دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٧٣ - جلالزاده
جلالزاده
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَلالْزاده، شهرتِ دو برادر از دولتمردان، قانونگذاران، دانشمندان و مترجمانِ روزگار عثمانی در سدۀ ١٠ق / ١٦م:
١. جلالزاده مصطفى چلبی
(د ٩٧٥ق / ١٥٦٧م) که به قوجه نشانچی (نشانچی بزرگ)، توقیعی و طغرایی نیز مشهور بود. او در قصبۀ طوسیا (طوسیه) از توابع قسطمونی و براساس بعضی اشارات خودش، ظاهراً در ٨٩٤ ق / ١٤٨٩م متولد شد (بروسهلی، ٣ / ٣٧؛ پچوی،١ / ٤٣؛ اوزون چارشیلی، «جلالزاده ...»، ٣٩٢، «تاریخ ... »، II / ٦٧١؛ «دائرة المعارف ... »، VII / ٢٦٠). پدرش جلال الدین طوسیایی از قضات معروف عثمانی بود که درجۀ «اشرف قضات» داشت (اوزون چارشیلی، همانجاها). مصطفى پسر ارشد او در طوسیا و سپس استانبول به تحصیل پرداخت (بروسهلی، نیز اوزون چارشیلی، «جلالزاده»، همانجاها) و با توصیه و معرفی وزیـر اعظم پیـری پاشا مـورد توجـه سلطان سلیم اول (سل ٩١٨-٩٢٦ق / ١٥١٢-١٥٢٠م) قرارگرفت و در٩٢٢ق / ١٥١٦م، کاتبدیوان همایون شد (بروسهلی، اوزون چارشیلی، همانجاها).
او به سبب قابلیتهایش در مدتی اندک اعتماد سلطان را جلب کرد و نگارش فرمانها و مناشیر محرمانه را برعهده گرفت (اوزون چارشیلی، نیز «دائرة المعارف»، همانجاها؛ IA, III / ٦١-٦٢). وی همچنین تذکرهنویس یا منشی مخصوصِ صدر اعظم پیری پاشا، و پس از او ابراهیم پاشای صدر اعظم نیز بود (بروسهلی، پچوی، همانجاها؛ اوزون چارشیلی، همان، ٣٩٣-٣٩٤؛ تکین داغ، ٢١٠).
هنگامی که ابراهیم پاشا برای آرام ساختن شورشهای مصر، همراه با هیئتی بزرگ به مصر میرفت، جلالزاده نیز همراه او بود (هامرپورگشتال، ٥ / ٤٣؛ یوجل، II / ٢٦٥) و در حل مسائل مصر و تدوین قوانین جدید چنان مهارت و لیاقتی نشان داد که پس از بازگشت به استانبول رئیس الکتاب شد (بروسهلی، ٣ / ٣٧؛ اوزون چارشیلی، همان، ٣٩٥ ، «تاریخ»، II / ٦٧٢؛ یوجل، همانجا).
جلالزاده در ٩٤١ق سمت نشانچیگری یافت و تا آغاز بازنشستگی در ٩٦٤ق در همین منصب بود (اوزون چارشیلی، «جلالزاده»، ٣٩٦؛ پچوی، بروسهلی، همانجاها؛ عطایی ١١٣؛ فریدونبک، ١ / ٥٩٢). پس از آن با عنوان «متفرقهباشی» رئیس خدمتکارانخاص شد (نک : پاکالین،II / ٦٣٧-٦٣٨؛ بروسهلی،پچوی، همانجاها). در طول لشکرکشی عثمانیان به اروپا، جلالزاده بار دوم به نشانچیگری انتخاب شد (پچوی، همانجا). با درگذشت سلطان سلیمان در ٩٧٤ق / ١٥٦٦م و بازگشت سپاه به استانبول، وی نیز بازگشت و مدتی کوتاه در حدود ١٣ ماه نشانچی سلیم دوم شد وسرانجام در ٩٧٥ق درگذشت و در حیاط مسجدی که خودش در محلۀ ایوب بخش نشانچی ساخته بود، به خاک سپرده شد (بروسهلی، III / ٣٨؛ پچوی، همانجا؛ اوزون چارشیلی، همان، ٣٩٩).
