دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٨٦ - ابن شاهین ظاهری
ابن شاهین ظاهری
نویسنده (ها) :
صادق سجادی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ابنشاهین ظاهری، غرس الدین خلیل (٨١٣-٨٧٣ ق / ١٤١٠- ١٤٦٨ م)، از دیوانسالاران و نویسندگان سدۀ ٩ ق / ١٥ م مصر و شام. پدر وی شاهین از ممالیک شیخ صفوی، معروف به شیخ الخاصکی، از امیران الظاهر سیف الدین برقوق (مقریزی، ٤(٢) / ٩٠٧؛ سخاوی، ٣ / ٣٠٨)، نخستین فرمانروای ممالیک برجی بود (قس: همو، ٣ / ١٩٥). گویا از همین رو شاهین را از مملوکان الظاهر برقوق نیز شمردهاند (زرکلی، ٢ / ٣١٨) که به وی منسوب شد و ظاهری لقب یافت. چنانکه پیش از آن وی را شیخی ـ منسوب به شیخ صفوی ـ میخواندند و در برخی از منابع از او به هر دو عنوان یاد شده است. با اینهمه گفتهاند که شاهین از مملوکان الظاهر سیف الدین ططر بود (سرکیس، ١٣٣)، اما اگر «ظاهری» لقب خود غرسالدین خلیل باشد نه پدر او شاهین، باید گفت که وی لااقل به ٢ تن از فرمانروایان مملوک، الظاهر سیفالدین ططر و الظاهر سیفالدین جقمق، میتوانسته است منسوب شده باشد.
ابنشاهین در محلۀ خاتونیۀ بیتالمقدس زاده شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را همانجا گذراند (سخاوی، مقریزی، همانجاها). ١٥ ساله بود که همراه پدر به قاهره رفت و به تحصیل دانش پرداخت. از قول پسر او روایت شده که وی از شاگردان ابنحجر بوده است. سخاوی از او با عنوان «شیخنا» یاد کرده و کتاب مناقب شافعی را نزد او خوانده، از او اجازۀ فتوا و تدریس گرفته است (سخاوی، ٣ / ١٩٥-١٩٧). از این پس آگاهی چندانی از زندگی خلیل در دست نیست. محتملاً همراه پدر که در این اوقات امیر شکار ازبک دوادار بود (همو، ٣ / ٢٩٥) وارد دستگاه ممالیک مصر شد و به خدمت ازبک پیوست و آنگاه به دربار اشرف برسبای وارد شد و از ٨٣٧ ق / ١٤٣٤ م بارها عهدهدار مشاغل مهمی در دستگاه اداری ممالیک شد. چنانکه در همان سال از سوی برسبای، حاجب و ناظر امارت اسکندریه شد (مقریزی، ٤(٢) / ٩٠٧، ٩١٧) و اندکی بعد به جای امیر جانبک ناصری به امارت همانجا رسید (ابنتغری بردی، ١٥ / ٤٤). حدود ٢ سال بعد، از آن شغل معزول شد؛ بدان سبب که به بازرگانان اجازۀ فروش محمولات فلفل به فرنگان داده بود که فقط میبایست آن را از دیوان سلطانی بخرند (مقریزی، ٤(٢) / ٩٧٦)، اما چند روز بعد به نظارت دارالضرب قاهره منصوب شد و دو ماه بعد سرانجام به جای تاجالدین بن خطیر اسلمی که مستعفی شده بود، به وزارت نشست (همو، ٤(٢) / ٩٧٠، ٩٧٥). این وزارت یک ماه بیش به طول نینجامید و معزول شد (همو، ٤(٢) / ٩٧٦؛ ابنتغری بردی، ١٥ / ٧٧) و به قولی خود استعفا کرد (سخاوی، همانجا). تا اینکه در ٨٤١ ق امیر کرک شد (مقریزی، ٤(٢) / ١٠١٠، ١٠٢٠). آنگاه در
٨٤٢ ق به روزگار فرمانروایی الظاهر سیفالدین جقمق عزل شد و منصب اتابکی یا امیرکبیری صفد یافت (همو، ٤(٣) / ١١٠٢؛ ابنتغری بردی، ١٥ / ٢٧٩). گویا اندکی بعد به امارت ملطیه منصوب شد، زیرا مقریزی (٤(٣) / ١١٣٧) در وقایع ذیقعدۀ ٨٤٢ از او به همین عنوان یاد کرده و در جای دیگر خاطر نشان ساخته که در ربیع الآخر ٨٤٣ به عنوان یکی از امرای نظامی به دمشق رفت (همانجا). در حالی که سخاوی دورۀ امارت او در مطلیه را بیش از ٤ سال دانسته است (٣ / ١٩٦). از سخن ابنتغری بردی (١٥ / ٣٥٨) برمیآید که تا جمادی الآخر ٨٤٧ که به قاهره فراخوانده شد، در آن شغل بود و در ٤ رجب همان سال اتابکی حلب و سپس در ٨٥٠ ق / ١٤٤٦ م امارت قدس یافت (همو، ١٥ / ٣٥٨، ٣٧١). خلیل از این پس غالباً مشاغل نظامی یا امارت حاج داشت. الظاهر سیف الدین خوشقدم فرمانروای مملوک نیز او را بر منصب فرماندهیش ابقا کرد و اجازه داد که در قاهره ساکن گردد و هر هفته دوبار در مجلس سلطان جهت منادمت حاضر شود. با اینهمه مدتی بعد به سعایت دشمنان به قدس فرستاده شد، ولی از سلطان اجازه گرفت و به مکه رفت و از آنجا با حاجیان عراقی به عراق رهسپار شد و تا مرگ سلطان به مصر بازنگشت. پس از آن به حلب و از آنجا به طرابلس رفت و اندکی بعد در همانجا درگذشت. پیکرش را در مقبرهای که جهت خویش آماده ساخته بود، دفن کردند (سخاوی، همانجا).
