دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٧١ - ابن عمار، احمد
ابن عمار، احمد
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عَمّار، احمد بن سيدی عمار بن عبدالرحمن بن عمار، فقيه و اديب الجزايری سدۀ ١٢ق / ١٨م. زندگی وی چنان ناشناخته است كه حتی تاريخ دقيقی از زمان تولد و وفات وی در دست نيست، اما با توجه به اينكه ابن حمادوش، دوست وی، در رحلۀ خود در ١١٥٩ق / ١٧٤٦م تقريظ بر كتاب خويش الدرر علی المختصر را به او نسبت داده و وی را از علما شمرده است و نيز با عنايت به اينكه میدانيم وی در ١٢٠٥ق / ١٧٩١م به محمد خليل تلمسانی اجازه داده است، میتوان نتيجه گرفت كه در ١١٥٩ق وی حدود ٤٠ سال داشته و تولدش در حدود ١١١٩ق / ١٧٠٧م بوده است (نك : سعدالله، ٢ / ٢٣٤).
ابن عمار در خانوادهای اهل علم و ادب پرورش يافت و در علم و دين پدر را مقتدا قرار داد. وی صحيح بخاری را با واسطۀ دايی خود محمد بن سيد معروف به سيدی هدی المالكی و نيز ابوعبدالله محمد بن هادی از پدر روايت كرده است (كتانی، ١ / ١٢١؛ سعدالله، ٢ / ٢٣٣-٢٣٤، ٢٨٤).
ابن عمار پس از سفرهای متعدد و بهرهگيری از محضر علمای شرق و غرب سرزمينهای اسلامی، به عنوان فقيه و اديبی عاليقدر در الجزاير نامور شد. وی از ابوحفص عمر بن عقيل باعلوی، حسن بن محمد سعيد كورانی، خليل بن محمد تونی، شمسالدين حفنی، ابوالحسن سندی و ديگران علم آموخت و به وسيلۀ ابوعبدالله منور تلمسانی به سلك شاذليان درآمد، همچنين مبانی عرفان را در مصر از عبدالوهاب عفيفی فراگرفت (كتانی، همانجا).
وی در ١١٦٦ق / ١٧٥٣م به حج رفت و در اين سفر حسين ورتلانی همراه او بود. ابن عمار در ١١٧٢ق از حجاز به مصر رفت (حاج صادق، ٢٨٩، به نقل از كتانی؛ سعدالله، ٢ / ٢٣٥). محل اقامت وی و آنچه در فاصلۀ دو تاريخ مذكور بر او گذشته است، روشن نيست.
مرتبۀ ابن عمار در فقه مالكی، حديث و تفسير بدانجا رسيد كه در فاصلۀ سالهای ١١٨٠-١١٨٤ق / ١٧٦٦-١٧٧٠م مفتی الجزاير شد و به عنوان مدرس و مفسر كتب فقهی به تدريس پرداخت و كتبی چون مختصر خليل و مختصر ابن حاجب را تدریس میكرد (همو، ٢ / ٦٩-٧٠، ٢٣٤)، چنانكه احمد غزال مغربی در ١١٨٢ق / ١٧٦٨م، در مجلس درس وی در جامع كبير الجزاير حاضر شد و از او كسب فيض كرد و قصيدهای نيز در مدح وی سرود. ابن عمار شاگردان بسياری داشت و جمعی همچون عبدالستار بن عبدالوهاب مكی هندی و محمد خليل تلمسانی از او اجازه دريافت كردند. وی در اجازهای كه به محمد خليل مرادی داده، نام بسياری از شيوخ خود در مصر و حرمين را ذكر كرده است (همو، ٢ / ٥١، ١٩٣، ٢٣٥، ٢٨٣).