جلالزاده در مدت خدمت در دستگاه اداری دولت عثمانی، مهارت و چیرهدستی فوقالعاده از خود نشان داد. در مقام نشانچیگری که توقیعی و طغرایی نیز نامیده میشد، وظیفۀ تدوین قوانین، صدور فرمانها و مناشیر سلطان، شرکت در دیوان همایون، نیز تنظیم دفترهای ثبت املاک (تاپو) را عهدهدار بود (پاکالین، II / ٦٩٩-٧٠٠؛ اوزون چارشیلی، همانجا).
او در تفسیر قوانین چنان استادی از خود نشان داد که وی را «مفتی قانون» (همان، ٣٩٧) و «مشکلگشای» قوانین عثمانی نامیدند (عطایی، همانجا). اقدامات جلالزاده در جهت تفسیر و تدوین قوانین سبب اعطای لقب «قانونی» به سلطان سلیمان شد («دائرة المعارف»، VII / ٢٦١). گویند غیر از تاجیزاده جعفر چلبی، در فن انشا و نگارش نامههای دیوانی کسی به پای جلالزاده نمیرسید، چنانکه شیوۀ نگارش و کاربرد القاب و عناوین و اصطلاحات خاص توسط وی، سالها در مکاتبات دیوانی رایج و متداول بوده است (پچوی، ١ / ٤٣؛ اوزونچارشیلی، همانجا، «تاریخ»، II / ٦٧٣؛ IA, III / ٦٢؛ عطایی، ١١٤).
جلالزاده در کنار امور و وظایف دیوانی، در فعالیتهای علمی نیز سعی وافر داشت؛ بهویژه بعد از بازنشستگی با فراغ بیشتر به این امر پرداخت. وی با تسلط به زبانهای فارسی و عربی آثاری در زمینههای تاریخ و دیگر رشتهها از خود به یادگار گذاشته است که مجموع آنها ١٥ اثر است و برخی از آنها اینها ست:
١. طبقات الممالک و درجات المسالک. این کتاب شامل ٣٠ «طبقه» و ٣٧٥ «درجه» است. ٢٩ طبقه از آن دربارۀ سازمانها و تشکیلات دربار، تقسیمات کشوری، تشکیلات کشوری و لشکری، مؤسسات مذهبی و اجتماعی در استانبول است و طبقۀ سیام ــ که مهمترین بخش آن است ــ رویدادهای زمان سلطنت سلطان سلیمان از آغاز تا ٩٦٦ق / ١٥٥٩م را دربردارد. چاپ عکسی این کتاب به کوشش پترا کاپرت در ١٩٨١م در ویسبادن در آلمان انتشار یافته است. این اثر از مآخذ مورخانی چون پچوی و عالی، مؤلف کنه الاخبار بوده است (اوزون چارشیلی، «جلالزاده»، ٤٠٧-٤٠٨).
٢. مآثر سلطان سلیمخانی معروف به سلیمنامه. این کتاب دربارۀ سلطنت سلطان سلیم است که از جهت ارتباط نزدیک مؤلف با سلیم از اعتبار بسیاری برخوردار است. جلالزاده در این کتاب رویدادهای زمان سلیم را از دورانی که والی طرابوزان بود، سالهای سلطنت، جنگهای مختلف و لشکرکشی به ایران را به رشتۀ تحریر درآورده است (تکین داغ، ٢١٠-٢١٢). این اثر نیز مانند کتاب طبقات با نثری مصنوع، و به نظر برخی، به جانبداری از سلیم نوشته شده، چنانکه حتى قیام سلیم برضد پدرش بایزید دوم را انکار کرده است («دائرةالمعارف»، VII / ٢٦١).
متن انتقادی این اثر توسط سیلیا کارزلیک، شامل مقدمه و ١٣ فصل مربوط به پیش از سلطنت سلیم، با ترجمۀ انگلیسی، به عنوان رسالۀ دکتری در ١٩٧٥م در آکسفرد تدوین شده است. متن کامل آن با حروف لاتین و تحریر ساده به زبان امروزی در ١٩٩٠م توسط احمد اوغور و مصطفى چوخادار در آنکارا انتشار یافته است (همانجا).