ابنشاهین مردی ادیب، شاعر و دوستدار علم بود (برای برخی از اشعارش نک : همو، ٣ / ١٩٦، ١٩٧، که به دیوان چند جلدی او اشاره دارد) و آثاری پدید آورد که پسرش آنها را حدود ٣٠ عنوان دانسته است (همو، ٣ / ١٩٧) که فقط برخی از آنها شناخته شده است:
١. کشف الممالک و بیان الطرق و المسالک، در دو مجلد بزرگ و ٤٠ باب، شامل اوضاع اجتماعی و سیاسی مصر و شام در روزگار ممالیک (ابنشاهین، زبدة، ٤).
٢. زبدة کشف الممالک و بیان الطرق و المسالک، نویسنده در مقدمه یادآوری کرده که چون کشف الممالک را مفصل یافته به تلخیص آن پرداخته و کتاب زبدة کشف الممالک را در ١٢ باب پدید آورده است (همانجا). این کتاب در ١٧٨٨ م توسط وانتور دوپارادی به فرانسه ترجمه شد، و ژان گولمیه در ١٩٥٠ م آن را با مقدمهای توسط انستیتو فرانسۀ دمشق به چاپ رساند(نکدی، ١٤٥، ١٤٦؛ EI٢). متن اصلی کتاب نیز در ١٨٩٤ م به کوشش پل راوس در پاریس چاپ شد.
این کتاب حدود ٣ دهه پس از مؤلف (٩٠٤ ق / ١٤٩٩ م) به دست محمد بن ابی الفتح محمد الصوفی الشافعی، به نام الصفوة فی وصف المملکة المصریة تلخیص شده (ریو، ٤٧٧). نسخههایی از دستنویس کتاب زبدة در کتابخانۀ ملی پاریس (دوسلان. شم ١٧٢٤-٢٢٥٨) و برلین ( آلوارت، شم ٩٨١٨) موجود است (قس: II / ١٦٧، GAL). ظاهراً کهنترین نسخه که در حیات مؤلف نگاشته شده در توپکاپی موجود است (کاراتای، شم ٣٠٠٨, ٢٩٩٠؛ عبدالبدیع، ٢ / ١٥١).
٣. الاشارات فی علم العبارات، در تعبیر خواب. به گفته ابنشاهین ( الاشارات، ٣)، این کتاب بر آثار متقدمان چون التقسیم منسوب به امام جعفر صادق (ع) و الجوامع ابنسیرین مستند است. الاشارات در ٢ جلد و ٨٠ باب بوده (حاجی خلیفه، ١ / ٩٧) که سپس در حاشیۀ بخش دوم کتاب تعطیر الانام فی تعبیر المنام اثر عبدالغنی النابلسی (د ١١٤٣ ق / ١٧٣٠ م) در ٨٠ باب به چاپ رسید (قس: اشتاین اشنایدر، ٢٢٧-٢٢٨). نسخههایی از این کتاب در کتابخانۀ ملی پاریس (دوسلان، شم ٢٧٥٢)، مونیخ (اومر، ٣٨٥)، شهید علی استانبول و قاهره موجود است. ( EI٢;
GAL, S, II / ١٦٦). ابنشاهین همچنین کتاب الاشارة الی علم العبارۀ سالمی را که یکی از منابع او بوده (ابنشاهین، همانجا)، تکمیل کرد و ٣٠ باب بر آن افزود (EI٢).
٤. المواهب فی اختلاف المذاهب، که بر اساس ابواب فقه تدوین شده است؛ المنیف فی الانشاء الشریف؛ الدرة المضیة فی سیرة المرضیة؛ الکوکب المنیر فی اصول التعبیر (سخاوی، ٣ / ١٩٧). از ٤ کتاب اخیر نشانی در دست نیست.
مآخذ
ابنتغری بردی، النجوم؛
ابنشاهین، خلیل، الاشارات فی علم العبارات، در هامش بخش دوم تعطیر الانام فی تعبیر المنام عبدالغنی نابلسی، قاهره، ١٢٧٥ ق / ١٨٥٩ م؛
همو، زبدة کشف الممالک و بیان الطرق و المسالک، به کوشش پل راوس، پاریس، ١٨٩٤ م؛
حاجی خلیفه، کشف؛
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ١٩٨٦ م؛
سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٥ ق / ١٩٣٦ م؛
سرکیس، چاپی؛
عبدالبدیع، لطفی، فهرست المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٦ م؛
مقریزی، احمد بن علی، السلوک، به کوشش سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٩٧٣ م؛
نکدی، عارف، «زبدة کشف الممالک»، مجلة المجمع العلمی العربی، س ٢٦، شم ١، ١٣٧٠ ق / ١٩٥١ م؛
نیز:
Ahlward;
Aumer. Joseph, Die arabischen Handschriften der K. hof und Staatsbibliothek, in Muenchen, ١٨٦٦;
De Slane, Baron, Catalogue des manuscrits arabes, Paris, ١٨٨٣;
EI٢;
GAL, GAL, S;
Karatay, F. E., Topkapt sarayı Müzesi Kütüphanesi Arapca yazmalar kataloğu, Istanbul, ١٩٦٠;
Rieu, Charles, Supplement to the Catalogue of the Arabic Manuscripts in the British, Museum, London, ١٨٩٤;
Steinschneider, M., “Ibn Shahin und ibn Sirin”, ZDMG, Leipzig, ١٨٦٣, vol. XVII.
صادق سجادی