دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥١٦ - ابن دحیه
ابن دحیه
نویسنده (ها) :
سعیدالله قره بگلو
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ دِحْیه، مجدالدین عمر بن حسن بن علی بن محمد بن فرح كلبی، مكنی به ابوالخطاب و معروف به ذوالنّسبین (٥٤٤-٦٣٣ ق/ ١١٤٩-١٢٣٦ م)، محدث، لغوی، فقیه، مورخ آشنا به ایام عرب و شاعر اندلسی (ابنابار، ٣/ ٦٥٩؛ ابنخلكان، ٣/ ٤٤٨-٤٥٠؛ غبرینی، ٢٦٩). در بَلنسیه (والانسیا) زاده شد و در قاهره درگذشت و در سَفح المقطم مدفون گردید (ابن خلكان، ٣/ ٤٥٠؛ ذهبی، سیر، ٢٢/ ٣٩٤). ابندحیه نسب خود را از جانب پدر به دحیه از صحابۀ پیامبر اكرم (ص) و از سوی مادر به ابن بسام فاطمی علوی از نسل حسین بن علی (ع) می رساند و به همین سبب خود را ذوالنسبین می نامید (ذهبی، المختصر، ٢٨٨؛ ابن خلكان، ٣/ ٤٤٩)، اما مخالفانش نسبت او به دحیۀ كلبی را نفی كرده و گفتهاند كه دحیه بلاعَقِب بوده است (ابن عنین، ٢٢٠؛ ابن جوزی، ٨(٢)/ ٦٩٨). او كه به تحصیل علم و استفاده از محضر مشایخ و رجال حدیث و تاریخ توجه خاص داشت، در همان ایام جوانی زادگاهش را ترك گفت و به سیر و سفر پرداخت و در جستوجوی علم به شهرهای مختلف اندلس، مراكش، مصر، شام، عراق، حجاز و ایران (خراسان و اصفهان) رفت و در این نواحی نزد دانشمندان بنام زمان شاگردی كرد (ابن خلكان، همانجا). از استادان او كسانی چون ابن بشكوال، ابوبكر ابن جدّ، ابوبكر بن خیر و ابن مضا (ابن ابار، ٣/ ٦٥٩) را در اندلس و ابوجعفر صیدلانی در اصفهان و منصور بن عبدالمنعم فراوی را در نیشابور میتوان نام برد (ذهبی، المختصر، همانجا؛ ابنخلكان، همانجا). برخی نیز مانند حسن بن احمد بن بیسانی (غبرینی، ٢٧٢) و ابوشامة عبدالرحمان بن اسماعیل (ابوشامة، ١٦٣) از او اجازۀ روایت یافتهاند.
ابن دحیه پس از آنكه از اندلس به مصر سفر كرد، به دربار ملك عادل ایوبی پیوست و از سوی وی به معلمی فرزندش كامل محمد برگزیده شد (ابن ابار، همانجا). بعدها كه كامل دارالحدیث را ساخت ابندحیه را به ریاست آنجا گماشت (ذهبی، العبر، ٣/ ٢١٧؛ سیوطی، ٢١٨). در مورد مهارت وی در لغت گفتهاند كه او «حوشىّ اللغة» بود (غبرینی، ٢٧٠) یعنی سخن وی مشحون از غرایب و نوادر لغات و غوامض آن بود. داوری مورخان دربارۀ ابندحیه بسیار متفاوت است. درحالیكه اندلسیان او را دانشمندی بزرگ میدانند و میستایند (EI٢)، برخی نیز او را به جعل نسب (ذهبی، میزان، ١٨٧)، انتحال شعری (ابنخلكان، ١/ ٢١١-٢١٢)، وضع حدیث (ابن كثیر، ١٣/ ١٤٥) و گزافهگویی در حفظ احادیث و استماع از استادان (ابن جوزی، همانجا؛ ابن دمیاطی، ٢٠٧- ٢٠٨) متهم كردهاند. وی دوبار نیز به سمت قاضی شهر دانیه منصوب شد (ابن ابار، ٣/ ٦٦٠).
آثـار
به ابن دحیه آثار متعددی نسبت دادهاند كه اكثر آنها از میان رفته و فقط نامی از آنها مانده است. آثار مهم او، از موجود و مفقود، به قرار زیر است: المطرب من اشعار اهل المغرب، كه مجموعۀ شعر است. این كتاب به كوشش احمد ابیاری، و دیگران در قاهره (١٣٧٤ ق/ ١٩٥٥ م) به چاپ رسیده است؛ التنویر فی مولد السراج المنیر، در باب مولد پیامبر اكرم كه آن را به خواهش مظفرالدین بن زینالدین حاكم اربل (اربیل) نوشته است (ابن خلكان، ٣/ ٤٩؛ حاجی خلیفه، ١/ ٥٠٢). از این كتاب نسخهای در پاریس، به شماره ١٤٧٦ نگاهداری میشود (GAL, I/ ٣٨٠)؛ الصارم الهندی فی الرد علی الكندی، كه آن را در اثبات نظر نحوی خود در مباحثه با تاجالدین كندی نوشته است (حاجی خلیفه، ٢/ ١٠٧٠)؛ التبراس فی تاریخ آل عباس (همو، ٢/ ١٩٢٣) یا تاریخ خلفاء بنی عباس، این كتاب به كوشش عباس عزاوی در ١٣٦٥ ق/ ١٩٤٦ م چاپ شده است؛ نهایة السول فی خصائص الرسول، كه نسخهای از آن به شمارۀ ٢٥٦٧ در كتابخانۀ برلین (GAL, I/ ٣٩٧-٣٨٠) محفوظ است (برای آگاهی از سایر كتابهای ابندحیه به این مآخذ مراجعه شود: حاجی خلیفه، ١/ ٢٠٤، ٤٨٦، ١١٦١، ١٦٥٣، ١٦٧٥؛ بغدادی، ١/ ٧٨٦؛ خدیویه، ٤٤٥؛ جامعه، ١/ ٢١٠؛ آلوارت، II/ ٦٠٥, IX/ ١٢٧, ٢٢٠).
مآخذ
ابن ابار، محمد بن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش كودرا، مادرید، ١٨٨٢ م؛
ابنجوزی، یوسف، مرآة الزمان، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ ق/ ١٩٥٢ م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن دمیاطی، احمد، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، به كوشش قیصر ابوفرح، بیروت، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
ابن عنین، محمد بن نصر، دیوان، به كوشش خلیل مردم بك، ١٣٦٥ ق/ ١٩٤٦ م؛
ابن كثیر، البدایة؛
ابوشامة، عبدالرحمان بن اسماعیل، الذیل علی الروضتین، به كوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ١٣٦٦ ق/ ١٩٤٧ م؛
بغدادی، ایضاح، جامعه، خطی؛
حاجی خلیفه، كشف؛
خدیویه، فهرست؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، المختصر المحتاج الیه من تاریخ الحافظ ابی عبدالله ابی دبیثی، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد، بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٢ م؛
سیوطی، بغیة الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٥ م؛
غبرینی، احمد بن محمد، عنوان الداریة، به كوشش عادل نویهض، بیروت، ١٩٦٩ م؛
نیز:
Ahlwardt;
EI٢;
GAL.
سعیدالله قرهبگلو