از دیگر آثار مهم جلالزاده میتوان به اینها اشاره کرد: چند فتح نامه (اوزون چارشیلی، همان، VII / ٤٠٨-٤٠٩)؛ جواهر الاخبار فی خصائل الاخیار، که ترجمهای است از کتاب عربی ابوحفص سراج الدین عمر دربارۀ حضرت یوسف (ع)، به زبان ترکی (همان، VII / ٤١٣-٤١٤؛ حاجیخلیفه، ٢ / ٩٦١؛ IA, III / ٦٣)؛ قانوننامه، شامل مجموع قوانینی که جلالزاده تدوین و تفسیر کرده است (اوزون چارشیلی، همان، ٤١٦)؛ ترجمۀ شاهنامۀ منثور به ترکی (بروسهلی، III / ٣٨؛ اوزون چارشیلی، همانجا)؛ و منشآت.
جلالزاده با تخلصِ «نشانی» شعر نیز میسرود و منظومههایی به او منسوب است. از گردآوری این منظومهها که در جای جای آثارش وجود دارد، میتوان دیوان کوچکی به دست آورد (همانجاها).
جلالزاده پسری به نام محمود داشت که برخی از آثار پدرش را با خط زیبای تعلیق استنساخ کرده است. احتمالاً او خود نیز شاعر بوده است (اوزون چارشیلی، همان، ٤١٨-٤١٩).
٢. جلال زاده صالح چلبی
(٨٩٩-٩٧٣ق / ١٤٩٤-١٥٦٥م)، دومین پسر قاضی جلال طوسیایی و برادر کوچک جلالزاده مصطفى چلبی. تولد او را به اختلاف از ٨٩٠ تا ٩١٠ق آوردهاند (اوزون چارشیلی، همان، ٤٢٢، حاشیۀ ٦٤, ٦٥)؛ اما بنا به اشارات خود او، سال ٨٩٩ ق درستتر مینماید (همانجا، حاشیۀ ٦٦، نیز ص ٤٣٩). صالح پس از تحصیلات ابتدایی در زادگاهش وُلچترین از توابع روم ایلی، به استانبول رفت و نزد کمال پاشازاده دانش آموخت و از شاگردان ممتاز و برجستۀ او شد (IA، همانجا؛ «دائرة المعارف»، VII / ٢٠٢). در این مدت نزد شیخ حمدالله، خطاط مشهور زمان، تعلیم خط دید و در زمرۀ خوشنویسان درآمد و از این روی برخی از آثار استادش کمال پاشازاده را پاکنویس کرد یا «به بیاض کشید» (همانجاها؛ اوزون چارشیلی، همان، ٤٢٢).
چون سلطان سلیمان در ٩٢٦ق / ١٥٢٠م به سلطنت رسید، بنا به رسمی دیرین، او نیز در زمرۀ کارآموزان یا ملازمان خیرالدین افندی، استاد پادشاه درآمد. پس از طی دورۀ کارآموزی، اجازۀ تدریس گرفت (همانجا، حاشیۀ ٧٠؛ پاکالین، II / ٦١١-٦١٢) و در چند مدرسه در استانبول به کار پرداخت و به سبب دانش و فضلش مورد توجه ایاس پاشای صدراعظم قرارگرفت و روی به ترقی نهاد (عطایی، ٤٧-٤٨؛ IA، همانجا؛ اوزون چارشیلی، «جلالزاده»، ٤٢٣).
صالح چلبی در ٩٥١ق / ١٥٤٤م قاضی شهر حلب شد و چندی بعد، برای بررسی کارهای خادم داوود پاشا، بیگلربیگی مصر (د ٩٥١ق) و نیز تنظیم امور اوقاف آن سرزمین مأموریت یافت (همان، ٤٢٤؛ عطایی، ٤٨؛ IA، «دائرة المعارف»، همانجاها). بار دیگر در ٩٥٣ق به قضاوت در حلب و دمشق، و سپس در مصر مأمور شد و پس از ٣ سال کار و پژوهش در آنجا، در ٩٥٧ق / ١٥٥٠م به استانبول بازگشت و در همان سال بازنشسته شد. از آن پس، گوشۀ عزلت گزید و اوقاتش را به تألیف و ترجمه و تدریس و مصاحبت با فضلا سپری کرد (همانجاها)؛ با این همه، یکچند هم به مدرسی مدرسۀ ایوب انتخاب شد و پس از مدتی به سبب ضعف بینایی از تدریس کناره گرفت و بار دیگر در ٩٦٩ق / ١٥٦٢م بازنشسته شد (IA, III / ٦٣). سرانجام، در ٩٧٣ق درگذشت و در صحن مسجد نشانچی که برادرش مصطفى چلبی آن را بنا نهاده بود، به خاک سپرده شد (سامی، ٤ / ٢٩٣٠؛ ثریا، ٣ / ٢٠٠؛ اوزون چارشیلی، همان، ٤٢٦ ، «تاریخ»، II / ٦٧٢).
