، ٦ / ٢٦٦).
ابن مطروح با معاصران و دوستان نزديكش چون ابن خلكان و بهاءالدين زهير مكاتبات ادبی داشت و بيشتر آثار خود را برای آنان میخواند (همو، ٢ / ٣٣٦-٣٣٧، ٦ / ٢٦٠-٢٦٣). ابن ابی اصيبعه از ملاقات و گفتوگو با وی به تفاخر ياد میكند (٢ / ١١٣). ابن مطروح اشعاری نيز شامل قصايد بلند مديحه و قطعاتی در ادب و زهد دارد. عمر فروخ شعر او را ضعيف میداند (٣ / ٥٦٣). وی آثاري به نثر مصنوع نيز نگاشته است. ديوان او در ١٢٩٨ق در استانبول به طبع رسيده است .
مآخذ
ابن ابی اصيبعه، عيون الانباء فی طبقات الاطباء، به كوشش آوگوست مولر، قاهره، ١٢٩٩ق؛
ابن جوزی، يوسف بن قزاوغلی، مرآةالزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عيون التواريخ، بغداد، ١٩٨٠ق؛
فروخ، عمر، تاريخ الادب العربی، بيروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
مقريزی، احمدبن علی، السلوك، به كوشش محمد مصطفی زياده، قاهره، ١٩٥٧م؛
يونينی، موسی بن محمد، ذيل مرآة الزمان، حيدرآباد دكن، ١٣٧٤ق / ١٩٥٤م؛
نيز:
EI٢.
مهدی فرهانی منفرد