ابن عمار در مقام اديب و شاعری توانا، بارزترين شخصيت ادبی قرن ١٢ق الجزاير است. او در ادب خود را پيرو بوصيری، ابن فارض و فتح ابن خاقان میدانست (حفناوی، ١ / ٨٩، ٩١). دو تن از ادبای بزرگ آن ديار ابوالعباس احمد منجلاتی و محمد بن محمد معروف به ابن علی از استادان وی بودهاند و ابن عمار با ابن علی مجالس انس و مبادلات شعری داشته است. تعلق خاطر وی به استادش ابن علی تا حدی است كه يكی از آثار خود لواء النصر را با ياد و نام او آغاز كرده است (حاج صادق، ٢٧٢؛ سعدالله، ٢ / ٣١٦-٣١٧). به هر تقدير ابن عمار كه در نثر و نظم، به ويژه در موشحات، بسيار توانا بود، اشعاری در اين قالب در باب مولد نبی (ص) و مدح آن حضرت سروده است. وی در وصف طبيعت نيز دستی داشت و در گونههای ديگر شعر نيز سخن به كمال میگفت (حفناوی، ١ / ٩١؛ سعدالله، ٢ / ٣٠٥-٣٠٦).
ابن عمار در ١١٩٥ق / ١٧٨١م به قصد توطن و اقامت در تونس بدانجا رفت، اما حضور وی در آنجا ديری نپاييد و در سالهای آغازين قرن ١٣ق / ١٩م، به دلايلی كه روشن نيست، از تونس عزيمت كرد و گويا به مشرق رفت. وی در دورۀ اقامتش در تونس كتاب تاريخ خود را در سيرۀ علی بای پاشا بن حسن تأليف كرد (همو، ١ / ٢٩٧، ٢ / ٣٧٧- ٣٧٨).
آثـار
١. نحلة اللبيب باخبار الرحلة الی الحبيب. اين اثر به نام رحلة نيز معروف است. مقدمۀ آن در ١٣٢٠ق / ١٩٠٢م در الجزيره به چاپ رسيده كه در آن ابن عمار به وصف علاقه و اشتياق خود به حرمين شريفين و رسول اكرم (ص) پرداخته است. اشعار موشح مولدی و مدايح رسول اكرم (ص) نيز در آن فراوان است. قسمتهای ديگر اين اثر از بين رفته است. ٢. اجازة لمحمد خليل المرادی، كه سعدالله متن اين اجازه را در مجلۀ الثقافة (١٩٧٨م، شم ٤٥) به چاپ رسانيده است. ٣. رسالة فی مسألة وقف، كه همراه رسالة الرد علی الوهابية از اسماعيل تميمی در تونس چاپ شده است.
آثار منسوب
علاوه بر آثار مذكور، اين آثار نيز به او نسبت داده شده است: ١. لواء النصر فی فضلاء العصر. وی آن را در شرح زندگی رجال علم و ادب و قضا و شعر نوشته كه شرح حال رجال زمان وی و يك قرن قبل از آن است (سعدالله، ٢ / ١ / ٣٧١؛ GAL, S, II, ٦٨٩)؛ ٢. منتخب الاسانيد يا مقاليد الاسانيد. اين اثر ثبت ابن عمار است كه شاگردش ابراهيم بن عبدالله سياله آن را گردآوری كرده و كتانی نسخهای از آن را در اختيار داشته است (كتانی، ٢ / ٥٩٠)؛ ٣. رسالة فی الطريقة الخلوتية، كه كتانی به او نسبت داده است (نک : حاج صادق، ٢٩٠)؛ ٤. ديوان، كه ابن عمار خود در ضمن ديباچۀ رحلهاش به آن اشاره دارد و در آن موشحات و قصايدی در مدح حضرت رسول (ص) و اشعاری ديگر آورده است (حفناوی، ١ / ٩١)؛ ٥. حاشية علی الخفاجی (در ادبيات)، كه شاگردش ابوراس الناصر در كتاب خود فتحالاله از آن ياد كرده است (سعدالله، ٢ / ٢٤٠)؛ ٦. حاشية علی صحيح البخاری، كه ابن ابی شنب از آن ياد كرده است (نك : همو، ٢ / ٣١)؛ ٧. وی همچنين بر كتاب الدرر علی المختصر ابن حمادوش در منطق تقريظی داشته است (همو، ٢ / ١٩٠).
مآخذ
حفناوی، ابوالقاسم محمد، تعريف الخلف برجال السلف، تونس، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
سعدالله، ابوالقاسم، تاريخ الجزائر الثقافی، الجزاير، ١٩٨٥م؛
كتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس و الاثبات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
نيز:
GAL ,S ;
Hadj-Sadok, M., “Le Mawlid d‘après le mufti-poète d‘Alger Ibn, cAmmār” , Mélanges Louis Massignon, Damascus, ١٩٥٧.
فرامرز حاجمنوچهری