صالح چلبی را به گشاده دستی و درستکاری (بروسهلی، ٢ / ٢٧٨) ستودهاند و بهسبب دستگیری ازدرماندگان و فقیرنوازی، ابوالفقراء لقب دادهاند (نک : اوزون چارشیـلی، «جلالزاده»، ٤٢٧ ؛ عطایی ٤٩). جلالزاده به نوشتۀ خودش در مقدمۀ ترجمۀ جوامع الحکایات، بیش از ٥٠ سال از عمر خود را در «علوم دقیقه، بلاغت و معانی و بیان و دقایق علم تفسیر» صرف کرد (اوزون ـ چارشیلی، همانجا)، وی همچنین در فقه نیز مهارت داشت و یکی از ١٠ فقیه مشهور زمان خود بوده است (هامرپورگشتال، ٦ / ١٥١).
بعضی از آثار او اینها ست:
١. فتح نامۀ بودین یا تاریخ بودین. این اثر شامل ٣٠ بخش است که ٢٤ بخش آن به رویدادهای دوران سلطنت سلیمان قانونی از ٩٢٦ تا ٩٣٥ق از لشکرکشی به مجارستان و بودین و بازگشت به استانبول اختصاص دارد. ٥ بخش دیگر مربوط به رویدادهایی نظیر شورش علویان در آناتولی و سرکوب آن است. آخرین بخش نیز شامل داستان شکار پادشاه در ویزه است (همانجا؛ اوزون چارشیلی، همان، ٤٢٩). نسخههای متعدد از این اثر، از جمله نسخهای به خط مؤلف در ترکیه موجود است (اوزون چارشیلی، IA، همانجاها؛ «دائرةالمعارف»، VII / ٢٦٣).
٢. تاریخ مصر جدید. جلال زاده این کتاب را در دوران مأموریتش در مصر با بهرهگیری از آثار مورخان محلی مانند مقریزی و ابنتغری بردی و سیوطی نوشته است (بروسهلی، ٢ / ٢٧٩؛ «دائرةالمعارف»، همانجا؛ اوزون چارشیلی، همان، ٤٣٠-٤٣٢) و مشتمل بر تاریخ مصر از آغاز تا ٩٥٣ق است. این کتاب به زبانهای اسپانیایی و فرانسوی (کاراتای، I / ١٩٥) ترجمه شده است. نسخههایی از این تاریخ در کتابخانههای ترکیه موجود است («دائرة المعارف»، همانجا).
در زمینۀ ترجمه دو اثر از صالح چلبی باقی مانده است:
١. ترجمۀ کتاب مناقب فیروزشاه یا بهمن شاه بن فیروز شاه حکایه سی، یا قصۀ فیروزشاه (همان، نیز سامی، همانجاها؛ اوزون ـ چارشیلی، همان، ٤٢٩-٤٣٠). کتاب قصۀ فیروزشاه بن ملک داراب اصلاً نوشتۀ محمد بیغمی است (ریاحی، ٢٢١). صالح چلبی این کتاب را در ٩٤٣ق به دستور سلطان سلیمان در ٨ جلد از زبان فارسی به ترکی ترجمه کرد و مورد تفقد سلطان قرار گرفت (اوزون چارشیلی، همانجا). دستنویسهای مجلدات این اثر بهطور پراکنده در کتابخانههای مختلف استانبول موجود است (همانجا).
٢. ترجمۀ جوامع الحکایات و لوامع الروایات، نوشتۀ محمد عوفی است. صالح چلبی این کتاب را به دستور شاهزاده بایزید پسر سلطان سلیمان، از زبان فارسی به ترکی در ٤ جلد ترجمه
کرده، و آخرین جلد آن را در ٩٦٤ق به پایان برده است (همان، ٤٣٥-٤٣٦ ؛ بروسهلی، ٢ / ٢٧٨). نسخههای این اثر در کتابخانههای استانبول موجود است (اوزون چارشیلی، نیز «دائرةالمعارف»، همانجاها).
جلالزاده گذشته ازتألیف و ترجمه، حاشیه وتعلیقاتی بر برخی از آثار پیشینیان خود نوشته است، از آن جملهاند: حاشیه بر شرح میر سید شریف بر مفتاح العلوم سکاکی (اوزون چارشیلی، همان، ٤٣٧). چلبی این حاشیه را ناقد الرأیین فی القواعد الفنین نام نهاده است (همانجا)؛ حاشیه بر شرح میر سید شریف بر مواقف ایجی (همو، «جلال زاده»، ٤٣٨)؛ حاشیه بر شرح الوقایة فی مسائل الهدایة اثر برهان الشریعه محمود بن صدر الشریعه در فقه (بروسهلی، ٢ / ٢٧٩؛ اوزون چارشیلی، همانجا).
جلالزاده با تخلص صالح و صالحی (همان، ٤٤٠) به زبانهای ترکی، عربی و فارسی شعر میسرود. نسخهای مذهّب و زیبا از دیوانش شامل قصائد و غزلیات و برخی از منشآتش در کتابخانۀ نورعثمانیه به شمارۀ ٣٨٤٦ مضبوط است (همان،٤٣٨ ff. ). مثنوی «لیلی و مجنون» که در رثای از دست دادن فرزند سروده است (نک : همان، ٤٣٣-٤٣٤) در همان دیوان مندرج است. صالح چلبی، منظومهای به شکل نصیحتنامه سروده و آن را درر نصایح نام نهاده و ابیات این اثر را شرح نیز داده است (همان، ٤٣٤-٤٣٥ ؛ «دائرةالمعارف»، VII / ١٦٤). نسخهای از آن در کتابخانۀ اونیورسیته، در استانبول موجود است (همانجاها). وی احتمالاً آثار دیگری نیز داشته است که به سبب از دست دادن بینایی ناتمام مانده، و به زمان ما نرسیده است. کتابی نیز به او نسبت دادهاند که در اواخر عمر به شیوۀ کتاب الشقائق النعمانیۀ طاشکوپریزاده مشتمل بر مناقب و مطایبات و نوادر علمای عثمانی تدوین کرده است که ناتمام مانده، و به زمان ما نرسیده است (عطایی، ٤٦؛ بروسهلی، همانجا؛ اوزونچارشیلی، همان، ٤٤١).
مآخذ
بروسهلی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، استانبول، ١٣٣٣ق / ١٩١٥م؛
پچوی، ابراهیم، تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛
ثریا، محمد، سجل عثمانی ( تذکرۀ مشاهیر عثمانیه)، استانبول، ١٣١١ق؛
حاجی خلیفه، کشف؛
ریاحی، محمد امین، زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی، تهران، ١٣٦٩ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣١١ق؛
عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، به کوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
فریدونبک، احمد، منشآت السلاطین، استانبول، ١٢٧٤ق؛
هامرپورگشتال، یوزف، دولت عثمانیه تاریخی، ترجمۀ محمدعطا، استانبول، ١٣٣٣ق / ١٩١٤م؛
نیز:
Bursali, M. T., Osmanlı mü
ellifleri , ١٩١٥-١٩٢٢, Istanbul, ١٩٧٥;
IA;
Karatay, F. E. Topkapı Sarayı Mü
zesi Kü
tü
phanesi arapç
a yazmalar kataloğu, Istanbul, ١٩٦٢;
Pakalin, M. Z., Osmanlı tarih deyimleri ve terimleri sozlü
ğü
, Istanbul, ١٩٤٠, Tekindağ , M. C. Ṣ., «
Selim -nâ
meler»
, Tarih enstitü
sü
dergisi, Istanbul, ١٩٧٠, no. ١;
Tü
rkiye diyanat vakfi İslâ
m ansiklopedisi , Istanbul, ١٩٩٣;
Uzunç
arṣılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣;
id, «
Tosyalı Celâ
lzâ
de Mustafa ve Salih Ç
elebiler»
, Belleten, Ankara. ١٩٥٨, vol. XXII, no. ٨٧;
Yü
cel, Y. and A. Sevim, Tü
rkiye tarihi, Ankara, ١٩٩٥.
علی اکبر دیانت